دکتر محمد محمودی کیا استاد علوم سیاسی و روابط بین‌الملل و عضو هیئت علمی پژوهشکده امام خمینی(س) و انقلاب اسلامی در یادداشتی برای جماران نوشت: جنگ رسانه‌ای به عنوان خاکریز اول و پیوست دائمی جنگ سخت، با کارویژه ساخت واقعیت و تأثیرگذاری بر آگاهی مخاطبان‌ خود، تلاش دارد تا بر رفتار جمعی تأثیرگذار باشد و نوعی انفعال را درون جامعه برانگیزاند. بر این اساس، در این یادداشت با طرح دو سرخط خبری پر تکرار این روزها از درون اتاق‌های شیشه‌ای جنگ در قالب سؤال، توصیه‌هایی برای در امان ماندن از آسیب‌های این جنگ رسانه‌ای نیز ارائه شده است.

 

این روزها که جنگ شدتی بیش از پیش یافته و مدافعان وطن در بعد نظامی، شکست‌های تاریخی را به دشمن متجاوز تحمیل کرده‌اند، مراکز فرماندهی عملیات رسانه‌ای در پشت نقاب‌های فریبنده اتاق‌های شیشه‌ای، با تمام ظرفیت، در تلاش برای روایت‌سازی با هدف شکستن روحیه ملی ایرانیان، در حال مبارزه‌ای تمام عیار هستند، که در این هنگامه، حفظ آگاهی و آرامش روان، مسئولیت‌پذیری و کنشگری فعالانه برای یکایک ما، ضرورتی انکارناپذیر است.

 

اگر در جبهه جنگ سخت، نیروهای مسلح هوشمندانه و غیرتمندانه، در حال دفاعی جانانه از مرز و میهن هستند، خنثی‌سازی آتش جبهه رسانه‌ای، از مهم‌ترین وظایف همه نخبگان و اهالی فرهنگ و هنر در جامعه داخلی است تا به هر نحو ممکن، مانع از تحقق اهداف دشمن در به مخاطره انداختن انسجام و یکپارچگی ملی شوند.

 

در این فرصت کوتاه، تلاش می‌شود به برخی مهم‌ترین سرخط‌های خبری جنگ رسانه‌ای همچون تأثیر عملیات ترور بر پایداری سازه جمهوری اسلامی و با قدرت نیروهای مسلح آن و نیز تلاش وافر جریان رسانه‌ای برای دلسرد کردن مردم از حضور در خیابان‌ها پاسخ‌هایی کوتاه داده شود. در پایان نیز برای در امان ماندن از فتنه‌انگیزی و آشوب‌های روانی درود این جنگ رسانه‌ای تمام عیار، چند توصیه مورد اشاره قرار می‌گیرد.

 

بخش نخست؛ طرح دو سؤال یا شبهه

۱) آیا ترور مسئولان ارشد نظامی و سیاسی در جنگ یک موفقیت نظامی و به معنای آسیب به پایداری سازه نظام سیاسی و قدرت نظامی آن است؟

 

نخست باید یادآور شد، ترور نه یک اقدام راهبردی برای دست‌یابی و یا توسعه اغراض نظامی، بلکه ابزاری برای خروج از بحرانی است که دیگر راهکار نظامی برای آن قابل تصور نیست.

 

ترور، امکان بهره‌برداری تبلیغاتی قابل توجهی را برای نظام داخلی طرف مهاجم و افکار عمومی مرتبط با آن فراهم می‌کند و می‌تواند به عنوان بخشی از یک راهبرد شناختی برای برون‌رفت از وضعیت شکست نظامی مورد استفاده قرار گیرد.

 

ثانیاً، چنانچه در تاریخ چند دهه اخیر نیز تجربه کرده‌ایم، ترور کارگزاران در جمهوری اسلامی ـ در هر سطحی ـ هر چند در بعد سرمایه انسانی یک ثلمه جبران‌ناپذیر است، ولی هیچگونه آسیب و خللی به سازه امن آن وارد نمی‌آورد.

 

باید توجه داشت هدف اصلی ترور، شکستن روحیه و قدرت مقاومت ملی ماست؛ لذا هیچ تروری نباید روحیه جمعی ما را بشکند یا آن را به تحلیل برد. دشمن در پس شکست در جنگ نظامی و درافتادن در باتلاقی عمیق و مسیری بدون بازگشت از شکست و رسوایی، چشم طمع به موفقیت در جنگ امنیتی و عملیاتی کردن توطئه در داخل دوخته است. در چنین هنگامه‌ای از نبرد، ترور، نومیدی و هراس‌افکنی، ابزارهای اصلی دشمن در پیشبرد اهداف جنگی است.

