گزارش ووکس از روندی تازه در جامعه آمریکا حکایت دارد؛ نسلی که قرار بود ادامهدهنده مسیر فاصلهگیری از دین باشد، حالا در برخی شاخصها بیش از نسل هزاره در مراسم مذهبی شرکت میکند. از جستوجوی معنا در جهان بیپناه امروز تا طغیان علیه بیدینی والدین، کارشناسان میگویند نسل زد در حال بازتعریف نسبت خود با ایمان، کلیسا و معنویت است.
به گزارش سرویس بینالملل جماران، جانکویلین هیل از چهرههای رسانهای آمریکا و مجری پادکست Explain It to Me در یادداشتی برای مجله «ووکس» نوشت: چند هفته پیش، کاری را انجام دادم که سعی میکنم حداقل ماهی یکبار تکرارش کنم: به جای دنبال کردن آنلاین مراسم، به صورت حضوری به کلیسایی رفتم که در آن عضویت دارم.
در دوران کودکی و نوجوانی من، کلیسا بخش جداییناپذیر و ثابتی از زندگیام بود؛ آن هم نه فقط روزهای یکشنبه. پدرم کشیش است، بنابراین، برای من کاملاً عادی بود که غروبِ یک روزِ وسطِ هفته، در دفتر کار پدرم بنشینم و تکالیف مدرسهام را انجام دهم، در حالی که صدای تمرین گروه کر از بیرون به داخل اتاق سرازیر میشد. کلیسا نهادی بود که به شخصیت من شکل داد: جایی بود که خیلی از دوستانم را در آن پیدا کردم، اولین تجربهی سخنرانی در جمع را به من چشاند، و از آنجا که کشیشهای مذهب ما مدام از کلیسایی به کلیسای دیگر منتقل میشوند، حتی تعیین میکرد که در کدام شهر زندگی کنیم و به کدام مدرسه بروم.
وقتی بچه بودم، طبیعتاً کنترل چندانی روی رفتن یا نرفتنم به کلیسا نداشتم. اگر یکشنبه به کلیسا نمیرفتم، معنایش این بود که هفتهی بعد از گشتوگذار و وقتگذرانی با دوستان خبری نیست. ترجیعبند همیشگی مادرم این بود: «اگر نمیتوانی برای خداوند وقت بگذاری، چطور میخواهی برای کارهای دیگر وقت پیدا کنی؟»
اما حالا دیگر انتخاب با خودم است. از شنیدن سرودهایی که موسیقی متنِ بخش بزرگی از دوران کودکیام بودند، لذت میبرم. دوست دارم با افرادی که هفته به هفته در آنجا میبینم، احوالپرسی کنم. همچنین تفسیری را که هر یکشنبه از کتاب مقدس بر اساس «الهیات رهاییبخش سیاهپوستان» میشنوم، دوست دارم.
و آنطور که مشخص شده، این تجربه فقط منحصر به من نیست. همانطور که در آخرین قسمت پادکست تعاملیِ واکس یعنی «این را برایم توضیح بده» بحث کردیم، نسل زد در چند سال گذشته تمایل فزایندهای به دین نشان داده است؛ پدیدهای که برخی از روندهای اخیر را معکوس میکند و کارشناسان در تلاش برای یافتن پاسخی برای آن هستند.
دگرگونی در سیمای دینداری در آمریکا
این تحولی است که «رایان برژ» به دقت زیر نظر داشته است. او به مدت ۲۰ سال کشیش باپتیست بود و در حال حاضر به عنوان دانشیار علوم سیاسی در دانشگاه ایلینوی شرقی فعالیت میکند.
برژ به این دلیل از حرفه کشیشی دست کشید که میزان حضور مردم در کلیسایش رو به کاهش بود؛ اعضا در حال پیر شدن بودند و جوانان زیادی وجود نداشتند تا کلیسا را زنده نگه دارند.
برژ به من گفت: «تقریباً هر سال انتظار دارید که [سهم مسیحیان در کشور] یک یا دو درصد نسبت به سال قبل کمتر شود. اگر به اوایل دهه ۱۹۰۰ برگردیم، هر نسل نسبت به نسل قبل از خود کمتر مسیحی بوده است و نکته شگفتانگیز این است که این روند نزولی بسیار یکنواخت و مستمر بوده است.»
