مایکل شرر در گزارشی در آتلانتیک، جشن ۸۰ سالگی دونالد ترامپ را نه صرفاً یک مراسم تولد، بلکه تصویری فشرده از سبک حکمرانی او توصیف میکند؛ از برپایی سازه ۹۲ فوتی «پنجه» و میزبانی مسابقات UFC در چمن جنوبی کاخ سفید تا بیاعتنایی به جنگ فرساینده ایران، بحران هزینههای زندگی، نگرانی جمهوریخواهان از انتخابات میاندورهای و تلاش ترامپ برای ثبت نام خود در تاریخ آمریکا.
به گزارش سرویس بینالمللل جماران، مایکل شرر، خبرنگار در آتلانتیک نوشت: دونالد ترامپ روز یکشنبه ۸۰ ساله میشود و به دومین مردی تبدیل خواهد شد که در دوران حضور در مقام ریاستجمهوری، این نقطه عطف سنی را پشت سر میگذارد. نفر دیگر، البته، سلف او جو بایدن بود. هیچکدام از این دو چندان دوست ندارند سنشان به آنها یادآوری شود و دستیاران کاخ سفیدِ هر دو نیز با جدیت تلاش کردهاند هرگونه تلاشی برای زیر سؤال بردن تواناییشان در اداره کشور را ناکام بگذارند. اما وقتی صحبت از نحوه آماده شدن هر یک از آنها برای ورود به دهه نهم زندگیشان میشود، شباهتها تقریباً در همینجا پایان مییابد.
ترامپ پیر است. بایدن در آستانه تولد ۸۰ سالگیاش، در نوامبر ۲۰۲۲، حرف چندانی درباره این مناسبت نزد؛ گویی میخواست از دامن زدن به بحثها درباره اینکه آیا برای نامزدی دوباره در انتخابات بیش از حد پیر است یا نه، پرهیز کند. او از انظار دور ماند و این مناسبت را بیسروصدا، با یک برانچ ساده و کمحاشیه برگزار کرد؛ مراسمی که میان عروسی نوهاش و سفر روز شکرگزاری به نانتاکت قرار گرفت.
اما ترامپ در حال ساخت یک هشتضلعی نورپردازیشده با صحنهای دارای سایبان قابلحمل به ارتفاع ۹۲ فوت است؛ سازهای که به «پنجه» معروف است و در چمن جنوبی کاخ سفید برپا میشود؛ جایی که او و هزاران تماشاگر خواهند نشست و مردانی نیمهبرهنه را تماشا خواهند کرد که با خشونت به یکدیگر حمله میکنند. به هر کس سلیقه خودش، لابد.
شب مبارزه ترامپ صرفاً برای تولد او نیست؛ این برنامه بخشی از چند هفته رویداد در واشنگتن دیسی برای گرامیداشت دویستوپنجاهمین سالگرد تأسیس کشور است و البته، روز پرچم هم هست. اما این مراسم بیش از هر چیز درباره تجلیل از ترامپ است؛ کسی که اندکی پس از پیروزی در انتخابات ۲۰۲۴، برای نخستین بار پیشنهاد داد یک مسابقه UFC در کاخ سفید برگزار شود. کاخ سفید خیلی زود این مبارزه را با تولد ترامپ و تولد کشور پیوند زد.
این رویداد بیش از ۶۰ میلیون دلاری، کاملاً شبیه خود ترامپ است؛ او به نمایشهای پرزرقوبرق و اغراقآمیز علاقه دارد، با دانا وایت، رئیس و مدیرعامل UFC، دوست است و در طول دو دوره ریاستجمهوریاش در چندین مسابقه هنرهای رزمی ترکیبی حضور یافته است. من در سال ۲۰۱۹ در جمع خبرنگارانی بودم که یکی از این مسابقات را پوشش میدادند، زمانی که یک مبارز درست مقابل ما بیهوش شد.
او قطعاً به یک نمایش بزرگ دست پیدا کرده است. سازه «پنجه» بر فراز عمارت اجرایی کاخ سفید قد کشیده و چشماندازی مستقیم به بنای یادبود واشنگتن دارد. این سازه با رنگهای میهنپرستانه قرمز، سفید و آبی نورپردازی شده و گاهی نورافکنهایی به سبک باشگاههای شبانه لاسوگاس را به آسمان میتاباند.
سکوهای تماشا میتوانند برای هفت مبارزه یکشنبهشب، ۴۳۰۰ نفر را در خود جای دهند. حتی ممکن است برخی از مبارزان از دفتر بیضی وارد هشتضلعی شوند.
برای برخی، این تازهترین حمله ترامپ به شخصیت و تاریخ «خانه مردم» است؛ پس از تخریب بال شرقی برای ساخت تالار رقص پیشنهادی و سنگفرش کردن باغ رز برای ایجاد فضای شامخوری. هفته گذشته، ترامپ «پنجه» را با برج ایفل مقایسه کرد و به شوخی گفت ـ فکر میکنم شوخی بود؟ ـ که درست مانند نماد پاریس، این صحنه هم میتواند از یک جاذبه موقت به بخشی دائمی از تلاش ادامهدار او برای بازسازی واشنگتن به شکل و تصویر دلخواه خودش تبدیل شود.
