اکنون باید عقلانیت سیاسی و تدبیری هوشیارانه به کار انداخت تا بتوانیم کشور را از این ورطه هولناک نجات دهیم. سرنوشت مذاکرات و آینده کشور را نباید به دست احساسات و افکار رادیکال بسپریم. باید اجازه داد تا کارشناسان کشور با مشورت همه گروهها این مرحله بحرانی را طی کنند. فی المثل اگر فردی مانند دکتر ظریف نظری داد و یا آقای دکتر عراقچی برای حل مسأله تنگه هرمز سخنی گفت، و یا کارشناسی دیگر نظری داد، در میدان با آنها شعارگونه برخورد نکنیم. برخی از نامههای تندی که این روزها به نام فضلای حوزه برای تغییر فتوای تحریم سلاح هستهای یا برخی نمایندگان مجلس منتشر میشود، ممکن است کار را بر مدیران و مدبران سختتر کند؛ و به مصلحت کشور نباشد.
«تدبیر قبل از انجام کار تو را از پشیمانی باز میدارد»( امام علی ع)
نخست:
از رأی و تدبیر دولت آقای پزشکیان و از شهامت و شجاعت نیروهای نظامی باید در این روزگاران ستود و قدردانی کرد. دولتی که با تدبیر و عقلانیت توانست با این بحرانهای سخت و جنگ همه جانبه، معیشت مردم را به نیکی اداره کند، جای ستایش است؛ و باید گفت خدا دولت پزشکیان را قوت دهد.
دوم:
حضور حماسی آحاد ملت در خیابانها با در دست داشتن پرچم که نشانه ملیت و ایرانیت است نیز جای تمجید و تقدیر است. این نشانگر این است که مردم به پای استقلال و حفظ تمامیت ارضی ایستادهاند و هیج کشور خارجی را در تعیین سرنوشت خود دخالت نمیدهند.
سوم:
نظام جمهوری اسلامی در یکی از بحرانیترین دوران خود قرار گرفته است. تا کنون تجاوز آمریکا و اسرائیل را - همانند تجاوز صدام - هرچند با هزینههای زیاد، به نیکی پاسخ داده است، همان طور که در تاریخ انواع تجاوزها را از سر گذرانده و ایرا ، ایران مانده است؛ اما اینها تمام داستان نیست.
سخن اینجا است که از اکنون باید عقلانیت سیاسی و تدبیری هوشیارانه به کار انداخت تا بتوانیم کشور را از این ورطه هولناک نجات دهیم. سرنوشت مذاکرات و آینده کشور را نباید به دست احساسات و افکار رادیکال بسپریم. باید اجازه داد تا کارشناسان کشور با مشورت همه گروهها این مرحله بحرانی را طی کنند. فی المثل اگر فردی مانند دکتر ظریف نظری داد و یا آقای دکتر عراقچی برای حل مسأله تنگه هرمز سخنی گفت، و یا کارشناسی دیگر نظری داد، در میدان با آنها شعارگونه برخورد نکنیم. برخی از نامههای تندی که این روزها به نام فضلای حوزه برای تغییر فتوای تحریم سلاح هستهای یا برخی نمایندگان مجلس منتشر میشود، ممکن است کار را بر مدیران و مدبران سختتر کند؛ و به مصلحت کشور نباشد.
شکست در مذاکرات آینده معلوم نیست کشور را به چه سرنوشتی دچار کند
این شبها در برخی موکبها شاهدیم که میدان و بلندگو دست افرادی است که بر اختلافات داخلی میافزایند؛ و در قالب مداحی و یا دعا مطالبی میگویند که در نهایت به سود نظام نیست. لازم است میدان در دست کسانی قرار گیرد که جامعه را با عرق ملیت، به عقلانیت سوق دهند و مسأله مذاکره را به اهلش واگذار کنند. دوستان دلسوزی که موکبها و جمعیت خیابانی را هدایت می کنند، ( خدا قوتشان دهد) در کنار مداحی و دعاخوانی کارشناسان سیاسی و اقتصادی را دعوت کنند تا مسائل جاری کشور را عالمانه برای مردم تحلیل نمایند؛ و به دادن چند شعار اکتفا نکنند. این سالها شاهد فرصتسوزیهای زیادی بودهایم و باید از تجربه گذشته پند بگیریم. امیدواریم در دوران پسا جنگ عرصه عقلانیت را نسبت به عرصه شعار و احساسات فراختر نماییم. به قول فردوسی به فرجام کارها بنگریم:
به آغاز اگر کار خود ننگری/ به فرجام ناچار کیفر بری/ سر راستی دانش آید نخست/ خنک آن کز آغاز فرجام جست