اما به گفته برژ، اکنون نه تنها آن روند کاهشی متوقف شده، بلکه «بر اساس برخی شاخصها، دادهها نشان میدهند که جوانان امروز در مقایسه با نسل هزاره، بیشتر احتمال دارد که به صورت هفتگی در مراسم مذهبی شرکت کنند. این یک اتفاق بزرگ است؛ ما پیش از این هرگز چنین چیزی را ندیده بودیم. ما همیشه فرض را بر این میگذاشتیم که دینداری به افول خود ادامه خواهد داد، اما به نظر نمیرسد این فروکش ادامه داشته باشد.»
وقتی از شنوندگان پادکست خودمان درباره تجربیاتشان در مواجهه با معنویت پرسیدیم، با طیف وسیعی از پاسخها روبرو شدیم.
یکی از شنوندگان به ما گفت: «من با رفتن به کلیسا بزرگ نشدم. خانوادهام وقتی کوچکتر بودم هرگز به کلیسا نمیرفتند، اما من همیشه سوالاتی داشتم و احساس میکردم چیزی بزرگتر در این دنیا وجود دارد. بنابراین، به محض اینکه توانستم رانندگی کنم، خودم به کلیسا رفتم و شروع به جستجوی آن پاسخها کردم.»
شنونده دیگری که خود را یک «کاتولیک مادرزاد» توصیف میکرد و دوباره به آغوش دین بازگشته بود، در تماس با ما گفت: «من درک میکنم که چرا بسیاری از جوانان در واقع به دین بازمیگردند؛ دلیلش این است که پناهگاه دیگری وجود ندارد تا از طریق آن بفهمند کجای این زندگی میلنگد.»
چرا دین در حال احیاء شدن است؟
بنابراین، چه چیزی پشت این تکانه و افزایش ناگهانی قرار دارد؟ فرضیههای متعددی در این باره مطرح است.
برژ میگوید: «جوانی یعنی طغیان علیه والدین. در نسل من، این طغیان به این شکل بود که مثلاً میگفتند: “اوه، من در یک محیط بسیار سختگیر کاتولیک یا اوانجلیست بزرگ شدهام، پس آتئیست (خداناباور) میشوم.” این سرکشترین کاری بود که میتوانستید انجام دهید. اما تصور کنید اگر شما یک آتئیست نسل دوم یا نسل سوم باشید؛ میدانید سرکشترین کاری که میتوانید انجام دهید چیست؟ این است که ارتدکس یا کاتولیک شوید.»
عنصر جنسیت نیز میتواند در این میان نقش داشته باشد. در طول تاریخ، همواره آمار زنان در شرکت منظم در مراسم کلیسا بیش از مردان بوده است، اما ما این الگو را در نسل زد نمیبینیم. به گفته برژ، کلیسای کاتولیک شاهد افزایش چشمگیر حضور مردان جوان است.
او میافزاید: «من تعجب میکنم اگر سیاست عامل این شکاف مذهبی در میان جوانان باشد. زنان جنبشهای “تایمز آپ” و “می تو” را داشتند… فکر میکنم بسیاری از مردان احساس میکنند نادیده گرفته میشوند. و اگر به یک کلیسای کاتولیک بروید، آنجا یکی از معدود مکانهایی در جامعه است که مردان در سلسلهمراتب آن، جایگاهی ممتاز دارند.»
این دیدگاهی است که اخیراً در جریان برگزاری یک گروه جوانان در کلیسای کاتولیک «سنت دومینیک» در سانفرانسیسکو نیز طنینانداز شد. در این گروه، تعداد مردان از زنان بیشتر است. کشیش «پاتریک ورنی» که مدیریت این گروه را بر عهده دارد، این تغییر رویکرد را تأیید میکند.
او گفت: «این وضعیت با آنچه همیشه در گذشته وجود داشته کاملاً متفاوت است. در گذشته همیشه تعداد زنان بیشتر از مردان بود. این روند خاصی که از آن صحبت میکنید، از یک منظر خاص در تاریخ بشریت و به طور قطع در تاریخ مسیحیت، کمنظیر و منحصربهفرد است.»