در حالی که توجه جهان به جنگ ایران معطوف شده است، برخی تحلیلگران هشدار میدهند که یکی از بزرگترین برندگان اقتصادی این درگیری میتواند روسیه باشد. افزایش تنشها در خاورمیانه و نگرانی از اختلال در صادرات نفت خلیج فارس باعث جهش قیمت نفت شده و این وضعیت فرصتی برای مسکو فراهم میکند تا نفت تحریمشده خود را با قیمتهای بالاتر به بازار جهانی بازگرداند و بخشی از فشار تحریمهای غرب را جبران کند.
به گزارش سرویس بینالملل جماران، آتلانتیک نوشت: در حالی که همه نگاهها به جنگ ایران دوخته شده است، ایالات متحده و متحدان غربی آن نمیتوانند از روسیه چشمپوشی کنند. حملات مداوم ایالات متحده و اسرائیل به ایران، همراه با تهدیدهای ایران برای بستن تنگه هرمز و حملات آن به زیرساختهای انرژی و نظامی در سراسر خاورمیانه، منجر به افزایش شدید قیمت نفت شده است. برخی از تحلیلگران هشدار میدهند که در صورت اختلال طولانی مدت در صادرات نفت از خلیج فارس، قیمت نفت میتواند به صد دلار در هر بشکه افزایش یابد. روسیه که همه اینها را تماشا میکند، مشتاق است صدها میلیون بشکه نفت تحریم شدهای را که در حال حاضر در تانکرهای ذخیره در دریا دارد، بفروشد.
افزایش قیمت نفت
قیمتهای آتی نفت از زمان آغاز جنگ در نوسان بوده است. روز سهشنبه، نفت خام برنت تقریباً ۸۴ دلار در هر بشکه معامله شد که بالاترین قیمت آن از ژوئیه ۲۰۲۴ است. در حالی که به نظر میرسد این افزایش در حال کاهش است، قیمت نفت در این هفته ۱۵ درصد افزایش یافته است. بسیاری از تحلیلگران پیشبینی میکنند که هر چه درگیری طولانیتر شود و خطرات برای تنگه هرمز و زیرساختهای انرژی خلیج فارس ادامه یابد، احتمال افزایش بیشتر قیمتها بیشتر میشود.
پیامدهای اقتصادی جهانی مرتبط با قیمت بالای نفت وجود دارد، از جمله تورم بالاتر، تأثیرات منفی بر بازارها و افزایش قیمت در پمپ بنزینها و کالاهای عمومی. اما پیامدهای خاصتری نیز برای اقتصاد روسیه وجود دارد: قیمت بالاتر نفت میتواند به مسکو کمک کند تا با وجود تحریمهای سنگین، به تأمین مالی جنگ خود علیه اوکراین ادامه دهد. همانطور که سیاستگذاران در حال بررسی مراحل بعدی با ایران هستند، باید بر اجرای تحریمها علیه روسیه دو چندان کنند تا مانع از سود بردن مسکو از درگیری در ایران شوند.
فرصت روسیه
روسیه از زمان حمله تمام عیار به اوکراین در سال ۲۰۲۲، تحت فشار اقتصادی فزایندهای از سوی تحریمهای غرب قرار گرفته است. ایالات متحده و متحدانش تحریمها، کنترل صادرات، مسدود کردن داراییها، تعیین سقف قیمت نفت و سایر اقدامات اقتصادی محدودکننده را با هدف کاهش توانایی مسکو در تأمین مالی و تجهیز جنگ خود اعمال کردند. این فشار، به عنوان مثال، شامل تحریمهای ایالات متحده و بریتانیا علیه چهار شرکت بزرگ نفتی روسیه - روسنفت، لوکاویل، گازپروم نفت و سورگوتنفتگاز - و شرکتهای تابعه آنها، و همچنین تحریمهای ایالات متحده، بریتانیا و اتحادیه اروپا علیه «ناوگان سایه» تانکرهای نفتی روسیه و تسهیلکنندگانی است که امکان دور زدن تحریمهای روسیه را فراهم میکنند. این تحریمها، سقف قیمت شصت دلاری نفت روسیه که توسط گروه هفت اقتصادهای پیشرفته، در دسامبر ۲۰۲۲ تصویب شد را با محدود کردن بیشتر توانایی مسکو در فروش نفت خود و کاهش درآمد نفتی روسیه، گامی مهم به جلو برداشت.
با اعمال این تحریمها، اقتصاد روسیه به شدت ضربه خورده است. در حالی که کرملین به دنبال تغییر شکل اقتصاد روسیه به سمت حمایت از جنگ خود بوده است، درآمد آن از صادرات نفت کاهش یافته است. قبل از سال ۲۰۲۲، صادرات سوختهای فسیلی تقریباً ۴۰ درصد از بودجه فدرال روسیه را تأمین میکرد. در سال ۲۰۲۵، این میزان به ۲۵ درصد کاهش یافت. این کاهش درآمد به دلیل ترکیبی از مازاد جهانی نفت، قیمت پایین نفت و فشار اقتصادی غرب بود.
