اندیشکده «مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی» (CSIS): ایران در جنگ رمضان با کنار گذاشتن الگوی «پاسخ محدود»، به سمت تصعید گسترده و چندلایه حرکت کرده است؛ راهبردی که با هدف احیای بازدارندگی، تحمیل هزینه به رقبا و تثبیت جایگاه تهران در نظم نوظهور منطقه دنبال می‌شود، اما در عین حال می‌تواند خاورمیانه را وارد چرخه‌ای از بی‌ثباتی و جنگ فرسایشی کند.

سرویس بین‌الملل جماران: انتقام تهاجمی ایران علیه حملات آمریکا و اسرائیل، استراتژی جنگی تهران را برجسته می‌کند: اجتناب از انتقام سنجیده در برابر تشدید لجام‌گسیخته تنش. ایران قصد دارد بازدارندگی را احیا و جایگاه جمهوری اسلامی را در نظم نوظهور منطقه تضمین کند. ایران از همان روز اول قصد خود را برای گسترش و تعمیق درگیری نشان داد و رویکرد بی‌سابقه آن می‌تواند سناریوهای تشدید چندگانه با تأثیرات منطقه‌ای و جهانی قابل توجه را برانگیزد.

با اقدام زودهنگام و بزرگ، به نظر می‌رسد ایران درس‌هایی از درگیری‌های قبلی آموخته است. ایران و اسرائیل ابتدا در سال ۲۰۲۴ از مرز درگیری آشکار عبور کردند و در آوریل و اکتبر درگیری‌های مستقیمی داشتند. سپس، ایالات متحده در جنگ ژوئن ۲۰۲۵ به اسرائیل پیوست. این درگیری‌ها با تشدید محدود، تلافی‌جویانه، مدت زمان کوتاه و پایان از پیش تعیین‌شده مشخص شدند. این بار متفاوت است. حتی قبل از شروع درگیری، تهران اعلام کرد که جنگ دوازده روزه را تکرار نخواهد کرد. ایران که با تهدید براندازی مواجه است و مصمم به جلوگیری از حملات آینده است، به نظر می‌رسد که به سمت تشدید بی‌حد و حصر تنش‌ها روی آورده است.

نقشه‌های جنگی تهران شامل تشدید افقی - گسترش دامنه جغرافیایی جنگ - و تشدید عمودی است که از طریق انتخاب اهداف، تاکتیک‌ها و سلاح‌ها، درگیری را تشدید می‌کند. با توجه به خطرات حیاتی - حمله اولیه ایالات متحده و اسرائیل منجر به کشته شدن رهبر معظم انقلاب و چندین مقام ارشد شد - تهران به دنبال تحمیل هزینه‌های هنگفتی بر منطقه، ایالات متحده و اقتصاد جهانی است تا بازدارندگی ایجاد کند و از حملات آینده اسرائیل یا ایالات متحده جلوگیری کند. تلاش‌های ایران برای مین‌گذاری تنگه حیاتی هرمز - که یک پنجم تجارت نفت جهانی از آن عبور می‌کند - بر استراتژی بی‌قید و شرط تهران تأکید می‌کند و به طور بالقوه شریان اقتصادی خود را خفه می‌کند تا عرضه نفت جهان را خفه کند.

استراتژی تشدید تنش ایران را می‌توان به دو جزء کلیدی تقسیم کرد: تشدید افقی و عمودی. این کشور در روزهای اولیه درگیری، هر دو نوع تشدید درگیری را با قدرت دنبال کرد و با ورود به هفته سوم درگیری، همچنان به صورت عمودی تشدید می‌شود. بررسی پیشرفت ایران در این «نردبان‌های تشدید» هم سرعت و هم شدت تشدید آن را برجسته می‌کند.

تشدید افقی: گسترش جنگ در سراسر منطقه

کمتر از ۲۴ ساعت پس از جنگ، ایران عرصه جغرافیایی درگیری را گسترش داد و به اسرائیل، پنج کشور شورای همکاری خلیج فارس، اردن، سوریه و عراق حمله کرد. تا ۵ مارس، ایران ۱۴ کشور را درگیر کرده بود، جبهه دومی را در لبنان باز کرده بود و کشورهایی را تا قبرس و آذربایجان هدف قرار داده بود. یک موشک بالستیک ایرانی، پدافند هوایی ناتو در ترکیه را هدف قرار داد.

تشدید افقی ایران در طول چند صد مایل بی‌سابقه است و استراتژی تهران برای شعله‌ور کردن درگیری در سراسر منطقه برای ایجاد ترس گسترده و اساساً تبدیل خاورمیانه به «منطقه ممنوعه» را برجسته می‌کند. رهبر جدید، در اولین بیانیه خود تهدید کرد که «جبهه‌های دیگری» در جنگ باز خواهد کرد و بر نیات تهران برای گسترش بیشتر درگیری تأکید کرد.

