پایگاه خبری جماران: رئیس خانه احزاب ایران با تأکید بر اینکه جمع تمام خصوصیات بد در شخص ترامپ قابل مشاهده است، گفت: از ملت ایران دلسوزتر برای کشورمان سراغ نداریم. اعتماد را باید ایجاد کرد و این در سایه شفافیت در امور تأمین میشود و در دیپلماسی نیز محرمتر از ملت کسی را نداریم. اینکه در گفتوگوها و مذاکرات دشمنان ما - یعنی اسرائیل و آمریکا - بدانند پیشنهادات چیست و چه اتفاقی در حال رخدادن است و ملت ایران ندانند و در حقیقت مردم بیاطلاع از تصمیمات، پیشنهادات و گفتوگوها باقی بمانند، امر پسندیدهای نیست.
مشروح گفتوگوی خبرنگار جماران با حسین کمالی را در ادامه میخوانید:
ابتدا تحلیل حضرتعالی را از شرایط امروز ایران، جهان، خاورمیانه و حوزه خلیجفارس بشنویم.
در مورد آنچه که در حال حاضر در حال اتفاقافتادن است، مسأله این است که بالأخره اختلافاتی که کشور و ملت ایران از سالیان سال قبل با دولتهای آمریکا داشتیم، امروز به شکلی خود را در مرحله بلوغ و تکامل نشان میدهد و ما به طور علنی رو به روی هم قرار گرفتهایم. این مسأله به نوع نگاه و سیاستی بازمیگردد که در کشور آمریکا جریان دارد و همچنین نگاهی که آمریکاییها نسبت به جامعه جهانی و کل مردم دنیا دارند. جورج بوش پدر سالیان سال قبل از این اعلام کرده بود قرن آتی قرن غلبه فرهنگ آمریکایی بر سایر فرهنگها است؛ و این یعنی تسلط فرهنگی بر کل جهان، و نظریهپرداز مشهور آنها، هانتینگتون هم گفته بود که قرن آتی، قرن جنگ تمدنها است.
در همان مقطع زمانی رئیس دولت اصلاحات موضوعی را تحت عنوان «گفتوگوی تمدنها» بهجای جنگ تمدنها مطرح کرد که بهنوعی مورد استقبال عمومی قرار گرفت، ولی در عمل همان نگاهی که همیشه آمریکا نسبت به کل جهان داشته پیش رفت و امروز در این وضعیتی هستیم که جهانیان شاهد آن هستند. چیزی که اتفاق افتاده این است که پس از جنگ سرد، جهان به مرحله تکقطبی و به قول آمریکاییها پذیرش آمریکا به عنوان کدخدای دهکده جهانی پا گذاشته و در حقیقت نظم نوینی در دنیا شکلگرفته که تمام حکومتها و کشورهای دنیا باید از این ساز و کار جدید و برنامهریزی تبعیت کنند که در دنیا توسط آمریکا سازمان داده میشود.
بنابراین، آمریکا خود را در یک دهکده جهانی میبیند که کدخدای آن است و باید در تمام امور و در تمام موضوعات و مباحث دخالت کند. طی سالیان گذشته، به واسطه تفکرات امپریالیستی و نگاه سلطهجویانهای که آمریکا نسبت به کشورهای دیگر داشته است، در حقیقت دستوپای خود را در تمام ابعاد فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در کل دنیا بازکرده است. اگر در آفریقا اتفاقی بیفتد، آمریکا حاضر است؛ اگر در اروپا اتفاقی بیفتد آمریکا حاضر است؛ در آمریکای جنوبی حاضر است؛ در آسیا حاضر است. حتی برای قدرتهای بزرگ تصمیم گرفته و تحریم اعمال میکند. در هر نقطه از جهان که اتفاقی بیفتد، آمریکا حاضر است و اظهارنظر میکند و به قول خودشان به دنبال تأمین منافع آمریکا هستند. ولی این منافع را چه کسی برای آنها تعریف کرده است؟ مقداری از این مسأله به سایر کشورها و کوتاهی در دفاع از حقوق حقه خودشان بازمیگردد.
