درست همانطور که اتحاد جماهیر شوروی سرانجام عقبنشینی کرد، ایالات متحده نیز به همان سرنوشت دچار شد. دولتی که از آن حمایت میکرد، فروپاشید و آخرین سربازانش تا پایان آگوست ۲۰۲۱ افغانستان را ترک کردند و بار دیگر قدرت را به طالبان سپردند.
به گزارش جماران، الجزیره در گزارشی نوشت: رویارویی با یک ابرقدرت کار بزرگی است، و به دنبال آن رویارویی با یک ابرقدرت دیگر کاری حتی بزرگتر و عظیمتر است، و شاید تنها یک کشور در جهان معاصر ما توانسته است به این مهم دست یابد، و آن افغانستان است.
این با اتحاد جماهیر شوروی آغاز شد که در اواخر سال ۱۹۷۹ برای محافظت از دولت کمونیستی وقت به افغانستان حمله کرد. آنچه که انتظار میرفت یک گردش سریع باشد، به سرعت به یک مخمصه واقعی و یک جنگ فرسایشی طولانی تبدیل شد که با عقبنشینی اجباری شوروی در اوایل سال ۱۹۸۹ پایان یافت.
اتحاد جماهیر شوروی نه تنها شکست خورده ظاهر شد، بلکه به طور کلی از حیات سیاسی نیز خارج شد و تا پایان سال ۱۹۹۱ به ۱۵ کشور مستقل که روسیه که سنگ بنای این اتحادیه بود و در صدر آنها قرار گرفت، تبدیل شد.
با این فروپاشی، ایالات متحده به تنها ابرقدرت جهان تبدیل شد و ده سال بعد، در اکتبر ۲۰۰۱ به بهانه پاسخ به حملات ۱۱ سپتامبر که ماه قبل آن را هدف قرار داده بود، به افغانستان حمله کرد.
شاید همه فکر میکردند که ایالات متحده شانس بیشتری خواهد داشت، چرا که دولت طالبان به سرعت سقوط کرد و دولتی تحت حمایت آمریکا تشکیل شد. اما این پایان کار نبود، بلکه آغاز مقاومتی ۲۰ ساله بود که این درگیری را به طولانیترین جنگی که ایالات متحده تاکنون درگیر آن بوده، تبدیل کرد.
درست همانطور که اتحاد جماهیر شوروی سرانجام عقبنشینی کرد، ایالات متحده نیز به همان سرنوشت دچار شد. دولتی که از آن حمایت میکرد، فروپاشید و آخرین سربازانش تا پایان آگوست ۲۰۲۱ افغانستان را ترک کردند و بار دیگر قدرت را به طالبان سپردند.
اما پایان اشغال به معنای نادیده گرفتن اثرات آن نیست. اعداد و ارقام از صدها هزار کشته افغان و همچنین میلیونها نفری که مجبور به فرار در داخل کشور یا مهاجرت به خارج از کشور شدهاند، حکایت دارد، تازه تخریب زیرساختها و اقتصاد هم که جای خود دارد.
روز فتح
از آغاز این هفته، سالگرد خروج اشغالگران آمریکایی، خود را بر منافع خبرگزاریها و مطبوعات جهانی تحمیل کرده است، اما تفاوت زیادی بین فضای داخلی افغانستان و دنیای بینالملل، به ویژه غرب، وجود دارد.
«پنج سال پیش، با یاری خداوند متعال و جهاد و فداکاریهای مردم قهرمان افغانستان، افغانستان از اشغال آمریکا آزاد شد و پایتخت و استانها توسط نیروهای امارت اسلامی فتح شدند.» این جملهای بود که «امارت اسلامی افغانستان» شنبه گذشته، ۱۵ آگوست، به مناسبت «پنجمین سالگرد روز فتح» منتشر کرد.
