«حسن بهشتیپور» تحلیلگر روابط بینالملل و کارشناس مسائل هستهای گفت: نکته اساسی، وجود اراده کافی برای دستیابی به توافق است. آمریکا باید نشان دهد که چنین ارادهای وجود دارد؛ زیرا مواضع متناقضی که آقای ترامپ اتخاذ میکند، گاه این تردید را ایجاد میکند که آیا واقعاً هدف، حلوفصل مسئله است یا صرفاً خرید زمان برای آمادگی جهت اقدام نظامی علیه ایران. این تهدید جدی است و وضعیت را به سمت عدم قطعیت سوق میدهد. ازاینرو، ناگزیر هستیم سناریوهای مختلف را مدنظر قرار دهیم و بر اساس آنها ارزیابی کنیم.
به گزارش جماران؛ ایرنا نوشت: تحلیلگر مسائل هستهای با اشاره به اینکه در هر توافق احتمالی با آمریکا، مرجع داوری و تایید اجرای تعهدات ایران، آژانس بینالمللی انرژی هستهای خواهد بود، تصریح کرد: هم نهاد جایگزینی برای این نقش وجود ندارد و هم پایداری هر توافق فنی با آژانس، تا حد زیادی به وضعیت تفاهم سیاسی گستردهتر وابسته است.
مذاکرات جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا با محوریت موضوع و پرونده هستهای ایران، در حال دور دوم خود را در ژنو سوییس گذراند که بر اساس اعلام رسمی مقامات ایرانی جدیتر و سازندهتر از دور قبلی برگزار شده است.
«سیدعباس عراقچی» وزیر امور خارجه و مذاکره ایران در پایان این دور از مذاکرات با اشاره به اینکه طرحهای مختلفی مطرح شد و این ایدهها به صورت جدی مورد بحث واقع شد، گفت:«بر یکسری اصول راهنما توانستیم یک موافقت کلی پیدا کنیم که از این به بعد براساس آن اصول حرکت خواهیم کرد و وارد متن یک توافق احتمالی خواهیم شد. این اما بدان معنا نیست که به سرعت میتوانیم به توافق برسیم ولی حداقل مسیر شروع شده است.»
مجموع تحلیلها، خبرها و گمانههای رسانهای گرچه دستیابی به نوع نامحسوسی از درک مشترک را گزارش میکنند اما روند رسیدن به چارچوب نیازمند زمان، اراده سیاسی و عدم تاثیرپذیری از لابیهای جنگطلب از سوی آمریکاست.
در این میان و با توجه به اینکه محور مذاکرات، موضوع هستهای اعلام شده یکی از مهمترین الزامات نتیجهبخشی آن باید ایجاد چارچوبی برای رسیدن به یک تفاهم با آژانس بینالمللی انرژی اتمی باشد.
دیدار روز دوشنبه عراقچی با «رافائل گروسی» مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی از این منظر میتواند اقدامی مهم ارزیابی شود به ویژه آنکه هیات مذاکرهکننده آمریکایی هم با مدیرکل دیدار و از دیدگاههای وی درباره پرونده هستهای ایران آگاه شدهاند.
گروسی در روند مذاکرات میتواند در مقام میانجی فنی ایفای نقش کند؛ به شرط عبور از نگاه سیاسی به نگاهی فنی و حقوقی. این عبور را گزارش اسفندماه مدیرکل به شورای حکام میتواند نشان داده، ثابت کرده و راه را برای رسیدن به چارچوبی عقلایی میان ایران و آژانس و حتی بازگرداندن بازرسان این نهاد به تاسیسات هستهای آسیبدیده ایران باز کند.
به منظور بررسی نقش گروسی در روند مذاکرات ژنو، خطوط قرمز و انعطافی ایران و آمریکا برای رسیدن به یک توافق و نیز چشمانداز روابط ایران و آژانس بینالمللی انرژی اتمی، با «حسن بهشتیپور» تحلیلگر روابط بینالملل و کارشناس مسائل هستهای به گفتوگو پرداختیم.
حل مشکلات ایران با آژانس به معنای سلب بهانه از اسرائیل و آمریکا است
دور دوم مذاکرات هستهای ایران و آمریکا برگزار شد و براساس آنچه تیم ایرانی اعلام کرده، موضوع هستهای همچنان محور اصلی است. به عنوان سوالی کلی آیا میتوان ارزیابی کرد که دو طرف تا چه میزان میتوانند در اصول خود در این زمینه انعطاف نشان دهند؟
واقعیت آن است که ایران در دور نخست مذاکرات، طرحی را به طرف آمریکایی ارائه کرده است؛ چنانکه اظهارات آقای لاریجانی و آقای عراقچی موید این موضوع است. جزئیات این طرح اعلام نشده اما هنگامی که آقای لاریجانی تصریح میکند ایران آماده است به آژانس اجازه دهد از تمامی تاسیسات، حتی تاسیساتی که مورد حمله قرار گرفتهاند، بازدید کند، این امر نشان میدهد همان نکتهای که پیشتر نیز مطرح کردم، همچنان معتبر است؛ به سود ماست که با آژانس به تفاهم برسیم و مسائل خود را از طریق آن حلوفصل کنیم. زیرا حل مشکلات ایران با آژانس به معنای سلب بهانه از اسرائیل و آمریکا است و موقعیت ما را در مذاکرات تقویت میکند.
