اندیشکده هادسون در تحلیلی به قلم «لوک کافی» مینویسد که جنگ اخیر میان ایران، آمریکا و اسرائیل بار دیگر نشان داد مسیرهای سنتی تجارت جهانی تا چه اندازه در برابر بحرانهای ژئوپلیتیکی آسیبپذیرند. با افزایش ناامنی در خلیج فارس، تهدید علیه تنگه هرمز و اختلال در خطوط هوایی و دریایی منطقه، مسیر ترانزیتی کریدور میانی (ترانسخزر) که از قفقاز جنوبی و دریای خزر عبور میکند، بهتدریج به یکی از گزینههای مهم برای حفظ جریان تجارت میان اروپا و آسیا تبدیل شده است.
سرویس بینالملل جماران: از حمله هوایی مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران بیش از یک هفته میگذرد، اما پیامدهای ژئوپلیتیکی آن از قبل احساس میشود. نبردها در منطقه نشان داده که مسیرهای تجاری و ترانزیتی چقدر در برابر خصومتها آسیبپذیر هستند. چه بسته شدن حریم هوایی باشد، چه ناتوانی فرودگاهها در فعالیت و تخلیه غیرنظامیان یا خطوط کشتیرانی که مورد مناقشه قرار گرفتهاند، این جنگ میتواند بر اقتصاد جهانی تأثیر بگذارد.
در عین حال، این درگیری همچنین یادآور اهمیت تنوعبخشی به مسیرهای تجاری و ترانزیتی، به ویژه ارزش استراتژیک مسیر حمل و نقل بینالمللی ترانس خزر است که معمولاً به عنوان کریدور میانی شناخته میشود. کریدور میانی که بین روسیه و ایران قرار دارد، از قفقاز جنوبی، دریای خزر و قلب آسیای مرکزی عبور میکند. در حالی که این مسیر قرنها برای اتصال بازارها مورد استفاده قرار گرفته است، در سالهای اخیر از نظر سرمایهگذاری و توجه، شاهد تجدید حیات بوده است.
برای مشاهده تأثیر درگیری فعلی، فقط باید به خدمات ردیابی پروازهای تجاری عمومی نگاهی انداخت. نگاهی به تمرکز نمادهای هوایی که از مسیرهای معمول خود در بالا و پایین خلیج فارس منحرف شده و در عوض از طریق قفقاز جنوبی و دریای خزر تغییر مسیر دادهاند، نشان میدهد که الگوهای هوانوردی جهانی چقدر سریع میتوانند در پاسخ به بیثباتی تغییر کنند. شرکتهای هواپیمایی، بیمهگران و شرکتهای کشتیرانی در حال انجام محاسبات آنی در مورد ریسک هستند. نتیجه، اتکای روزافزون به کریدورهایی است که از منطقه فوری خصومتها اجتناب میکنند.
در میانمدت، کریدور میانی احتمالاً به مسیری مهمتر برای جابجایی کالا تبدیل خواهد شد، به خصوص اگر خلیج فارس و سایر مسیرهای ترانزیت منطقهای همچنان به دلیل جنگ مختل شوند.
جذابیت این کریدور هم در جغرافیا و هم در ژئوپلیتیک آن نهفته است. از دریای بارنتس در شمال تا دریای عرب در جنوب، حدود ۵۰۰۰ کیلومتر فاصله وجود دارد، با این حال تنها حدود ۱۹۰ کیلومتر از آن میتواند برای حمل و نقلی که از روسیه و ایران عبور میکند، استفاده شود. این بخش باریک که به عنوان شکاف گنجه شناخته میشود، نام خود را از شهر تاریخی گنجه، دومین شهر بزرگ آذربایجان که در جاده ابریشم قرار دارد، گرفته است. این منطقه ممکن است یکی از مهمترین گلوگاههای تجاری در جهان باشد که اکثر مردم هرگز نام آن را نشنیدهاند.
افزایش اهمیت کریدور میانی در سالهای اخیر در ابتدا ناشی از واکنش به حمله روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲ بود. با اعمال تحریمهای بینالمللی بر مسکو، بسیاری از کشورها به دنبال مسیرهای تجاری بین اروپا و آسیا بودند که از قلمرو روسیه اجتناب کنند. همین منطق در مورد تحریمهای ایران نیز صدق میکرد. برای سیاستگذاران و مشاغل، تنوعبخشی نه تنها مطلوب، بلکه ضروری شد.
با این حال، اخیراً اهمیت کریدور میانی ابعاد دیگری به خود گرفته است. در دسامبر ۲۰۲۴، طبق گزارشها، یک هواپیمای تجاری آذربایجانی در بحبوحه فعالیت پهپادهای اوکراینی در منطقه، توسط سیستمهای دفاع هوایی روسیه بر فراز قفقاز شمالی مورد اصابت قرار گرفت. این هواپیما بعداً پس از انحراف از حریم هوایی روسیه در حادثهای که خطرات عملیات در آسمانهای مورد مناقشه را برجسته میکرد، سقوط کرد. این حادثه خطرات گستردهتری را که هوانوردی غیرنظامی در مناطقی که خصومتها فعال هستند، با آن مواجه است، برجسته کرد.