در پایان این بیانیه آمده است: «افغانستان آرزو دارد با تمام کشورهای جهان در فضایی از صلح و آرامش زندگی کند و به هیچ طرفی اجازه نخواهد داد که از خاک افغانستان علیه طرف دیگر استفاده کند. همچنین از سایر کشورها میخواهد که در هیچ توطئهای علیه افغانستان دست نداشته باشند و به سرزمین، حاکمیت و منافع آن احترام بگذارند.»
ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان، در پستی در پلتفرم X گفت: «این روز پیروزی با حروف طلایی در تاریخ افغانستان حک خواهد شد.»
این بیانیهها با جشنهایی در کابل، پایتخت و شهرهای بزرگ همراه بود و جوانان با ماشینها و موتورسیکلتهایی که پرچمهای امارت را حمل میکردند، در خیابانها پرسه میزدند، در حالی که خیابانها با بنرهایی تزئین شده بودند که اعلام میکردند «۱۵ آگوست روزی است که ملت افغانستان پرچم ایمان، عزت و استقلال را برافراشت».
به گزارش رویترز، خودروهای زرهی طالبان در رژهای در بیرون سفارت سابق آمریکا در کابل شرکت کردند و با تکان دادن پرچمها و پارچهنوشتهها، آنچه را که دولت «روز پیروزی» بر هژمونی غرب توصیف کرده، جشن گرفتند.
تصویر از نگاه غربیها
اما اگر افغانستان را ترک کنید و در آژانسهای خبری و روزنامههای غربی جستجو کنید، تصویر دیگری را خواهید یافت که، به ویژه در مواردی مانند این، پدیدار میشود و تنها از ظلم و ستم اعمال شده توسط طالبان یا آزادیهایی که افغانها از آن محرومند، سخن میگوید.
خبرگزاری آلمان تا لحظه آزادی از اشغال، تنها کسانی را میبیند که با اشغالگران همکاری میکردند، برخی از آنها به هواپیماهای فرودگاه کابل چسبیده بودند به این امید که با نیروهای آمریکایی آنجا را ترک کنند و آن را صحنهای از ناامیدی، ترس و احساس خیانت توصیف میکند.
اوضاع در داخل افغانستان شاید امیدوارکننده نباشد، یا بهتر بگویم، مطمئناً نیست، اما نگاهی به رسانههای غربی در این سالگرد، شما را از اینکه چقدر این گفتمان منفی به نظر میرسد، شگفتزده میکند. آنها در این کشور و آن دولت چیزی جز سرکوب آزادیها، سرکوب زنان، ممنوعیت موسیقی و بحرانهای اقتصادی و حقوق بشری نمیبینند که سازمانهای بینالمللی برای صحبت در مورد وخامت آنها با هم رقابت میکنند.
در حقیقت، نمیتوان گفت که همه اتهامات غربیها دروغ یا ساختگی است. محدودیتهای اعمالشده بر زنان غیرقابل انکار است، اما همکاران من که در این کشور زندگی کردهاند، خاطرنشان میکنند که این محدودیتها عمدتاً مربوط به سنتهای قبیلهای است که عمیقاً در گروه قومی پشتون، که اکثریت جمعیت را تشکیل میدهند، ریشه دارد.
همچنین جلوگیری از آموزش متوسطه و دانشگاهی دختران وجود دارد که به گفته یونسکو حدود ۲.۵ میلیون دختر را تحت تأثیر قرار داده است، علاوه بر اینکه آنها را از برخی مشاغل محروم کرده است، و همچنین محدودیتهایی در سفر بدون سرپرست و رفتن به سالنهای ورزشی و پارکهای عمومی ایجاد کرده است.
گزارشهای مکرر و روایتهای شاهدان عینی ممکن است این نکات منفی را تأیید کنند، اما در عین حال، اگر موضع کشورهای غربی در اینجا را با مواضع آنها در مورد خشونت علیه نیروهای مخالف و همچنین زنان و دیگران در کشورهای دیگری که به نظر نمیرسد غرب از دولتهای آنها دلخور باشد، مقایسه کنید، احتمالاً مانع از آن نخواهند شد که آنها را مغرضانه توصیف کنید.
