اکونومیست در تحلیلی از پیامدهای تفاهم‌نامه اسلام‌آباد می‌نویسد که کشورهای عربی خلیج فارس، پس از جنگ اخیر و امتیازات ترامپ به تهران، با واقعیتی تازه روبه‌رو شده‌اند: چتر امنیتی آمریکا دیگر تضمین‌کننده بقا نیست و دکترین جدید ایران در تنگه هرمز می‌تواند زیرساخت‌های چند تریلیون دلاری آنان را به گروگان بگیرد. به روایت این نشریه، تنها راه گریز اعراب از این تله ژئوپلیتیک، عبور از پدافند جزیره‌ای، ساخت مسیرهای زمینی جایگزین برای دور زدن هرمز و پایان دادن به رقابت فرسایشی ریاض و ابوظبی است.

به گزارش سرویس بین‌الملل جماران، تحلیل نشریه اکونومیست به بررسی یک پارادوکس رفتاری در خلیج فارس می‌پردازد: «کشورهایی که سال‌ها رقابت‌های درونی خود را به‌عنوان بخشی از سیاست قدرت منطقه‌ای پیش برده‌اند، اکنون زیر فشار تهدید ایران و تردید نسبت به ضمانت‌های آمریکا، ناچار به همگرایی شده‌اند.» اعضای شورای همکاری خلیج فارس که پیش‌تر شوک‌هایی مانند بحران نفتی ۱۹۷۳ و انقلاب اسلامی ایران را تجربه کرده بودند، اکنون با واقعیتی تازه و نگران‌کننده‌تر روبه‌رو هستند: امتیازاتی که دونالد ترامپ در قالب تفاهم‌نامه اسلام‌آباد به تهران داده و موازنه امنیتی خلیج فارس را وارد مرحله‌ای شکننده کرده است.

به روایت اکونومیست، بقای زیرساخت‌های عظیم ۲.۳ تریلیون دلاری کشورهای عربی خلیج فارس، از هاب‌های هوایی و بنادر لجستیکی گرفته تا دیتاسنترها، تأسیسات انرژی و شبکه‌های مالی، به یک حباب امنیتی وابسته است؛ حبابی که سال‌ها زیر چتر قدرت نظامی آمریکا شکل گرفته بود. اما دکترین تازه ایران درباره «اشراف قانونی بر تنگه هرمز» و امکان وضع عوارض اجباری بر عبور کشتی‌ها، این حباب را در معرض فروپاشی قرار داده است.

 

اکونومیست مسیر گریز اعراب از این تله ژئوپلیتیک را در سه لایه راهبردی کالبدشکافی می‌کند:

 

یک: عبور از پاتریوت آمریکایی و بومی‌سازی دکترین پهپادی اوکراین

 

 جنگ ۱۲ هفته‌ای اخیر نشان داد خریدهای تسلیحاتی گران‌قیمت و انفرادی کشورهای عربی، بدون هماهنگی عملیاتی و چتر مؤثر سنتکام، بازدارندگی کافی ایجاد نمی‌کند. حتی امارات متحده عربی، با وجود برخورداری از سامانه‌های پدافندی پیشرفته، ناچار شد برای مقابله با موج تهدیدات موشکی و پهپادی، به کمک‌های فوری خارجی، از جمله ظرفیت‌های دفاعی رژیم صهیونیستی، فرانسه و کره جنوبی متوسل شود. از نگاه اکونومیست، با کاهش تمایل واشنگتن برای ماندن بلندمدت در منطقه، کشورهای عربی باید فوراً از مدل پدافند جزیره‌ای و ملی عبور کنند و دکترین «اشتراک‌گذاری داده‌های راداری» را در سطح شورای همکاری فعال سازند. گام نخست در این مسیر، بومی‌سازی تجربه اوکراین در مقابله با پهپادها و موشک‌های کروز است؛ تجربه‌ای که می‌تواند از طریق ایجاد شبکه‌ای از حسگرهای آکوستیک در سراسر خلیج فارس برای ردیابی زودهنگام پهپادها و کروزهای ساحلی ایران اجرا شود. بر اساس این تحلیل، کی‌یف نیز آمادگی خود را برای انتقال تجربه، اعزام مشاوران نظامی و ارائه کیت‌های فنی مرتبط اعلام کرده است.