این اتفاقی است که در سالیان گذشته صورت پذیرفته و آمریکا توانسته است با بهرهگیری از پترودلار و تسلط مالی، سلطه خود را بر دنیا اعمال کند و توانسته است با بهکارگیری ناوگان بزرگ دریایی و برتری نظامی در دنیا، موقعیت خاصی را برای خود ترسیم کرده است؛ که اشاره آمریکا نتیجه سلبی یا ایجابی و یا ایذایی برای کشورها در بر خواهد داشت و تمام مسئولین آن کشورها را با نوعی نگرانی مواجه مینماید. تا کنون اینگونه بوده که اگر آمریکا نسبت به موضوعی اعتراض میکرد، آن کشور دستوپای خود را جمع میکرد. این کشور حتی میتوانست جلوی کشورهایی را بگیرد که به عنوان قدرتهای بزرگ یا پیشرفته صنعتی و اقتصادی شناخته میشوند. مثلاً در جنگ با عراق، ما دیدیم که جورج بوش برخوردهای بسیار تند و خشنی با سران آلمان و فرانسه داشت و نوع رفتاری که با آنها کرد بسیار تحقیرآمیز بود.
در وقایع اخیر اوکراین هم باز همین نوع برخورد را نسبت به رؤسای کشورهای اروپایی که به آمریکا رفته بودند مشاهده کردیم و در حقیقت آمریکا خود را در موقعیتی میبیند که همه ملتها را تابع و تسلیم به خود میخواهد. اخیراً هم ظاهراً رئیسجمهور آمریکا نقشهای را منتشر کرده است که در آن نقشه همه کشورها به نوعی تابع و خلاصه زیرمجموعه حکومت آمریکا تلقی میشوند. در مورد ونزوئلا هم آن را «استان پنجاه و یکم آمریکا» نامیده است. نوع نگاهی که اینها دارند، نگاه سلطهجویانه و منفعت طلبانه است و نگاهی که احترامی برای حقوق هیچ جمعیت و ملتی قائل نیستند.
چهرهای که رئیسجمهور آمریکا از خود به جهانیان نشان داده چهره یک شخص لات به معنای تمام کلمه است. ما طی قرون متمادی و در تمام زمانها، در رابطه با شخصیت یزید و نوع رفتار او شنیدهایم که آدمی هرزه، مشروبخوار، دزد، زورگو و بیمنطق بوده است؛ تمام آن مشخصاتی که در مورد او شنیدهایم، امروز در شخصیت ترامپ میبینیم. البته به معنای این نیست که ما خودمان بدون عیبونقص هستیم و هیچ اشکالی در امورات و آدمهای ما نیست، ولی جمع تمام خصوصیات بد در شخص ترامپ قابل مشاهده است. امروز ملت ایران با چنین شخصیتی رو به روست و حرفی که میزند کاملاً غیرمنطقی است. یعنی به شما میگوید آنچه را که حقوق بینالملل برای همه ملتها به عنوان حق به رسمیت شناخته و در نظر گرفته، شما باید از آن استفاده نکنید و از آن محروم باشید، برای اینکه ما میترسیم.
فرض کنید وقتی بحث انرژی هستهای میشود، باید ببینیم که آیا این انرژی هستهای صلحپآمیز که ما روی آن تأکید میکنیم، از لحاظ حقوق بینالملل جزء حقوق ملت ایران هست یا خیر؟ آیا حق دارد که این کار را داشته باشد یا خیر؟ اینکه تمام کشورهای دنیا حق داشته باشند از این حق استفاده کنند و ایران نتواند - چون اینها دوست ندارند - در حقیقت نوعی زورگویی و رفتار غیرمنطقی است. یا در رابطه با آبهای سرزمینی و اختیاراتی که کشورها در رابطه با آبهای سرزمینیشان دارند، آبهای سرزمین ایران را آبهای آزاد و تنگه هرمز را آبراه آزاد بینالمللی مینامند.
تجاوزی که به کشورمان صورت پذیرفته، کلاً به تبع همین موضوعاتی است که الآن ذکر شد که در مورد آنها راهکارهای حقوقی و بینالمللی وجود دارد؛ اما اینها تجاوز کردند، آیا خسارت تجاوز را میتوانند پرداخت کنند؟ انسانهایی که بیگناه در این رابطه کشته شدهاند را میتوانند دوباره به زندگی برگردانند؟! این در حقیقت موضوعی است که به وضعیت امروز دنیا برمیگردد که بسیاری از کشورها کوچک و ناتوان هستند.
