بازیکنان در طول دوران ورزشی خود پس از امضای قرارداد با تیم های مختلف با مشکلات شخصی و خانوادگی زیادی روبرو می شوند.
ورزشی جماران، فرشته مقدم: حدود یک هفته به پایان نقل و انتقالات زمستانی باقی مانده و علی رغم تعداد قراردادهای به امضا رسیده که قابل مقایسه با پنجره تابستانی نیستند آینده خیلی از بازیکنان روی هوا است.
باشگاه ها از فشار روزهای آخر و آخرین ساعات بهره می برند تا به جا به جایی که مدت ها بررسی کردند دست یابند. مدوس اپراندی (شیوه کار) بخشی از بازی است اما برای کسانی که در سکوت از آن رنج می برند یک کابوس محسوب می شود؛ زنان و خانواده فوتبالیست ها.
بازیکنان بخش زیادی از وقت خود را دور از خانه می گذرانند و جدا از عزیزان و محل آسایش خود هستند. چنین فداکاری ذات این رشته است که با وجود سخت بودن از لحاظ شخصی از طریق مالی جبران می شود.
با این حال در زندگی زوجین، واقعیت خیلی از ایدهال دورتر است برخلاف چیزی که از بیرون دیده می شود. خیلی از زنان شاغل هستند و تصمیماتی که در عرض چند دقیقه گرفته می شود می توانند منجر به تغییر ثبات شخصی و خانواده هایی که بازیکنان را همراهی می کنند، شوند.
جورجلینا کاردوسو تقریبا ۱۵ سال می شود که همسر آنخل دی ماریا است. او همسفر بازیکن آرژانتینی در ماجراجویی هایش در پرتغال، اسپانیا، انگلیس، فرانسه و بازگشت به زادگاهش، آرژانتین بوده است. جورجلینا در طول دوران ورزشی همسرش اذیت شده است.
او در مصاحبه با کلارین گفت: "ما در مادرید زندگی می کردیم، آنخل در بهترین تیم جهان که رئال مادرید است بازی می کرد، با آب و هوا و غذای عالی و من نمی خواستم از آنجا بروم اما از منچستر آمدند و دو برابر به او دستمزد پرداخت می کردند."
کاردوسو افزود: "من دوست جیانا مارادونا بودم که همسر سرخیو آگوئرو بود و برای دیدن آن ها چند روز به منچستر رفتیم. زمانی که برگشتیم به آنخل گفتم که هر کشوری تو را بخرد جز انگلیس. یک سال بعد سر از انگلیس در آوردیم. افتضاح بود، وحشتناک."
او ادامه داد: "هیچ چیز آنجا را دوست نداشتم، همه آراسته و عجیب بودند؛ طوری راه می رفتند که نمی دانستید می خواهند تو را بکشند یا نه. غذا فاجعه بود، همه ظروف چینی بودند. ساعت ۲ بعد از ظهر شب می شد، می خواستم خودم را بکشم."
جنبه پنهان فوتبال
علاوه بر رابطه جورجلینا کاردوسو با آنخل دی ماریا، موارد بی شماری همچون تیلور وارد، همسر ریاض محرز، بازیکن سابق منچسترسیتی که اکنون برای الاهلی عربستان بازی می کند، وجود دارد.
همسر محرز باید با تصمیم پیچیده ای روبرو می شد: نقل مکان به عربستان و رها کردن انگلیس. یک تغییر به معنای اسباب کشی کردن به کشوری که محدودیت های اجتماعی قابل توجهی برای زنان دارد. مدل بریتانیایی زمانی که فهمید همسرش سیتی را به مقصد الاهلی ترک می کند گریه کرد.
به نوشته ال اسپانیول، توضیح همان اندازه که ساده بود تکان دهنده هم بود: "آن بخشی از بازی است، نه؟" فراتر از یک قرارداد میلیونی، این تصمیم به معنای کنار گذاشتن نزدیکانش، آزادی اش و یک زندگی کاملا تثیبت شده در شهر منچستر بود.
لی-آن پینوک، خواننده که با آندره گری (بازیکن سابق برنلی که اکنون برای فاتح قره گمرک ترکیه بازی می کند) ازدواج کرده است نمونه بارز دیگری از این روابط است که دوری را انتخاب کرد.
در چهار سال، گری در یونان، عربستان، انگلیس و ترکیه بازی کرد در حالی که پینوک در انگلیس ماند تا تمرکزش روی موسیقی باشد.
در بهترین حالت لحظاتی کوتاه در ماه همدیگر را می توانستند ببینند حتی با وجود اینکه فرزند مشترک داشتند. پینوک در یک پادکست گفت: "لحظات عجیبی را با همسرم گذراندم که در آن نبود صداقت، عدم اعتماد و چنین خیانت هایی بود."
این اپیزود حفره عمیقی در رابطه شان ایجاد کرد. گری به خودخواه بودنش اعتراف کرد و تصمیم گرفت برای تغییر به نزد روانشناس برود. همین اقدام کافی بود که پینوک به رابطه شان ادامه دهد.
حتی بدون اختلافات علنی، زندگی کردن در کنار هم پیچیده است. پری ادواردز در سال ۲۰۲۴ اعلام کرد که با وجود هشت سال رابطه با الکس چمبرلین و داشتن یک فرزند هرگز نتوانسته است با نامزدش زندگی کند.
زمانی که هافبک انگلیسی برای بازی در بشیکتاش به ترکیه نقل مکان کرد، او در بریتانیا ماند و به بزرگ کردن فرزندش و پیشرفت در حرفه اش (موسیقی) پرداخت. ادواردز اعتراف کرد: "نمی خواهم دروغ بگویم، سخت است." او در ادامه توضیح داد که فاصله و نبود وقت آزاد تقریبا زندگی کردن در کنار هم را غیر ممکن کرده است.
در موارد شدیدتر تاثیر روانی این زندگی سیار آشکار می شود. جونجو شلوی، بازیکن سابق لیورپول توضیح داد که در دوران حضورش در ترکیه چگونه دوری از همسر و فرزندانش روی سلامت روانش تاثیر گذاشت.
او گفت: "برای ۱۸ ماه به ترکیه رفتم و تنها زندگی کردم. سخت ترین کاری بود که در زندگی ام انجام دادم."
هافبک بریتانیایی در ادامه توضیح داد که چگونه منزوی شد. شلوی اظهار کرد: "به قرص خوردن برای خوابیدن اعتیاد پیدا کردم چون پس از تمرین به خانه بر می گشتم و نمی دانستم چگونه وقتم را بگذارنم."
تنهایی، نبود روابط اجتماعی و دوری از خانواده موجب شدند رابطه اش با فرزندانش خراب شود. او گفت: "صادقانه بگویم، رابطه را با آن ها نابود کردم. هرگز حضور نداشتم." این اظهارات نشان می دهد پیامدهای چنین تصمیمات حرفه ای می توانند عمیق و ماندنی باشند.
فراتر از قراردادهای میلیونی، این داستان ها حقیقت پنهان فوتبال حرفه ای را آشکار می کنند. پشت هر امضای قرارداد زنانی هستند که ثباتشان را از دست می دهند، به مادرانی تبدیل می شوند که فرزندان خود را به تنهایی بزرگ می کنند و خانواده هایی که برای سال ها جدا از هم زندگی می کنند که بهای خیلی سنگینی دارد.