فارن پالیسی در تحلیلی نوشت: به نظر می‌رسد اهرم‌های اندکی که ایالات متحده در اختیار دارد - حملات هوایی بیشتر، تحریم‌های بیشتر یا تعرفه‌های بیشتر - بعید است مشکل اساسی را حل کند، و آن مشکل این است که ایران خطوط قرمز جدید و اهرم‌های فشاری دارد که پیش از آغاز این جنگ هرگز در اختیار نداشت. بی‌توجهی ترامپ در هفته جاری به حتی جوانه‌های نوظهور برای تلاشی دوباره جهت رسیدن به یک راه حل مذاکره‌شده، گویای این بن‌بست است. ایر گفت: «این دولت اهل دیپلماسی نیست. آنها اهل درد، تهدید و تعرفه هستند. این رویکرد با ایران جواب نمی‌دهد.»

فارن پالیسی در تحلیلی نوشت تشدید حملات آمریکا علیه ایران، نه‌تنها نتوانسته امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز را بازگرداند، بلکه با کاهش ذخایر نفتی، افزایش قیمت انرژی و تداوم توان موشکی و پهپادی تهران، واشنگتن را در یک مسابقه فرسایشی قرار داده است؛ بن‌بستی که به باور نویسنده، با فشار نظامی، تحریم و تهدید بیشتر حل نخواهد شد.

به گزارش سرویس بین‌الملل جماران، فارن‌پالیسی نوشت: هدف واقعی از تشدید حملات ایالات متحده علیه ایران، با ۱۱ روز حمله هوایی پیاپی به زیرساخت‌ها، بنادر و تأسیسات نظامی ایران پس از یک آتش‌بس کوتاه هرچه باشد، هیچ کمکی به حل مسأله زمان‌بندی که کل رویکرد دولت ترامپ را تهدید می‌کند، نمی‌کند: افزایش سریع قیمت نفت و کاهش سریع ذخایر جهانی نفت.

پنتاگون می‌گوید که حملات هوایی جدید ایالات متحده، اگر لزوماً مقدمه‌ای برای تهاجم زمینی نباشد، «طراحی شده است تا به تضعیف توانایی ایران در تهدید کشتیرانی تجاری در تنگه هرمز ادامه دهد.» به گفته پنتاگون، توان نظامی ایران چهار ماه پیش از بین رفته بود، اما ایران توانایی غافلگیرکننده‌ای در ادامه شلیک موشک و پهپاد به کشتی‌های عبوری از هرمز، به زیرساخت‌های حیاتی کشورهای متحد ایالات متحده در منطقه و به پایگاه‌های نظامی ایالات متحده در منطقه نشان داده است.

آلن ایر، از مقامات پیشین وزارت امور خارجه ایالات متحده که دهه‌ها بر روی مسائل ایران کار کرده است، گفت: «ما سعی داریم چه کار کنیم؟ افزایش فشار بر ایران برای تغییر خطوط قرمز آن. از نظر تاکتیکی، ما در تلاش هستیم تا توانایی آن‌ها برای مسدود کردن خلیج فارس و تنگه باب‌المندب را کاهش دهیم و همچنین با اقداماتی مانند حملات به تبریز، قدرت‌نمایی کنیم. بخش بزرگی از این اقدامات صرفاً واکنش غریزی دونالد ترامپ [رئیس‌جمهور ایالات متحده] است. او مانند پیانیستی است که فقط یک کلید دارد و آن کلید، قدرت نظامی است.»

ایر که اکنون در مؤسسه خاورمیانه فعالیت می‌کند، گفت که حملات جدید ایالات متحده کارساز نیست. ترافیک در تنگه هرمز به حداقل رسیده و عبور و مرور تک‌رقمی دوباره به یک هنجار تبدیل شده است (و تعداد کمی از آن‌ها نفت‌کش هستند). ایران در یک یا دو روز گذشته سه کشتی مختلف را که از این مسیر عبور می‌کردند، هدف قرار داده است. تحلیلگران نفت اکنون انتظار دارند که این تنگه، احتمالاً حداقل تا پایان سال یا حتی بیشتر، مسدود باقی بماند.

نتیجه این وضعیت، افزایش قیمت نفت است. نفت خام برنت پس از یک دوره کوتاه در حدود ۷۰ دلار در هر بشکه در هفته‌های گذشته که به نظر می‌رسید ایالات متحده و ایران به تفاهم رسیده‌اند، دوباره به محدوده ۹۰ دلار در هر بشکه بازگشته است. قیمت بنزین در ایالات متحده تنها چند ماه پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای، دوباره به بالای ۴ دلار در هر گالن رسیده است. قیمت‌هایی که واقعاً اهمیت دارند، مانند هزینه سوخت دیزل، حتی بدتر هستند و برای صنعت و کشاورزی در چندین قاره مشکلاتی ایجاد کرده‌اند. این وضعیت شبیه به بهار امسال است، زمانی که قیمت نفت افزایش یافت و درگیری در خلیج فارس، شبح اختلال اقتصادی گسترده را زنده کرد.

