آتلانتیک در گزارشی از شکاف رویکردی میان جی.دی. ونس و مارکو روبیو در دولت ترامپ می‌نویسد که توافق اخیر آمریکا و ایران، پرونده لبنان را به قلب مذاکرات تهران و واشینگتن کشانده است؛ جایی که ونس با رویکردی معاملاتی به دنبال کاهش حمایت ایران از حزب‌الله در برابر مشوق‌های مالی است، اما روبیو همچنان مسیر کلاسیک دیپلماسی میان دولت‌های لبنان و اسرائیل را دنبال می‌کند؛ دو مسیری که سرنوشت آنها می‌تواند آینده آتش‌بس لبنان و حتی کل روند صلح ایران را تعیین کند.

به گزارش سرویس بین‌الملل جماران، گزارش آتلانتیک به قلم ویوین سلاما، به بررسی شکاف رویکردی میان دو چهره ارشد دولت ترامپ در قبال یکی از پیچیده‌ترین پرونده‌های پساجنگ می‌پردازد: «نقش لبنان در توافق آمریکا و ایران و رقابت پنهان میان جی.دی. ونس و مارکو روبیو».

به روایت این گزارش، در حالی که روبیو ماه‌ها برای دستیابی به توافقی میان دولت‌های اسرائیل و لبنان با هدف مهار حزب‌الله و فراهم کردن زمینه خروج نیروهای اسرائیلی از جنوب لبنان تلاش کرده بود، توافق اخیر آمریکا و ایران با محوریت ونس، آینده لبنان را مستقیماً وارد میز مذاکرات تهران و واشینگتن کرد.

آتلانتیک می‌نویسد نتیجه این وضعیت آن است که آمریکا اکنون درباره یک کشور، همزمان در دو مسیر متفاوت مذاکره می‌کند؛ مسیری که یکی با رویکرد دیپلماتیک و دولت‌محور روبیو پیش می‌رود و دیگری با سبک معاملاتی، فشارمحور و مستقیم ونس. روبیو به مذاکرات دولت‌به‌دولت، سازوکارهای دیپلماتیک و تقویت دولت لبنان تکیه دارد، در حالی که ونس می‌کوشد از مسیر توافق با ایران، حمایت تهران از حزب‌الله را کاهش دهد و جنگی را که ترامپ مشتاق پایان دادن به آن است، سریع‌تر به نقطه توقف برساند.

 

آتلانتیک این شکاف رویکردی را در سه محور کالبدشکافی می‌کند:

 

یک: لبنان در قلب تفاهم ایران و آمریکا؛ بدون حضور لبنان و اسرائیل

 بر اساس گزارش آتلانتیک، مقام‌های آمریکایی در ابتدا در برابر گنجاندن بحران لبنان در فهرست مسائل قابل مذاکره با ایران مقاومت می‌کردند، اما در نهایت به درخواست تهران برای وارد شدن پرونده لبنان به دستور کار تن دادند. پاراگراف اول یادداشت تفاهم ۱۴ بندی که ترامپ امضاء کرده، سه بار به لبنان اشاره می‌کند، اما نامی از اسرائیل در آن نیامده است. این در حالی است که نه اسرائیل و نه لبنان طرف مستقیم این مذاکرات نیستند. ونس اکنون رهبری گفت‌وگوهایی با ایران را بر عهده دارد که هدف آن، ترغیب جمهوری اسلامی به کاهش حمایت از حزب‌الله در ازای تسکین مالی است. در مقابل، مذاکرات جداگانه روبیو بر تقویت دولت ضعیف لبنان و ارائه تضمین کافی به اسرائیل برای خروج از جنوب لبنان متمرکز است.

 

دو: ونسِ معاملاتی در برابر روبیوی متعارف

 آتلانتیک، تفاوت اصلی میان دو مقام آمریکایی را در سبک و جهان‌بینی آنان می‌بیند. روبیو رویکردی جهانی‌تر، متعارف‌تر و نزدیک‌تر به دیپلماسی کلاسیک دارد؛ یعنی مذاکره میان دولت‌ها، طراحی سازوکارهای نظارتی و ایجاد مسیرهای تدریجی برای کاهش تنش. در مقابل، ونس چهره‌ای معاملاتی‌تر و ستیزه‌جویانه‌تر توصیف می‌شود؛ مقام ارشدی که پیش از جنگ نیز در محافل خصوصی درباره خطر درگیری با ایران ابراز نگرانی کرده بود، اما اکنون برای پایان سریع جنگ و پیشبرد توافق با تهران، حاضر است فشار بیشتری بر بازیگران دیگر، از جمله اسرائیل، وارد کند.

به گزارش آتلانتیک، ونس انتظار دارد دولت اسرائیل با نتیجه مذاکرات ایران هماهنگ شود و انتقاد از تلاش‌های آمریکا را متوقف کند. او در یکی از نشست‌های خبری کاخ سفید گفته بود اگر در کابینه اسرائیل حضور داشت، به تنها متحد قدرتمندی که برای اسرائیل باقی مانده، حمله نمی‌کرد.

 

سه: خطر تداخل پیام‌ها و خاطره شکست توافق ۱۹۸۳ لبنان

دولت ترامپ معتقد است فشار نظامی و اقتصادی بر ایران، اکنون شرایط لازم برای رسیدن به صلحی پایدار را فراهم کرده است. مقام‌های کاخ سفید نیز می‌گویند میان اهداف ونس و روبیو اختلافی وجود ندارد.

با این حال، آتلانتیک هشدار می‌دهد که تاریخ لبنان نشان می‌دهد توافق‌های ظاهراً موفق نیز می‌توانند به سرعت فروبپاشند. پس از حمله اسرائیل به لبنان در سال ۱۹۸۲، جرج شولتز، وزیر خارجه وقت آمریکا، تلاش گسترده‌ای برای میانجی‌گری صلح میان دو طرف آغاز کرد. توافقی که سال بعد امضاء شد، در ابتدا به عنوان یک پیروزی دیپلماتیک مورد ستایش قرار گرفت، اما ظرف یک سال در میان واکنش‌های شدید منطقه‌ای فروپاشید. از نگاه نویسنده، همین سابقه تاریخی نشان می‌دهد که ورود همزمان لبنان به دو مسیر مذاکراتی می‌تواند فرصت‌ساز باشد، اما اگر پیام‌ها و تعهدات هماهنگ نشوند، به عاملی برای بی‌ثباتی تازه تبدیل خواهد شد.

جمع‌بندی آتلانتیک این است که ونس و روبیو تلاش کرده‌اند از تداخل پیام‌ها جلوگیری کنند و روبیو نیز به طور عمومی وجود هرگونه تناقض میان تلاش‌های خود و ونس را رد کرده است. این دو مقام آمریکایی حتی در تماس مشترکی با رئیس‌جمهور لبنان، او را در جریان وضعیت مذاکرات آمریکا و ایران و احتمال ایجاد یک «سازوکار نظارتی» مشترک برای اجرای آتش‌بس شکننده اخیر قرار داده‌اند.

با این حال، به روایت آتلانتیک، سرنوشت این دو مسیر نه فقط آینده لبنان، بلکه این پرسش را تعیین خواهد کرد که آیا جنگ حزب‌الله و اسرائیل می‌تواند کل فرآیند صلح ایران را از مسیر خارج کند یا نه.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.