 

ممکن است در روزهای پیش رو، با تشدید جنگ امنیتی، ترورهایی در سطح کارگزاران ارشد در کشور داشته باشیم، ولی نباید فراموش کنیم ما بالاترین خسارت را در همان ساعت نخست از آغاز تهاجم به جان خریدیم و تا این ساعت، به فضل الهی، استوار در میدان ایستاده‌ایم و تا رفع این فتنه پیچیده، لازم است همچنان استوار و مستحکم بمانیم.

 

۲) چرا باید به خیابان‌ها رفت؟ یا به خیابان‌ رفتن‌ها در اوج بحران و در دل تهدیدها، واحد چه تأثیراتی است؟

 

هر چند ایرانیان دهه‌هاست در موقعیت‌های تاریخی با حضور آگاهانه خود در خیابان‌ها، شگفتی‌ها آفریده‌اند، ولی این حضور ـ درون یک جنگ تمام عیار و پس از یک جنگ و یا به تعبیر رهبر شهید، یک شبه کودتا در دی ماه سال گذشته ـ واجد پیام‌های بسیار است که باید درباره آن بسیار نوشت و گفت. اما، از میان همه آنچه باید گفت، در این فرصت تنها به فاصله کالبدی آنچه این روزها و شب‌ها در حال رقم خوردن و تکرار است با آنچه در دی‌ماه سال گذشته رخ داد، اشاراتی می‌شود.

 

در بیش از یک ماه اخیر، ایرانیان نشان دادند می‌توان تمام خیابان‌ها و میادین را به تسخیر خود درآورد و با جان‌ از هویت، تاریخ و میهن خود دفاع کرد؛ یا این که می‌توان با حضور میلیونی در خیابان، دشمن را به نهایت زبونی کشاند، ولی، یک بانک آتش نگیرد؛ یک فروشگاه غارت نشود؛ یک رهگذر از ترس، خمی بر ابروان خود ننشاند؛ هیچ کس از پشت، به تیغ خباثت به خون خود ننشیند؛ هیچ پرچمی بر زمین نیفتد؛ تصویر هیچ قهرمانی، در آتش نخوت و بی‌خردی نسوزد؛ پشت پنجره‌های هیچ خانه‌ای، دلی نلرزد؛ سطح زباله‌ای واژگون نشود؛ خیابانی آتش نگیرد؛ اموال عمومی بی هیچ آسیبی در انتظار صبح فردا باشد؛ هیچ مادری رخت عزای فرزندی بر تن نکند؛ هیچ کس در خانواده ایران، «دیگری» نباشد و همگان در لباس وحدت و به چشم یک تن واحد نگریسته شوند و هیچ پاکبانی به رنج نظافت شهر، کمر تا نکند! آری! وقتی «مردم» آگاهانه و با اصالت خویش به خیابان‌ها بیایند، عیار ایرانی‌ها رخ نمایان می‌کند. ایرانیان، میراث‌دار یک تاریخ و تمدن چندهزارساله‌ پرافتخارند! نجابت و شجاعت در ژنوم ایرانی نهفته است، آدرس غلط از رسانه‌های بیگانه نگیریم! آنچه در دی ماه سال گذشته، خون به دل‌های همه ما ایرانیان کرد، آتش خباثتی بود که همین رسانه‌ها ـ یا به تعبیر دقیق‌تر، افسران شیک‌پوش جنگ نرم ـ با روایت‌سازی و نفرت‌آفرینی، جوانان وطن را به درون یک فتنه خونین و خط آتش «خنجر از پشت» فرو برد و آنچنان کرد که قلب ایرانیان را داغدار فرزندان خود کرد. قطعا پرونده انتقام جوانان وطن از آن جنایتکاران بی‌شرافت تا خون‌خواهی از یکایک ایشان، برای همیشه باز خواهد بود.

