مؤسسه بینالمللی مطالعات راهبردی در تحلیلی از تفاهمنامه اسلامآباد مینویسد کشورهای عربی خلیج فارس، برای فرار از کابوس جنگ ۱۲ هفتهای، ناچار به حمایت از توافقی شدهاند که در عمل بسیاری از پایههای مهار ایران را تضعیف میکند؛ توافقی که بدون محدودیت جدی بر برنامه موشکی، پهپادی و متحدین منطقهای تهران، با ابهام در حاکمیت هرمز، آزادسازی منابع مالی ایران و کاهش احتمالی حضور نظامی آمریکا، جمهوری اسلامی را به بازیگری جسورتر و دستبالاتر در نظم پساجنگ خلیج فارس تبدیل میکند.
به گزارش سرویس بینالملل جماران، تحلیل مؤسسه بینالمللی مطالعات راهبردی به بررسی ابعاد «تفاهمنامه اسلامآباد» میان دونالد ترامپ و مسعود پزشکیان از منظر کشورهای عربی خلیج فارس میپردازد. این گزارش استدلال میکند که پادشاهیهای عربی خلیج فارس، در موقعیتی تراژیک، صرفاً برای فرار از کابوس جنگ ۱۲ هفتهای، به طور علنی از توافقی حمایت کردهاند که در باطن، بسیاری از مبانی امنیتی آنان را تضعیف میکند.
به روایت این تحلیل، تفاهمنامه اسلامآباد با اعطای امتیازات گسترده مالی و امنیتی از سوی واشنگتن به تهران، عملاً دکترین ۴۷ ساله مهار ایران را از درون فرسوده کرده و جمهوری اسلامی را بهعنوان پیروز راهبردی نبرد در خلیج فارس تثبیت کرده است. کشورهای عربی، اگرچه از توقف فوری جنگ استقبال کردهاند، اما در عمل با توافقی روبهرو هستند که نه برنامه موشکی و پهپادی ایران را محدود میکند، نه متحدین منطقهای تهران را مهار میسازد، نه وضعیت حقوقی تنگه هرمز را روشن میکند و نه تضمین روشنی برای حفظ چتر امنیتی آمریکا باقی میگذارد.
این گزارش ابعاد خطرناک توافق را در سه محور ساختاری کالبدشکافی میکند:
یک: خطای حذفی ترامپ در پرونده موشکی، پهپادی و متحدین منطقهای
بزرگترین ناامیدی اعضای شورای همکاری خلیج فارس از تفاهمنامه اسلامآباد، حذف کامل پرونده موشکی و پهپادی ایران از متن توافق است. برخلاف انتظارات کشورهای عربی، این تفاهمنامه هیچ بند الزامآوری برای مهار زرادخانه موشکی و پهپادی ایران یا قطع حمایت تهران از متحدین منطقهای مانند انصارالله و حزبالله ندارد. از نگاه نویسنده، این خلأ، بهویژه برای کشورهایی که در جنگ اخیر هدف حملات موشکی و پهپادی قرار گرفتند، نشانهای آشکار از عقبنشینی واشینگتن از دکترین مهار ایران است.
ترامپ که در فوریه ۲۰۲۶ وعده نابودی صنایع موشکی ایران را داده بود، اکنون با چرخشی آشکار میگوید تا زمانی که دیگر کشورهای منطقه موشک در اختیار دارند، محروم کردن ایران از چنین تواناییهایی «غیرمنصفانه» خواهد بود. این تغییر موضع، از نگاه گزارش، نه یک بازنگری دیپلماتیک، بلکه نشانه سقوط اهرم فشار آمریکا در برابر تهران است. بدتر آنکه آتشبس ۶۰ روزه، به درخواست ایران، نوعی پوشش حمایتی برای نیروهای نیابتی تهران در عراق و لبنان ایجاد کرده و آنان را از ضربات تلافیجویانه بعدی اسرائیل مصون نگه میدارد. در نتیجه، توافقی که قرار بود به کاهش تهدید ایران منجر شود، عملاً بخشی از شبکه بازدارندگی منطقهای تهران را تثبیت کرده است.
دو: ابهام خطرناک در حاکمیت هرمز و دکترین عوارض دریایی
دومین محور نگرانی کشورهای عربی، وضعیت مبهم تنگه هرمز در تفاهمنامه است. متن توافق، عبور رایگان کشتیها را صرفاً برای مهلت ۶۰ روزه تضمین میکند و درباره وضعیت پس از آن سکوت دارد؛ سکوتی که از نگاه کشورهای عربی، راه را برای تحمیل عوارضهای دریایی از سوی ایران باز میگذارد. محمدباقر قالیباف، مذاکرهکننده ارشد ایران، صراحتاً اعلام کرده است که هرمز هرگز به شرایط پیش از جنگ بازنخواهد گشت و تحت مدیریت ایران قرار خواهد داشت.