 

دو: بی‌اثر کردن اهرم هرمز از مسیر ابرپروژه‌های زمینی

 

 راهبرد حیاتی دوم برای شورای همکاری، کاهش وابستگی ساختاری به تنگه هرمز است؛ آبراهی که در جنگ اخیر بار دیگر نشان داد می‌تواند به ابزار گروگان‌گیری اقتصاد جهانی تبدیل شود. اکونومیست تأکید می‌کند که کشورهای عربی باید با شتاب بیشتری به سمت سرمایه‌گذاری در خط‌لوله‌های زمینی موازی به مقصد دریای سرخ و مدیترانه حرکت کنند و همزمان شبکه‌های ریلی فرامرزی و کریدورهای لجستیکی جایگزین، از جمله مسیرهایی مانند اتصال امارات به صحار، را توسعه دهند. هدف نهایی این راهبرد در نظم پساجنگ ۲۰۲۶ آن است که با تنوع‌بخشی به مسیرهای صادرات انرژی، کالا و داده، اهرم خفه‌کنندگی هرمز برای ایران تضعیف شود و این آبراه از یک ابزار فشار ژئوپلیتیکی به دارایی‌ای مستهلک و کم‌اثر در محاسبات تهران تبدیل گردد. به بیان دیگر، اگر کشورهای خلیج فارس نتوانند هرمز را دور بزنند، ناچار خواهند بود قواعد بازی ایران در هرمز را بپذیرند.

 

سه: پایان خودویرانگری راهبردی در رقابت ریاض و ابوظبی

تحقق هر دو راهبرد، یعنی ایجاد پدافند مشترک و ساخت کریدورهای جایگزین، مشروط به یک جراحی سیاسی دشوار است: پایان دادن به رقابت فرسایشی و صامت میان محمد بن سلمان و محمد بن زاید. اکونومیست این رقابت را نوعی خودویرانگری راهبردی توصیف می‌کند؛ رقابتی که در پرونده‌هایی مانند یمن، شاخ آفریقا، بنادر منطقه‌ای و پروژه‌های نفوذ اقتصادی، تمرکز دو قدرت اصلی شورای همکاری را از تهدید اصلی، یعنی ایران، منحرف کرده است. از نگاه این تحلیل، هر دو رهبر خود را بازیگر محوری و «برادر بزرگ‌تر» نظم عربی خلیج فارس می‌دانند، اما در نظم تازه پساآمریکایی، این رقابت دیگر یک بازی لوکس قدرت نیست؛ بلکه می‌تواند به شکاف امنیتی خطرناکی تبدیل شود که تهران از آن بهره‌برداری کند.

 

جمع‌بندی اکونومیست این است که آتش‌بس اخیر، بیش از آنکه پایان بحران باشد، زلزله‌ای در زیرساخت امنیتی خلیج فارس ایجاد کرده است. کشورهای عربی اکنون با سه واقعیت همزمان روبه‌رو هستند: کاهش اطمینان به چتر امنیتی آمریکا، افزایش جسارت ایران در تنگه هرمز، و فرسایش ظرفیت بازدارندگی ملی و پراکنده. از نگاه این نشریه، همان‌گونه که اروپا برای مهار روسیه ناچار شد بخشی از اختلافات داخلی خود را کنار بگذارد، اعراب خلیج فارس نیز باید رقابت‌های درونی خود را دفن کنند و به سمت پدافند مشترک، مسیرهای صادراتی جایگزین و تصمیم‌گیری امنیتی هماهنگ حرکت کنند؛ زیرا در نظم جدید پساآمریکایی، انشقاق درون شورای همکاری، بهترین سوخت برای ماشین نفوذ و هژمونی تهران خواهد بود.

 

 

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.