اکنون، در جنوب کریدور میانی، حملات هوایی بیوقفه و درگیریهای بعدی بر سر ایران، حمل و نقل هوایی و زمینی در منطقه را به طور فزایندهای خطرناک میکند. به این موارد، تهدیدهای مکرر ایران علیه تنگه هرمز و اختلالات مداوم ناشی از حملات حوثیها در تنگه باب المندب را اضافه کنید تا مشخص شود که چرا جذابیت کریدور میانی افزایش یافته است.
در هفته گذشته، کریدور میانی به چیزی بیش از یک مسیر ترانزیتی مهم تبدیل شده است. همچنین به عنوان یک کریدور بشردوستانه عمل کرده است. با توجه به اینکه فرودگاههای منطقهای به دلیل حملات پهپادی و موشکی به صورت دورهای بسته میشوند و با تغییر مسیر ترافیک هوایی تجاری به اطراف منطقه درگیری در ایران، کشورهای همسایه نقش حیاتی ایفا کردهاند.
ارمنستان، آذربایجان و ترکمنستان، که همگی با ایران هممرز هستند و به کریدور وسیعتر متصل هستند، تخلیه اتباع خارجی را تسهیل کردهاند. هزاران غیرنظامی تاکنون برای رسیدن به امنیت از این کشورها عبور کردهاند و در صورت ادامه خصومتها، ممکن است تعداد بیشتری نیز به دنبال آنها بروند. هیچ پیشبینیای وجود ندارد که چه زمانی کمپین هوایی علیه ایران پایان مییابد، چگونه به پایان میرسد یا منطقه پس از جنگ چگونه ظاهر خواهد شد. با این حال، صرف نظر از نتیجه، احتمالاً کریدور میانی به افزایش اهمیت منطقهای خود ادامه خواهد داد. تضمین بقای بلندمدت آن مستلزم اقدام در دو جبهه است.
اول، باید انعطافپذیری در زیرساختهای حمل و نقل که زیربنای این کریدور هستند، تقویت شود. جادهها، خطوط ریلی، بنادر و فرودگاهها در حال حاضر وجود دارند، اما نیاز به نوسازی و گسترش دارند. با توجه به اینکه ارمنستان و آذربایجان در آستانه عادیسازی روابط هستند، ارتباطات ترانزیتی جدید میتوانند به زودی آسیای مرکزی را مستقیماً به اروپا متصل کنند. مسیرهای اضافی احتمال افزونگی را کاهش داده و آسیبپذیری در برابر شکست را کاهش میدهند. دستیابی به این هدف مستلزم سرمایهگذاری قابل توجه دولتی و خصوصی از سوی کشورهای خارج از قفقاز جنوبی و آسیای مرکزی است که از تجارت امن در سراسر منطقه بهرهمند میشوند.
دوم، باید تمرکز جدیدی بر امنیت وجود داشته باشد. تاریخ نشان داده است که بیثباتی در یک کشور میتواند به سرعت از مرزها عبور کند. ظرفیت امنیت مرزی باید از طریق آموزش و کمکهای فنی افزایش یابد. قابلیتهای امنیت دریایی در دریای خزر، به ویژه در میان آذربایجان و قزاقستان، باید بهبود یابد، زیرا اگر نتوان از دریای خزر به طور ایمن عبور کرد، کریدور میانی وجود نخواهد داشت.
دفاع هوایی نیز به همان اندازه حیاتی است. آسمان بالای کریدور باید باز و امن باقی بماند. کشورهای واقع در مسیر این کریدور، بهتر است تجربیات اخیر کشورهای خلیج فارس در مقابله با موشکهای بالستیک و پهپادهای ایران و همچنین درسهای سخت اوکراین در زمینه تابآوری دفاع هوایی را مطالعه کنند.
در حالی که وضعیت نهایی جنگ در ایران همچنان نامشخص است، سیاستگذاران جهانی باید اکنون برای کاهش پیامدهای اقتصادی گستردهتر اقدام کنند. استفاده مداوم و ایمن از کریدور میانی، تمام اختلالات ناشی از درگیریهای منطقهای را حل نخواهد کرد. اما همانطور که رویدادهای اخیر نشان دادهاند، این کریدور به طور فزایندهای به یک جزء حیاتی از تابآوری تجارت جهانی تبدیل شده و دیگر نمیتوان آن را به عنوان یک عنصر حاشیهای برای اقتصاد جهانی در نظر گرفت.