الآن تعداد زیادی از کشورها هستند که جمعیتهای بسیار کمی دارند و جزایر کوچکی هستند که توسط و با حمایت آمریکا بهعنوان یک کشور در سازمان ملل به ثبت رسیدهاند و آمریکا به این وسیله همیشه ۶۰ تا ۷۰ رأی ثابت در مجمع عمومی سازمان ملل دارد یا در شورای امنیت قواعدی را وضع کردهاند که اعضای آن، اعضای دائم و اعضای غیردائم هستند و هر تصمیمی مغایر با خواسته و نظر هر یک از اعضای دائم باشد، هر یک از آنها میتوانند آن را وتو کرده و کنار بگذارند. در حقیقت یک نوع قانون جنگل بر جهان حاکم است که میشود آمریکا را به گرگ آن تشبیه کرد گرگی که حتی به کودکان مدرسهای هم رحم نمیکند و در حقیقت به هیچ اصلی در مبارزه پایبند نیست. این وضعیتی است که ما امروز در دنیا داریم.
اخیراً در صحبتهای یادگار حضرت امام هم بود که باید به مسئولان اعتماد کنیم و کاسه داغتر از آش نباشیم. بفرمایید که چرا در این شرایط باید به مسئولان اعتماد کرد و این به چه معنا است که ما نباید کاسه داغتر از آش باشیم؟
از ملت ایران دلسوزتر برای کشورمان سراغ نداریم. اعتماد را باید ایجاد کرد و این در سایه شفافیت در امور تأمین میشود و در دیپلماسی نیز محرمتر از ملت کسی را نداریم. اینکه در گفتوگوها و مذاکرات دشمنان ما - یعنی اسرائیل و آمریکا - بدانند پیشنهادات چیست و چه اتفاقی در حال رخدادن است و ملت ایران ندانند و در حقیقت مردم بیاطلاع از تصمیمات، پیشنهادات و گفتوگوها باقی بمانند، امر پسندیدهای نیست.
اما ملت اجازه بدهند کسانی را که بهعنوان نماینده فرستادهاند تا در صحنه حضور داشته باشند، گفتوگو کنند، به یک جمعبندی برسند و بهترین نتیجه را بگیرند؛ حتی میتوانند آن تصمیم نهایی را به رأی عمومی بگذارند و نظرخواهی عمومی برگزار کنند. این مسألهای است که باید مورد توجه عموم ملت قرار بگیرد و همه باید توجه کنند. کسانی را که بهعنوان نماینده برای مذاکرات میفرستیم، نباید مانع کار آنها شد. نباید اشکالات را بزرگ کرد و نباید به نیت آنها شک و تردید داشت.
فکر میکنم که اعتماد ملت و همراهی ملت با مذاکرهکنندگان، آنها را در موضعی قرار میدهد که بتوانند از موضع قدرت مذاکره کنند، محکمتر حرف بزنند و از منافع ملی به خوبی دفاع کنند. اینکه کسانی در راستای منافع جناحی و گروهی خودشان سعی کنند مرتب ایراد و اشکال بگیرند و مانع کار شوند، شاید در نهایت به ضرر منافع ملی تمام شود.
اقدامات دولت را در این دو جنگ، مخصوصاً جنگ اخیر، در تأمین مایحتاج زندگی مردم و همچنین تسریع در بازسازی حملاتی که به زیرساختها شد، چگونه ارزیابی میکنید؟
در رابطه با بازسازی آنچه که در جنگ تخریب شده، هنوز ارزیابی در دست نیست که ببینیم چه فعالیتی صورتگرفته است؛ چهکار کردهاند و چهکار نکردهاند. صنایع فولاد ما بهشدت آسیبدیده است، صنایع پتروشیمی آسیبدیده است، بعضی از داروسازیها آسیبدیدهاند و بازگشت بعضی از این واحدها به مدار تولید زمانبر است و مدتی طول میکشد؛ لذا اینکه فکر کنیم دولت میتواند معجزهای داشته باشد و سریعاً اینها را به دایره تولید برگرداند، توقع واقعی نیست.
