ناصر هادیان، استاد روابط بین الملل دانشگاه تهران در «اولین کنگره ملی سیاست خارجی و تاریخ روابط خارجی» گفت: اگر به ابتدای انقلاب نگاه کنیم، سیاست خارجی ایران آرمان‌گرا بود. در عمل، گرچه نگاه آرمان‌گرایانه غالب بود، اما رفتار کشور تا حدی پراگماتیک هم بود. با گذشت زمان، هم رئالیست‌تر شدیم و هم بر اساس ملاحظات عملی، عمل کردیم. امروز سیاست خارجی ایران، به جز در موارد معدودی مانند آمریکا و اسرائیل، عموماً رئالیستی عمل می‌کند.

به گزارش جماران؛ استاد روابط بین الملل دانشگاه تهران گفت: در سیاست خارجی ایران نظریه لزوماً هدایت‌کننده تصمیمات نیست؛ ملاحظات عملی، عقلانیت و شعور متعارف نقش اصلی را ایفا می‌کنند. تجربه نشان می‌دهد که حتی آرمان‌گرایان نیز بر اساس واقعیت‌های جاری عمل و نه صرفاً تئوری‌های انتزاعی عمل می‌کنند.

ناصر هادیان، استاد روابط بین الملل دانشگاه تهران در «اولین کنگره ملی سیاست خارجی و تاریخ روابط خارجی» که روز یکشنبه ۱۹ بهمن ماه در مرکز مطالعات سیاسی و بین‌الملل وزارت امور خارجه برگزار شد و در پنل «سیاست خارجی از نظریه تا عمل» به بیان دیدگاه‌های خود پرداخت که متن کامل سخنان این استاد دانشگاه به شرح زیر است:

بحث من پیرامون نظریه است؛ اینکه نظریه چیست و آیا یک دولت یا کشور باید نظریه داشته باشد تا سیاست خارجی خود را اداره کند. پاسخ کوتاه این است که ضرورت ندارد یک کشور حتماً نظریه داشته باشد تا سیاست خارجی خود را پیش ببرد. معمولاً نظریه‌ها توسط نظریه‌پردازان یا ناظران (Observer) ارائه می‌شوند؛ کسانی که از بیرون به رفتار کشورها نگاه می‌کنند و الگوهایی برای رفتارهای رئالیستی، لیبرالیستی یا دیگر رویکردها ترسیم می‌کنند. این نظریه‌ها لزوماً منسجم یا همساز نیستند، اما به ما کمک می‌کنند رخدادهای بین‌المللی را تحلیل کنیم.

اگر به ابتدای انقلاب نگاه کنیم، سیاست خارجی ایران آرمان‌گرا بود. در عمل، گرچه نگاه آرمان‌گرایانه غالب بود، اما رفتار کشور تا حدی پراگماتیک هم بود. با گذشت زمان، هم رئالیست‌تر شدیم و هم بر اساس ملاحظات عملی، عمل کردیم. امروز سیاست خارجی ایران، به جز در موارد معدودی مانند آمریکا و اسرائیل، عموماً رئالیستی عمل می‌کند.

این نکته مهم است که بین نظریه و عمل ضرورتاً رابطه علی برقرار نیست؛ ممکن است فردی آرمان‌گرا باشد اما بر اساس ملاحظات عملی، رفتار رئالیستی از خود نشان دهد. به عبارت دیگر، ملاحظات عملی غالب بر تصمیم‌گیری است و نیازی نیست حتماً با نظریه یا الگوی ذهنی فرد همساز باشد.

به عنوان مثال، رفتار آقای عراقچی یا سایر مقامات وزارت امور خارجه، تابع ملاحظات عملی و محاسبات واقعی است؛ یعنی سنجش اثرات تصمیمات بر طرف مقابل، ارزیابی موقعیت داخلی و خارجی و سنجش پیامدهای اقدامات. این ملاحظات عملی با نظریه متفاوت است و الزاماً به نظریه وابسته نیست.

در عمل، برای تصمیم‌گیری، ملاک اصلی باید شعور متعارف (Common Sense) و عقلانیت باشد. افراد باید بر اساس تجربه، دانش و شعور عمل کنند و نه صرفاً براساس نظریه‌ها یا پارادایم‌های انتزاعی. با چنین رویکردی، سیاست‌گذاری و اداره کشور به شکل نسبتاً پایدار و منطقی ممکن می‌شود.

به بیان ساده، نظریه می‌تواند ابزار فهم باشد، اما هدایت‌کننده اصلی عمل در سیاست خارجی، ملاحظات عملی، عقلانیت و شعور متعارف است. وقتی این ملاک‌ها رعایت شود، کشور می‌تواند به شکلی مؤثر و با ثبات در عرصه بین‌الملل عمل کند.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
1 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.