میدلایستآی در تحلیلی نوشت عمان، که در آغاز جنگ به دلیل موضع مستقل و صلحجویانه خود با ایران هدف انتقاد برخی کشورهای عربی قرار گرفته بود، پس از آتشبس به برنده بزرگ نظم جدید خلیج فارس تبدیل شده است؛ الگویی که اکنون از مدیریت تنگه هرمز تا مسیرهای جایگزین انرژی، کشورهای منطقه را به بازنگری در رابطه با تهران و تکیه کمتر بر واشنگتن واداشته است.
به گزارش سرویس بین الملل جماران، تحلیل پایگاه «میدل ایست آی»، به تبیین یک واقعیت پارادوکسیکال میپردازد: «تبدیل شدن عمان به بزرگترین برنده ژئوپلیتیک و مالی جنگ آمریکا-رژیم صهیونیستی علیه ایران». مسقط که در ابتدای جنگ به دلیل انتقاد از واشنگتن و عدم همسویی نظامی، از سوی جبهه عربی متهم به انزوا و تکروی شده بود، اکنون با برقراری آتشبس—که مفسران آن را پیروزی راهبردی تهران میدانند—به الگویی برای کل خلیج فارس تبدیل شده است. به گفتهی پروفسور «برنارد هیکل» از دانشگاه پرینستون: «موضع صلحجویانهی عمان در قبال ایران، اکنون به دکترین و رویکرد اجباری سایر کشورهای خلیج فارس تبدیل شده است.»
نویسنده راز این جهش راهبردی و عصبانیت دونالد ترامپ را در چند لایه کالبدشکافی میکند:
۱. بازی هوشمندانه مسقط در تلهی لفظی ترامپ: تهدید ترامپ به «منفجر کردن عمان»، ناشی از کلافگی واشنگتن از این بود که مسقط حاضر نشد بیانیهای در تکذیب ادعای ایران برای وضع عوارض در هرمز صادر کند. یک مقام آمریکایی فاش کرد: «عمان اجازه داد ایران روایت را کنترل کند؛ آنها نه تکذیب کردند و نه تأیید، و همین بازی رندانه ترامپ را دیوانه کرد.» از نظر حقوقی، با توجه به پهنای ۲۱ مایلی هرمز و حاکمیت ۱۲ مایلی کشورها طبق کنوانسیون UNCLOS، عمان و ایران به عنوان تنها کشورهای ساحلی، از پایگاه حقوقی مستحکمی برای وضع «هزینههای خدمات ناوبری و هدایت» برخوردارند؛ موضوعی که به گفتهی هیکل، در مذاکرات فنی پسا-آتشبس، یک «حق وتو و کنترل جزئی بر هرمز» را به مسقط اعطا خواهد کرد.
۲. مسابقهی کشورهای عربی برای «سازش با تهران» به سبک عمان: طنز تلخ جنگ ۲۰۲۶ اینجاست که کشورهایی که عمان را در اجلاس آوریل جده بایکوت کرده بودند، اکنون برای آشتی با تهران صف کشیدهاند:
کویت: سیگنالهایی به تهران فرستاده که حاضر است عوارض عبور از هرمز را پرداخت کند.
امارات: رویترز فاش کرد که ابوظبی (سرسختترین متحد آمریکا در جنگ) پذیرفته تا میلیاردها دلار به ایران بپردازد تا از حملات بیشتر مصون بماند؛ به طوری که شیخ طحنون، مشاور امنیت ملی، شخصاً در ویلای خود میزبان نفرات ایرانی برای امضای این توافق پنهان بود.
فواد جرجس، استاد LSE، این تحول را اینگونه خلاصه میکند: «پیش از جنگ، سؤال منطقه میزان عادیسازی با رژیم صهیونیستی بود؛ اکنون سؤال این است: میزان سازش با ایران. کشورهای عربی در حال کپیبرداری از دستفرمان عمان هستند.»
۳. انفجار اقتصادی و رونق بنادر خارج از هرمز: عمان به لطف موقعیت جغرافیاییاش، بدون داشتن پدافند موشکی پیشرفته، کمترین آسیب را دید و درآمدهایش ۱۳ درصد جهش یافت. پایانه نفتی «میناء الفحل» و کارخانههای بزرگ کود شیمیایی (آمونیاک و اوره) آن همگی خارج از هرمز قرار دارند. اما انقلاب واقعی در بنادر رخ داد؛ طبق دادههای موسسه ماریتایم «ویندوارد»، درخواست تغییر مقصد کشتیها به سمت بندر «صُحار» ۱۷۶۶ درصد و بندر «صلاله» ۸۰۰ درصد در ماه مارس جهش داشته است. با اثبات قدرت وتوی ایران بر هرمز، اکنون کل خلیج فارس به این نتیجه رسیده که امنترین و آسانترین خروجی زمینی و ریلی نفت کویت، امارات و عربستان به دریای عرب، از خاک عمان میگذرد (نظیر پروژه ریلی امارات-صحار که ۴۰ درصد آن تکمیل شده است).
در نهایت، نویسنده به کینهتوزی باقیمانده در دولت ترامپ اشاره میکند؛ جایی که یک مقام آمریکایی عمان را «کارمند ایرانیها» خواند و پکن و اسلامآباد را جایگزین مسقط در مذاکرات اخیر کرد. با این حال، آناماریا جاکوبز از مؤسسه صلح اروپا معتقد است که ایران هرگز به قطری که میزبان بزرگترین پایگاه نظامی آمریکاست (العدید) اعتماد مطلق نخواهد داشت. واقعیت پساجنگ ۲۰۲۶ ثابت کرد که هژمونی نظامی واشنگتن نتوانست امنیت را تضمین کند، اما دیپلماسی صبورانهی مسقط، پادشاهی شیشهای را به شاهراه حیاتی منطقه بدل ساخت؛ واشنگتن هر چقدر هم عصبانی باشد، دیر یا زود دوباره مجبور است در اتاق دیپلماسی مسقط را بکوبد.