نباید توافق مکه را در شرایط فعلی معادل شکلگیری اتحادی شبیه ناتو یا تولد یک بلوک نظامی کاملاً جدید در منطقه دانست. اهمیت این پیمان بیش از هر چیز در تغییر الگوی همکاریهای امنیتی و حرکت کشورهای منطقه بهسوی شبکهای متنوعتر از شرکای نظامی و سیاسی نهفته است.
به گزارش سرویس بینالملل جماران، رهبران عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه در مکه «توافقنامه دفاع مشترک مکه» را امضا کردهاند؛ توافقی که براساس آن، هرگونه حمله مسلحانه به یکی از این سه کشور، حمله به هر سه طرف تلقی خواهد شد.
شورای آتلانتیک در گزارشی تحلیلی درباره چرایی شکلگیری این پیمان نوشته است که توافق جدید در شرایطی امضا شده که منطقه با مجموعهای از تهدیدها و عدمقطعیتهای امنیتی روبهروست؛ از احتمال ازسرگیری جنگ ایران گرفته تا آغاز دوباره حملات حوثیها از یمن و افزایش تردید کشورهای خلیج فارس درباره توان و اراده ایالات متحده برای تضمین امنیت منطقه.
بااینحال، نویسندگان گزارش تأکید میکنند که نباید توافق مکه را در شرایط فعلی معادل شکلگیری اتحادی شبیه ناتو یا تولد یک بلوک نظامی کاملاً جدید در منطقه دانست. اهمیت این پیمان بیش از هر چیز در تغییر الگوی همکاریهای امنیتی و حرکت کشورهای منطقه بهسوی شبکهای متنوعتر از شرکای نظامی و سیاسی نهفته است.
عربستان سعودی؛ ساخت شبکهای از تضمینهای امنیتی

از نگاه الیسون ماینر، مدیر پروژه «ادغام خاورمیانه» در مرکز رفیق حریری و برنامههای خاورمیانه شورای آتلانتیک، این توافق موقعیت عربستان سعودی و قدرت چانهزنی ریاض در برابر ایران را تقویت میکند، هرچند هنوز نمیتوان آن را یک پیمان دفاع جمعی با ضمانت اجرایی مشابه ناتو دانست.
عربستان بهجای آنکه امنیت خود را به یک قدرت یا یک پیمان خاص گره بزند، در حال ایجاد شبکهای از مشارکتهای امنیتی است تا در برابر تهدیدهای متغیر و پیچیده منطقهای، گزینههای بیشتری در اختیار داشته باشد.
میزبانی و محوریت ریاض در شکلگیری این پیمان همچنین به عربستان امکان میدهد خود را در برابر ایران و اسرائیل، که از نگاه برخی بازیگران منطقه نیروهایی بیثباتکننده تلقی میشوند، بهعنوان محور ثبات و یک رهبر منطقهای معرفی کند.
عربستان از سپتامبر ۲۰۲۵ با پاکستان توافق دفاعی داشته و از سال ۲۰۰۰ نیز در قالب شورای همکاری خلیج فارس از یک چارچوب دفاعی مشترک برخوردار بوده است. بااینحال، هیچیک از این ترتیبات تاکنون به تعهدی عملی و خودکار شبیه ماده ۵ پیمان آتلانتیک شمالی منجر نشدهاند.
پاکستان در گذشته نیروهای نظامی و سامانههای دفاع هوایی به عربستان اعزام کرده است، اما به اعتقاد نویسندگان گزارش، میزان حمایت احتمالی پاکستان و ترکیه از ریاض در صورت درگیری مستقیم با ایران یا حوثیها، همچنان محدود و وابسته به شرایط خاص هر بحران خواهد بود.
در عین حال، مقامهای پاکستانی تأکید کردهاند که توافق دفاعی میان اسلامآباد و ریاض شامل ارائه «چتر هستهای» به عربستان سعودی نمیشود.
از این منظر، ممکن است اهمیت دیپلماتیک توافق مکه از ابعاد نظامی آن بیشتر باشد.
