در حالی که حمایت از اسرائیل در داخل ایالات متحده - در میان جمهوری‌خواهان و دموکرات‌ها - به دلیل پیامدهای جنگ غزه به طور قابل توجهی کاهش یافته است، گراهام همچنان در حمایت خود ثابت قدم مانده و بدین ترتیب جایگاه خود را در اسرائیل به عنوان قوی‌ترین مدافع اتحاد آمریکا و اسرائیل تقویت کرده است.

به گزارش جماران، الجزیره در گزارشی نوشت: آیا سناتور آمریکایی لیندسی گراهام یک سازشکار ماهر بود یا یک «آفتاب‌پرست سیاسی» که هر زمان موازنه قدرت در واشنگتن تغییر می‌کرد، مواضع خود را تغییر می‌داد؟ 

این سوال پس از مرگ این سناتور جمهوری‌خواه به شدت مطرح شده است، زیرا مرگ او بحث‌های گسترده‌ای را در مورد میراث سیاسی او برانگیخته است.

گراهام سیاستمدار معمولی نبود، بلکه یکی از نزدیکترین افراد مورد اعتماد دونالد ترامپ ، رئیس جمهور آمریکا بود که به دستور او پرچم‌ها در سراسر کشور به نشانه سوگواری برای مرگ سناتور به حالت نیمه‌افراشته درآمدند و به گفته مجله نیوزویک، او را «دوستی عزیز» و «همچون یکی از اعضایخانواده» توصیف کرد.

در حالی که اکثر روزنامه‌های آمریکایی بر خلائی که گراهام در حزب جمهوری‌خواه و دولت ترامپ به جا می‌گذاشت تمرکز داشتند، دیوید راتکوف، ستون‌نویس دیلی بیست، ترجیح داد زندگینامه گراهام را از زاویه دیگری، به عنوان یک «آفتاب‌پرست» که استاد «رقص سیاست» در واشنگتن بود، بخواند.

 

«ابزار شر»

راتکوف تأکید می کند که ستایش گراهام توسط جمهوری‌خواهان و دموکرات‌ها ، نشان‌دهنده یک بحران اخلاقی در درون تشکیلات سیاسی - یا آنچه نویسنده «باشگاه شیطان واشنگتن» می‌نامد - است، زیرا سیاستمداران کاستی‌های سناتور  درگذشته را صرفاً به این دلیل که او در یک مهمانی شام با آنها خوب رفتار کرده یا در مناسبتی با کلامی محبت‌آمیز از آنها یاد کرده است، نادیده می‌گیرند.

گراهام در واقع - طبق توصیف نویسنده - یک فرصت‌طلب فریبکار بود که اصول خود را با نفوذ اجتماعی معامله می‌کرد و مواضع خود را در مقابل رسانه‌ها و رأی‌دهندگان مطابق آنچه در خدمت منافع شخصی‌اش بود، تغییر می‌داد.

این مقاله استدلال می‌کند که گراهام راه را برای گسترش شر هموار کرده و این را با چندین نکته توجیه می‌کند، از جمله اینکه او ابزاری مؤثر در صیقل دادن سیاست‌های ترامپ و دادن «مشروعیت اخلاقی» کاذب به تصمیماتی بوده است که نویسنده آنها را برای دموکراسی آمریکا مخرب می‌داند.

نویسنده استدلال می‌کند که گراهام «انعطاف‌پذیری آفتاب‌پرست‌مانند» یک استراتژیست سیاسی را داشت و مواضع خود را هر روز تغییر می‌داد. طبق این مقاله، این تغییر صرفاً یک تغییر عقیده نبود، بلکه گواهی بر این بود که او آماده بود از هر اقدامی، هر چقدر هم شرورانه یا فاسد، تا زمانی که به حفظ قدرتش کمک می‌کرد، حمایت کند.

این مقاله به تغییر سناتور از یکی از منتقدان سرسخت ترامپ در طول اولین مبارزات انتخاباتی او در سال ۲۰۱۶ - زمانی که گراهام در پلتفرم ایکس هشدار داد که ظهور ترامپ حزب جمهوری‌خواه را نابود خواهد کرد - به یکی از وفادارترین متحدان او پس از رسیدن به کاخ سفید اشاره می‌کند.

روتکوف همچنین مجموعه‌ای از تناقضات قابل توجه در مواضع گراهام را فهرست می‌کند، از جمله حمایت او از اوکراین و سپس گاهی اوقات رأی مخالف به کمک به این کشور، و محکومیت وقایع حمله به کنگره در ۶ ژانویه ۲۰۲۱، در حالی که از مسئول دانستن کامل ترامپ خودداری می‌کند، اینها نمونه‌هایی است که مجله پولیتیکو نیز به آنها اشاره می‌کند.

