سازمان ملل بهعنوان نهاد مسئول حفظ صلح و امنیت بینالمللی در حالی ۸۱ ساله میشود که آرمانهای منشور ملل متحد زیر فشار قانونگریزی و بیتوجهیهای بازیگران غربی بیش از هر زمان دیگری رنگ باخته است.
به گزارش جماران، پس از جنگ جهانی دوم، بسیاری از کشورها درپی ایجاد نظامی بودند که به پیشگیری از وقوع جنگهای بزرگ جدید و حلوفصل اختلافها از طریق مذاکره کمک کند؛ در سال ۱۹۴۵، نمایندگان ۵۰ کشور در سانفرانسیسکو گرد هم آمدند تا در کنفرانسی با هدف ایجاد یک سازمان بینالمللی جدید شرکت کنند.
آنها منشور سازمان ملل را تدوین کردند؛ سندی که اهداف بنیادین، اصول و ساختار این سازمان را تعیین میکرد؛ در ۲۶ ژوئن ۱۹۴۵ (۵ تیر ۱۳۲۴)، نمایندگان کشورها این منشور را امضا کردند و در ۲۴ اکتبر همان سال (۲ آبان ۱۴۰۵)، پس از تصویب توسط تعداد کافی از دولتها، منشور لازمالاجرا شد.
سازمان ملل با هدف حفظ صلح و امنیت بینالمللی، توسعه روابط دوستانه میان ملتها و ترویج پیشرفت اجتماعی، بهبود استانداردهای زندگی و حقوق بشر بنیان نهاده شد.
روز جهانی سازمان ملل که مصادف با ۲۴ اکتبر است، سالگرد روزی در سال ۱۹۴۵ را گرامی میدارد که منشور سازمان ملل در آن تاریخ لازمالاجرا شد و این سازمان بهصورت رسمی فعالیت خود را آغاز کرد؛ این روز از سال ۱۹۴۸ هر ساله گرامی داشته میشود.
اگرچه دستور کار این سازمان همچنان ثابت مانده و بر حلوفصل مناقشهها از طریق دیپلماسی، مبارزه با فقر و گرسنگی، ترویج حقوق بشر و رساندن کمکهای حیاتی به مردمی که تحت تاثیر درگیریها، بلایا و آوارگی قرار گرفتهاند، متمرکز است، اما عملکرد آن در سالهای اخیر در کانون توجه قرار گرفته است.
آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل، در آخرین پیام خود به مناسبت این روز در دوران تصدیاش، با بیان اینکه این سازمان نماد این اندیشه است که آینده بشریت به توانایی ما در همکاری با یکدیگر برای پیشبرد صلح، توسعه و حقوق بشر بستگی دارد، به چالشهای عمیقی اشاره کرد که جهان امروز با آنها روبروست؛ ازجمله درگیریها، بحران اقلیمی، افزایش نابرابریها و پیشرفتهای فناوری که با سرعتی فراتر از توانایی جهانیان برای مدیریت و نظارت بر آنها در حال وقوع هستند.
گوترش تصریح کرد: سازمان ملل بخش جداییناپذیری از تاروپود جهان ماست و امروز بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز داریم.
چرا سازمان ملل اهمیت دارد؟
نمادهای سازمان ملل شامل نقشه جهان و شاخههای زیتون است؛ نقشه جهان نشاندهنده گستره جهانی فعالیتهای این سازمان است و شاخههای زیتون نیز از دیرباز نماد صلح بودهاند؛ این نشان در ۷ دسامبر ۱۹۴۶ (۱۶ آذر ۱۳۲۵) به تصویب رسید؛ پرچم سازمان ملل نیز که دارای نشانی سفید بر زمینهای آبیرنگ است، در اکتبر ۱۹۴۷ انتخاب شد.
سازمان ملل ۶ زبان رسمی دارد: عربی، چینی، انگلیسی، فرانسوی، روسی و اسپانیایی؛ از این زبانها در جلسههای رسمی و برای تهیه اسناد استفاده میشود.
سازمان ملل یک نهاد بینالمللی است که در آن کشورها میتوانند درباره مشکلات مشترک گفتوگو کرده و به دنبال راهحلهایی برای آنها باشند؛ ازجمله اهداف اصلی این سازمان میتوان به حفظ صلح و امنیت بینالمللی، تقویت همکاری میان ملتها، حمایت از حقوق بشر و یاریرسانی به مردم در شرایط دشوار اشاره کرد.
این سازمان همچنین در حوزههایی همچون بهداشت عمومی، آموزش، امنیت غذایی، کاهش فقر و حفاظت از محیط زیست فعالیت میکند.
سازمان ملل یک دولت جهانی نیست و نمیتواند بهتنهایی تمام مناقشههای بینالمللی را حلوفصل کند؛ توانمندیهای این سازمان به اختیارات تعیینشده در منشور ملل متحد، تصمیمهای کشورهای عضو و تمایل کشورها به همکاری بستگی دارد.
در حال حاضر، این سازمان دارای ۱۹۳ کشور عضو است.
چالشهای پیش روی سازمان ملل کدامند؟
سازمان ملل در سال ۲۰۲۶، در حالی هشتادویکمین سالگرد خود را جشن میگیرد که با چالشهای جدی روبهروست که بسیاری از آنها ریشه در اقدامهای یکجانبه، کاهش بودجه و بیتوجهی به اصول منشور از سوی قدرتهای غربی، بهویژه آمریکا، دارد.