در همین چارچوب، بیانیه مشترک ایران و عمان درباره بومیسازی مدیریت ناوبری و تعیین هزینههای خدمات دریایی، ظن کشورهای عربی نسبت به تلاش تهران برای تحمیل دکترین عوارض اجباری را به یقین نزدیک کرده است. از نگاه این تحلیل، هرمز دیگر فقط یک آبراه تجاری نیست، بلکه به ابزار حکمرانی ژئوپلیتیکی ایران تبدیل شده است؛ ابزاری که تهران میتواند از آن برای تنظیم رفتار کشورهای عربی، فشار بر بازار انرژی و چانهزنی با واشنگتن استفاده کند.
توئیتهای ترامپ در تروثسوشال و ادعاهای مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، مبنی بر اینکه واشنگتن اجازه دریافت عوارض از سوی ایران را نخواهد داد، برای کشورهای عربی اطمینانبخش نیست. دلیل آن، پیامهای متناقض کاخ سفید، فقدان سازوکار اجرایی روشن و تردید فزاینده نسبت به اراده آمریکا برای رویارویی مستقیم دوباره با ایران است. به بیان دیگر، کشورهای عربی میبینند که واشنگتن روی کاغذ با عوارض ایران مخالفت میکند، اما در میدان، ابزار و اراده کافی برای جلوگیری از آن را نشان نداده است.
سه: فهرست امتیازات کلان ترامپ به تهران
سومین و مهمترین محور نگرانی، حجم امتیازات اقتصادی و امنیتی ارائهشده به ایران در دوره ۶۰ روزه تفاهمنامه است. بر اساس این تحلیل، ایران در این بازه به حدود ۲۰ میلیارد دلار ارز نقد دست مییابد؛ شامل ۱۲ میلیارد دلار دارایی آزادشده و حدود ۸ میلیارد دلار درآمد نفتی. نویسنده معتقد است این منابع میتواند مستقیماً به شریانهای اقتصادی سپاه پاسداران برای بازسازی زرادخانه موشکی، پهپادی و منطقهای ایران تزریق شود.
تعهد نگرانکنندهتر از منظر کشورهای عربی، وعده آمریکا برای خروج نیروهای نظامی از مجاورت ایران است؛ از جمله نیروهای محاصرهکننده دریایی و بخشی از آرایش نظامی آمریکا در پایگاههای خلیج فارس. این بند، از نگاه تحلیل، تحقق یکی از رؤیاهای دیرینه تهران است: کاهش حضور نظامی آمریکا در محیط پیرامونی ایران، بدون آنکه تهران امتیاز متناسبی در حوزه موشکی، متحدین منطقهای یا منطقهای پرداخت کرده باشد.
از سوی دیگر، ترامپ به ایجاد صندوق بازسازی ۳۰۰ میلیارد دلاری برای ایران تن داده است؛ صندوقی که به گفته جیدی ونس، قرار است بخش مهمی از منابع آن از سوی کشورهای عربی تأمین شود. این موضوع با مخالفت قاطع فیصل بن فرحان، وزیر خارجه عربستان سعودی، روبهرو شده، هرچند قطر نشانههایی از آمادگی نرمتر و چراغ سبزهای صامت بروز داده است. از نگاه نویسنده، این وضعیت برای کشورهای عربی نوعی وارونگی راهبردی است: دولتهایی که از حملات ایران آسیب دیدهاند، اکنون ممکن است برای بازسازی اقتصادی همان کشور تحت فشار قرار گیرند.
جمعبندی مؤسسه بینالمللی مطالعات راهبردی این است که تفاهمنامه اسلامآباد، اگرچه در ظاهر جنگ را متوقف کرده، اما در عمل شالوده مهار ایران را متلاشی ساخته است. تعهد آمریکا به لغو «تمام انواع تحریمها»، نه فقط تحریمهای هستهای، به معنای عبور از چارچوبهای سنتی فشار بر تهران است. در چنین شرایطی، خلیج فارس با ایرانی روبهرو میشود که از جنگ جان سالم به در برده، منابع مالی تازه به دست آورده، کنترل خود بر هرمز را ارتقا داده، شبکه متحدین منطقهای خود را حفظ کرده و همزمان شاهد عقبنشینی تدریجی چتر سنتکام است.
از نگاه این تحلیل، کشورهای عربی خلیج فارس در موقعیتی دشوار قرار گرفتهاند: از یکسو برای جلوگیری از بازگشت جنگ، ناچار به حمایت از توافق شدهاند؛ از سوی دیگر میدانند همین توافق، ایران را به بازیگری جسورتر، ثروتمندتر و مشروعتر در نظم پساجنگ تبدیل میکند. در نتیجه، آتشبس ترامپ نه یک پیروزی برای اعراب، بلکه نوعی سازش تحمیلی است؛ سازشی که ممکن است در کوتاهمدت جنگ را متوقف کند، اما در بلندمدت، آنان را با ایرانی قدرتمندتر، شورای همکاری منشقتر و چتر امنیتی آمریکایی فرسودهتر روبهرو سازد.