اما با توجه به پیشبینیهایی که صورت میگرفت، از مدتها قبل بخشی از نیازمندیها و مایحتاج مردم ارزیابی و تأمین شده است. بخشهایی هم در همین دوران جنگ وارد کشور شد و در مراکز توزیع قرار گرفت که مناسب و خوب بوده است و همه به آن اذعان دارند. اینکه دولت جلوی بعضی از گرانیها را نگرفت، بهتبع تغییراتی است که در قیمتها صورت گرفت یا در شرایط تأمین مواد اتفاق افتاد. اما در رابطه با گرانفروشیها در بهای آب، برق، گاز و بعضی موارد دیگر، بسیار بدعمل شده و عده زیادی نسبت به نوع این گرانفروشیها معترض هستند.
یعنی بخشی از گرانیها به امکانات و شرایط موجود برمیگردد و تصمیم گرفتن خارج از آن واقعیات امکانپذیر نیست. اما آنجایی که یک عده سودجو در زمان جنگ ناجوانمردانه نسبت به مردمی که بهسختی در حال گذراندن زندگی هستند، احتکار کرده و زندگی را سختتر میکنند، در این مورد دولت نباید کوتاهی کند که فکر میکنم بهاندازه کافی جدیت از خودش بروز نداده است. سازمان بازرسی و نظارت بر قیمتها، تعزیرات و دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی باید در این زمینه فعال شوند تا مردمی که مدافع انقلاب هستند و در مقابل دشمن خارجی مقاومت میکنند، آسیب نبینند.
از این زاویه همراهی و هماهنگی بین میدان و دیپلماسی را چگونه میبینید و چه توصیهای به خیابان و تریبوندارهای خیابان دارید؟
آن چیزی که بهعنوان همراهی و هماهنگی میگوییم، تا حدودی برقرار است. البته عملکرد صداوسیما از نظر من چندان مطلوب نیست و ایراداتی بر آن وارد هست که شاید اینجا گفتن آن چندان جایز و مناسب نباشد. اما در مورد اینکه چگونه باید عمل کنیم؛ الآن در خیابانها مردم از اقشار مختلف، با دیدگاههای مختلف و شاید بتوان گفت بااختلافنظرهای زیاد، همه با هم گرد پرچم و در دفاع از رزمندگان کشور عزیز با هم جمع میشوند، شعار میدهند و حمایت میکنند. علیرغم تمام مشکلاتی که در کشور وجود دارد، آمدهاند و پای کار ایستادهاند و این کار بسیار ارزشمندی است.
این است که مسئولین کشور، سیاستمدارها و حتی صداوسیما و سایر رسانههایی که نمایندگی جریان خاصی را برای خودشان قائل هستند، این را درک کنند که امروز ما به وحدت ملی نیاز داریم و بحث خودی، غیرخودی و نخودی باید کنار گذاشته شود. همه باید کنار هم و با هم پشت مسئولین کشور قرار بگیریم تا بتوانیم کشور را از آسیبهای ناشی از از حمله خارجی مصون بداریم.
به هر حال شما وزیر کار بودید و تخصصتان در این حوزه است. پس از جنگ و بیکاریهایی که به وجود میآید، خیلیها سعی میکنند ته دل مردم را خالی کنند، اما واقعیت ماجرا را چگونه میبینید و دولت و مسئولان در این زمینه باید که کاری انجام دهند؟
من هفته پیش یک نامه برای رئیسجمهور نوشتم و نسبت به دوران پساجنگ هشدار دادم که باید از همین الآن فکر کرد، برنامهریزی داشت و سیاستگذاری کرد تا مشکلات مردم حل شود. کسانی هستند که در جنگ خانه یا خودروی خودشان را از دست دادهاند؛ اینها مشکلاتی دارند. عده زیادی عزیزان خودشان را از دست دادهاند و مشکلات و ویژگیهای خاص خودشان را دارند.