برخی این اقدام را امتیاز تلقی میکنند و معتقدند نباید چنین امتیازی بهسادگی واگذار شود؛ در حالیکه به اعتقاد من، این اقدام ضروری و مفید است و رسیدن به تفاهم با آژانس امری اجتنابناپذیر محسوب میشود. بنابراین، در طرح ایران، در موضوع آژانس تصریح شده که آمادگی گفتوگو با این نهاد وجود دارد.
در دور دوم مذاکرات، ظاهراً طرف آمریکایی نیز درباره طرح ارائهشده از سوی ایران در دور نخست، دیدگاههای خود را مطرح کرده است. بر اساس گزارش نشریات آمریکایی، این دیدگاهها به ایران منتقل شده و قرار است تا ایران پاسخ آمریکا را بررسی و درباره آن تصمیمگیری کند.
هدف آن است که از کلیات به سمت تدوین یک دستورکار روشن و دقیق برای مذاکرات حرکت شود؛ چنانکه آقای عراقچی نیز اشاره کردهاند. با این حال، به نظر میرسد هنوز دستورکار مشخصی که دقیقاً تعیین کند گفتوگوها درباره چه موضوعاتی انجام شود، نهایی نشده است.
باید دید ایران چه تصمیمی اتخاذ خواهد کرد و چه اقداماتی انجام خواهد داد. آنچه روشن است این است که ایران اعلام کرده تنها در موضوع هستهای آماده گفتوگو است و حاضر است اقداماتی انجام دهد که طرف مقابل اطمینان یابد ایران به دنبال سلاح هستهای نیست؛ مشروط بر آنکه تمامی تحریمهای ظالمانه علیه ملت ایران لغو شود.
با این حال، درباره اینکه آیا آمریکا حاضر خواهد بود برای مثال در چارچوب مشارکت در طرحهای اقتصادی ایران با این رویکرد همراهی کند و همکاری جدیدی را آغاز نماید، تردیدهای جدی وجود دارد؛ زیرا فشار شدید اسرائیل و لابیهای حامی آن در داخل آمریکا مانع شکلگیری چنین توافقی است.

رویکرد متناقض ترامپ وضعیت را به سمت عدم قطعیت سوق میدهد
همانگونه که شما هم اشاره کردید، ما از یک سو مطالبه حداکثری آمریکا «غنیسازی صفر» است و از سوی دیگر، مطالبه حداقلی ایران استمرار غنیسازی حتی در سطوح زیر دو یا سه درصد است. پرسش این است که آیا این دو مطالبه از نظر فنی و سیاسی قابلیت ایجاد تعادل دارند و آیا میتوان به چارچوبی دست یافت که هر دو در آن لحاظ شوند؟
طرحهای مختلفی در این زمینه در فضای رسانه ای مطرح شده است. برای مثال، برخی کارشناسان طرح تعلیق داوطلبانه غنیسازی از سوی ایران را مطرح می کنند، بهگونهای که پس از آن غنیسازی در سطحی پایینتر از ۳.۶۷ درصد از سر گرفته شود. این راهحل میتواند بهطور موقت خواسته آمریکا را تامین کند و در عین حال ایران نیز از موضع خود عقبنشینی نکرده باشد، زیرا تعلیق بهصورت داوطلبانه و مشروط به اقدامات آتی ایالات متحده انجام میشود. با این حال، باید دید وضعیت در اتاق مذاکرات چگونه پیش میرود.
نکته اساسی، وجود اراده کافی برای دستیابی به توافق است. آمریکا باید نشان دهد که چنین ارادهای وجود دارد؛ زیرا مواضع متناقضی که آقای ترامپ اتخاذ میکند، گاه این تردید را ایجاد میکند که آیا واقعاً هدف، حلوفصل مسئله است یا صرفاً خرید زمان برای آمادگی جهت اقدام نظامی علیه ایران. این تهدید جدی است و وضعیت را به سمت عدم قطعیت سوق میدهد. ازاینرو، ناگزیر هستیم سناریوهای مختلف را مدنظر قرار دهیم و بر اساس آنها ارزیابی کنیم.
