دکتر مهدی عرب صادق، کارشناس ارشد دیپلماسی انرژی، تاکید کرد: نیروهای مسلح ایران باید به جای میادین نفتی، روی شریانهای جایگزین مانند خط لوله شرق-غرب، پایانه ینبع و تأسیسات فجیره متمرکز شوند؛ چرا که اصابت به این نقاط، نظام پادشاهی عربستان را نه با موشک، که با سقوط اقتصادی از معادله قدرت خارج خواهد کرد.
سقوط ۳۰۰ میلیارد دلاری بازار سهام عربستان؛ کسری بودجه از ۵.۸ به ۱۲ درصد رسید
مهدی عرب صادق، کارشناس ارشد دیپلماسی انرژی، در گفت و گو با جماران با بیان اینکه بازار سهام عربستان پس از آغاز تجاوز دشمن، بیش از ۳۰۰ میلیارد دلار از ارزش خود را از دست داده است، خاطرنشان کرد: شاخص تداول در هفته اول عملیات «خشم حماسی» ۱۲ درصد سقوط کرد و با وجود بازیابی نسبی، هنوز ۷ درصد زیر سطح پیش از جنگ معامله میشود . راستنوره، قلب صادرات نفتی پادشاهی با ظرفیت ۵۵۰ هزار بشکه در روز، در دوم مارس تعطیل شد. میادین نفتی منطقه شرقی مستقیماً مورد اصابت قرار گرفتند. کسری بودجه عربستان که پیش از جنگ ۵.۸ درصد از تولید ناخالص داخلی پیشبینی میشد، اکنون در معرض افزایش به ۸ تا ۱۲ درصد است. و با این حال، بنسلمان به ترامپ میگوید «به ضربه زدن به ایران ادامه بده». این پارادوکس، سرنخ فروپاشی نظام پادشاهی را در خود دارد: عربستان در دامی افتاده که خود حفر کرده است.
در صورت بسته شدن بابالمندب، صادرات نفت عربستان به صفر میرسد
وی افزود: نگاه به ساختار صادراتی عربستان، عمق این دام را نشان میدهد. در ۱۸ مارس، صادرات نفت از بندر ینبع در دریای سرخ به رکورد ۳.۸ میلیون بشکه در روز رسید . خط لوله شرق-غرب (پترولاین) که ینبع را به میادین شرقی متصل میکند، حالا تنها شریان حیاتی پادشاهی برای صادرات است. این خط لوله ظرفیت اسمی ۷ میلیون بشکه دارد، اما عملاً تنها ۵ میلیون بشکه برای صادرات قابل استفاده است و مابقی صرف پالایشگاههای داخلی میشود . عربستان قبل از جنگ روزانه حدود ۶ میلیون بشکه از طریق تنگه هرمز صادر میکرد. امروز این مسیر بسته است. اما مشکل بزرگتر این است که خط لوله شرق-غرب نیز در تیررس است. بابالمندب، خروجی این مسیر به دریای سرخ، تحت کنترل یمن است و در صورت بسته شدن، عربستان عملاً از هر دو مسیر صادراتی محروم خواهد شد. در آن نقطه، صادرات نفت عربستان به صفر میرسد.
بودجه ۲۰۲۶ عربستان با نفت ۶۵ دلاری بسته شد، اما واقعیت ۹۰ تا ۱۱۰ دلار و کاهش ۵۰ درصدی درآمد است
کسری بودجه از ۵.۸ به بالای ۱۰ درصد رسید
این کارشناس ارشد دیپلماسی انرژی، با بیان اینکه اما فروپاشی عربستان اگر اتفاق بیفتد، نه از طریق صادرات، که از طریق بودجه و پروژههای چشمانداز ۲۰۳۰ خواهد بود، یادآورشد: بودجه ۲۰۲۶ عربستان با کسری ۴۴ میلیارد دلاری و پیشبینی نفت ۶۵ دلار بسته شده بود . اما واقعیت میدانی کاملاً متفاوت است. قیمت نفت با وجود جهش به ۹۰ تا ۱۱۰ دلار، برای جبران کاهش حجم صادرات کافی نیست. عربستان که قبل از جنگ ۸ میلیون بشکه در روز صادرات داشت، اکنون با خط لوله ینبع تنها ۳.۸ میلیون بشکه صادر میکند. این یعنی درآمدهای نفتی پادشاهی ۵۰ درصد کاهش یافته است، حتی با فرض قیمت بالاتر. کسری بودجه از ۵.۸ درصد به بیش از ۱۰ درصد جهش خواهد کرد و ذخایر ارزی که روزگاری سپر دفاعی پادشاهی بودند، در حال کاهش سریع هستند.
ادامه پروژههای ۲۰۳۰ در شرایط جنگی غیرممکن است
عرب صادق تاکید کرد: پروژههای چشمانداز ۲۰۳۰، که نماد بقای سیاسی بنسلمان هستند، اولین قربانیان این بحران خواهند بود. نئوم، که روزی ۵۰۰ میلیارد دلار بودجه داشت و قرار بود ۹ میلیون نفر را در خود جای دهد، حالا به کسری از آن اندازه کاهش یافته و در حال بازطراحی به سمت کاربریهای صنعتی مانند مراکز داده است . میزبانی بازیهای آسیایی زمستانی ۲۰۲۹ از تروجنا گرفته شده و پروژههای دیگری مانند اوکساگون در هالهای از ابهام قرار دارند. وال استریت ژورنال در مارس ۲۰۲۵ از «دستکاری عمدی مالی» در بودجه نئوم پرده برداشت و هزینههای آن را تا ۹ تریلیون دلار برآورد کرد . این یعنی پادشاهی با پروژهای مواجه است که برای تکمیل آن به بیش از ۵۰ سال بودجه فعلی نیاز دارد. در شرایط جنگی و کسری بودجه فزاینده، ادامه این پروژهها غیرممکن میشود.