 

پل ارتباطی ترامپ با قانون‌گذاران

این مقاله اشاره می‌کند که گراهام از تخصص حقوقی و ارتباطات خود در «باشگاه واشنگتن» برای ترویج دستور کارهایی استفاده می‌کرد که هدفشان تضعیف حاکمیت قانون بود - مانند حمایت او از انتصاب وفاداران ترامپ که به حاکمیت قانون اعتقادی ندارند - و از آنجایی که او «قوانین بازی» را به خوبی می‌دانست، خطرناک‌تر از سیاستمدارانی بود که آشکارا از نهادها متنفر بودند، زیرا او در حالی که لبخند می‌زد و با همه دست می‌داد، ستون‌های دموکراسی را ویران می‌کرد.

در همین راستا، مجله آمریکایی پولیتیکو در گزارش خود تأیید می‌کند که رئیس جمهور برای مهار اعتراضات جمهوری‌خواهان و جلب حمایت برای تصمیمات قانونگذاری خود به او تکیه کرده است.

این گزارش به نقل از یک مشاور ارشد جمهوری‌خواه می‌گوید: «لیندسی زبان ترامپ را با تسلطی بی‌نظیر در سنا صحبت می‌کرد.» در این گزارش اشاره شده است که او تنها کسی بود که می‌توانست آنچه را که رئیس جمهور نمی‌خواست بشنود، بدون اینکه خشم یا انتقام او را برانگیزد، به او بگوید.

این مجله گراهام را مردی توصیف می‌کند که توانست نزدیکی به ترامپ، ارتباطات گسترده با دموکرات‌ها و توانایی‌اش در مذاکره با احزاب مختلف را با هم ترکیب کند، ویژگی‌هایی که او را به حلقه اتصال کاخ سفید و سنا تبدیل کرده بود.

مجله آتلانتیک در گزارشی با عنوان «ترامپ بازوی راست خود را از دست داد» استدلال می‌کند که فقدان او روند چندین اولویت کاخ سفید را تهدید می‌کند، زیرا او توانمندترین میانجی در مدیریت رابطه بین ترامپ و کنگره بود.

 

«دوست بزرگ اسرائیل»

به گزارش نیویورک تایمز، در حالی که حمایت از اسرائیل در داخل ایالات متحده - در میان جمهوری‌خواهان و دموکرات‌ها - به دلیل پیامدهای جنگ غزه به طور قابل توجهی کاهش یافته است، گراهام همچنان در حمایت خود ثابت قدم مانده و بدین ترتیب جایگاه خود را در اسرائیل به عنوان قوی‌ترین مدافع اتحاد آمریکا و اسرائیل تقویت کرده است.

یک گزارش روزنامه نشان می‌دهد که گراهام ساز مخالف جریان اصلی حزب جمهوری‌خواه می زد، جریانی که به سمت «انزواگرایی» و تردید در مورد مداخلات جهانی گرایش پیدا کرده بود و همین امر باعث محبوبیت گسترده او در اسرائیل شده بود.

این روزنامه به نقل از بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم اسرائیل ، از گراهام به عنوان «دوست بزرگ اسرائیل» یاد می‌کند و او را «دوست بزرگ اسرائیل» توصیف می‌کند. این گزارش همچنین به نقش او در سوق دادن واشنگتن به سمت جنگ با ایران و حمایت از روند عادی‌سازی روابط بین اسرائیل و کشورهای منطقه اشاره می‌کند.

با مرگ او - به گفته این روزنامه و مجله پولیتیکو - اسرائیل متحد نزدیکی را از دست داد که دستور کار آن را در راهروهای تصمیم‌گیری در واشنگتن ترویج می‌کرد و ترس‌ها و برنامه‌هایش را در گوش ترامپ زمزمه می‌کرد.

شایان ذکر است که گراهام روز یکشنبه، ۱۲ مه ۲۰۲۴، از بمباران غزه با سلاح‌های هسته‌ای حمایت کرده و خواستار آن شده است که بمب‌های «هسته‌ای» لازم برای پایان دادن به جنگ غزه به اسرائیل داده شود، «زیرا به گفته او، اسرائیل نمی‌تواند از پس خسارات ناشی از آن برآید».

شایان ذکر است که روتکوف مقاله خود را با مقایسه‌ای چشمگیر بین گراهام و ایتامار بن گویر ، وزیر امنیت ملی اسرائیل ، به عنوان محکومیت اخلاقی شخصیت این سیاستمدار آمریکایی آغاز کرد.

در این مقاله ذکر شده است که بن گویر گراهام و اخلاق او را ستایش کرده است،  نویسنده بعد از آن در پاسخ، بن گویر را یک «هیولای واقعی» و یک «مرد غیراخلاقی» توصیف کرد و خاطرنشان کرد که سخنان ستایش‌آمیز برای چهره‌های «افراطی» مانند بن گویر و چهره‌های «فاسد سیاسی» مانند ترامپ، خود گواهی بر شخصیت واقعی گراهام است و - به نظر نویسنده - تلاش‌های دموکرات‌ها برای معرفی او به عنوان یک سیاستمدار میانه‌رو یا «مرد خوب» را تضعیف می‌کند.