گوترش بارها هشدار داده که نقض نظاممند حقوق بینالملل توسط اعضای دائم شورای امنیت ازجمله قدرتهای غربی فضای مصونیت ایجاد و کار سازمان را فلج کرده است.
یکی از بزرگترین چالشهای سازمان ملل، بحران مالی عمیق است؛ گوترش هشدار داده که بدون بهبود وصول مطالبات، خطر ورشکستگی یا ناتوانی در اجرای بودجه وجود دارد.
این فشار مالی با اقدامهای یکجانبه نظامی و سیاسی همراه بوده که گوترش آنها را نقض قوانین بینالمللی دانسته است؛ در موارد متعدد، عملیات نظامی بدون مجوز شورای امنیت یا رضایت کشور مربوطه انجام شده است؛ برای مثال، تجاوز نظامی آمریکا برای دستگیری نیکلاس مادورو در ونزوئلا توسط گوترش بهعنوان اقدامی که قواعد حقوق بینالملل را رعایت نکرده، مورد انتقاد قرار گرفت؛ کارشناسان حقوقی نیز آن را فاقد توجیه قانونی خواندهاند، زیرا نه خوددفاعی بوده و نه مجوز شورای امنیت داشته است.
مشابه این، حملهها به تاسیسات هستهای صلحآمیز ایران نیز واکنش گوترش را برانگیخت که آن را تشدید خطرناک و تهدید مستقیم برای صلح و امنیت بینالمللی توصیف کرد؛ وی تاکید کرد که منشور سازمان ملل منوی انتخابی نیست و قدرتها نمیتوانند قوانین را گزینشی اجرا کنند.
این محیط مصونیت، شورای امنیت را فلج کرده است؛ اختلافهای ژئوپلیتیکی باعث شد شورای امنیت نتواند در بحرانهایی مانند غزه، یا دیگر مناقشهها بهطور موثر عمل کند؛ گوترش اصلاح شورای امنیت را اولویت مطلق دانست، زیرا توزیع قدرت دیگر با واقعیتهای جهان امروز همخوانی ندارد.
در این میان، حمایت آمریکا از متحدانش، ازجمله استفاده از حق وتو برای جلوگیری از اقدامها علیه رژیم صهیونیستی در زمینه غزه و کرانه باختری، بهعنوان نمونه بارز بیتوجهی به فراخوانهای سازمان ملل برای رعایت حقوق بینالملل و قوانین بشردوستانه دیده میشود.
اقدامها علیه مقامها و کارشناسان سازمان ملل نیز بخشی از این چالش است؛ تحریمهای آمریکا علیه فرانچسکا آلبانیز، گزارشگر ویژه حقوق بشر در سرزمینهای اشغالی فلسطین، از سوی سخنگوی سازمان ملل بهعنوان سابقه خطرناک محکوم شد.
این تحریمها به دلیل انتقادهای آلبانیز از سیاستهای رژیم صهیونیستی اعمال شد و سازمان ملل آن را غیرقابلقبول دانسته است، زیرا کارشناسان مستقل حقوق بشر نباید هدف تحریمهای یکجانبه قرار گیرند.
چنین اقدامهایی استقلال نهادهای حقوق بشری سازمان ملل را تهدید میکند و پیامدهای گستردهتری برای همکاری با سیستم سازمان ملل دارد.
تهدیدهای سیاسی نیز فضای کار سازمان ملل و دبیرکل آن را دشوار کرده است؛ مقامهای آمریکایی سازمان ملل را به ناکارآمدی، جانبداری و عدم حمایت از منافع آمریکا متهم کردهاند؛ ترامپ سازمان را به نوشتن نامههای شدیداللحن بدون پیگیری متهم کرده و برخی منابع نزدیک به دولت آمریکا گوترش را بدترین دبیرکل تاریخ خواندهاند؛ این لحن تند، همراه با کاهش بودجه و خروج از نهادها، سازمان ملل را تحت فشار قرار داده تا اصلاحات گستردهای مانند ابتکار UN۸۰ را برای کاهش هزینهها و افزایش کارایی پیش ببرد.
تاثیر این چالشها فراتر از مقر نیویورک است؛ کاهش بودجه برنامههای بشردوستانه ازجمله نیاز فوری برنامه جهانی غذا به صدها میلیون دلار برای غزه و کرانه باختری را مختل کرده است؛ عملیات حفظ صلح محدود شده و توانایی سازمان در میانجیگری مناقشهها کاهش یافته است.
گوترش هشدار داد که چنین سوءرفتارهایی از بالا باعث میشود دیگران احساس کنند میتوانند هر کاری کنند؛ این امر اعتماد به نظام چندجانبه را فرسوده و کشورهای در حال توسعه را بیش از پیش آسیبپذیر کرده است.
گذشته از آمریکا، کشورهای اروپایی مانند آلمان، فرانسه و انگلیس نیز فشار بر سازمان ملل را با اقدامهای مختلف تشدید میکنند.
اصلاح شورای امنیت و پرهیز از اقدامهای یکجانبه، گامهای ضروری برای احیای اعتبار سازمان هستند؛ بدون این تغییرها، خطر تبدیل سازمان به نهادی تشریفاتی و ناکارآمد افزایش مییابد، در حالی که جهان با جنگها، بحرانهای اقلیمی و نابرابریها دستوپنجه نرم میکند.