تناقض استراتژیک عربستان در سه لایه
زیرساخت یک دهه در حال جذب تلافیهای لابیگری خودش
به گفته این کارشناس ارشد انرژی؛ تناقض استراتژیک عربستان در این جنگ را باید در سه لایه تحلیل کرد. لایه اول: قربانی. زیرساختی که بنسلمان یک دهه برای ساختنش هزینه کرد، هر شب در حال جذب تلافیهایی است که لابیگری خودش برانگیخته است. لایه دوم: منتفع. نفت برنت ۹۰ تا ۱۱۰ دلاری، سود بادآوردهای است که کسری بودجه را کاهش میدهد. لایه سوم: شتابدهنده. بنسلمان فعالانه برای حملاتی لابی میکند که باعث تلافی میشود، تلافی که به زیرساختهایش آسیب میزند، آسیبی که قیمت نفتش را افزایش میدهد، افزایش قیمتی که بودجه نظامیاش را تأمین میکند، بودجهای که خواستار حملات بیشتر آمریکاست. این چرخه خودتقویتکننده، همان دام فروپاشی است.
عربستان فراموش کرده بابالمندب را نمیتوان دور زد
نه ظرفیت مازادی میماند، نه خط لولهای برای صادرات
وی افزود: در این میان، عربستان خود را برای تسلط بر بازار پساجنگ آماده میکند. ۲ تا ۳ میلیون بشکه ظرفیت مازاد دارد. خط لوله شرق-غرب، که حالا ارزشمندترین خط لوله جهان است، در اختیارش است. اما این محاسبه دو نقطه کور دارد. اول، خط لوله شرق-غرب از ینبع به دریای سرخ میرسد و بابالمندب را نمیتواند دور بزند. دوم، کویت و بحرین که هیچ مسیر جایگزینی ندارند، با کاهش شدید صادرات مواجهاند و قطر برای پنج سال از رقابت خارج شده. اما عربستان فراموش کرده که اگر صادراتش به ینبع محدود شود و بابالمندب بسته شود، نه ظرفیت مازادی باقی میماند، نه خط لولهای برای صادرات. آن وقت است که «تسلط بر بازار پساجنگ» به «فروپاشی کامل صادرات» تبدیل میشود.
از وابستگی ۷۹ درصدی بودجه به نفت تا نارضایتی ۹۰ درصدی از عادیسازی با اسرائیل
ترکیبی از فشارها که نظام پادشاهی را تهدید میکند
عرب صادق تاکید کرد: پایان بازی اما به دست نیروهای داخلی در عربستان رقم خواهد خورد. وابستگی ۷۹ درصدی بودجه به نفت، کسری فزاینده، پروژههای چشمانداز ۲۰۳۰ که عملا متوقف شدهاند، و مهمتر از همه، نارضایتی فزاینده ۹۰ درصدی شهروندان از عادیسازی روابط با اسرائیل ، ترکیبی از فشارهای داخلی و خارجی را ایجاد میکند که نظام پادشاهی را در معرض خطر جدی قرار میدهد. پرسش دیگر این است که با ادامه جنگ و تداوم کسری بودجه، این پروژهها تا کجا پیش خواهند رفت و آیا خاندان سعودی میتواند شکاف میان وعدههای توسعهای و واقعیت میدانی را مدیریت کند؟
معادله قدرت در منطقه نه با موشک، که با بودجههای ملی و اعتبار بینالمللی تعیین میشود
به باور این کارشناس ارشد دیپلماسی انرژی؛ اما نقطه کانونی که نیروهای مسلح ایران باید در تداوم این معادله بر آن تمرکز کنند، نه خود میادین نفتی، که همان شریانهای جایگزینی است که عربستان برای بقای صادراتش به آنها پناه برده است. خط لوله شرق-غرب (پترولاین) که نفت را از میادین شرقی به بندر ینبع در دریای سرخ منتقل میکند، امروز تنها راه نجات پادشاهی از محاصره تنگه هرمز است. اصابت دقیق به ایستگاههای پمپاژ کلیدی این خط لوله در نقاط استراتژیک مانند ریاض، دوادمی و مکه، میتواند آن را برای ماهها از مدار خارج کند. همزمان، پایانه صادراتی ینبع و تأسیسات بارگیری آن در دریای سرخ، با حملات هوشمندانه میتوانند به نقطهای تبدیل شوند که دیگر نه خط لولهای، نه پایانهای، نه مسیر جایگزینی برای صادرات نفت عربستان باقی بماند. فراتر از اینها، تأسیسات ذخیرهسازی و پالایشگاهی بندر فجیره در امارات نیز که آخرین امید متحدان منطقهای برای دور زدن تنگه است، همچنان باید در کانون اهداف باشد. چرا که تا وقتی مسیرهای جایگزین عربستان و امارات پابرجا باشند، محاسبات اقتصادی آنها برای تحمل هزینههای جنگ همچنان ممکن خواهد بود. اما اگر این مسیرها هم از کار بیفتند، آنگاه رقابت برای صادرات به صفر میرسد، و در آن نقطه است که معادله قدرت در منطقه نه با موشک، که با بودجههای ملی و اعتبار بینالمللیشان تعیین خواهد شد. این ضربهای نیست که خط لولهای را از کار بیندازد. این ضربهای است که یک نظام پادشاهی را به سقوط اقتصادی میکشاند.