پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران ـ بهاره کنجکاوفرد: پیش از اینکه مذاکرات به نتیجه ای نهایی دست پیدا کند، موجی از خرید بسیاری از اراضی کشور در شهرهای مختلف و تاسیس فروشگاه هایی با عناوین غیرمرتبط دیده می شد. نباید از یاد برد که در این روند مالکیت ها به صورت پنهان در اختیار افراد خارجی به ویژه اعراب قرار می گرفت و معمولا مدت زمانی نسبتا طولانی از تاسیس فروشگاه های مورد نظر سپری می شد تا مردم متوجه شوند، مالکیت اصلی این فروشگاه ها در اختیار چه کسی است.
یکی از بزرگ ترین فروشگاه های زنجیره ای در غرب تهران که با مالکیتی غربی - عربی مشغول فعالیت است در ابتدا با تلاش در جهت اینکه مصرف گرایی را به عنوان یک ارزش برای مردم جامعه درآورد، فعالیت خود را آغاز کرد و با گذشت مدت زمانی 6 ساله و بالابردن سطح آگاهی خود در رابطه با سلایق و نیازهای جامعه ایرانی در مسیر جایگزینی سرمایه داری مصرفی غیر از سرمایه داری تولیدی، تا حدودی پیشرو بوده است. فروشگاه زنجیره ای بزرگی که در نقطه غربی شهر تهران در سال 1388 با حضور رئیس سازمان سرمایه گذاری های خارجی افتتاح شد.
این فروشگاه با سرمایه گذاری واسطه ای توسط فرانسه ایجاد شده به نحوی که گفته شد 75 درصد سهام آن متعلق به فرانسه و 25 درصد آن متعلق به یک اماراتی است که در این بین فرانسه نیز فردی کره ای را واسطه قرار داده است. البته در این میان اخبار دیگری نیز از آن حکایت می کند که سهم شرکت «کارفور» 25 درصد بوده و شریک قدیمی این شرکت، «مجید الفطیم» با آورده ای 75 درصدی متولی فروشگاه هایپراستار است. (مجید الفطیم صاحب یک شرکت خصوصی خانوادگی مستقر در دبی است که این شرکت از طریق یک شرکت سرمایه گذاری مشترک، اداره کلیه فروشگاه های کارفور فرانسه در منطقه را بر عهده دارد.)
چقدر ساده باورند افرادی که در این فروشگاه زنجیره ای مزیت های بسیاری همچون پارکینگ دو طبقه ای وسیع، قیمت های مناسبی که در اغلب اوقات شامل تخفیف های قابل توجهی می شود، وجود همه نوع اقلام مصرفی اعم از خوراکی ها، وجود رستوران ها و کافی شاپ های متعدد، فروشگاه عرضه کننده لوازم تجملاتی و برندهای معتبر جهانی را مشاهده می کنند و از اینگونه مشاهدات تصور دریافت خدمات مناسب دارند، به همین جهت است که مارک کوربیون مدیر عامل فرانسوی شرکت فروشگاه های زنجیره ای هایپراستار درباره قیمت محصولات این فروشگاه می گوید: «با دولت ایران توافق کردیم هر کاری بتوانیم انجام می دهیم تا قیمت ها را کاهش دهیم تا مشتری ها از ما راضی باشند.»
فرانسوی ها و اعراب برای جلب هرچه بیشتر رضایت ایرانیان قیمت ها را کاهش نمی دهند، بلکه آن ها به دنبال راهی برای نفوذ هرچه بیشتر در لایه های مختلف فرهنگ ایرانی هستند و در این راستا در نخستین گام در ترویج فرهنگ مصرف گرایی تا حدودی موفقیت هایی داشته اند.
ساده لوح تصور کردن ایرانی ها از سوی فرانسوی ها و اماراتی ها زمانی آشکارتر می شود که مارک کوربیون در پاسخ به پرسشی درباره علت تغییر نام از کرفور به هایپراستار می گوید: «گروه اصلی سرمایه گذار مربوط به امارات است و کرفور تنها 25 درصد سهام این شرکت را در اختیار دارد. به دلیل چالشی که در روابط ایران و فرانسه وجود دارد، تصمیم گرفتیم از ابتدا از نام کرفور استفاده نکنیم، اما کرفور برای سرمایه گذاری در ایران موافقت کرد و از ما خواسته شد که فعلا در ایران و پاکستان از اسم کرفور استفاده نکنیم.
در این مسیر یکی از مدیران داخلی هایپراستار بیان کرده که به طور یقین بخشی از سهام این فروشگاه در تهران متعلق به شرکت کرفور فرانسه است، اما تلاش ها در این زمینه موضوع را به سمتی سوق می دهد که این موضوع اعلام عمومی نشود.
همچنین مدیرعامل فرانسوی این فروشگاه پیش تر گفته ما برای 400 میلیون دلار سرمایه گذاری در ایران برنامه ریزی کردیم و زمانی 7 ساله را برای بازگشت سرمایه مان در نظر گرفته ایم.
