مرحوم عالینسب میگفتند سالها آثار مربوط به اقتصاد، فلسفه اقتصاد و مباحث مرتبط با آن را، از عهد باستان تا دوره معاصر، مطالعه میکردم و هرچه در این زمینه پیدا میکردم، میخواندم و درباره آن فکر میکردم. نه از لحاظ دینی، بلکه از منظر دانش اقتصاد به این نتیجه رسیدم که ربا نقش مخرب و ویرانگری بسیار سنگینی در عرصه اقتصاد دارد. پس از رسیدن به این نتیجه، وقتی به دین و آموزههای اسلامی مراجعه کردم، دیدم که خوشبختانه در آموزههای دینی نیز همین مسئله بهعنوان یک اصل مورد تأکید قرار گرفته است.
سیدمحمدرضا بهشتی با تأکید بر اینکه مقابله با ربا تنها با تغییر شکل ظاهری قراردادها ممکن نیست، گفت: باید روح قوانین و فلسفه تحریم ربا را شناخت، چرا که تغییر قالب معاملات بدون رفع ماهیت ربوی، مشکلی را حل نمیکند و زمینه سوءاستفاده و گریز از قانون را فراهم میسازد.
به گزارش جماران، دکتر سیدمحمدرضا بهشتی در مراسم بزرگداشت استاد فقید مرحوم میرمصطفی عالینسب که با عنوان «عالینسب و مناسبات ربوی» در موسسه مطالعات دین و اقتصاد سخن میگفت، اظهار کرد: سالگرد درگذشت مرحوم میرمصطفی عالینسب فرصتی است که در آن، گذشته از گرامیداشت نام و یاد یک انسان وارسته و معرفی یکی از الگوهای ارزشمند دوران معاصر برای جامعه، بهویژه برای نسل جوان در جهت راهیابی برای زندگی و جستوجوی معنا و هدف آن، مجالی برای طرح مباحث پایه و همچنین مباحث کاربردی مبتلابه جامعه امروز ما از جانب اهل نظر و صاحبان تجربه نیز فراهم میشود.
بهشتی با بیان اینکه استاد فقید در طول زندگی نسبت به مسئله ربا و مناسبات ربوی در جامعه حساسیت فوقالعادهای داشت، گفت: چند بار، از جمله در جلساتی که همینجا برگزار شده بود، خاطره نخستین دیدارم با مرحوم عالینسب را با فاصله چند دهه نقل کردهام. این بار میخواهم به آخرین دیدار اشاره کنم. همراه آقای دکتر مومنی و چند نفر از دوستان، در چند هفته پایانی عمر ایشان، شاید حتی کمتر از چند هفته مانده به رحلتشان، به منزل ایشان رفتیم. در آن زمان، بینایی ایشان به گونهای شده بود که دیگر قدرت تشخیص نداشتند. هنوز وارد نشده بودیم که سلام کردم. ایشان از پشت در پاسخ سلام را دادند و بعد فرمودند: «به آقایان بگویید که ربا حرام است.»
وی تاکید کرد: این، نخستین خاطره و نشاندهنده حساسیت ایشان نسبت به مناسبات ربوی بود. دومین نکته این است که کسی این تاکید را با چنین التهاب و حساسیتی بیان میکند که این مسئله برای او صرفا موضوعی جانبی در زندگی نبوده است. ایشان از ۱۷ سالگی تا ۸۶ سالگی، یعنی نزدیک به ۷۰ سال، در عرصه اقتصاد کشور نقشآفرینی کرده بود؛ از بازار و مناسبات آن آغاز کرده، سپس وارد عرصه صنعت شده و بعد نیز در حوزه سیاستگذاریهای بانکی فعالیت کرده بود. ایشان از جمله افرادی بود که نخستین دورههای حسابداری صنعتی را برای بانک ملی و افرادی که قرار بود در این بانک استخدام شوند برگزار کرد. به هر حال، فردی موثر و فعال در عرصه اقتصاد بود و اکنون چنین سخنی را با این صراحت بیان میکرد.
