چگونه تصویرسازی از امام، مرهم اسرا می شد؟

روزگار اسارت بر دلاوران ایرانی بسیار سخت می گذشت و در این میان یاد خدا و ائمه(ع) و تصویرهایی که آنها از امام در ذهنشان می ساختند، مایه دلگرمی شان بود که خودشان در خاطراتشان به آن پرداخته اند.

لینک کوتاه کپی شد

جی پلاس: علی علیدوست قزوینی از آزادگان هشت سال دفاع مقدس از قوت قلب گرفتن اسرا به هنگام شکنجه با تصویرسازی از امام در ذهنشان اینگونه نقل خاطره کرده است:

 

‌‌اوایل اسارت که ما در‌‎ ‎‌استخبارات عراق بودیم، حدود 150 یا160 نفرمان را برای بازجویی برده بودند. یادم‌‎ ‎‌هست یک ساختمان پنج ـ شش طبقه بسیار بزرگ بود که عراقی ها برای ترساندن بچه ها،‌‎ ‎‌نوار شکنجه در آن پخش می کردند، طوری که صدای آه و ناله و شکنجه در همه جا‌‎ ‎‌پیچیده بود. ما را به داخل راهرویی برده و دستهایمان را بسته بودند و همه رو به دیوار در‌‎ ‎‌نوبت بازجویی بودیم. در این حال، یکی از اسرا گفت: این صداها در روحیه ما اثر‌‎ ‎‌می گذارد، چه کنیم که اینگونه نشود؟‌

 

‌‌در جمع ما، فردی بود به نام حاج حمدالله دکامی زاده، ایشان قبل از انقلاب کشتی گیر‌‎ ‎‌بود و مدال ملی داشت و همزمان با پیروزی انقلاب وارد سپاه شده بود. ایشان بعد از بازگشت از اسارت هم مقام فرماندهی نصیبش شد. آخرین بار هم فرمانده سپاه منطقه‌‎ ‎‌کرمانشاه شد تا بالاخره در یک مأموریت به شهادت رسید. ایشان در جواب آن اسیر‌‎ ‎‌گفت: شما چهره حضرت امام و پیشانی مبارک ایشان را در ذهن مجسم کنید، روحیه و‌‎ ‎‌قوت قلب می گیرید و حواستان باشد که خود را نبازید. این جمله ایشان در آن موقعیت‌‎ ‎‌بسیار مؤثر بود.‌

‌‎ ‎

‌‎برشی از کتاب رنج غربت؛ داغ حسرت؛ ص ۱۸-۱۹؛ چاپ چهارم (۱۳۹۰)؛ ناشر: چاپ و نشر عروج

 

 

 

دیدگاه تان را بنویسید