تشدید عمودی: گسترش اهداف و افزایش خطرات

ایران از اولین تلافی خود، با گسترش اهداف فراتر از سایت‌های آمریکایی و اسرائیلی برای هدف قرار دادن زیرساخت‌های غیرنظامی و حمل و نقل خلیج فارس، صعود خود را در نردبان تشدید عمودی آغاز کرد. این اهداف غیرنظامی شامل ساختمان‌های آپارتمانی، مراکز خرید و هتل‌ها و - از همه مهم‌تر - مراکز اصلی حمل و نقل هوایی، از جمله دبی و دوحه بود. یک روز بعد، تهران به حمله به اهداف زیرساخت‌های انرژی خلیج فارس در عربستان سعودی و قطر پیشروی کرد - که نشان دهنده تشدید بیشتر تشدید حملات است. ایران با ایجاد اختلالات در بازار جهانی انرژی، در دو هفته گذشته کارزار خود را عمیق‌تر کرده و اهداف انرژی را به تانکرهای نفتی و بنادر گسترش داده و تنگه استراتژیک هرمز را عملاً بسته است. همچنین به مراکز داده حمله کرده و تهدید کرده است که به بخش بانکی و شرکت‌های فناوری آمریکایی - که پایه و اساس روابط اقتصادی در حال تحول ایالات متحده و خلیج فارس هستند - حمله خواهد کرد.

با این حال، تشدید تنش‌های عمودی ایران در خلأ رخ ​​نمی‌دهد؛ می‌توان آن را پاسخی به حملات ایالات متحده و اسرائیل دانست. این کشور گاهی اوقات رویکرد «چشم در برابر چشم» را اتخاذ کرده است. به عنوان مثال، پس از آنکه ایران، ایالات متحده را به هدف قرار دادن یک کارخانه آب شیرین‌کن متهم کرد، تهران روز بعد با هدف قرار دادن یک کارخانه آب شیرین‌کن در بحرین، به آن پاسخ داد. این حوادث با توجه به وابستگی منطقه به کارخانه‌های آب شیرین‌کن برای آب آشامیدنی، نشان‌دهنده جهشی شدید در تشدید تنش‌ها است که در صورت ادامه این روند، می‌تواند تأثیرات فاجعه‌بار انسانی داشته باشد.

پویایی تشدید تنش‌ها قطعاً دو جهت دارد. بمباران جزیره خارک - پایانه کلیدی صادرات نفت ایران - توسط ایالات متحده، نشان‌دهنده تشدید تنش‌های عمودی قابل توجه توسط ایالات متحده است. این حمله که احتمالاً در پاسخ به تلاش‌های ایران برای مین‌گذاری تنگه هرمز انجام شده است، نشان‌دهنده تمایل ایالات متحده برای هدف قرار دادن قلب تولید نفت ایران است.

بسیج متحدین منطقه‌ای نمونه دیگری از تشدید عمودی تنش‌ها توسط ایران است. اگرچه استفاده ایران از نیروهای متحد چیز جدیدی نیست، اما تصمیم حزب‌الله در ۲ مارس برای پرتاب پهپاد و موشک به سمت اسرائیل، نشان‌دهنده‌ی فاصله‌ی آشکار آن با موضع اخیرش بود. حزب‌الله در طول جنگ دوازده روزه ژوئن ۲۰۲۵ از حمله به اسرائیل خودداری کرد. این حزب علی‌رغم حملات تقریباً روزانه‌ی اسرائیل به لبنان، تا حد زیادی به آتش‌بس شکننده‌ی نوامبر ۲۰۲۴ بین اسرائیل و لبنان احترام گذاشته بود. مداخله‌ی حزب‌الله در ۲ مارس، جنگ را به طرز چشمگیری گسترش داد و باعث حمله‌ی گسترده‌ی اسرائیل شد که به نظر می‌رسد در روزهای آینده تشدید خواهد شد. در حالی که حوثی‌ها، یکی دیگر از متحدین منطقه‌ای مهم ایران، در این درگیری مشارکت نکرده‌اند، ایران هنوز می‌تواند به دنبال فعال کردن آنها باشد.

 

جنگ می‌تواند به کجا برود؟

با ورود جنگ با ایران به هفته‌ی سوم خود، سناریوهای مختلف تشدید تنش محتمل است، بدون هیچ گونه راه فراری:

تشدید تنش مستقیم: این سناریو شامل تشدید تنش مداوم، هرچند تدریجی، خواهد بود که با دوره‌های سکون در درگیری مشخص می‌شود. هر دو طرف آمریکایی-اسرائیلی و ایرانی درگیر اقدامات مختلفی برای تشدید تنش خواهند شد، انتخاب اهداف را گسترش می‌دهند و تاکتیک‌های جدیدی را به کار می‌گیرند که نتیجه نهایی آن، پیشبرد درگیری در مسیر تشدید تنش خواهد بود. این درگیری همچنان تأثیرات مخربی در بازارهای جهانی ایجاد خواهد کرد و همچنین سفر و تجارت در خاورمیانه را به خطر خواهد انداخت.