عدهای هستند که آسیب جسمی دیدهاند و باید درمانها را در اختیار داشته باشند که مشکلات خاص خودشان را دارند. تعدادی هستند که شغل خودشان را بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم از دست دادهاند. غیرمستقیم نزدیک سه تا چهار میلیون نفر شغل یا درآمد خودشان را از دست دادهاند و شاید یک میلیون خانوار هم شغل خودشان را ازدستدادهاند. از این میان تعداد اندکی مشمول بیمه بیکاری شدهاند و از طریق بیمه بیکاری به ایشان رسیدگی میشود.
علاوه بر گرانیها و عوارض ناشی از آن رسیدگی به تمام این موارد فوق الذکر جزء موضوعاتی است که دولت از همین الآن باید به فکر آنها باشد و برای هر کدام از این مسائل راهکار داشته باشد. الآن مردم بسیاری از مسائل را تحمل میکنند بهخاطر اینکه میگویند زمان جنگ است و نباید دولت را تحت فشار قرار داد. ولی پس از پایان جنگ طبیعتاً توقع و خواسته مردم متفاوت خواهد بود و دولت از همین الآن باید برای این امور آماده باشد.
در دنیایی که ما زندگی میکنیم، همزیستی مسالمتآمیز باید اساس روابط اجتماعی قرار گیرد و کشورهای منطقه نیز باید نوع رفتارشان با ایران را اصلاح کنند و سیاستمداران ما باید در این جهت گام بردارند. گرچه نوع گفتوگویی که در سطح بینالملل صورت میگیرد، بر اساس نوعی همزیستی مسالمتآمیز عادلانه و عزتمندانه نیست اما باید به این سمت برویم که اگر قرار است سلاح هستهای نداشته باشیم، نهتنها ایران، بلکه هیچ کشوری در دنیا نباید سلاح هستهای داشته باشد؛ به دلیل اینکه ابزار کشتار دستهجمعی است؛ یا سایر ابزارهایی که به این شکل میتواند در جهت کشتار دستهجمعی میتواند به کار گرفته شود.
مکانیزم اداره جامعه جهانی باید نسبت به گذشته تغییر کند. وضعیت امروز بسیار آزاردهنده و شکننده است و برای آحاد جامعه قابل تحمل نیست و قربانیان زیادی را از جامعه بشری گرفته و اگر ادامه پیدا کند باز هم خواهد گرفت.
در خصوص سفر ترامپ به چین و رویکرد این سفر هم نکتهای دارید؟
چین طبیعتاً از زاویه منافع خودش گفتوگو میکند. بالأخره از ایران نفت میخرد و قیمت این نفت به دلیل تحریمها متفاوت است. ایران برای آنها این امکان را فراهم میکند که از تنگه هرمز عبور کنند. نوعی هماهنگی بین ایران و چین در مسائل سیاسی، نظامی، اجتماعی و اقتصادی وجود دارد.
آمریکا در حقیقت با رفتاری که در تمام سالیان گذشته انجام داده، از قبل کودتای بر علیه دکتر مصدق تا امروز و اتفاقاتی که افتاده، تحریمهایی که صورت داده و آزارهایی که به مردم ایران رساندهاند، شرایطی را به وجود آورده که ایران امروز خود را نه در قالب نه شرقی نه غربی، بلکه در چهارچوب همکاریهای آسیایی قرار داده است. طبیعتاً چین هم از این روابط منافع خاص خودش را دارد و با آمریکا در این ارتباط همنوا نشده و اعلام نکرد که ما از ایران نفت نمیخریم.
چون اگر چین میپذیرفت که نفت ایران را نخرد، با توجه به اینکه بخش عمدهای از صادرات ما به چین است، شاید ایران با مشکلات جدی مواجه میشد. در رابطه با تنگه هرمز هم چین بر آزادی تنگه هرمز تأکید کرد، ولی اینکه ایران سازوکاری برای آنجا داشته باشد و از آنجا دریافتی داشته باشد، در مورد این مخالفتی ابراز نداشتند؛ بنابراین فکر میکنم که این سفر در این مرحله در مورد ایران دستاوردی برای ترامپ نداشته است، مگر اینکه گفتوگوهای پنهانی داشته باشند که ما از آن بیاطلاع هستیم.