پایگاه علوم سیاسی خاورمیانه در تحلیلی، سیاست خارجی عمان را نمونهای کمنظیر از «میانجیگری فعال» در خاورمیانه دانسته و نوشته است که مسقط با وجود ضعف نظامی و مادی، توانسته با دکترین «دوستی با همه» و انعطافپذیری راهبردی، خود را به یکی از مسیرهای اصلی گفتوگو میان ایران، آمریکا و بازیگران منطقهای تبدیل کند.
به گزارش سرویس بینالمللل جماران، پایگاه علوم سیاسی خاورمیانه در تحلیلی، دکترین ویژه سیاست خارجی عمان را بررسی کرده و نوشته است که مسقط با وجود ضعف مادی و نظامی، توانسته با تکیه بر میانجیگری، بیطرفی فعال و انعطافپذیری راهبردی، خود را به یکی از بازیگران جایگزینناپذیر دیپلماسی در خلیج فارس تبدیل کند.
این تحلیل با کالبدشکافی راز بقا و سیاست خارجی مسقط، عمان را نمونهای قابل توجه از نقض نظریههای سنتی روابط بینالملل میداند؛ کشوری که نشان داده ضعف نظامی و مادی، لزوماً به معنای وابستگی، انفعال یا حذف از معادلات منطقهای نیست.
بر اساس این گزارش، عمان نهتنها یک بازیگر بیطرف سنتی نیست، بلکه با اتکا بر «قدرت میانجیگری رابطهای»، خود را به شریانی حیاتی در جغرافیای سیاسی خلیج فارس تبدیل کرده است؛ شریانی که در بزنگاههای بحرانی، هم برای واشنگتن و هم برای تهران اهمیت پیدا میکند.
نویسنده، تحولات سال ۲۰۲۶ را بزرگترین آزمون برای «ابهام راهبردی» سلطان هیثم بن طارق میداند. آغاز جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران در ۲۸ فوریه، شوک عمیقی به کشورهای خلیج فارس وارد کرد؛ کشورهایی که احساس کردند واشنگتن پیش از تهاجم با آنها مشورت نکرده و در برابر حملات موشکی تهران نیز قادر به حفاظت از دیتاسنترها و پالایشگاههایشان نبوده است.
در این میان، خشم پنهان مسقط زمانی علنی شد که بدر البوسعیدی، وزیر خارجه عمان، در شبکه X نوشت: «من مأیوس شدم... از آمریکا میخواهم بیشتر از این غرق نشود؛ این جنگ شما نیست!» این موضع، بهزعم نویسنده، نشان داد که واشنگتن از مذاکرات مسقط به عنوان «پوشش دیپلماتیک» برای آغاز یک جنگ انتخابی استفاده کرده است.
بخش دیگری از تحلیل، به مقایسه عمان با کویت و اردن اختصاص دارد. اگرچه هر سه کشور کوچک، هزینه ماجراجوییهای آمریکا را با تهدید حاکمیت خود پرداختهاند، اما عمان به دلیل میزبانی کمتر از نیروهای آمریکایی، کمتر هدف حملات قرار گرفت.
مسقط همچنین با رد عضویت در «شورای صلح غزه» به ریاست ترامپ و امتناع از ورود به «پیمان ابراهیم»، بر اصول سیاست خارجی خود پافشاری کرد. بدر البوسعیدی نیز صراحتاً اعلام کرده است که هدف جنگ غزه، تغییر نقشه منطقه و تحمیل دستورکار عادیسازی است و عمان هرگز بدون تشکیل دولت مستقل فلسطین، رژیم صهیونیستی را به رسمیت نخواهد شناخت.
با این حال، نویسنده به محدودیتهای این دکترین نیز اشاره میکند. به باور او، عمان «قدرت اقناع و تسهیل» دارد، اما فاقد ابزار فشار یا پاداش مادی برای جلب همکاری انصارالله در یمن یا مهار ماشین جنگی آمریکا است. فشار ترامپ در سال ۲۰۲۶ نیز عملاً عمان را از یک «تسهیلکننده پنهان» به یک «میانجی علنی» در رم و ژنو تبدیل کرده است؛ وضعیتی که مسئولیت نتایج را بر دوش مسقط سنگینتر میکند. این همان چالشی است که پیشتر برای ترکیه در سال ۲۰۰۷ و قطر در سال ۲۰۲۳ نیز ایجاد شده بود.
در جمعبندی این تحلیل آمده است که راز بقای مسقط در خاورمیانه دوقطبیشده پس از ۲۰۲۶، دکترین «دوستی با همه» است؛ دکترینی که به عمان امکان داده بدون تکیه بر قدرت نظامی، نقش خود را در معماری دیپلماتیک منطقه حفظ کند.
بر اساس این گزارش، با وجود تأیید وزیر ترابری عمان در ۸ آوریل مبنی بر عدم وضع عوارض ترانزیتی در تنگه هرمز بر اساس قوانین بینالمللی، مسقط همچنان تنها پلی است که واشنگتن و تهران برای خروج از «دیستوپیای جنگ» به آن نیاز دارند.
درس عمان برای سایر کشورهای کوچک منطقه این است که ثبات، الزاماً محصول قدرت نظامی نیست؛ بلکه میتواند ثمره انعطافپذیری راهبردی و تبدیل جغرافیا به فرصتی دائمی برای گفتوگو باشد.