جشن تولد خونین ترامپ در کاخ سفید؛ رئیسجمهوری که میخواهد مرکز همهچیز باشد
هرچند بعید است ترامپ در ملأعام زیاد درباره بالا رفتن سنش صحبت کند، اما قطعاً هم از تولدش پنهان نمیشود. همه اینها بخشی از یک ریاستجمهوری کاملاً تهاجمی و توی چشم است؛ ریاستجمهوریای که قرار است مسلط شود، همهچیز را تحتالشعاع قرار دهد و حتی خورشید را هم بپوشاند.
قیمتها بالاست، جنگ ایران خوب پیش نمیرود، جمهوریخواهان از انتخابات میاندورهای ماه نوامبر وحشتزدهاند و نظرسنجیها نشان میدهد اکثریت آمریکاییها معتقدند اولویتهای رئیسجمهور در جای درستی قرار ندارد. اما ترامپ اهمیتی نمیدهد. او صرفاً همان کاری را میکند که میخواهد؛ یعنی اینکه در مرکز همهچیز باشد، حتی اگر پیامدهای سیاسی آن هرچه میخواهد باشد.
ترامپ به نزدیکانش گفته است که از زمانی که دو تابستان پیش در باتلرِ پنسیلوانیا تا آستانه ترور پیش رفت، بیشتر از گذشته نسبت به مرگپذیری خود آگاه شده است. دوره نخست ریاستجمهوری او در مقایسه با سرعت پرتبوتابی که اکنون در «ترامپ ۲.۰» پیش گرفته، تقریباً آرام و رام به نظر میرسد.
یکی از دوستان قدیمی ترامپ، به شرط ناشناس ماندن برای گفتوگو درباره مکالمات خصوصی، به من گفت که رئیسجمهور «صدای تیکتاک ساعت را میشنود». این دوست توضیح داد که ترامپ میداند محدودیت دورههای ریاستجمهوری، زمان حضور او در قدرت را به پایان خواهد رساند، اما رئیسجمهور «جدولهای آماری امید به زندگی را هم میتواند بخواند».
والدین ترامپ تا ۹۳ سالگی، پدرش، و ۸۸ سالگی، مادرش، زندگی کردند. پرسشهایی درباره وضعیت سلامت خود ترامپ نیز آغاز شده است؛ پرسشهایی که بر کبودی دستها، ورم مچ پاها و عادت او به چرت زدن مقابل گروه خبرنگاران کاخ سفید متمرکز است. انگیزه هرچه باشد، ترامپ به نظر میرسد بر این تمرکز کرده که هرچه میتواند، با بیشترین سرعت ممکن انجام دهد؛ و همزمان در مسابقهای برای انباشت قدرت ریاستجمهوری و ثروت برای خود و خانوادهاش پیش میرود.
کاهش سفرها، فاصله از رأیدهندگان و بیتوجهی به بحران اقتصادی
ترامپ از سفرهای داخلی خود کاسته است، برای تبلیغ به نفع همحزبیهای جمهوریخواهش کار چندانی نمیکند و حتی تلاش چشمگیری برای معرفی و فروش مهمترین مصوبه این کنگره، یعنی «قانون یک لایحه بزرگ و زیبا»، به مردم کشور انجام نداد.
او نسبت به گذشته تجمعهای انتخاباتی کمتری برگزار میکند؛ مسئلهای که باعث شده ارتباطش با حامیانش کاهش یابد، در حالی که خود را در میان چاپلوسان و دوستان ثروتمندش محصور کرده است. وقتی هم کاخ سفید را ترک میکند، در بیشتر موارد برای رفتن به یکی از باشگاههای متعلق به خودش یا حضور در جایگاه ویژه یک رویداد ورزشی است.
روز دوشنبه، او برای تماشای یک بازی فینال NBA در مدیسن اسکوئر گاردن حاضر شد و برخی او را عامل پایان یافتن روند ۱۳ پیروزی پیاپی نیویورک نیکس دانستند. وقتی او در بازی چهارشنبه حاضر نشد، نیکس با یک بازگشت رکوردشکن به پیروزی رسید.
ترامپ به شکلی وسواسگونه درگیر انتقامگیری از دشمنان سیاسی خود شده و وعدهاش برای پایین آوردن قیمتها را رها کرده است؛ حتی بحران قدرت خرید در کشور را به تمسخر میگیرد. بسیاری از انتخابات میاندورهای بر اساس وضعیت اقتصاد تعیین میشوند و جمهوریخواهان در روزهای اخیر از سخنان ترامپ به خود لرزیدهاند؛ سخنانی مانند اینکه «من به وضعیت مالی آمریکاییها فکر نمیکنم» و «من عاشق تورم هستم.»
اکنون حزب جمهوریخواه در معرض خطر از دست دادن هر دو مجلس کنگره قرار دارد.