آیا دستاوردهایی وجود دارد؟
ما با بررسی واکنش خود طالبان شروع خواهیم کرد، چرا که این جنبش میگوید در ایجاد امنیت، تقویت زیرساختها و کاهش تجارت مواد مخدر موفق بوده است، در حالی که اذعان میکند هنوز با انتقاداتی روبرو است که مانع از به رسمیت شناخته شدن آن توسط جامعه بینالمللی میشود.
ناصر شدید، خبرنگار الجزیره، تأیید میکند که دولت افغانستان با تمرکز بر پروژههای زیرساختی، به دنبال تثبیت مشروعیت داخلی خود بوده است و به عنوان مثال به گسترش جادهها، ساخت پلها و پروژههای راهآهن و همچنین گسترش شبکههای آبیاری و ساخت صدها سد برای محافظت از کشاورزان اشاره میکند.
این خبرنگار به نقل از شهابالدین دلاور، یکی از اعضای مذاکرات دوحه که واشنگتن و طالبان را گرد هم آورد، میگوید که طالبان علیرغم ۳۵۰۰ مورد نقض از سوی طرف آمریکایی، به توافقنامه دوحه که بین آنها و ایالات متحده امضا شده بود، پایبند بودهاند.
عبیدالله بهیر، تحلیلگر سیاسی، پا را فراتر گذاشت و توسعه اقتصادی و امنیتی که امروز توسط طالبان به دست آمده را «تقریباً یک معجزه دانست، زیرا آنها در شرایط امنیتی بدی به قدرت رسیدند.»
شهادت غربی
شایان ذکر است که رسانههای غربی که عموماً از طالبان انتقاد میکنند، منکر بهبود زندگی، به ویژه در حوزه امنیت، نشدند. مجله بریتانیایی «اکونومیست» اعلام کرد که خبرنگارش سفری زمینی به داخل افغانستان داشته و طی آن حدود هزار کیلومتر را پیموده و دریافته است که طالبان کنترل کامل کشور را در دست دارند و اوضاع عمدتاً آرام به نظر میرسد، به جز درگیریهای پراکنده در مرز با پاکستان.
همین مجله اضافه میکند که طالبان صلح نسبتاً پایداری برقرار کردهاند و دولتی مدرن را بسیار بهتر از دهه ۱۹۹۰ اداره میکنند. «در آن زمان، رهبران آنها اطلاعات کمی در مورد زندگی در خارج از روستاهای پشتون خود در جنوب کشور داشتند. اکنون، بسیاری از آنها جهان گستردهتر، به ویژه کشورهای خلیج فارس را دیدهاند، جایی که بسیاری از آنها در طول جنگ مدتی را در آنجا گذراندهاند.»
نیویورک تایمز نیز اذعان کرد که افغانستان در سالهای اخیر شاهد ثبات نسبی بوده است و در گزارش خود به مناسبت سالگرد این رویداد اشاره کرد که پرچمهای طالبان با وجود بحرانهای داخلی و خارجی در خیابانهای کابل به اهتزاز درآمده است.
خبرگزاری فرانسه از نرخ رشد ۴.۸ درصدی در طول سال ۲۰۲۵ خبر داد، ضمن اینکه به کاهش سطح زندگی، به ویژه با بازگشت بیش از ۶ میلیون افغان از ایران و پاکستان به کشور از سال ۲۰۲۳ تاکنون، اشاره کرد.
با این حال، رویترز توجه را به موفقیتهای طالبان در جبهههای دیگر، از جمله دیپلماسی، جلب کرد و خاطرنشان کرد که برخی کشورها شروع به ارزیابی مجدد محدودیتهای نفوذ خود در افغانستان و لزوم تعامل با دولت آنجا کردهاند.