تفاوت این بار در این است که ضربه‌گیرها از بین رفته‌اند یا تقریباً از بین رفته‌اند. ذخایر استراتژیک نفت ایالات متحده (SPR) به قدری به طرز خطرناکی کاهش یافته است که تنها کمی بیش از یک ماه ذخیره برای جبران کمبود بشکه‌های نفت خاورمیانه باقی مانده است. وضعیت به قدری وخیم است که وزارت انرژی ایالات متحده هفته گذشته تصمیم گرفت تعریف خود را از کف ذخایر استراتژیک نفت تغییر دهد، که بسیار پایین‌تر از سطحی است که متخصصان صنعت نفت آن را عاقلانه می‌دانند.

ایر پرسید: «این مسأله دو زمان‌بندی است. یعنی آیا ایران قبل از ترامپ به دلیل فشارهای اقتصادی فزاینده تسلیم خواهد شد؟» هر دو طرف در جریان آتش‌بس اخیر فرصتی برای بازسازی پیدا کردند؛ جهان برای مدت کوتاهی از قیمت‌های پایین‌تر نفت بهره‌مند شد و ایران نیز برای مدت کوتاهی از کاهش تحریم‌ها و رونق ۶ میلیارد دلاری صادرات محموله‌هایی که قبلاً ممنوع شده بودند، سود برد. آن تنفس به ایران اجازه داد تا مخازن ذخیره‌سازی خود را خالی کند، درآمد کسب کند و برای نبرد دیگری از فرسایش اقتصادی آماده شود.

ایر گفت: «مسأله دو زمان‌سنج به نفع ایران عمل می‌کند. ذخایر ما رو به اتمام است.» اگر حوثی‌های تحت حمایت ایران در یمن تهدیدات خود مبنی بر حمله به کشتی‌رانی، به‌ویژه کشتی‌رانی عربستان سعودی در دریای سرخ (دیگر نقطه گلوگاهی دریایی منطقه) را عملی کنند، اوضاع می‌تواند بدتر شود؛ دریای سرخ سوپاپ اطمینانی برای بخش بزرگی از حجم نفت خامی بوده که پیش‌تر در خلیج فارس محبوس مانده بود. در همین حال، ایران از حملات خود به کشتی‌رانی در مسیرهایی که آن‌ها را غیرمجاز می‌داند در تنگه هرمز دست نکشیده است، امری که خطوط کشتی‌رانی را بیش از پیش از بازگشت به روال عادی کار دلسرد می‌کند.

شرکت بیمه‌ای لویدز لندن تخمین می‌زند که با وجود اطمینان‌بخشی‌های ایالات متحده مبنی بر کنترل عبور و مرور از تنگه هرمز، ترافیک کلی نسبت به سال گذشته ۹۰ درصد کاهش یافته است. اقدامات تلافی‌جویانه نظامی ایران نیز تنها به تنگه محدود نمی‌شود. حملات ایران در هفته گذشته به شدت به یک کارخانه آب‌شیرین‌کن در کویت آسیب رساند؛ کشوری که متحد ایالات متحده است و ۹۰ درصد برای آب آشامیدنی خود به چنین کارخانه‌هایی وابسته است. و با وجود ماه‌ها «تضعیف» توان تهاجمی ایران، پایگاه‌های نظامی ایالات متحده در منطقه همچنان در تیررس قرار دارند، که آخرین حمله مرگبار آن به پایگاهی در اردن صورت گرفت که میزبان نیروهای آمریکایی است.

به نظر می‌رسد اهرم‌های اندکی که ایالات متحده در اختیار دارد - حملات هوایی بیشتر، تحریم‌های بیشتر یا تعرفه‌های بیشتر - بعید است مشکل اساسی را حل کند، و آن مشکل این است که ایران خطوط قرمز جدید و اهرم‌های فشاری دارد که پیش از آغاز این جنگ هرگز در اختیار نداشت. بی‌توجهی ترامپ در هفته جاری به حتی جوانه‌های نوظهور برای تلاشی دوباره جهت رسیدن به یک راه حل مذاکره‌شده، گویای این بن‌بست است. ایر گفت: «این دولت اهل دیپلماسی نیست. آنها اهل درد، تهدید و تعرفه هستند. این رویکرد با ایران جواب نمی‌دهد.»

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.