ریاض در سالهای گذشته از روابط نزدیک خود با اسلامآباد برای تأثیرگذاری بر مذاکرات منطقهای و کمک به مهار تنشها با تهران استفاده کرده است و همکاری جدید نیز میتواند در چنین چارچوبی مورد استفاده قرار گیرد.
این پیمان همچنین نشان میدهد عربستان تا حد زیادی از تلاش قبلی خود برای دریافت یک تضمین امنیتی رسمی از واشنگتن، مشابه ماده ۵ ناتو، فاصله گرفته است.
بااینحال، این تغییر لزوماً به معنای پایان یا تضعیف شراکت امنیتی عربستان با ایالات متحده نیست. حتی ممکن است پیمان جدید با رویکرد تازه واشنگتن سازگار باشد؛ رویکردی که براساس آن، آمریکا بهتدریج از نقش «تضمینکننده مستقیم امنیت» به سمت ایفای نقش «هماهنگکننده امنیت منطقهای» حرکت میکند.
پاکستان؛ ورود عمیقتر به معماری امنیتی خاورمیانه

مایکل کوگلمن، پژوهشگر ارشد مقیم حوزه جنوب آسیا در شورای آتلانتیک در بخش مربوط به پاکستان مینویسد که پیمان مکه، اسلامآباد را بیش از گذشته وارد معماری امنیتی جدید خاورمیانه میکند.
پاکستان همزمان در حال توسعه روابط و همکاریهای دفاعی خود با دیگر کشورهای منطقه، از جمله مصر و اردن، است و توافق جدید با عربستان و ترکیه میتواند این روند را تقویت کند.
برخورداری پاکستان از جمعیتی عمدتاً مسلمان و همچنین داشتن سلاح هستهای، به این کشور اعتبار و نفوذ بیشتری در جهان اسلام و بهویژه در محیط امنیتی خاورمیانه میدهد.
رهبران پاکستان نیز میکوشند تصویر کشورشان را در سطح بینالمللی تغییر دهند و اسلامآباد را نه صرفاً بهعنوان کشوری درگیر سرکوب داخلی و تهدید تروریسم، بلکه بهعنوان یک بازیگر مؤثر، مفید و دارای ارزش راهبردی معرفی کنند.
خاورمیانه برای پاکستان اهمیتی حیاتی دارد.
بسیاری از متحدان اصلی اسلامآباد در این منطقه قرار دارند، بخش بزرگی از انرژی وارداتی پاکستان از کشورهای خاورمیانه تأمین میشود و چند میلیون مهاجر و نیروی کار پاکستانی نیز در کشورهای این منطقه حضور دارند.
از این رو، ثبات خاورمیانه برای پاکستان نهفقط یک مسئله سیاست خارجی، بلکه موضوعی مرتبط با امنیت اقتصادی، انرژی و اجتماعی این کشور است.
توافق مکه همچنین میتواند به تقویت روابط پاکستان با دولت دونالد ترامپ کمک کند.
واشنگتن خواهان آن است که متحدان و شرکای منطقهایاش سهم بیشتری در تأمین امنیت منطقه و ایجاد بازدارندگی در برابر ایران بر عهده بگیرند و حضور فعالتر پاکستان در این چارچوب میتواند با این سیاست همسو باشد.
اسلامآباد در آینده میتواند از پیمان مکه برای نشاندادن اهمیت راهبردی خود به آمریکا استفاده کند.
این موضوع در هر دو سناریوی احتمالی برای ایران اهمیت خواهد داشت؛ چه جنگ ایران پایان یابد و نقش میانجیگرانه پاکستان کاهش پیدا کند و چه درگیری دوباره گسترش یابد و اسلامآباد با فشار بیشتر واشنگتن برای ایفای نقش امنیتی مواجه شود.
ترکیه؛ گامی در جهت نظم چندقطبی جدید

ریچ اوتزن، پژوهشگر ارشد غیرمقیم برنامه ترکیه در شورای آتلانتیک در تحلیل ابعاد ترکی این توافق، پیمان مکه را نقطهعطفی در روند شکلگیری نظم چندقطبی جدید در خاورمیانه و جنوب آسیا میداند.