تمرکز ترامپ بر تاریخسازی و جنگی که طبق برنامه پیش نرفت
اما ترامپ نسبت به این انتقادها بیاعتنا به نظر میرسد و در عوض بر جایگاه خود در کتابهای تاریخ تمرکز کرده است. او جذب تلاش برای انجام کارهایی میشود که پیشینیانش قادر به انجام آن نبودند؛ از جمله تصرف سرزمین برای ایالات متحده، گرینلند قطعاً، و شاید کانادا نیز، و سرنگونی نظامهای خصمانه، ونزوئلا، ایران و احتمالاً کوبا.
اما جنگ در ایران مطابق برنامه پیش نرفته است: حاکمیت ایران تثبیت شده و قیمت نفت افزایش یافته است. تلاشها برای پایان دادن به درگیری تاکنون شکست خورده است. این هفته، خصومتها دوباره شعلهور شد.
در داخل کشور نیز ترامپ با پایتخت آمریکا مانند اسباببازی شخصی خود رفتار کرده است؛ استخر بازتاب بنای یادبود لینکلن را بازسازی کرده، نام خود را به مرکز کندی افزوده، هرچند یک قاضی دستور حذف آن را صادر کرد، و قصد دارد یک طاق پیروزی بسازد که چشمانداز میان بنای یادبود لینکلن و گورستان ملی آرلینگتون را مسدود خواهد کرد.
به همین دلیل، گمان میکنم، او هیچ ایرادی در این ندید که نمادینترین نشانی کشور را به پسزمینه جشن تولد خونین خود تبدیل کند.
از بوکس روزولت تا ورزش خونین ترامپ
تئودور روزولت در دوران تحصیل در هاروارد بوکسور بود و گاهی در کاخ سفید مبارزه تمرینی انجام میداد. اما تا جایی که من میدانم، ترامپ نخستین رئیسجمهوری است که تولد خود را با یک ورزش خونین جشن میگیرد.
برخی دیگر رویکرد کمحاشیه بایدن را در پیش گرفتند؛ برای نمونه، جیمی کارتر با تولد خود مانند هر روز کاری دیگری رفتار کرد، جز اینکه تکهای کیک پستهای هم داشت.
نه جورج واشنگتن و نه آبراهام لینکلن علاقهای به جشنهای عمومی برای تولد خودشان نداشتند؛ با این حال، تولدهای آنها در نهایت به تعطیلات ایالتی و فدرال تبدیل شد. میتوان با اطمینان گفت که ترامپ با چنین افتخاراتی مخالفتی نخواهد داشت.
اما رؤسای جمهور دیگری هم بودهاند که جشنهای تولد بزرگی برگزار کردهاند. رونالد ریگان، که تا پیش از روی کار آمدن بایدن و ترامپ عنوان پیرترین رئیسجمهور آمریکا را در اختیار داشت، از تولدها دوری نمیکرد و برای تولد ۷۵ سالگی خود یک گردهمایی بزرگ برگزار کرد.
یکی از تولدهای لیندون بی. جانسون با آخرین روز کنوانسیون ملی دموکراتها در سال ۱۹۶۴ همزمان شد؛ بنابراین او نامزدی خود را در برابر جمعیتی جشنگرفته و آوازخوان پذیرفت.
فرانکلین دی. روزولت، که دوران ریاستجمهوریاش با رکود بزرگ و جنگ جهانی دوم تعریف میشد، از تولدهای خود بهعنوان رویدادهایی برای جمعآوری کمک مالی استفاده کرد؛ رویدادهایی که در نهایت به «مارش آو دایمز» تبدیل شدند.
سالها بعد، بیل کلینتون تولد ۵۰ سالگی خود را با یک مراسم جمعآوری کمک مالی در رادیو سیتی موزیک هال برگزار کرد. باراک اوباما نیز همین نقطه عطف سنی را با یک باربیکیوی فضای باز و پر از چهرههای سرشناس، در همان چمنی جشن گرفت که اکنون میزبان قفس UFC شده است.
مشهورترین جشن تولد ریاستجمهوری مربوط به تولد ۴۵ سالگی جان اف. کندی بود؛ مراسمی برای جمعآوری کمک مالی که در مدیسن اسکوئر گاردن برگزار شد و برای همیشه با اجرای اغواگرانه مرلین مونرو از ترانه «تولدت مبارک، آقای رئیسجمهور» به یاد خواهد ماند.
تاریخ جشن ترامپ را چگونه به یاد خواهد آورد؟
با فرض اینکه هوا همراهی کند ــ چراکه در پیشبینیها احتمال وقوع رعدوبرق و توفان آمده است ــ تاریخ جشنهای ترامپ را چگونه به یاد خواهد آورد؟
شاید این مراسم بهعنوان بازنمایی ایدهآل نهاد غریزی او به یاد آورده شود؛ یا بهعنوان گواهی بر افراط و زیادهروی در زمانه جنگ و نگرانی اقتصادی.
یا شاید مبارزات UFC به یک کنجکاوی تاریخی تبدیل شود که عمدتاً خود مبارزان آن را به یاد خواهند آورد؛ با استخوانهای شکسته و بینیهای خونینشان، بهعنوان یادگارهای شبی که در یک قفس موقت بیرون کاخ سفید جنگیدند.