یک تحلیلگر مسائل خاورمیانه گفت: هدف نتانیاهو از صدور دستور مذاکره با دولت لبنان، این است که نگذارد ایران و خصوصا حزبالله این آتشبس را به نام خود بزنند.
علیرضا مجیدی در گفتوگو با خبرنگار جماران، با اشاره به تأکیدات ایران بر لزوم توقف حملات به لبنان، اظهار کرد: آتشبس موقت دو هفتهای، بدون دخالتدادن اسرائیل در فرآیند تصمیمگیری مورد توافق ایران و آمریکا قرار گرفت و این امر صرفا به رژیم صهیونیستی ابلاغ شد. لذا اسرائیل این احتمال را میدهد که مجبور شود در لبنان نیز وادار به آتشبس شود و بر همین اساس، در روز چهارشنبه هفته گذشته دست به انجام یک عملیات فوری و سنگین زد تا شاید بتواند یک هفته دیگر به جنگ با لبنان ادامه و سپس آن را خاتمه دهد.
وی افزود: حداقل هدفی که اسرائیل در این زمینه برای خود تعریف کرد، بمباران بسیار شدید لبنان تا قبل از اجرای رسمی آتشبس بود. چنین رویکردی از سمت اسرائیل مسبوق به سابقه است؛ در جنگ ۳۳ روزه نیز سنگینترین روز بمباران، روز آخر جنگ یعنی پیش از اجرای قطعنامه ۱۷۰۱ بود. در جنگهای ۲۲ روزه و ۵۱ روزه غزه نیز همین وضعیت رخ داد. بنابراین، اسرائیل در هنگام پایان جنگها دست به بمباران شدید میزند تا به تعبیری، برای خود بازدارندگی ایجاد کند.
این تحلیلگر مسائل بینالملل ادامه داد: علاوه بر هدف حداقلی ذکرشده، اسرائیل سه هدف حداکثری را نیز تا قبل از اجرای رسمی آتشبس دنبال میکرد که عبارت است از ترور هدفمند مقامات حزبالله، اشغال یک منطقه جدید در لبنان و شوراندن طوایف دیگر لبنان علیه حزبالله که در حصول این سه هدف، ناکام بود.
مجیدی با بیان اینکه یکی از اهداف نتانیاهو برای بمباران لبنان، از بین بردن آتشبس است، عنوان کرد: این جنگ بر حسب منافع اسرائیل و با فریبدادن ترامپ آغاز شد. در حقیقت، این جنگ دامی بود که نتانیاهو به خاطر منافع اسرائیل برای ترامپ پهن کرد. اما همان طور که گفتم، نتانیاهو در آتشبس هیچ نقشی نداشت و توافق ایران و آمریکا بر سر وقفه دو هفتهای در جنگ، جامعه اسرائیل را شوکه کرد.
وی اضافه کرد: در داخل کنست نیز پس از اعلام آتشبس توسط ترامپ و عدم مشورت با اسرائیل، از رادیکالترین حزب راست یهودی یعنی حزب اوتزما یهودیت به رهبری بنگویر تا منتهیالیه قطب مقابل یعنی جریان عربی و شاخه فلسطینی از جمله شخص احمد طیبی، همه به شدت نتانیاهو را تمسخر کردند. این یعنی آتشبس، یک شکست بسیار بزرگ برای اسرائیل و خصوصا شخص نتانیاهو بود. کما اینکه یائیر لاپید، از رهبران اپوزیسیون اسرائیل، به درستی اعلام کرد این آتشبس بزرگترین شکست اسرائیل از ۱۹۴۸ تا کنون بوده است.
این تحلیلگر مسائل خاورمیانه ادامه داد: همچنین آیزنکوت، رئیس سابق ستاد مشترک ارتش که در نخستین روزهای پس از هفتم اکتبر در کابینه جنگ نتانیاهو حضور داشت، پس از آتشبس خواستار استعفای نتانیاهو شد و اعلام کرد نباید تا ۶ ماه بعد و موعد انتخابات کنست صبر کنیم و نتانیاهو باید همین الان استعفا دهد و انتخابات زودهنگام برگزار کند. لذا این یک شکست خیلی بزرگ برای اسرائیل بود و لذا نتانیاهو امید داشت با حمله به لبنان، بتواند آتشبس ایران و آمریکا را به ناکامی بکشاند.
مجیدی با بیان اینکه اکنون منطقیترین اقدام ایران همین است که همچنان تنگه هرمز را بسته نگهدارد، اظهار کرد: باید معادله خود با آمریکا را به این صورت تعریف کنیم: عدم شلیک، اما دست روی ماشه و حفظ تنگه. همزمان باید فشار بیاوریم که آتشبس در لبنان نیز برقرار شود. این مدتی که به دیپلماسی فرصت میدهیم، میتواند سنگ محکی هم باشد تا بسنجیم آمریکا چه قدر به آتشبس در منطقه نیاز دارد. اگر دیدیم آمریکا اراده و توان اعمال آتشبس در لبنان را ندارد، آن گاه باید خود ایران مستقیما وارد جنگ مجدد با اسرائیل شود، اما تا زمانی که آمریکا شخصا شلیک نکرده، به منافع این کشور شلیک نکنیم.
وی با اشاره به مذاکرات لبنان و اسرائیل طی روزهای آینده در آمریکا، بیان کرد: اکنون اگرچه اسرائیل با آتشبس در لبنان مخالف است، اما میداند احتمال تحقق این امر وجود دارد و لذا میخواهد حداقل، کیفیت آتشبس در لبنان را خودش تعیین کند و مانع از قدرتگیری حزبالله در دوران بعد از آتشبس شود. لذا هدف نتانیاهو از صدور دستور مذاکره با دولت لبنان، این است که نگذارد ایران و خصوصا حزبالله این آتشبس را به نام خود بزنند.
این تحلیلگر مسائل بینالملل ادامه داد: بر همین اساس، رژیم صهیونیستی در تلاش است تا دولت لبنان را فعال و طوری در مذاکرات با آن رفتار کند که نهایتا اعتبار حصول آتشبس، به نام دولت لبنان ثبت شود، نه حزبالله، در حالیکه در اصل، هر آتشبسی به دلیل ایستادگی مقاومت شکل خواهد گرفت. بدین ترتیب، محبوبیت دولت لبنان در داخل این کشور و در بین مردم ارتقاء خواهد یافت.
مجیدی افزود: به همین دلیل اکنون دولت لبنان از یک سو مجددا دستور انحصار سلاح در دست نیروهای ارتش را صادر کرد تا مخالفت خود با مقاومت را نشان دهد و از سوی دیگر، خواهان توقف حملات به لبنان است. در حالیکه این سوال به شدت مطرح است که در طی این ۴۰ روز، دولت لبنان کجا بود و چرا اکنون خواستار مذاکره با اسرائیل شده است.