تحلیل پایگاه المجلة نشان میدهد که جنگ ۱۲ هفتهای ۲۰۲۶، در کنار تحولات عمیق اجتماعی و فکری در ایران و جهان عرب، زمینه بازتعریف روابط دو سوی خلیج فارس را فراهم کرده است؛ روندی که در آن ایران پساجنگ بیش از گذشته به عقلانیت ژئوپلیتیک و الزامات قرن ۲۱ نزدیک شده و کشورهای عربی نیز با عبور از کلیشههای امنیتی گذشته، راهبرد تنشزدایی و پیوند منافع اقتصادی با نیروهای میانهرو و تکنوکرات در تهران را بهعنوان پایهای برای نظم جدید منطقهای دنبال میکنند.
به گزارش سرویس بینالملل جماران، تحلیل زید بن علی الفضیل در پایگاه المجلة، به بررسی پویاییهای نوین اجتماعی و فکری در روابط ایران و جهان عرب میپردازد. الفضیل با تکیه بر نظریه تطور اجتماعی ابنخلدون استدلال میکند که اصل حاکم بر سیاست، «عدم ثبات» است؛ دکترین تقابل میان ایران و اعراب دیگر در چارچوب کلیشههای سال ۱۹۷۹ قابل تفسیر نیست، چرا که زیرساخت فکری، اجتماعی و سیاسی در هر دو سوی خلیج فارس دچار دگرگونی بنیادین شده و جنگ ۱۲ هفتهای اخیر (فوریه تا آوریل ۲۰۲۶) میان آمریکا-رژیم صهیونیستی و ایران، کاتالیزور ظهور یک ادراک واقعبینانه و کمتر تنشآلود میان همسایگان گشته است.
الفضیل این دگرگونی فکری و اجتماعی را در سه لایه تبیین میکند:
یک: ظهور مدرنیتهی ایرانی پساجنگ
نویسنده مدعی است، ایران امروز با وجود تحمل ضربات نظامی و امنیتی خارجی و التهاب اعتراضات داخلی، تفاوت ماهوی با ایران ۱۹۷۹ دارد. روحیه آرمانگرایانه در لایههای جامعه به شدت تضعیف شده و روح مدرنیته و تجددخواهی در عمق بدنه اجتماعی رشد کرده است؛ پدیدهای که سبب شده کاریزمای سنتی روحانیت در ذهنیت تودهها جای خود را به عقلانیت ابزاری بدهد. این دگرگونی بطنی، نظام سیاسی پسا-جنگ در تهران را ناگزیر ساخته تا در محاسبات خود، عقلانیت ژئوپلیتیک قرن ۲۱ را بر ادبیات رادیکال صادر کردن بحران مقدم بشمارد.
دو: فروپاشی نظامهای ناسیونالیستی و دکترین «خودیاری» اعراب
در طرف مقابل، مشرق عربی نیز ساختار قدیمی خود را پشت سر گذاشته است؛ رژیم بعث عراق که لنگرگاه اصلی مهار فیزیکی ایران بود نابود شده و هراس سنتی از «هلال شیعی» فروکش کرده است. خویشتنداری بیسابقهی شورای همکاری خلیج فارس و اردن در عدم پاسخ به حملات موشکی سپاه، منبعث از یک بلوغ ساختاری بود. نخبگان عرب درک کردند که ایران معاصر دیگر به طور کامل به گرایشات تندروانه ۱۹۷۹ تعلق ندارد و جامعهی تغییریافتهی ایران، منطق خود را بر سیستم تحمیل کرده است؛ لذا کشورهای عربی با خروج از تلهی نظامی رژیم صهیونیستی، راهبرد تنشزدایی را برگزیدند.
سه: خطای محاسباتی اعراب در سادهسازی جناحهای داخلی ایران
نویسنده بزرگترین ایراد ذهنیت سیاسی سنتی عرب را یکسانانگاری تمام ساختارهای درون حاکمیت ایران میداند. اعراب نتوانستند تفاوتهای دقیق چپ و راست اسلامی را با عینک درونحاکمیتی تهران تحلیل کنند؛ جایی که اصولگرایان در آغاز بر دکترین اقتصاد تعاونی (سوسیالیستی) پای فشردند، اما اصلاحطلبان با حمایت بازاریان سنتی، دکترین اقتصاد آزاد (سرمایهداری) را ترویج کردند. الفضیل تأکید میکند که پساجنگ ۲۰۲۶ نیازمند خروج پژوهشگران از کلیشههای قالبی است؛ چرا که پیوند منافع اقتصادی پادشاهیهای عرب با تکنوکراتهای میانهرو در تهران، فونداسیون نظمی نوین، صلحآمیز و متکثر را در خلیج فارس پیریزی خواهد کرد.