بهشتی افزود: یک بار دیگر که خدمت ایشان بودیم، میگفتند: «من در تمام این چند دهه که مشغول فعالیت اقتصادی در سطوح مختلف بودم، نه یک ریال ربا دادهام و نه یک ریال ربا گرفتهام.» سپس میگفتند: «چه کسی گفته نمیشود؟» آن زمان این بحث مطرح بود که این مطالب، مباحثی نظری است و کسانی که با بانک و بانکداری سر و کار دارند یا در سطح جهانی با مناسبات مالی و بانکی آشنا هستند، میدانند که این مناسبات چگونه است و تصور میکردند بدون ربا اساسا نمیتوان فعالیت اقتصادی، بهویژه در مقیاس بزرگ، انجام داد. اما ایشان تقریبا با لحنی همراه با عتاب میگفتند که من طی این چندین دهه کارهای بزرگ اقتصادی انجام دادهام و بعد میپرسیدند: «چه کسی گفته نمیشود؟»
این استاد دانشگاه در بیان سومین خاطره، گفت: ایشان از جمله افرادی بود که مورد اعتماد مرحوم آیتالله بروجردی بودند و در مواردی که نیاز به مشورت بود، با ایشان مشورت میشد. این را هم عرض کنم که شاید دوستان این جمله را از بنده شنیده باشند؛ مرحوم آیتالله بروجردی درباره مرحوم عالینسب گفته بودند: «آقای عالینسب در حیطه اقتصاد، تقلید بر ایشان حرام است.» کسانی که با فضای علمی حوزه آشنا هستند، میدانند این جمله چه معنایی دارد؛ یعنی در این عرصه، ایشان نیازی به تقلید از دیگران ندارد. این سخن کمی نیست، آن هم وقتی از جانب مرحوم آیتالله بروجردی بیان شده باشد.
وی ادامه داد: مرحوم عالینسب نقل میکرد که روزی برای من تلگراف فرستادند که به قم بیایم. به قم رفتم. به من گفتند مسئلهای پیش آمده و به نظرم رسید شما میتوانید کمک کنید. پرسیدم موضوع چیست؟ گفتند فردی از دنیا رفته و اکنون فرزندانش نزد من آمدهاند. مشکلشان این است که بخشی از سرمایه پدرشان از طریق وام دادن با بهره بوده است. حالا که ایشان از دنیا رفته، فرزندانش میگویند میخواهیم به گونهای عمل کنیم که اگر امکان دارد، جبران مافات پدرمان شود و اگر چیزی هم، اکنون به دست ما میرسد، به شکلی باشد که ما از همان نقطهای که ایشان به پایان رسانده، دوباره آغاز نکنیم. به ایشان عرض کردم که چرا مرا فراخواندهاید؟ ایشان فرمودند به نظرم رسید این کار از عهده شما برمیآید. عرض کردم وقتی شما میگویید خودتان از انجام چنین کاری عاجز هستید، من چگونه میتوانم آن را انجام دهم؟ من نمیتوانم. ایشان فرمودند با مشورتهایی که انجام شد، به آن فرزندانی که هر کدام دستاندرکار کاری بودند
بهشتی اضافه کرد: به فرزندان آن مرحوم گفته شد که گویا دفتر یا سیاههای در اختیار شما هست که ایشان عادت داشتند مطالب مربوط به طلبها و بدهیها را در آن ثبت کنند. بروید و ببینید آیا میتوانید آن افراد را پیدا کنید یا خیر. هر آنچه از جانب این افراد باقی مانده است، اگر در قید حیات هستند، به هر شکل ممکن رضایت آنان را جلب کنید و اگر افرادی از دنیا رفتهاند، در حد امکان رضایت ورثه آنان را به دست آورید و هر مقدار که لازم است، پرداخت کنید. اگر پس از آن چیزی باقی ماند، آن را بیاورید تا ببینیم با آن چه باید کرد. این تعبیر مرحوم عالینسب بود که گفتند: «ببینیم با این چه خاکی بر سر کنیم.»
این عضو هیات علمی دانشگاه تهران در بیان خاطره چهارم گفت: مرحوم عالینسب میگفتند سالها آثار مربوط به اقتصاد، فلسفه اقتصاد و مباحث مرتبط با آن را، از عهد باستان تا دوره معاصر، مطالعه میکردم و هرچه در این زمینه پیدا میکردم، میخواندم و درباره آن فکر میکردم. نه از لحاظ دینی، بلکه از منظر دانش اقتصاد به این نتیجه رسیدم که ربا نقش مخرب و ویرانگری بسیار سنگینی در عرصه اقتصاد دارد. پس از رسیدن به این نتیجه، وقتی به دین و آموزههای اسلامی مراجعه کردم، دیدم که خوشبختانه در آموزههای دینی نیز همین مسئله بهعنوان یک اصل مورد تأکید قرار گرفته است. این برای من بسیار جالب بود؛ چراکه تفاوت بسیاری دارد میان اینکه انسان صرفاً بهعنوان فردی دیندار، از روی تعبد، حکمی را بپذیرد یا اینکه ابتدا از مسیر دانش اقتصاد به چنین نتیجهای برسد و سپس مشاهده کند که آموزههای دینی نیز همان حقیقت را بیان کردهاند.