تشدید تصاعدی: این سناریو با تشدید فزاینده‌ای باعث درگیری‌های جدید (مثلاً لبنان) یا ایجاد تأثیرات ناخواسته (مثلاً شورش داخلی) می‌شود که پویایی‌هایی کنترل نشده به خود می‌گیرند. درگیری در لبنان نمونه بارزی از این سناریو است. در حالی که جنگ لبنان نتیجه مستقیم جنگ با ایران است، در مسیر جداگانه‌ای قرار دارد که می‌تواند منجر به تشدید تنش‌های فرعی اضافی شود. این موارد از آوارگی گسترده منجر به تنش‌های فرقه‌ای محلی گرفته تا یک جنگ داخلی بالقوه متغیر است. پیامدهای ناخواسته نیز بسیار زیاد است. تظاهرات پراکنده و کوچک جاری در بحرین با اکثریت شیعه می‌تواند به یک قیام توده‌ای بزرگتر، مشابه اعتراضات گسترده سال ۲۰۱۱، تبدیل شود. این سناریو نه تنها منجر به اختلال پایدار در بازار می‌شود، بلکه می‌تواند اثرات ناشناخته مرتبه دوم و سوم را نیز تسریع کند. به عنوان مثال، ورود حوثی‌ها به این درگیری می‌تواند منجر به مسدود شدن باب المندب، دیگر گلوگاه استراتژیک منطقه، شود و با محاصره ناوبری دریای سرخ، در کنار انسداد خلیج فارس، «طوفانی تمام عیار» از اختلال در انرژی ایجاد کند.

تشدید نامتقارن: یک ایران ضعیف، که تا حد زیادی از قابلیت‌های موشکی خود محروم شده است، همچنان از طریق حملات پهپادی به ویرانی ادامه خواهد داد. قابلیت‌های پهپادی ایران احتمالاً بسیار مقاوم‌تر و خنثی‌سازی کامل آن، اگر غیرممکن نباشد، بسیار دشوارتر خواهد بود. پهپادها که نسبتاً ارزان و آسان برای ساخت هستند، از جمله در تأسیسات تولیدی سیار، دستگاه‌های انفجاری دست‌ساز این جنگ هستند - که می‌توانند با هزینه کم خسارات و اختلالات قابل توجهی ایجاد کنند. برخلاف بمب‌های کنار جاده‌ای در جنگ‌های عراق و افغانستان، پهپادها به طرز ویرانگری مؤثر هستند، به خصوص علیه اهداف نرم. حتی یک ایران به شدت ضعیف نیز می‌تواند با استفاده از این سلاح‌های نامتقارن، به ویژه به شیوه‌هایی که بازارهای جهانی و کشتیرانی را مختل می‌کند، درگیری را تشدید کند. این سناریو، ادامه بی‌ثباتی منطقه‌ای را تضمین می‌کند و مانع تلاش‌ها برای تثبیت منطقه و بازارهای جهانی می‌شود.

جایگاه ایران در نظم نوظهور خاورمیانه

شاید برخلاف انتظار، استراتژی تشدید تنش ایران همچنین به دنبال تضمین جایگاه ایران در نظم نوظهور خاورمیانه باشد. تهران بدون شک همسایگان عرب خود را خشمگین کرده و بی‌اعتمادی آنها را عمیق‌تر کرده است، اما پاسخ تهاجمی آن همچنین یادآوری می‌کند که ایران بخشی از منطقه است. همانطور که بسیاری از مقامات و تحلیلگران خلیج فارس به طور خصوصی ابراز تاسف می‌کنند، ایران برای همیشه همسایه آنها خواهد بود. در حال حاضر، دولت‌های خلیج فارس که در "سناریوی کابوس" خود زندگی می‌کنند، باید راهی برای پیشرفت پیدا کنند که حضور منطقه‌ای پایدار ایران را به رسمیت بشناسد. ایران با هدف قرار دادن خلیج فارس که بیشترین آسیب را به آن وارد می‌کند - زیرساخت‌های درخشان، معماری هوش مصنوعی رو به رشد و تولید انرژی ثروت‌زا - ضرورت وجودی منطقه برای تنوع اقتصادی را به خطر انداخته و خلیج فارس را مجبور کرده است که سهام ایران را در نظر بگیرد - شاید یک طرح اخاذی در مقیاس بزرگ باشد، اما طرحی که باید از نزدیک مورد توجه قرار گیرد.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.