آیا در رودخانه روابط، آبی جاری است؟
پیش از بحث در مورد احتمال تغییر در روابط افغانستان با جهان خارج، مهم است که واقعیت را در یک پاسخ برجسته که در پنج سال گذشته خود را تحمیل کرده است، خلاصه کنیم؛ یعنی اینکه تنها یک کشور در جهان دولت طالبان را به رسمیت شناخته است و از قضا، آن کشور روسیه، جانشین اتحاد جماهیر شوروی است.
اما به نظر میرسد که آبهای جدیدی در حال آماده شدن برای جاری شدن در این رودخانه هستند. اگرچه روسیه هنوز تنها کشور در این فهرست است، اما واقعیت نشان میدهد که روابط افغانستان با بسیاری از کشورها در حال گسترش است، حتی اگر هنوز به رسمیت شناخته نشده باشد.
امیرخان متقی، وزیر امور خارجه افغانستان ، در مصاحبهای ویژه با شبکه الجزیره به این موضوع پرداخت و در مورد تعاملات رسمی که به طور عادی با بسیاری از کشورها انجام میشود، صحبت کرد و تأکید کرد که کشورش عجلهای برای به رسمیت شناختن رسمی آن ندارد.
وزیر امور خارجه با جزئیات بیشتر گفت که کابل در حال حاضر با بیش از ۴۰ نمایندگی دیپلماتیک، از جمله سفارتخانهها و کنسولگریهای فعال در کشورهای مختلف، علاوه بر دهها نمایندگی و سازمان خارجی که در کابل فعالیت میکنند، با وجود عدم به رسمیت شناختن رسمی، سر و کار دارد.
در همین راستا، متقی با اشاره به اینکه صدور ویزا، پذیرش گذرنامه، تبادل هیئتهای نمایندگی و قراردادهای اقتصادی، همگی مواردی هستند که در حال حاضر با بسیاری از کشورها در حال انجام هستند، افزود که کشورش به تدریج به ایجاد روابط دیپلماتیک خود ادامه میدهد.
برقراری ارتباط بدون به رسمیت شناختن
مدل «تعامل بدون به رسمیت شناختن» عبارتی است که حمیدالله محمد شاه، خبرنگار الجزیره نت، برای توصیف گسترش روابط افغانستان با جهان بدون به رسمیت شناختن رسمی انتخاب کرده است، و سپس برجستهترین نمونههای این گسترش را به شرح زیر ارائه میدهد:
چین: معادن و استخراج معدن
چین با وجود اینکه رسماً دولت افغانستان را به رسمیت نمیشناسد، یکی از برجستهترین شرکای طالبان است. پکن سفارت خود را در کابل اداره میکند و با دولت در مورد مسائل امنیتی، تجاری و سرمایهگذاری همکاری میکند، به ویژه با توجه به تمایلش برای جلوگیری از تبدیل شدن خاک افغانستان به منبع تهدید برای منطقه سین کیانگ.
از نظر اقتصادی، معدن یکی از برجستهترین حوزههای همکاری است و شرکتهای چینی وارد بخش نفت در شمال افغانستان شدهاند، در حالی که کابل به دنبال جذب سرمایهگذاری بیشتر چین در معدن، انرژی و زیرساختها است.
پاکستان: از متحد تاریخی تا دشمنی در مرزها
پاکستان پیچیدهترین پرونده در روابط طالبان با کشورهای همسایه را نشان میدهد. سالها، این کشور بیشترین ارتباط را با این جنبش داشت، اما پس از بازگشت طالبان به قدرت، وارد اختلافات فزایندهای با آنها، به ویژه در مورد مرز و جنبش طالبان پاکستان، شد.
اختلافات بر سر خط دیورند است که افغانستان از به رسمیت شناختن آن به عنوان مرز نهایی بینالمللی خودداری میکند، علاوه بر این، پاکستان طالبان افغانستان را متهم میکند که به شبهنظامیان طالبان پاکستانی اجازه میدهند از خاک افغانستان عملیات انجام دهند، اتهامی که کابل آن را رد میکند.
