اگر جامعه ایران حس کند که در تصمیم‌گیری‌های کلان شریک است، مطالبات اساسی‌اش شنیده می‌شود و حاکمیت از تک‌صدایی فاصله گرفته است، قوی‌ترین «سپر دفاعی و بازدارنده» در برابر هرگونه فشار سیاسی، تحریم و تهدید خارجی شکل خواهد گرفت.

عصر روز سه شنبه هفتم مهر، در نشستی صمیمانه و در جمع فعالان و چهره‌های سیاسی اصلاح‌طلب و نخبگان دانشگاهی، توفیق حاصل شد تا از نزدیک ناظر دغدغه‌مندی و اهتمام ویژه رئیس‌جمهور محترم در پیشبرد امور کلان کشور، به‌ویژه پیرامون نحوه اجرایی‌سازی «تفاهم‌نامه اسلام‌آباد» میان ایران و آمریکا باشیم. گرچه در آن مجال فشرده، فرصت طرح حضوریِ برخی دغدغه‌ها فراهم نگردید، اما اهمیت حیاتی این رخداد و ضرورت پشتیبانی فکری از دولت در آستانه تصمیم‌های بزرگ تاریخی، نگارش این یادداشت و به اشتراک گذاشتن آن با جامعه و دولت محترم را ایجاب می‌کند.

 

1. تفاهم‌نامه اسلام‌آباد؛ سند ملی عقلانیت و اقتدار دیپلماتیک

امضای تفاهم‌نامه اسلام‌آباد از سوی دکتر پزشکیان رئیس جمهور ، بیش از آن‌که صرفاً یک توافق مقطعی دیپلماتیک باشد، نماد اراده عقلانی نظام حکمرانی  برای شکستن بن‌بست‌ها و صیانت از منافع بنیادین کشور است. این سند ملی توانست بار دیگر قدرت، منطق و هوشمندی دیپلماسی ایرانی را در تراز جهانی به نمایش بگذارد و نشان دهد که ایران می‌تواند در پیچیده‌ترین شرایط ژئوپلیتیک، با اتکا به درایت و دیپلماسی عزتمندانه، ابتکار عمل را در دست گیرد. این موفقیت دیپلماتیک، رخدادی درخشان و شایسته پشتیبانی است؛ چرا که نخستین گام در تثبیت نقش سازنده ایران در منطقه و نظام بین‌الملل به شمار می‌رود.

 

2. اولویت راهبردی: تداوم تفاهم، نه بازگشت به تقابل

نخستین نکته راهبردی در مدیریت پساتوافق آن است که سیاست پایدار جمهوری اسلامی ایران در قبال آمریکا باید بر مدار «تداوم تفاهم» استوار بماند، نه بازتولید چرخه‌های بی‌سرانجام تقابل. منافع ملی و پیشرفت اقتصادی و صنعتی ایران ایجاب می‌کند که این مسیر تا دستیابی به نتایج عینی و پایدار با جدیت تعقیب شود.

تفاهم با ایالات متحده و جامعه جهانی، در شرایط کنونی توسعه ملی، دو وجه توأمان دارد:

موضوعیت دارد؛ زیرا کاهش ریسک‌های ساختاری، خروج از انزوای مالی و بازرگانی، احیای جایگاه ترانزیتی و تثبیت امنیت ملی در گستره بین‌المللی، اهدافی فی‌نفسه ضروری و اجتناب‌ناپذیرند.

طریقیت دارد؛ زیرا معبری است برای دستیابی به توسعه پایدار، گشایش افق‌های اقتصادی، جذب سرمایه‌گذاری مولد و بازسازی زیرساخت‌های فرسوده ملی.

تغییر پارادایم از «تقابل‌گرایی فرساینده» به «تفاهم‌محوری هوشمندانه» بر پایه تفاهم‌نامه اسلام‌آباد، یگانه رویکردی است که می‌تواند هزینه‌های غیرضروری تحمیل‌شده بر زندگی و معیشت مردم را خنثی سازد.

