میان مقامات ارشد، از جمله مشاوران نزدیک به ترامپ و معاون او جی. دی. ونس، تفاوتهایی در دیدگاهها وجود دارد. ونس بهعنوان جانشین احتمالیِ ترامپ تلقی میشود و مسئولیتهای مرتبط با انجام امور دیپلماتیک حساسی را که به پروندهٔ ایران مربوط است، بر عهده دارد.
به گزارش جماران، سارا باکستر، مدیر مرکز ماری کالوین برای گزارشهای بینالمللی، توجه خود را به افزایش بیثباتی سیاسی در ایالات متحده معطوف کرده است؛ موضوعی که با نگرانی فزاینده درباره آیندهی دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا همراه شده و در عین حال، شکافی آشکار در اردوگاه سیاسی شناختهشدهی او که با جنبش «ماگا» (MAGA) گره خورده، دیده میشود.
او در مقالهای در وبسایت آیپیبر (IPeiber) مینویسد بحث درباره امکان فعالسازی «متمم بیستوپنجم قانون اساسی آمریکا» برای برکناری رئیسجمهور، به دلیل ملاحظات مربوط به توانایی ذهنی یا سلامت جسمی، دیگر صرفاً یک بحث نظری نیست؛ بلکه به بخشی از جدال سیاسی در واشنگتن تبدیل شده است؛ هرچند اجرای آن در واقعیت بسیار دشوار به نظر میرسد و تا حدی شبیه به «کودتای سیاسی» تلقی میشود.
این نویسنده همچنین به درگیری داخلی رو به تشدید میان اعضای جناح راستِ افراطیِ طرفدار ترامپ اشاره میکند. طبق گفته او، برخی از چهرههای اثرگذار و شخصیتهای رسانهای نزدیک به این جریان مانند تاکر کارلسون، کَندیس اوونز، میگین کلی و الکس جونز پس از آنکه پیشتر از برجستهترین حامیان ترامپ بودند، اکنون انتقادهای تندی را علیه رئیسجمهور مطرح کردهاند و حتی درباره توانایی او برای رهبری نیز تردید کردهاند.
او معتقد است این تغییر نشاندهندهی آغاز فروپاشی ائتلاف رسانهای و مردمیای است که یکی از مهمترین منابع قدرت سیاسی ترامپ را تشکیل میداد؛ در حالی که ترامپ همزمان درگیر «نبردی تدافعی» برای حفظ تصویر خود به عنوان یک رهبرِ قاطعِ عقبنماندنی است و در پاسخ به منتقدانش با خشونت لفظی برخورد میکند و آنها را «ناموفق» و «بی عقل» توصیف میکند تا مبادا تصویر «فرد ضعیف» (البته منظور رئیسجمهوری که از نظر سیاسی رو به افول است) تثبیت شود.
این رویاروییهای علنی طبق مقاله حجمِ افزایشیابندهٔ انزوا را نشان میدهد که ترامپ در عرصه سیاسی خود با آن روبهروست؛ حتی در داخل دولتش. همچنین این موضوع از تنشهای گستردهتر در مؤسسات حکومتی حکایت دارد؛ بهگونهای که گفته میشود برخی مسئولان نظامی و سیاسی بهصورت داخلی دربارهٔ پیامدهای جنگ با ایران گفتوگو میکنند؛ در حالیکه اختلاف نظرهایی دربارهٔ برآوردهای اطلاعاتی و نقش آمریکا در تشدید بحران وجود دارد.
پس از ترامپ
باکستر همچنین اشاره کرد که میان مقامات ارشد، از جمله مشاوران نزدیک به ترامپ و معاون او جی. دی. ونس، تفاوتهایی در دیدگاهها وجود دارد. ونس بهعنوان جانشین احتمالیِ ترامپ تلقی میشود و مسئولیتهای مرتبط با انجام امور دیپلماتیک حساسی را که به پروندهٔ ایران مربوط است، بر عهده دارد.
در پسزمینهی این صحنه، بحث دربارهی کاهش نسبیِ محبوبیت ترامپ بر اساس نظرسنجیها مطرح میشود؛ همچنین شایعههایی دربارهی وضعیت سلامت او و تواناییهای ذهنیاش دستبهدست میشود. این عوامل، همان چیزهایی هستند که مخالفان و برخی منتقدان او در درون اردوگاه خودش از آنها برای تردیدافکنی دربارهی تداوم حضور سیاسیاش استفاده میکنند.
اینکه «ترامپ عزل شود» در شرایط کنونی چندان واقعبینانه به نظر نمیرسد، اما بهوضوح نشان میدهد فضای سیاسی در ایالات متحده بهتدریج در حال آمادهسازی برای احتمالِ انتقال قدرت است.
این مقاله معتقد است که این دادهها، حتی اگر تا حدی اغراقآمیز یا غیرقابلتأیید باشند، به تقویت بحثها دربارهی «بعد از ترامپ» در محافل سیاسی و رسانهای کمک میکنند.
در پایان، نویسنده تصویری از یک مرحلهی سیاسیِ پرتنش ارائه میدهد؛ مرحلهای که در آن تعارضها و کشمکشهای درون اردوگاه ترامپ با فشارهای خارجی و بحرانهای بینالمللی همپوشانی پیدا میکند و همین امر باعث میشود آیندهی رهبری آمریکا بیش از پیش محل جدل قرار گیرد؛ حتی در میان گروههایی که زمانی از پرشورترین حامیان رئیسجمهور به شمار میرفتند.