ازبکستان... افغانستان به عنوان پلی به اقیانوس هند
ازبکستان در خط مقدم کشورهایی قرار دارد که بیشترین فعالیت را در ایجاد روابط اقتصادی با دولت طالبان دارند. در سال ۲۰۲۶، دو کشور دهها توافقنامه تجاری و سرمایهگذاری امضا کردند که ارزش اعلام شده این توافقنامهها تقریباً به ۵۲۰ میلیون دلار میرسد.
اما مهمترین پروژه از نظر استراتژیک، خط آهنی است که ازبکستان را به افغانستان و سپس پاکستان متصل میکند و میتواند به کشورهای آسیای مرکزی دسترسی به بنادر دریای عرب را فراهم کند.
ترکمنستان: انرژی مقدم بر سیاست
ترکمنستان با منطق نسبتاً متفاوتی با دولت افغانستان برخورد میکند و بر منافع اقتصادی، امنیت مرزی و پروژههای انرژی تمرکز دارد.
هند: نفوذ از طریق تجارت
هند پس از آنکه یکی از برجستهترین حامیان دولت قبلی افغانستان بود، به تدریج روابط خود را با کابل بازسازی کرده است.
منافع هند در تجارت و توسعه متمرکز است و این کشور میداند که واگذاری کامل عرصه افغانستان به چین، پاکستان و ایران میتواند به منافع استراتژیک آن آسیب برساند، و بنابراین تلاش میکند بدون به رسمیت شناختن رسمی طالبان، حضور خود را حفظ کند.
پس از خروج ایالات
متحده، عربستان سعودی، قطر و امارات متحده عربی نمایندگی دیپلماتیک خود را در کابل حفظ کردند، اقدامی که نشان دهنده تعامل مداوم با مقامات موجود بود، هرچند به رسمیت شناختن رسمی نبود. از سوی دیگر، عمان، کویت و مصر تماس خود را با کابل عمدتاً بر کمکها و مساعدتهای بشردوستانه متمرکز کردند، بدون اینکه مشارکت سیاسی یا اقتصادی قابل توجهی داشته باشند.
مالزی: نزدیکی سیاسی مشروط
روابط بین مالزی و دولت طالبان اخیراً شاهد پیشرفت چشمگیری بوده است، به ویژه در سطح سیاسی.
کوالالامپور تمایل خود را برای گسترش روابط با کابل ابراز کرد، در حالی که مقامات مالزیایی موضوع به رسمیت شناختن طالبان را در چارچوب وسیعتری مرتبط با موضع سازمان همکاری اسلامی مورد بحث قرار دادند.
اندونزی: دیپلماسی اسلامی
اندونزی، پرجمعیتترین کشور مسلمان جهان، کانالهای ارتباطی با طالبان را حفظ کرده و بر گفتگوی سیاسی و کمکهای بشردوستانه تمرکز کرده است.
ترکیه: تجارت و قدرت نرم
ترکیه همچنان در حوزههای تجارت، سرمایهگذاری و حمل و نقل با دولت طالبان تعامل دارد، در حالی که بدون به رسمیت شناختن رسمی، موضع سیاسی خود را حفظ میکند.
شرکتهای ترکیهای در بخشهای ساخت و ساز، خدمات و انرژی فعالیت دارند، در حالی که آنکارا به دنبال گسترش تجارت خود با افغانستان و پیوند آن با شبکههای اقتصادی گسترده خود در آسیای مرکزی است.
صفحه جنگ ورق خورده است
با بازگشت به رابطه پیچیده بین افغانستان و غرب، شاهد چیزی هستیم که به نظر میرسد یک تغییر آشکار، هرچند آهسته، باشد که نشانههای آن در چند سال گذشته تکرار شده است.
طرف افغان در مصاحبهای که امیرخان متقی، وزیر خارجه، با نیویورک تایمز انجام داد، این پیام را به روشنی منتقل کرد. او در این مصاحبه اظهار داشت که «صفحه جنگ ورق خورده است» و بر تمایل کشورش برای فصل جدیدی از همکاری مثبت و روابط مبتنی بر احترام متقابل تأکید کرد.
