رستاخیز عظیم اربعین پر شورتر از گذشته بپا شده است. ۲۰ میلیون انسان از نقاط مختلف دنیا پیاده به سوی کربلا حرکت می کنند. بزرگترین اجتماع مذهبی جهان یک بار دیگر شکل می گیرد. صحنه های عجیب و غیر عادی از عشق و ایثار رقم زده می شود که هیچ زبانی و قلمی توان وصف این صحنه ها را آنچنان که شایسته است ندارد. هیچ دولتی متولی تامین غذا و اسکان این جمعیت نیست. هیچ سازمانی آنرا برنامه ریزی و مدیریت نمی کند. امنیت ، اسکان ، غذا و حمل و نقل این خیل عظیم به صورت خودجوش و در کمال افتخار با مردم عراق است. اگر چه عاشقان امام حسین ع از سایر کشورها در حد توان خدماتی را به زائران و راهپیمان مسیر کربلا ارائه می دهند. اما این شیعیان عراقی هستند که صحنه گردان اصلی این مراسم هستند. آنها با دلدادگی تمام یک سال زحمت می کشند و تدارک می بینند تا فقط ۱۰ روز یا کمی بیشتر از زائران امام حسین پذیرایی کنند. ممکن است بعضی این مراسم عظیم را غیر ضروری ، بیهوده و اتلاف وقت و سرمایه بدانند اما همانگونه که گفته شد همه صحنه های اربعین غیرعادی و بهت برانگیزند و لذا درک حقیقی این رستاخیز نیز با حساب و کتاب و استدلالهای عقلی میسر نخواهد شد. باید در صحنه باشی ، با چشم قلبت ببینی ، با گوش دلت بشنوی و با ادراکات اشراقی ادراک کنی. بقول حافظ سخن عشق نه آنست که آید به زبان ما یازده ماه و اندی از سال با عقل مصلحت اندیش تدبیر معاش می کنیم و از تکرار تلاش برای تامین نیازهای زندگی دست بر نمی داریم. حتی اگر در لوازم ضروری زندگی به بی نیازی برسیم که نمی رسیم اما خسته می شویم ، ملول می شویم ، دلمان می گیرد انگار چیزی در زندگی کم است و یا چیز با ارزشی گم کرده ایم. تصمیم می گیری از سر کنجکاوی یا تفریح یا بخاطر دوست داشتن امام حسین دو سه روز بروی کربلا وقتی در مسیر نجف به کربلا قرار می گیری دنیای دیگری پیش چشمت باز می شود. مثل دنیایی که در مکاشفه به روی اولیا گشوده می شود. اینهمه عشق ورزی به کسی که ۱۴ قرن پیش در این سرزمین همراه فرزندان و اقوام و یارانش کشته شده است. با آرمان و هدفی که برای هر انسان با شرافتی مقدس است. آزادی ، عدالت ، مبارزه با زورگویی و ظلم. افراد زیادی در طول تاریخ در راه دفاع از آزادی و عدالت کشته شده اند اما همه آنها فراموش شده اند و تنها نامی از آنها در کتابها بجای مانده است. اما چرا فقط داغ حسین همچنان تازه است؟، چرا پرچم حسین همچنان در اهتزاز است؟ چرا نام حسین همچنان الهام بخش آزادیخواهان و عدالتجویان جهان است ؟ عجیب نیست ؟ آنجا می بینی فقط مسلمان و شیعه مجذوب این اسوه آزادگی نشده اند بلکه جمع زیادی از مسیحیان و کلیمیان و بوداییان نیز خودشان را به اینجا رسانده اند. حتی کسانی از اروپا و امریکا و آفریقا که در هیچ گروه دینی تعریف نمی شوند آنجا هستند. در مسیر راهپیمایی گرما بیداد می کند اما حس می کنی عشق بسیار داغتر از گرماست. می شنوی و حس می کنی که نام حسین ذکر زبانها و عشق حسین انرژی بخش جانهاست. و تو هر که هستی با هر عقیده ای با هر گذشته ای ناگهان در این دنیای عشق ورزی حالت عوض می شود. بی اختیار دلت می شکند و چشمانت خیس می شود اما عجیب اینکه همزمان یک نوع سبکی و رها شدگی هم وجودت را فرا می گیرد. احساس غریب اما زیبایی است که در هیچ زمان و مکان دیگری تجربه نکرده ای. آری اربعین و عشق حسین پدیده ای ماورای اندیشه و عقل است. این عشق خدایی است این شور الهی است. و سخن آخر اینکه اگر می خواهیم راجع به حسین و کربلا و اربعین قضاوت کنیم اول باید به کشور عشق وارد شویم و از آنجا به پادشاه این کشور بنگریم و سپس سخن بگوییم. والسلام
کپی شد