وی تصریح کرد: آنچه مرحوم عالینسب بیان میکردند، این بود که انسان وقتی از راه تحلیل عقلی و تجربه عملی به نتیجهای میرسد و سپس همان معنا را در دین بازمییابد، تلاش میکند منطقی را که پشت این حکم قرار دارد، دریابد و آن را در آموزههای دینی بازیابی کند. این دیگر یک پیروی قشری نیست، بلکه بازیابی آن منطق است و سپس باید دید که این منطق در عرصه عمل، از جمله در زندگی دیندارانه، چه بازتابی پیدا میکند. در نتیجه باید میان محتوا، منطق و روحی که در چنین آموزهای وجود دارد، با صورتها و قالبهای آن، پیوندی عمیق برقرار باشد. اگر انسان تنها از روی ظاهر و قشر احکام به سراغ این دستورالعملها برود، ممکن است چون روح مسئله را نشناخته است، در مقام عمل کارهایی انجام دهد که بسیار شگفتانگیز باشد.
این استاد فلسفه یادآورشد: در سالهای گذشته، پس از مباحثی که شهید آیتالله بهشتی درباره ربا در اسلام و ذیل آیات سوره بقره در جلسات تفسیر قرآن مطرح کردند، این موضوع همواره برای من محل توجه بوده است. آن زمان بنده بهعنوان جوانی که تازه وارد دانشگاه شده بودم، در آن جلسات شرکت میکردم؛ البته حضورم در آن جلسات حتی به اواخر دوران دبیرستان و پیش از ورود به دانشگاه بازمیگشت و مربوط به پیش از پیروزی انقلاب بود. انصافا آنچه شهید آیتالله بهشتی ذیل آیات سوره بقره درباره ربا بیان کردهاند، خواندنی است. این را بهعنوان یک ناظر عرض میکنم، نه بهعنوان کسی که بخواهد داوری خاصی داشته باشد. نکات عمیقی در آن مباحث مطرح شده که به سمت روح این مسئله حرکت میکند؛ اینکه چرا در جایی که سرمایه و پول بدون آنکه با کار گره بخورد، زایندگی پیدا میکند و پول بدون پیوند با کار، خود به کار میافتد، اسلام چنین حساسیتی نسبت به آن نشان داده است.
بهشتی ادامه داد: چرا در قرآن کریم درباره ربا با لحنی سخن گفته شده که کمتر نظیر آن را درباره موضوعات دیگر میبینیم؟ در قرآن مسائل فراوانی درباره مناسبات عملی زندگی بشر مطرح شده و نسبت به لغزشگاههای مختلف هشدار داده شده است، اما درباره ربا آمده است که اگر پس از آگاهی از حرمت آن، همچنان این مسیر را ادامه دهید، اعلام جنگ با خدا و رسول کردهاید. من در هیچ جای دیگری از قرآن چنین لحنی ندیدهام. چرا این موضوع تا این اندازه اهمیت دارد و چه آثار مخربی در مناسبات اجتماعی و اقتصادی بر جای میگذارد؟
وی با بیان اینکه مساله ربا تنها به ساحت اقتصاد محدود نمیشود، بلکه وارد عرصه روابط اجتماعی، روابط خانوادگی و حتی تعادل روحی انسان نیز میشود، تاکید کرد: نسل جوانی که به آینده نگاه میکند و امید دارد وارد عرصه فعالیت، کار خلاقانه، تلاش و ایثار شود، ممکن است تحت تأثیر چنین مناسباتی آسیب ببیند و انگیزه خود را از دست بدهد. از منظر روانشناسی، جامعهشناسی و اقتصاد، جای پژوهشهای فراوانی در این زمینه وجود دارد. در این چند دهه نیز مقالات بسیار ارزشمندی، نه فقط از سوی اقتصاددانان مسلمان، بلکه از سوی اقتصاددانانی که فارغ از نگاه دینی به این مسئله پرداختهاند، منتشر شده است.
بهشتی گفت: باید روح قوانین را شناخت، نه فقط ظاهر و قشر آنها را. در غیر این صورت، ممکن است با رفتارهای بسیار عجیبی روبهرو شویم؛ حتی در میان دینداران یا کسانی که متولی بیان احکام دینی هستند. گاهی ممکن است اصل مسئله بهطور ضمنی پذیرفته شود یا حتی مطلوب تلقی شود، اما در شکلدهی و صورتبندی آن، کاری انجام دهیم که تنها با ظواهر دینی ناسازگار نباشد. داستان «حیل شرعی» نیز همینگونه است. معنای آن چارهاندیشی بود، نه بدکاری و فریبکاری.