متقی افزود که ایالات متحده میتواند «سفارت خود را بازگشایی کند، حضور دیپلماتیک خود را حفظ کند و در ثروت معدنی عظیم افغانستان و در سدها و جادهها سرمایهگذاری کند»، پروژههایی که واشنگتن و متحدانش قبلاً میلیاردها دلار برای آنها هزینه کردهاند.
وزیر خارجه افغانستان همچنین اظهار داشت که کشورش در حال مذاکره در مورد توافقنامههای مهاجرتی با کشورهای اروپایی است و بدون افشای جزئیات بیشتر، به پیشرفت در این زمینه اشاره کرد.
رسانههای غربی این تماسها را تأیید کردند و به جلساتی که دولت افغانستان با نمایندگان آلمان و فرانسه برگزار کرده بود، اشاره کردند. یک هیئت دیپلماتیک افغانستان همچنین در ژوئن گذشته با دیپلماتهای ۱۵ کشور اتحادیه اروپا در بروکسل دیدار کرد تا درباره مسائل مربوط به مهاجرت و پناهندگی گفتگو کند.
نیویورک تایمز در این باره اظهار نظر کرد و ابراز عقیده کرد که طالبان، به ویژه در دولت دونالد ترامپ، که اهمیت زیادی برای معاملات و منافع تجاری و اقتصادی قائل است، احیای نوعی رابطه با واشنگتن را بزرگترین دستاورد در دوران دیپلماتیک خود میداند.
این روزنامه میافزاید که طالبان تلاش میکند خود را به عنوان مرجعی که قادر به اعمال امنیت و ثبات و ایجاد محیطی مناسب برای سرمایهگذاری خارجی است، به ایالات متحده معرفی کند، اگرچه طبق ارزیابی این روزنامه، این خواسته با موانع قابل توجهی در واشنگتن روبرو است.
موانع و مشکلات
به گزارش نیویورک تایمز، به نظر نمیرسد دولت آمریکا در حال حاضر آماده عادیسازی روابط با طالبان باشد و واشنگتن در دوره گذشته اقداماتی انجام داده که فاصله بین دو طرف را افزایش داده است.
همچنین رد درخواستهای علنی ترامپ برای بازپسگیری پایگاه هوایی بگرام که ۲۰ سال در اشغال نیروهای آمریکایی بوده است از سوی طالبان؛ و همچنین درخواست او برای بازگرداندن سلاحهای به جا مانده از نیروهای آمریکایی در افغانستان هنگام خروج از این کشور، و آزادی یک شهروند آمریکایی که طالبان نگهداری او را انکار میکند، از دیگر موارد است.
متقی از مصاحبه خود با روزنامه آمریکایی استفاده کرد تا تأکید کند که تاریخ ثابت کرده است که افغانها نمیتوانند حضور نظامی خارجی را در سرزمین خود بپذیرند یا تحمل کنند و تلاش میکند تا به جای پایگاههای نظامی، روابطی مبتنی بر سرمایهگذاری و تجارت برقرار کند.
اما وزارت خارجه ایالات متحده در واکنش به احتمال عادیسازی روابط دیپلماتیک، آن را رد کرد و طالبان را به عدم برقراری ثبات در افغانستان و انجام تعهدات ضد تروریسم خود متهم کرد و افزود که تنها «زمانی که به نفع مردم آمریکا باشد» با طالبان تعامل میکند.
آیا نکته جدیدی در موضع غرب وجود دارد؟
به نظر میرسد روند کلی در روزنامههای مهم غربی با این رویکرد آمریکایی در تضاد است، زیرا بسیاری از آنها ابراز عقیده کردند که واشنگتن باید به سمت تغییر دیدگاه و موضع خود در مورد افغانستان و دولت آن حرکت کند.
