تحلیل مؤسسه کشورهای عربی خلیج فارس نشان میدهد پس از بحرانهای دریایی جنگ ۲۰۲۶، از انسداد تنگه هرمز تا ناامنی دریای سرخ و کانال سوئز، عربستان و ترکیه بهدنبال احیای خطآهن تاریخی حجاز بهعنوان یک مسیر زمینی جایگزین هستند؛ کریدوری که با اتصال استانبول به جده از مسیر سوریه و اردن، میتواند بخشی از تجارت منطقه را از وابستگی به آبراههای پرریسک رها کند و جایگاه ژئوپلیتیکی سوریه، ترکیه و عربستان را در نظم جدید حملونقل غرب آسیا بازتعریف کند.
به گزارش سرویس بینالملل جماران، تحلیل جورجیو کافیرو در پایگاه اینترنتی مؤسسه کشورهای عربی خلیج فارس، به بررسی مگاپروژه احیای خطآهن تاریخی حجاز بهعنوان یک کریدور برونرفت از بحرانهای دریایی میپردازد. کافیرو استدلال میکند که پس از انسداد چندماهه تنگه هرمز و ناامنی ممتد در دریای سرخ و کانال سوئز در جریان جنگ ۲۰۲۶، مسابقه برای بازآرایی مسیرهای تجاری شتاب گرفته است.
نشست ۹ ژوئن در ریاض میان «عبدالقادر اورالاوغلو»، وزیر حملونقل ترکیه، و «صالح الجاسر»، همتای سعودی او، و امضای دو تفاهمنامه ریلی و لجستیکی، نشاندهنده یک دکترین مشترک برای اتصال فیزیکی استانبول به جده از طریق خاک سوریه و اردن است؛ پروژهای که با دور زدن بنبستهای دریایی، زیرساخت همگرایی غرب آسیا را بازطراحی خواهد کرد.
کافیرو ابعاد ژئوپلیتیکی این دکترین ریلی را در سه محور کالبدشکافی میکند:
یک: احیای میراث عثمانی و دگرگونی توازن در برابر پروژه کند IMEC
خطآهن حجاز که در سال ۱۹۰۸ تحت حاکمیت سلطان عبدالحمید دوم برای انتقال زائران به مدینه ساخته شد و در جنگ جهانی اول ویران گشت، اکنون بهعنوان یک شریان تجاری ـ کاربردی نگریسته میشود. این مسیر با اتصال ریلی استانبول، آدانا، حلب، دمشق، امان، مدینه و جده، و در آینده امان، جایگزینی بومی برای کریدور قفلشده هند ـ خاورمیانه ـ اروپا، موسوم به IMEC، است. پروژه IMEC که بر پایه پیشفرض عادیسازی روابط ریاض ـ تلآویو بنا شده بود، پس از جنگ غزه کاملاً منجمد شد. اما خطآهن حجاز با حذف استراتژیک رژیم صهیونیستی، نهتنها به بنبست دیپلماتیک نیاز ندارد، بلکه نقش تاریخی آنکارا بهعنوان پل شرق و غرب را بازسازی کرده و قدرت نرم و نفوذ زیرساختی ترکیه، شامل عبور شبکههای فیبر نوری همراستا، را در جهان عرب تحکیم میکند.
دو: سوریه پساجنگ؛ از مهره منزوی به پل زمینی استراتژیک
کافیرو تأکید میکند که موفقیت نهایی این دکترین، مشروط به تثبیت سیاسی دمشق است. سوریه پسااسد، پس از تحولات دسامبر ۲۰۲۴، دیگر یک دولت منزوی و تحت تحریم نیست، بلکه پتانسیل بالایی برای تبدیل شدن به یک پل زمینی استراتژیک میان اروپا و خلیج فارس دارد. این نقش نوین، منافع حیاتی دو قدرت منطقه، یعنی ترکیه و سعودی، را به ثبات دمشق گره زده و حجم عظیمی از سرمایههای صندوقهای حاکمیتی کشورهای عربی را برای بازسازی خطوط، بزرگراهها و بنادر خشک، روانه این کشور خواهد کرد. خط حجاز ظرفیت حمل کالاهای زنجیره سرد، از جمله غذا و دارو، مصالح ساختمانی مانند سیمان و فولاد، و کانتینرهای تجاری را داراست؛ هرچند همانند تمام کریدورهای ریلی، توان جابهجایی حجم کلان نفت خام را ندارد.
سه: محدودیتهای فنی و امنیتی در زمین سخت شام
با وجود جذابیت این روایت ژئوپلیتیک، احیای خطآهن با چالشهای کمرشکنی روبهروست: نخست، تله ناامنی در سوریه؛ جادههای طویل ریلی کماکان در معرض حملات هوایی رژیم صهیونیستی، قاچاق، و احیای هستههای صامت داعش در مناطق بیابانی هستند.
دوم، چالش عدم انطباق فنی میان سیستمهای ریلی تکهتکهشده سه کشور و نیاز به بازسازی صفر تا صد خطوط مفقودشده، بهجای تعمیر ریلهای قدیمی است؛ و سوم، فقدان یک نهاد رگولاتوری واحد فرامرزی برای یکپارچهسازی بوروکراسی گمرکی.
توضیح مترجم: انتشار این گزارشها در پایگاه خبری جماران، صرفاً با هدف بازتاب دیدگاهها و تحلیلهای مختلف درباره جایگاه راهبردی تنگه هرمز و پیامدهای تحولات اخیر منطقه انجام میشود. این مطالب، دیدگاه نویسندگان و رسانههای منتشرکننده آنهاست و انتشارشان به معنای تأیید مواضع، ادعاها یا جمعبندیهای مطرحشده از سوی پایگاه خبری جماران نیست.