این استاد دانشگاه یادآورشد: در سنت قدیم ما، «حیل» به معنای علم چارهاندیشی بود. برای مثال، آب بر اساس قاعده طبیعی خود به سمت پایین حرکت میکند، اما اگر مزرعهای در ارتفاع قرار داشته باشد، باید چارهاندیشی کرد که چگونه این آب را به سمت بالا هدایت کنیم. برای این کار ابزارهایی ساخته میشد؛ مانند وسیلهای که ارشمیدس طراحی کرده بود و با چرخاندن آن، آب از پایین به بالا منتقل میشد و امکان آبیاری زمین را فراهم میکرد. این معنای واقعی چارهاندیشی بود. نباید صورتبندیهایی ایجاد کنیم که در آنها، ربایی که در ظاهر و صورت خود شناخته میشود، با یک برداشت ساده، به شکلی درآید که هنگام ورود به عرصه عمل، انسان را دچار شبهه کند که شاید دیگر ربا نباشد. چه خوب بود اگر در طول این سالها از کارشناسان حقوقی خواسته میشد انواع معاهدات، پیمانها و معاملات را به گونهای طراحی کنند که راههای فرار و روزنههای گریز در آنها بسته شود.
بهشتی ادامه داد: زمانی که دوران تحصیل را میگذراندم، هر سال کتابی با عنوان «هزار راه قانونی برای فرار از مالیات» منتشر میشد. هر سال نیز تمام تلاش کسانی که در حوزه قوانین مالیاتی فعالیت میکردند این بود که این هزار راه را ببندند، اما سال بعد دوباره باید منتظر میماندند تا ببینند آیا هزار راه قانونی دیگری پیدا شده است یا خیر و جلد جدیدی از آن کتاب منتشر میشود یا نه. وقتی روح یک آموزه شناخته نشود، صورتبندیهای ظاهری جای آن را میگیرد. شهید آیتالله بهشتی، با اظهار تأسف، از این موضوع یاد میکردند که چگونه اشکال پنهان ربا در شئون مختلف زندگی ما حضور پیدا کرده و ما به جای پرداختن به حقیقت مسئله، به دنبال آن هستیم که آیا میتوانیم صورت آن را به گونهای تغییر دهیم که دیگر مشمول عنوان ربا نباشد.
وی با بیان اینکه مرحوم عالینسب نیز تا زمانی که حضور داشتند و سخنشان نفوذ و اثرگذاری داشت، نسبت به این مسئله حساسیت فراوانی نشان میدادند؛ با وجود آنکه مناسبات ربوی به شکلی گسترده و شاید بتوان گفت تقریباً همهجانبه در اقتصاد ما حضور یافته بود، افزود: روز گذشته یکی از همکاران ما در مؤسسه، برای تأمین مبلغ ودیعه مسکن خود با مشکلاتی روبهرو شده بود. ایشان تعریف میکرد که برای دریافت وام، با وجود آنکه مبلغ مورد نیازش ۳۵۰ میلیون تومان بود، بارها میان بخشهای مختلف بانک رفتوآمد کرده است. حتی برای یک برگ فتوکپی، به دلیل اینکه رنگ کاغذ کمی متمایل به خاکستری بود و کاملاً سفید نبود، از او خواسته بودند دوباره برود و نسخه دیگری تهیه کند. در مقابل، برای پرداخت وامهای بسیار سنگین و کلان، شرایطی تعیین میشود که ارقام آن بهقدری بالاست که حتی بیان آنها دشوار است. برای دریافت همان وام ۳۵۰ میلیون تومانی، در مجموع باید حدود ۶۲۰ میلیون تومان پرداخت شود. حتی یکی از بانکها اعلام کرده بود که بخشی از سود را از همان ابتدای پرداخت وام کسر میکند؛ یعنی مبلغی را که قرار است طی چند سال بازپرداخت شود، از همان ابتدا از وامگیرنده دریافت میکند.
بهشتی اظهار کرد: ظاهر امر این است که همهچیز در چارچوب قرارداد، اجاره، مشارکت یا سایر قالبهایی قرار گرفته که از نظر شکلی با موازین شرعی ناسازگار نیست، اما آیا نباید به گونهای عمل کنیم که وقتی یک ناظر منصف، حتی اگر متخصص هم نباشد، به این معاملات نگاه میکند، احساس نکند که ما همان کار را انجام میدهیم، فقط شکل آن را تغییر دادهایم؟
وی گفت: همواره این حساسیت را در مرحوم عالینسب نسبت به مسئله مناسبات ربوی مشاهده میکردم. ایشان به دلیل هوش و دقت فراوانی که داشتند، هرگاه یکی از اشکال پنهان ربا مطرح میشد، همانجا توقف میکردند، مسئله را باز میکردند و نشان میدادند که این رباست، هرچند صورت ظاهری آن چیز دیگری باشد. این موضوع، چه از منظر دانش اقتصاد و چه از منظر آموزههای دینی، اخلاق اجتماعی، حقوق اجتماعی و مباحث مربوط به انسان، نکات بسیار دقیق و ارزشمندی در خود دارد.