از دیگر نمادهایی که به صورت واحد بر اتصال این فروشگاه با فروشگاه کرفور فرانسه تاکید می کند، لباس متحدالشکلی است که کارکنان هایپراستار بر تن دارند و این موضوع از همان رنگ سورمه ای لباس کارکنان کرفور که در طراحی لباس هایشان در سراسر جهان به کار می برند، گرفته شده است.
مواردی از جمله شلوغی های ناشی از ورود و خروج ماشین ها به پارکینگ این فروشگاه، برای اطرافیان و همسایگانی که در نزدیکی این مرکز خرید اقامت دارند مزاحمت های بسیار ایجاد کرده تا جایی که حتی قیمت منازل مسکونی اطراف این فروشگاه را تا میزان قابل توجهی کاهش داده است.
فروشگاه مرکزی هایپراستار با قرار گرفتن در موقعیت جغرافیایی انتهای بزرگراه شهید باکری، ترافیک بالایی را در هنگام خروج از پارکینگ در مسیر شمال به جنوب این بزرگراه ایجاد می کند. همچنین تاسیس شعبه ای دیگر از هایپرها با عنوان هایپرمارکت در یک مجتمع تجاری اداری بار ترافیکی پرحجمی را به خصوص در ساعت های پایانی روز بویژه در آخر هفته ها در 2 سمت بزرگراه شهید ستاری و در 2 جهت جنوب به شمال و شمال به جنوب ایجاد می کند به نحوی که اتومبیل هایی که قصد عبور از این بزرگراه را دارند، گاه ساعت ها زمان خود را در ترافیک سپری می کنند.
«هایپرمی» به عنوان نخستین شعبه که به نوعی شروع فعالیت این فروشگاه را در شهرک اکباتان رقم زد، با راه های ارتباطی و اتصالی به بزرگراه های ستاری، شیخ فضل الله نوری، اتوبان شهید لشگری و آزادراه تهران کرج یکی دیگر از انواع فروشگاه های زنجیره ای به مدل یاد شده است، دسترسی به بزرگراه ها و راه های ارتباطی بیشتر باعث شده این شعبه نسبت به دیگر شعب این فروشگاه نقش کم تری در ایجاد ترافیک ایفا کند.
باید توجه داشته باشیم از جمله موارد دیگری که در مسیر دستیابی 2 شرکت اماراتی و فرانسوی به اهدافشان از تاسیس این فروشگاه در کشوری اسلامی کمک بسیاری کرده، توجه به امور دینی مردم و تلاش در ایجاد توازن بین روحیه مصرف گرایی، صورت دینی و کالاهای مورد مصرف مشتری ها است. از نمونه های برقراری چنین توازنی می توان به افزایش ساعت کاری این فروشگاه تا 2 بامداد در ایام ماه رمضان اشاره کرد که اصلی ترین دلیل آن، شب زنده داری مردم عنوان شد.
این روزها استقبال مردم از فروشگاه های زنجیره ای خارجی هایپری در مقایسه با فروشگاه های زنجیره ای داخلی که مالکیت آن ها از ابتدا مشخص و در اختیار شهرداری و یا دیگر نهادها بوده است، به هیچ وجه قابل مقایسه نیست. نحوه طراحی ساختمان فروشگاه، تدارک پارکینگ وسیع، تنوع و وجود اقلام تازه و جدید از جمله مهم ترین دلایل مردم برای مراجعه به این فروشگاه است.
شاید توجه به خط سیری که فروشگاهی چون هایپرها از ابتدا طی کرده و درنظر داشتن این نکته که نحوه این مالکیت ها تنها به اینجا ختم نمی شود و به مرور زمان دریچه هایی عمیق تر در ورای آن باز می شود، تا اندازه ای مشتریان را در خرید از هایپر به فکر بیندازد که روزی چشم بازنکنیم و ببینیم که سراسر شهرهایمان از اینگونه فروشگاه ها پر شده و فرهنگ مصرف گرایی وجه غالب فرهنگ ایرانی را تشکیل می دهد.
از دیگر موضوعاتی که می توان درباره تاسیس فروشگاه های هایپری به آن اشاره کرد این است که چطور شهرداری و پلیس راهنمایی و رانندگی مجوز تاسیس چنین فروشگاه هایی را در حاشیه اتوبان های پرتردد شهر صادر کرده اند و تقریبا هیچ نوع نظارتی بر نحوه کار آنها و مشکلاتی که از ناحیه فعالیت این نوع فروشگاه ها برای منازل مجاور و ساکنین منطقه ایجاد می شود، ندارند. به نظر می رسد نهادهای نظارتی در این خصوص باید به صورت جدی وارد شده و گلایه های مردم و به ویژه همسایگان این فروشگاه ها را مورد رسیدگی قرار دهند. هرچند مقوله تغییر سبک زندگی و اضافه شدن فرهنگ مصرف گرایی به سبد خانوارها که از جمله آثار فعالیت این فروشگاه ها است همچنان به قوت خود باقیست که باید مورد آسیب شناسی و بررسی قرار گیرد.