 

بخش دوم؛ طرح چند توصیه

با توجه به عمق و شدت جنگ روایت‌ها و فتنه‌انگیزی بی‌امان افسران جنگ رسانه‌ای، این سوال مطرح می‌شود در چنین مواجهه‌ای چه باید کرد؟

 

با توجه به شدت یافتن حجم تخریب‌ها و هجمات وحشیانه دشمنان متجاوز طی روزها و هفته‌های اخیر، یکی از اولویت‌های این مقطع زمانی، اندیشیدن مستقل از رسانه‌ها و کنشگری مسئولانه در قبال دانسته‌ها و قضاوت‌های اخلاقی خودمان است؛ امری که لازم بود پیش از ورود به مرحله اخیر از تنش‌ها، آموزش‌های عمومی بدین منظور صورت می‌گرفت. با این حال، در هنگامه‌ای که خود و خانواده همچون دیگر مردمان در اقصی نقاط این خاک زرخیز در حال تجربه سنگین‌ترین ضربات جنگنده‌های دشمنان بددل و جنایتکار و نیز جنگ رسانه‌ای پردامنه جبهه شرارت هستیم، چند نکته را ضروری و لازم به یادآوری دانستم تا آرامش و سلامت روان ما از گزند تهدیدهای این جنگ شناختی در امان ماند و امکان کنشگری مسئولانه هر چه بیشتر ما مبتنی بر قضاوت‌های اخلاقی غیراحساسی و بیشتر عقلانی را بیش از پیش فراهم آورد.

 

۱) برای صبانت از بهداشت روان خود و خانواده در شرایط پر آشوب کنونی تلاش کنیم تا حد ممکن از در معرض دائمی اخبار قرار گرفتن پرهیز کنیم. شدت و سرعت بالای تحولات و حجم قابل‌توجه اخبار جنگ، بالذات می‌تواند نوعی حس عدم اطمینان و آشوب روانی را در افراد برانگیزاند.

 

۲) کانال‌های خبری خود را تنها به یک یا دو کانال معتبر و رسمی محدود کنیم تا پریشانی و انبوهی اطلاعات و اخبار، تشویش خاطر بلاوجه برایمان ایجاد نکند. به یاد داشته باشیم سازوکارهای شناختی در جنگ رسانه‌ای، عاری از هرگونه پایبندی به اصول اخلاقی است و تنها اصل و قانون طلایی برای رسانه‌ها، صرفاً واقعیت‌سازی و مهندسی ذهن مخاطبان خود است. به یاد داشته باشیم ایدئولوژی در ذات رسانه نهفته است و به ندرت می‌توان از رسانه غیر ایدئولوژیک و غیروابسته در جهان سخن به میان آورد؛ رسانه‌ها، سخنگویان جریان‌های حامی خود هستند و واقعیت را منطق بر منویات ایشان برمی‌سازند.

 

۳) در جمع خانواده و محافل عمومی، کم‌تر خود را در معرض اخبار و تحلیل‌های جنگ قرار دهیم، چراکه جنگ پیوست‌ها و لایه‌های بسیار پیچیده‌ای دارد که تنها خبرگان و متخصصان آن می‌توانند در خصوص آن اظهارنظر کنند. مع‌الاسف، ایراد بزرگی در بخشی از افراد جامعه ما وجود دارد که بدون تخصص و دانش کافی و صرفا برای دیده شدن، در هر موضوعی تمایل به اظهار نظر دارند و می‌پسندند تا افرادی آگاه و مطلع نمایش داده شوند. از افراد این چنینی به جد پرهیز کنیم که تنها تشویش خاطر می‌آفرینند.

 

۴) اگر به قدرت و توانمندی نیروهای مسلح خود اعتماد داریم، اطمینان قلب خود را حفظ کرده و حتی‌الامکان، حضور در تجمعات و خیابان‌ها را فراموش نکنیم که این حضور در کنار دیگران برای ما ثبات قدم، اطمینان خاطر و قوت قلب به دنبال می‌آورد.

 

۵) اما اگر به هر دلیلی به روایت‌هایی رسمی از توان و قدرت نیروهای مسلح اعتماد نداریم و یا هر گونه شک و ابهامی از فرجام گزینه و راهبرد فرماندهان مبنی بر «مقاومت در زمان» در برابر دشمن متجاوز داریم، بهتر است منصفانه و به دور از روایت رسانه‌ها، به آنچه در این مدت ـ قریب به پنج هفته ـ در عرصه میدانی رقم خورده بیاندیشیم و یا با خبرگانی که به آنها اعتماد داریم، گفت‌وگو کنیم.

 

۶) اما، سخن پایانی آن که آرامش حقیقی و اطمینان قلب، تنها در گرو اتصال به حقیقت مطلق، ذات اقدس حضرت ربوبی است. به خدای خود اعتماد کنیم و بر صدق وعده‌هایش تکیه کنیم؛ گاه با او سخن کنیم و گاه نیز گوش دل به سخن او سپاریم که «الا بذکر الله تطمئن القلوب».

 

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.