مرجع داوری و تایید اجرای تعهدات ایران، آژانس بینالمللی انرژی هستهای است
این دور از مذاکرات با یک تفاوتی نسبت به دور قبل برگزار شد و آن حضور رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی بود. این حضور چه تاثیری بر روند مذاکرات میتواند داشته باشد؟ آن را مثبت یا منفی ارزیابی میکنید؟ آیا حضور گروسی در روند مذاکرات به عنوان میانجی فنی میتواند مسیری برای رسیدن به حداقلی از تفاهمات را فراهم کند و به نوعی بنبستشکن باشد؟
در حاشیه مذاکرات، در سطح وزیر امور خارجه با ایشان دیدار انجام شده است و این اقدام قطعاً مثبت ارزیابی میشود. به نظر میرسد آقای عراقچی ابتکار بسیار مناسبی به خرج دادهاند که با وجود برخی ملاحظات، با مدیرکل آژانس بنشینند و گفتوگو کنند. صرفنظر از اینکه ما ایشان را واجد صلاحیت بدانیم یا ندانیم، واقعیت این است که مدیرکل آژانس در حال حاضر آقای گروسی است و این یک امر واقع در نظام بینالملل محسوب میشود. بنابراین هر نوع تعهدی که ایران در حوزه مسائل هستهای بپذیرد، ناظر اجرای آن آژانس خواهد بود؛ زیرا نهاد بینالمللی دیگری برای نظارت وجود ندارد. اگر گزینههای دیگری در اختیار داشتیم، شاید میتوانستیم درباره مرجع نظارتی بحث کنیم، اما در شرایط فعلی چنین امکانی وجود ندارد.
از منظر واقعگرایی سیاسی، ناگزیر هستیم با آژانس و شخص مدیرکل و تیم ایشان به یک چارچوب مشخص دست یابیم. این یک واقعیت است، چه بخواهیم و چه نخواهیم. بر این اساس، ضروری است چارچوبی جدید، دقیق و مستحکم با آژانس مورد توافق قرار گیرد تا امکان هرگونه کارشکنی در صورت وجود اراده سیاسی، به حداقل برسد. تجربه گذشته نیز نشان میدهد که در دوره اجرای برجام، آژانس به ریاست آقای آمانو حدود پانزده بار گزارش داد که ایران تعهدات خود را اجرا کرده است. حتی در دوره نخست ریاستجمهوری آقای ترامپ، با وجود فشارهای سیاسی، وی گزارشی منفی علیه ایران ارائه نکرد و اقدامات ایران را مطابق واقعیت گزارش کرد. انتظار مشابهی نیز اکنون از آقای گروسی و تیم آژانس وجود دارد.
چنانچه یک چارچوب حقوقی و فنی دقیق و الزامآور میان ایران و آژانس به امضا برسد، بعید به نظر میرسد که امکان سوءاستفاده یا ایجاد مشکل برای ایران فراهم شود. همکاری با آژانس از این جهت نیز ضروری است که در هر توافق احتمالی با آمریکا، مرجع داوری و تایید اجرای تعهدات ایران، آژانس خواهد بود و نهاد جایگزینی برای این نقش وجود ندارد.

دیدار عراقچی و گروسی میتواند تاثیر مثبت بر نشست آینده آژانس داشته باشد
قرار است در هفتههای آینده نشست شورای حکام برگزار شود، آیا نشستهایی که در ژنو میان آقای عراقچی و گروسی برگزار شد میتواند بر این نشست تاثیرگذار باشد و در نهایت چشماندازی برای روابط ایران با آژانس بینالمللی انرژی اتمی با توجه به مجموع فضای جاری مذاکرات میتوان ارائه داد؟
درباره تاثیر دیدار اخیر میان آقای عراقچی و آقای گروسی بر آن نشست، باید گفت که هرچند از محتوای دقیق مذاکرات اطلاعی در دست نیست، اما گزارش اسفندماه مدیرکل به شورای حکام اهمیت تعیینکننده خواهد داشت. در آن گزارش، بیتردید به توافقات یا تفاهمهای حاصلشده با ایران اشاره خواهد شد و در چارچوب اطلاعات غیرمحرمانه، جزئیاتی ارائه میشود. از منظر پژوهشی، میتوان آن گزارش و نیز گزارش دورهای سهماهه آژانس را مبنای تحلیل قرار داد تا مشخص شود دقیقاً چه تحولاتی رخ داده و آیا این دیدار موجب تعدیل مواضع شده است یا خیر. با این حال، بر اساس ارزیابی احتمالی، به نظر میرسد این ملاقات بر مثبتتر شدن گزارش مدیرکل تاثیرگذار باشد. احتمال اینکه پس از چنین دیداری، گزارشی کاملاً منفی علیه ایران ارائه شود، چندان بالا نیست؛ هرچند باید منتظر متن رسمی گزارش ماند.
درباره چشمانداز روابط ایران و آژانس، میتوان گفت این روابط دو بعد دارد؛ نخست، بعد حقوقی و فنی که در صورت وجود اراده سیاسی در تهران و در دبیرخانه آژانس، امکان دستیابی به توافق در آن نسبتاً سریع و کمهزینه است. دوم، بعد سیاسی که متاثر از مواضع و فشارهای بازیگرانی همچون اسرائیل، آمریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان است و همواره بر روند تصمیمگیری در شورای حکام اثرگذار بوده است. نکته اساسی آن است که حتی اگر ایران و آژانس در سطح حقوقی و فنی به تفاهم برسند، در صورت عدم حصول تفاهم سیاسی با آمریکا، احتمال تداوم روند سیاسیسازی و پروندهسازی در شورای حکام همچنان وجود خواهد داشت. بنابراین پایداری هر توافق فنی با آژانس، تا حد زیادی به موازات آن، به وضعیت تفاهم سیاسی گستردهتر نیز وابسته است.