پس از آنکه کشورهای اروپایی به دلیل محدودیت قیمت و تحریمها، خرید نفت اورال روسیه را به تدریج متوقف کردند، چین و هند به واردکنندگان اصلی نفت روسیه تبدیل شدند. با این حال، در سال گذشته، پکن و دهلی نو به دلیل نگرانی از قرار گرفتن در معرض تحریمهای ثانویه ایالات متحده، تعرفهها و در مورد هند، مذاکرات تجاری دشوار با ایالات متحده، واردات نفت روسیه را کاهش دادند. چین با دور زدن تحریمهای ایالات متحده، به خرید نفت از ایران و ونزوئلا ادامه داد و واردات نفت بیشتری از عربستان سعودی را آغاز کرد. در همین حال، هند برای تأمین تقاضای داخلی خود، شروع به تأمین نفت بیشتر از ایالات متحده و کشورهای خلیج فارس کرد.
اما اکنون، با افزایش قیمت نفت و دشوارتر شدن انتقال نفت از خلیج فارس، مصرفکنندگان بزرگ نفت مانند چین و هند باید منابع خود را تقویت کنند. روسیه آماده و منتظر تقاضای جدید برای نفت خود است: روز چهارشنبه، الکساندر نواک، معاون نخست وزیر روسیه، گفت که روسیه «سیگنالهایی از علاقه مجدد از هند» دریافت میکند.
در ژانویه، اتحادیه اروپا و بریتانیا سقف قیمت نفت روسیه را به ۴۴.۱۰ دلار در هر بشکه کاهش دادند، اقدامی که با هدف محدود کردن بیشتر درآمد نفتی روسیه انجام شد. اما با توجه به قیمت نفت بالای ۸۰ دلار در هر بشکه در این هفته و انتظار بسیاری از تحلیلگران برای افزایش این قیمتها، ۴۴.۱۰ دلار در هر بشکه به تخفیف جذابی برای نفت در دسترس تبدیل میشود و به روسیه فرصتی برای افزایش فروش نفت میدهد.
واکنش غرب
در حالی که جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران در سراسر خاورمیانه گسترش مییابد، جنگ روسیه در اوکراین همچنان ادامه دارد. اگر روسیه بدون کنترل رها شود و تحریمها اعمال نشوند، روسیه ممکن است این فرصت را داشته باشد که خزانه خود را با درآمد نفتی پر کند. این امر اقتصاد رو به زوال روسیه را تقویت میکند، بودجه مورد نیاز آن را برای ادامه خونریزی در اوکراین فراهم میکند و اهرم ایالات متحده و غرب را در مذاکرات صلح تضعیف میکند. غرب نمیتواند اجازه دهد این اتفاق بیفتد.
ایالات متحده، اتحادیه اروپا، بریتانیا و ائتلاف گستردهتر تحریمهای گروه هفت باید اجرای تحریمهای موجود خود علیه روسیه را اکنون تشدید کنند. این باید شامل اعمال تحریمهای اضافی بر بخش انرژی روسیه، از جمله شرکتهای نفتی، پالایشگاهها، بنادر و مؤسسات مالی که در حال حاضر تحریم نشدهاند و معاملات نفت و گاز را تسهیل میکنند، باشد.
علاوه بر این، ایالات متحده باید تحریمهای ناوگان سایه خود را با تحریمهای اتحادیه اروپا و بریتانیا هماهنگ کند. هماهنگسازی یا تطبیق تحریمها با متحدان، دامنه این ابزار را در سراسر حوزههای قضایی گسترش میدهد و فرار از تحریمها را کاهش میدهد. متحدان علاوه بر تعیین کشتیهای ناوگان سایه، باید عملیات توقیف آنها را گسترش دهند. این توقیفها سود روسیه از نفت تحریمشده را کاهش میدهد و پیام روشنی ارسال میکند که دور زدن تحریمها تحمل نخواهد شد. علاوه بر این، این عملیاتها کشتیهای خطرناک و نامناسب برای دریانوردی را از آب خارج میکنند و از حوادث احتمالی زیستمحیطی و دریایی و همچنین خطرات احتمالی امنیت ملی مانند قطع کابلهای زیر دریا جلوگیری میکنند.
فراتر از نفت، شرکای غربی باید تحریمهایی را علیه بخش گاز طبیعی مایع روسیه نیز دنبال کنند، به ویژه اکنون که ظرفیت قطر در نتیجه جنگ در ایران تعطیل شده است. صادرات گاز قطر ۲۰ درصد از عرضه جهانی را تشکیل میدهد. در همین حال، روسیه همچنان چهارمین تأمینکننده بزرگ گاز مایع، پس از استرالیا، قطر و ایالات متحده است. با قطع شدن LNG قطر، روسیه، در صورت عدم کنترل، میتواند شکاف عرضه را پر کند. علاوه بر این، ایالات متحده، بریتانیا و اتحادیه اروپا باید برای چین و هند روشن کنند که تحریمهای مربوط به انرژی روسیه همچنان پابرجاست و رعایت آنها به نفع آنها خواهد بود.
هرچه اقتصاد روسیه ضعیفتر عمل کند، اهرم غرب در مذاکرات برای پایان دادن به جنگ مسکو در اوکراین بیشتر میشود. برای حفظ و تقویت این اهرم فشار بر روسیه، ایالات متحده و متحدانش باید تلاشهای تحریمی خود را افزایش دهند تا اطمینان حاصل شود که کرملین نمیتواند از افزایش فروش انرژی در نتیجه جنگ ایران، از نظر اقتصادی بهرهمند شود.