ترکیه پیش از این دامنه روابط و چترهای امنیتی خود را به کشورهایی همچون قطر، سوریه و لیبی گسترش داده بود.
پیوستن عربستان سعودی و پاکستان به یک چارچوب دفاعی مشترک با ترکیه، منابع اقتصادی، ظرفیتهای نظامی و وزن ژئوپلیتیکی بیشتری در اختیار آن چیزی قرار میدهد که میتوان آن را یک سازوکار دفاع جمعی اسلامی در حال شکلگیری دانست.
یکی از اصول مشترک میان سه کشور این است که قدرتهای خارجی نباید بهصورت یکجانبه در پی تغییر نظم سیاسی منطقه باشند.
بااینحال، انگیزه هر یک از سه کشور برای حضور در این پیمان متفاوت است.
عربستان سعودی این توافق را ابزاری برای ایجاد وزنهای در برابر ایران میبیند.
پاکستان میتواند از آن برای تقویت موقعیت خود در موازنه راهبردی با هند استفاده کند.
ترکیه نیز با همراهکردن یک قدرت اقتصادی بزرگ مانند عربستان و یک قدرت هستهای مانند پاکستان، ظرفیت بازدارندگی خود در برابر اسرائیل را افزایش میدهد.
پس از حمله هوایی سال گذشته اسرائیل به دوحه، کشورهای منطقه بیش از گذشته به ضرورت ایجاد ظرفیتهای دفاع هوایی مشترک برای مقابله با تهدیدهای بالقوه از سوی ایران و اسرائیل توجه کردهاند.
در این میان، صنایع دفاعی ترکیه نیز احتمالاً یکی از برندگان اقتصادی همکاری جدید خواهد بود و میتواند از قراردادها، پروژهها و بازارهای تازهای که در نتیجه گسترش همکاریهای نظامی سه کشور ایجاد میشود، بهرهمند شود.
پیمان مکه فقط پیامدهای نظامی ندارد، بلکه میتواند جایگاه ترکیه را در شبکههای انرژی و تجارت میان هند و اروپا نیز تقویت کند.
از نگاه نویسنده، همکاریهای امنیتی و اقتصادی میتوانند یکدیگر را تقویت کنند و پیوندهای نظامی میان آنکارا، ریاض و اسلامآباد ممکن است در آینده به توسعه شبکههای تجاری، انرژی و حملونقل نیز منجر شود.
«ناتوی اسلامی» یا آغاز یک معماری امنیتی تازه؟
شورای آتلانتیک در جمعبندی گزارش تأکید میکند که پیمان مکه در وضعیت کنونی هنوز یک «ناتوی اسلامی» با تعهدات اجرایی روشن و تضمینشده نیست.
بااینحال، این توافق را میتوان نشانهای مهم از تغییر تدریجی ساختار امنیتی خاورمیانه و جنوب آسیا دانست.
عربستان سعودی در تلاش است ضمن کاهش وابستگی انحصاری خود به ایالات متحده، شبکهای گستردهتر از شرکای امنیتی ایجاد کرده و جایگاهش را بهعنوان رهبر منطقهای تثبیت کند.
پاکستان نیز از این پیمان برای افزایش نفوذ در خاورمیانه، ارتقای اعتبار بینالمللی و کسب منافع راهبردی و اقتصادی بیشتر استفاده میکند.
ترکیه نیز بهدنبال گسترش شبکه امنیتی و اقتصادی خود، افزایش نفوذ منطقهای و تقویت بازدارندگی در برابر اسرائیل است.
در مجموع، توافق دفاع مشترک مکه را میتوان بازتابی از کاهش اطمینان برخی کشورهای منطقه به چتر امنیتی سنتی آمریکا و حرکت آنها به سمت ایجاد مجموعهای متنوعتر، چندلایهتر و مستقلتر از ائتلافها و مشارکتهای امنیتی دانست؛ روندی که در صورت تداوم، میتواند ساختار موازنه قدرت در خاورمیانه و جنوب آسیا را در سالهای آینده تغییر دهد.