 

3. تکیه بر انسجام درونی به جای دل‌خوش‌کردن به میانجی‌گری قدرت‌ها

در تحلیل‌های رایج روابط بین‌الملل، بسیار شنیده می‌شود که سرنوشت مناسبات ایران و غرب باید از کانال میانجی‌گری قدرت‌های بزرگی نظیر چین، روسیه یا هند پیگیری شود. هرچند توازن‌بخشی و تعامل با همه بلوک‌های قدرت در چارچوب دیپلماسی متوازن امری مطلوب است، اما تبدیل این مناسبات به ستون فقراتِ امنیت ملی و ضامن حل اختلافات راهبردی، خطایی محاسباتی است.

تاریخ معاصر ایران به ویژه تحولات 5 دهه بعد از انقلاب به‌وضوح نشان داده است که هیچ میانجی خارجی، منافع ملی ما را فراتر از منافع ژئوپلیتیک و اقتصادی خود تعریف نخواهد کرد. پادزهر فشارهای خارجی و هرگونه تهدید یا ماجراجویی سخت، نه در پکن و مسکو و دهلی، بلکه در «عمق پیوند حاکمیت با ملت» نهفته است.

چنان‌که رئیس‌جمهور محترم بارها با هوشمندی تأکید کرده‌اند: «قدرت واقعی ایران، قدرت مردم است؛ و این قدرت متعلق به همه ملت ایران است، نه صرفاً کسانی که در میدان‌ها حضور دارند.» ایران متعلق به همه ایرانیان است. برای آزادسازی این انرژی بی‌بدیل ملی و ایجاد «مصونیت راهبردی» در برابر فشارهای بیگانگان، دولت و حاکمیت باید بدون فوت وقت به سمت اقدامات عملی و ترمیم شکاف‌ها حرکت کنند از جمله :

1. ایجاد و تقویت همبستگی ملی میان احزاب، گروه‌های اجتماعی، نخبگان سیاسی و آحاد مردم 

2. آزادی زندانیان سیاسی و مدنی و گشودن باب آشتی ملی

3. پایان دادن به حصر چندساله محصورین و بازگرداندن آرامش به فضای سیاسی

4. اعلام عفو عمومی و تضمین بسترهای بازگشت امن نخبگان و ایرانیان خارج از کشور و مشارکت دادن سرمایه‌های علمی و مالی آنان در بازسازی ایران عزیز

5. پایان بخشیدن به فیلترینگ و موانع دیجیتال که کسب‌وکارهای مردم و ارتباطات علمی و اجتماعی نسل نو را گروگان گرفته است

6. تضمین و گسترش آزادی‌های مشروع مدنی، سیاسی و مطبوعاتی و به رسمیت شناختن تنوع نگرش‌ها و سبک‌های زیستی مردم ایران

7.  تغییر اساسی در رویکردهای صداوسیمای جمهوری اسلامی و ترجیح منافع ملی بر منافع جناحی 

 

سخن پایانی

اگر جامعه ایران حس کند که در تصمیم‌گیری‌های کلان شریک است، مطالبات اساسی‌اش شنیده می‌شود و حاکمیت از تک‌صدایی فاصله گرفته است، قوی‌ترین «سپر دفاعی و بازدارنده» در برابر هرگونه فشار سیاسی، تحریم و تهدید خارجی شکل خواهد گرفت. 

تفاهم‌نامه اسلام‌آباد در صورتی به یک نقطه عطف تاریخی در تراز منافع پایدار ایران تبدیل خواهد شد که با «گشایش گسترده در داخل» و «ارتقای کم‌نظیر سرمایه اجتماعی» همراه گردد. آقای دکتر پزشکیان، پشتوانه دیپلماتیک شما در میز مذاکرات جهانی، خیابان‌ها و دانشگاه‌ها و منازل یکایک شهروندان این سرزمین‌اند؛ این سرمایه را قدر بدانید و راه را برای همبستگی راستین همه ایرانیان هموار سازید.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.