 

بعد از گراهام

مرگ گراهام رقابت زودهنگامی را در حزب جمهوری‌خواه برای انتخاب جانشین او در کرسی سنای ایالت کارولینای جنوبی آغاز کرده است و جمهوری‌خواهان با دو چالش روبرو هستند: انتصاب یک عضو موقت برای پر کردن این کرسی و انتخاب نامزد حزب برای انتخابات بعدی.

مجله نیوزویک به این جنبه انتخاباتی پرداخت و نام‌های پیشنهادی برای جانشینی او را به شرح زیر بررسی کرد:

نیکی هیلی، فرماندار سابق کارولینای جنوبی: او یکی از برجسته‌ترین چهره‌های جمهوری‌خواه در سطح ملی است و حضور سیاسی گسترده و توانایی زیادی در جمع‌آوری کمک‌های مالی دارد، که او را به یکی از قوی‌ترین نام‌های مورد بررسی در صورت تصمیم به نامزدی برای این سمت تبدیل می‌کند.

نانسی میز، نماینده مجلس ایالات متحده از کارولینای جنوبی: یکی از جمهوری‌خواهان ی است که حضوری پر رنگ در رسانه ها دارد و گزارش‌ها حاکی از آن است که او در حال بررسی نامزدی برای کرسی گراهام است و از شهرت ملی و نزدیکی روزافزون خود به ترامپ بهره می‌برد.

رالف نورمن، نماینده مجلس ایالات متحده از کارولینای جنوبی: نماینده جناح محافظه‌کار در حزب جمهوری‌خواه است. او به خاطر وفاداری‌اش به ترامپ شناخته شده است و هوادارانش او را امتداد رویکرد پوپولیستی اتخاذ شده توسط حزب می‌دانند.

هنری مک مستر، فرماندار کارولینای جنوبی: او یکی از بانفوذترین جمهوری‌خواهان در ایالت است، رابطه سیاسی طولانی با ترامپ دارد و به عنوان گزینه‌ای احتمالی برای انتصاب موقت یا نامزدی برای این سمت دیده می‌شود.

پاملا ایوت، معاون فرماندار کارولینای جنوبی: نام او پس از آنکه با حمایت ترامپ به دور دوم انتخابات مقدماتی حزب جمهوری‌خواه برای فرمانداری رسید، در سیاست محلی مطرح شد.

راسل فرای، نماینده مجلس ایالات متحده از کارولینای جنوبی: نماینده نسل جوان‌تر سیاستمداران جمهوری‌خواه است، روابط نزدیکی با اردوگاه طرفدار ترامپ دارد و به عنوان یک ستاره در حال ظهور در درون حزب دیده می‌شود.

جو ویلسون، نماینده ایالات متحده از کارولینای جنوبی: یکی از قدیمی‌ترین جمهوری‌خواهان در هیئت نمایندگی کنگره این ایالت است و با اشاره به تجربه طولانی و سابقه محافظه‌کارانه خود، برای جانشینی گراهام ابراز علاقه کرده است.

ویلیام تیمونز، نماینده ایالات متحده از کارولینای جنوبی: به نسل جوان‌تر جمهوری‌خواهان در کنگره تعلق دارد و نام او به عنوان یک گزینه احتمالی مطرح شده است که می‌تواند نشان‌دهنده روندی به سوی تجدید رهبری حزب در این ایالت باشد.

ناظران معتقدند که با توجه به نفوذ مداوم رئیس جمهور در حزب جمهوری خواه و همچنین این واقعیت که او یک نامزد مورد نظر دارد که به گفته خودش در حال حاضر نمی خواهد نامش را فاش کند، وفاداری نامزد به ترامپ عامل تعیین کننده ای در رقابت خواهد بود.

 

خلاء سیاسی

بیشتر روزنامه‌ها و مجلات، مستقیم یا غیرمستقیم، موافقند که گراهام شخصیتی غیرقابل جایگزین بود، که نشان دهنده میزان نفوذی است که او در طول بیش از دو دهه کسب کرده بود.

بنابراین، پوشش خبری رسانه های  آمریکایی دو تصویر موازی ارائه می‌دهد: تصویر اول، نفوذ گراهام را منبع خطر او می‌داند، زیرا این نفوذ، او را به فردی بانفوذ تبدیل کرده و طبق مقاله دیلی بیست، در برخی زمینه‌ها، او را «ابزار شر» ساخته است.

دوم اینکه گراهام فقط یک سناتور برجسته جمهوری‌خواه نبود، بلکه یکی از ستون‌های حزب در واشنگتن بود و چالش واقعی نه در پر کردن کرسی او، بلکه در یافتن شخصیتی است که قادر به ایفای نقش سیاسی او در نهاد جمهوری‌خواهان و مدیریت رابطه بین کاخ سفید و کنگره باشد.

 

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

کلمات کلیدی لیندسی گراهام
نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.