مجله اکونومیست میگوید که ایالات متحده تا حد زیادی افغانستان را فراموش کرده است و این یک اشتباه است زیرا این کشور در صورت نادیده گرفتن میتواند دوباره باعث آشفتگی ژئوپلیتیکی شود و انزوای مداوم آن میتواند آن را در برابر افتادن در مدار چین یا روسیه آسیبپذیرتر کند.
این مجله میگوید کشورهای غربی به رویکرد جدیدی نیاز دارند که مبتنی بر شناخت چندین واقعیت تلخ باشد: منزوی کردن طالبان کارساز نبوده، هدف قرار دادن آنها با تحریم مقاماتشان و مسدود کردن ذخایر مالی افغانستان در خارج از کشور موفقیتآمیز نبوده است، این جنبش ناپدید نخواهد شد یا تغییر نخواهد کرد، اگر غرب همکاری نکند، دیگران همکاری خواهند کرد و تندروهای طالبان صرفاً برای آوردن سفیر یا بازیابی وجوه مسدود شده، ایدئولوژی خود را تغییر نخواهند داد.
اکونومیست معتقد است که نشانههایی از رویکرد جدید غرب از همین حالا در حال ظهور است و به مذاکراتی که بین اروپاییها و افغانها در مورد مهاجران و پناهجویان و همچنین تبادل مخفیانه اطلاعات واشنگتن با طالبان به عنوان بخشی از جنگ علیه گروههای افراطی اسلامی صورت گرفته است، اشاره میکند.
با این حال، نیویورک تایمز به درخواستهای فزایندهای از سوی تحلیلگران و دیپلماتهای سابق آمریکایی برای از سرگیری گفتگوهای ایالات متحده و افغانستان اشاره میکند.
این روزنامه به نقل از رابین راویل، دیپلمات سابق آمریکایی، نوشت که ترامپ فرصتی برای دستیابی به آنچه جو بایدن، رئیس جمهور سابق، در این زمینه نتوانست، دارد و تأکید کرد که «غلبه بر اختلال کنونی میتواند فرصتهای جدیدی را برای دسترسی به مواد معدنی، تقویت روابط با همسایگان افغانستان در آسیای مرکزی و مقابله با چین و روسیه که با افغانستان روابط تجاری و دیپلماتیک دارند، ایجاد کند.»
همچنین به نقل از مایکل کوگلمن، کارشناس امور جنوب آسیا، آمده است که پرونده مواد معدنی گزینه ایدهآلی برای ارائه به دولت ترامپ است، زیرا افغانستان سرشار از ذخایر عظیم و دست نخورده لیتیوم، مس و سنگ آهن و همچنین عناصر خاکی کمیاب است.
در نتیجه، با گسترش دایره کشورهایی که با کابل تعامل دارند، به نظر میرسد طالبان امروز بیش از هر زمان دیگری به شکستن انزوایی که از زمان بازگشتشان به قدرت آنها را احاطه کرده است، نزدیکتر شدهاند.
اما گذار از تعامل صرف به رسمیت شناختن کامل، همچنان منوط به توانایی طالبان در پاسخ به سوالات پیچیدهتر است: آیا میتواند دیدگاه خود از حکومتداری را با خواستههای جامعه بینالمللی تطبیق دهد؟ آیا در تبدیل موقعیت استراتژیک افغانستان به دستاوردهای اقتصادی و سیاسی پایدار موفق خواهد شد؟ شاید بزرگترین چالش آن، اثبات این باشد که خروج قدرتهای خارجی از افغانستان نه تنها پایان یک درگیری طولانی، بلکه آغاز مرحلهای است که در آن این کشور میتواند روابط خود را با جهان از جایگاه یک دولت مستقل، نه از جایگاه عرصهای برای درگیری بین قدرتهای بزرگ، بنا کند.
در این صورت، سالها بعد ممکن است سوال این نباشد که: آیا جهان طالبان را به رسمیت شناخته است؟ بلکه: آیا طالبان توانسته است جهان را مجبور به تعامل با خود کند؟