مؤسسه استیمسون در گزارشی به قلم «ایوان کوپر» و «ویل ای. اسمیت» نوشت: تمدید آتش‌بس ۶۰ روزه و ترسیم چارچوبی برای توافق بزرگ‌تر با ایران، فرصتی تعیین‌کننده برای دولت ترامپ است؛ فرصتی که اگر با تداوم مطالبات حداکثری همراه شود، می‌تواند تنها به یک وقفه موقت پیش از جنگی دیگر تبدیل شود. این گزارش با تأکید بر ناکامی آمریکا در تحقق اهداف جنگ علیه ایران، از جمله تغییر رفتار منطقه‌ای تهران، نابودی توان موشکی و پهپادی، سرنگونی حکومت یا از بین بردن مواد هسته‌ای ایران، نتیجه می‌گیرد که واشنگتن برای دستیابی به توافقی پایدار ناچار است به جای تهدید و فشار، به سمت محدودسازی عملی برنامه هسته‌ای ایران، نظارت قدرتمند و ارائه مشوق‌های اقتصادی معنادار حرکت کند.

به گزارش سرویس بین‌الملل جماران، «ایوان کوپر»* و «ویل ای. اسمیت»* در یادداشتی مشترک برای مؤسسه استیمسون نوشتند: امضای تمدید آتش‌بس و چارچوب توافق صلح با ایران از سوی دولت ترامپ، امیدها را برای پایان یافتن جنگی افزایش داده که پرهزینه و کاملاً بی‌حاصل بوده است. ایالات متحده میلیاردها دلار مهمات مصرف کرد، یک بحران اقتصادی را رقم زد و متحمل تلفات شد، بی‌آنکه به هیچ‌یک از اهداف دولت خود دست یابد؛ اهدافی از جمله استقرار یک حکومت جدید در تهران، پایان دادن به حمایت ایران از متحدین منطقه‌ای، نابود کردن زرادخانه پهپادی و موشکی ایران، و مهم‌تر از همه، تضمین امنیت مواد هسته‌ای این کشور.

اکنون، با برقراری آتش‌بس ۶۰ روزه، واشنگتن به همان نقطه آغاز بازگشته است: تلاش برای اطمینان از اینکه ایران نتواند به دنبال دستیابی به سلاح هسته‌ای برود. دولت ترامپ باید بپذیرد که قدرت تحمیل مطالبات حداکثری خود بر ایران را ندارد. اگر این دولت انتظارات خود را درباره آنچه واقعاً قابل دستیابی است، متناسب و واقع‌بینانه نکند، این آتش‌بس احتمالاً چیزی بیش از یک میان‌پرده پیش از دور بعدی درگیری نخواهد بود.

 

photo_2026-06-27_04-23-44

 

این مشکل تازه‌ای نیست. در آوریل ۲۰۲۵، ایالات متحده و ایران گفت‌وگوهایی را در عمان آغاز کردند که هرچند در مقطعی پرتنش انجام می‌شد، گزارش‌ها حاکی از سازنده بودن آن بود. اما در ژوئن همان سال، ایالات متحده همراه با اسرائیل، با این فرض که ایران به سلاح هسته‌ای نزدیک شده و باید متوقف شود، حملاتی را علیه ایران آغاز کرد و به تلاش‌های دیپلماتیک پایان داد.

زمانی که واشنگتن بعداً تلاش کرد مذاکرات را از سر بگیرد، عملاً با همان مطالبه‌ای بازگشت که مدت‌ها مذاکرات را تا این حد دشوار کرده بود: اینکه ایران نباید هیچ برنامه هسته‌ای داخلی‌ای را حفظ کند. ایران آمادگی خود را برای ادامه مذاکرات نشان داد، اما تأکید داشت که خطوط قرمز تعیین‌شده از سوی ایالات متحده قابل قبول نیست و برچیدن برنامه هسته‌ای‌اش از اساس منتفی است.

در پاسخ، ایالات متحده در اوایل سال ۲۰۲۶ دارایی‌ها و تجهیزات نظامی خود را به منطقه اعزام کرد و تهدید کرد که اگر مطالباتش برآورده نشود، جنگ رخ خواهد داد. هنگامی که تهران در پذیرش آن مطالبات حداکثری اکراه نشان داد، ایالات متحده جنگی را آغاز کرد که در نهایت پرهزینه و ناموفق از آب درآمد.

ایران اکنون از این تازه‌ترین دور جنگ در حالی خارج می‌شود که همچنان کنترل مواد هسته‌ای خود را در اختیار دارد، دولتش پابرجاست و یک برگ چانه‌زنی تازه و قدرتمند نیز در دست دارد: توانایی متوقف کردن کشتیرانی از مسیر تنگه هرمز.

در همین حال، ترامپ در داخل کشور با لحظه حساب‌کشی درباره جنگی عمیقاً نامحبوب روبه‌روست؛ جنگی که دستاورد چندانی برای عرضه ندارد. ترامپ خواهان توافقی است که بتواند آن را به‌عنوان محدودیتی قابل توجه بر توانایی‌های هسته‌ای ایران عرضه کند. اما اکنون برای انجام این کار اهرم فشار کمتری در اختیار دارد، زیرا ایران ثابت کرده است که می‌تواند حملات آمریکا را تاب بیاورد و همچنان هزینه‌های سنگینی تحمیل کند.

از همین رو، نشانه خوبی است که ترامپ در مصاحبه‌ای در ۱۴ ژوئن، ظاهراً از مطالبه پیشین خود مبنی بر پایان کامل غنی‌سازی از سوی ایران عقب‌نشینی کرد و در عوض پیشنهاد داد که تهران می‌تواند پس از تعلیق غنی‌سازی برای دوره‌ای نامشخص، مجاز باشد در سطوح پایین غنی‌سازی انجام دهد.

گزارش‌های اولیه مبنی بر اینکه آتش‌بس کنونی، یک چارچوب ۶۰ روزه برای تدوین توافقی بزرگ‌تر فراهم می‌کند، فرصتی به وجود آورده است که نباید هدر برود. یک توافق قابل اجرا، نیازی ندارد هرگونه غنی‌سازی ایران را ممنوع کند یا مواد هسته‌ای آن را از میان ببرد. چنین توافقی باید مانع از ساخت بمب از سوی ایران شود؛ هدفی که می‌تواند از طریق محدود کردن سطح غنی‌سازی، نظارت قدرتمند و اعمال محدودیت‌هایی محقق شود که زمان گریز هسته‌ای ایران را افزایش می‌دهد.

در مقابل، ایالات متحده باید آماده باشد کاهش معنادار تحریم‌ها را پیشنهاد کند؛ از جمله از طریق لغو برخی تحریم‌ها یا آزادسازی زودهنگام دارایی‌های ایران، به‌عنوان نشانه‌ای از حسن نیت. ایالات متحده به جای آنکه از قدرت اقتصادی خود همچون چماق استفاده کند، می‌تواند همکاری ایران را با وعده افزایش تجارت و تسهیل جریان‌های مالی تشویق کند؛ امری که تهران در روند بازسازی به آن نیاز خواهد داشت.

جنگ‌طلبان هرگونه امتیاز اقتصادی را به‌عنوان نشانه ضعف مورد حمله قرار خواهند داد، اما مشوق‌ها تنها راه واقع‌بینانه برای دستیابی به چیزی است که ایالات متحده به آن نیاز دارد. دولت با فشارهایی از سوی بخش‌هایی از جریان راست سیاسی آمریکا و اسرائیل برای بازگشت به جنگ علیه ایران روبه‌رو خواهد شد.

همین حالا نیز برخی مفسران آمریکایی خواستار آن شده‌اند که دولت، در صورت برآورده نشدن مطالبات، به سیاست فشار حداکثری بازگردد و جنگ را از سر بگیرد؛ در حالی که سیاستمداران اسرائیلی این توافق را صریحاً رد کرده‌اند و تهدید کرده‌اند که نقش برهم‌زننده آن را ایفا خواهند کرد.

در میانه این فشارها، دولت با انتخاب دشواری درباره نحوه مواجهه با گفت‌وگوهای بعدی روبه‌رو خواهد شد. اما اگر دولت بخواهد از یک سال گذشته درسی بگیرد، آن درس باید این باشد که قدرت آمریکا محدودیت‌هایی دارد. ایالات متحده نتوانست با بمباران، ایران را به پذیرش شروط حداکثری خود وادار کند؛ همان‌طور که نتوانست مواد هسته‌ای ایران را از بین ببرد، دولت آن را سرنگون کند یا این کشور را به تسلیم وادارد.

اگر دولت می‌خواهد آتش‌بس به چیزی پایدارتر تبدیل شود، باید مطالبات حداکثری را کنار بگذارد؛ پیش از آنکه این مطالبات به نسخه‌ای برای شکست مذاکرات و وقوع جنگی دیگر تبدیل شوند.

 

نویسندگان:

  • *ایوان کوپر، تحلیلگر پژوهشی در برنامه «بازاندیشی راهبرد کلان آمریکا» است. او پیش‌تر به‌عنوان پژوهشگر جوان در ابتکار «تعامل جدید آمریکا» در شورای آتلانتیک فعالیت می‌کرد. حوزه کاری کوپر بر بهبود تعامل دیپلماتیک ایالات متحده از طریق حوزه‌های کمتر مورد توجهِ منافع مشترک، از جمله دیپلماسی فرهنگی، مراقبت‌های بهداشتی و تجارت متمرکز است.
  • *ویل ای. اسمیت، پژوهشگر همکار در برنامه «بازاندیشی راهبرد کلان آمریکا» در مرکز استیمسون است. علایق پژوهشی او شامل امور امنیتی خاورمیانه و اروپا، سیاست دفاعی و راهبرد کلان می‌شود. اسمیت پیش از پیوستن به استیمسون، دستیار سردبیر در مؤسسه کشورهای عربی خلیج فارس در واشنگتن و دستیار سردبیر اجرایی نشریه «نشنال اینترست» بود. او دارای مدرک کارشناسی ارشد در رشته امور بین‌الملل با گرایش امنیت جهانی از مدرسه خدمات بین‌الملل دانشگاه امریکن است. اسمیت همچنین از کالج دیکینسون با مدرک کارشناسی علوم سیاسی فارغ‌التحصیل شده است.
انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.