ارتش ترکیه که در برابر کودتا ایستاد و نقش مهمی در شکست و خنثی کردن آن بازی کرد یا حداقل از آن حمایت نکرد، جدای از آن که برای خنثی کردن کودتا اقدام کرد؛این ارتش دو بار در معرض اهانت قرار گرفت:نخست ضرب و شتم توهین آمیز نیروهایش به دست هواداران اردوغان و دوم برکناری ژنرال های بلندپایه اش و بازداشت آنها بدون آن که یکی از آنها محاکمه عادلانه شود و این پاداشی بود که هرگز ارتش انتظار آن را نداشت.
تصور عمومی بسیاری از کارشناسات در ترکیه و بیرون از این کشور این است که کودتای نظامی چه واقعی باشد چه«ساختگی»در عمل خنثی شد اما دم های آن و بقایای آن همچنان زنده هستند و پرده هنوز به طور کامل کنار نرفته است و اقداماتی که «رجب طیب اردوغان»به آنها دست زد از جمله بازداشت هزاران فرمانده بلندپایه ارتش و اخراج هزاران قاضی برجسته و محافظه کار و نیز اخراج فرماندهان دستگاه امنیتی اقداماتی عجولانه است و اردوغان برای این کشتار پاک سازی گونه عجله کرد و این اقدامش نتایج کاملا برعکسی خواهد داد.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران،«عبدالباری عطوان» نویسنده و تحلیلگر مشهور عرب در یادداشتی در روزنامه رأی الیوم به تحولات ترکیه پس از کودتای نافرجام پرداخت و نوشت:یک روزنامه نگار زن کهنه کار ترکیه ای اوضاع کنونی در ترکیه را این چنین توصیف کردد:«من به شدت نگران مرحله پس از کودتا هستم،نگرانی من برای پس از کودتا بسیار بیشتر از نگرانی من در زمان شنیدن خبر وقوع کودتا است.»هنگامی که از این همقطار دلیل نگرانی اش را جویا شدم، گفت:«چه کودتا موفق می شد چه شکست می خورد، نتیجه یکی می شد.مختصر باید بگویم که کشورمان به سرعت به سمت هرج و مرج و بی ثباتی می رود و روزهای آینده در تاریخ جدید ترکیه خطرناک ترین روزها خواهد بود.»
تحلیل این همقطار که سردبیر یک روزنامه اقتصادی مهم را به عهده دارد و در یکی از شبکه های تلویزیونی ترکیه برنامه هفتگی سیاسی ارائه می کند با دیدگاه های بسیاری از همکاران و همقطاران ترک دیگر که با آنها تماس گرفتم و اوضاع را جویا شدم و نیز با برخی از سرمقاله های روزنامه های ترکیه، مطابقت دارد.جایگاه و چهره ترکیه در خاورمیانه به عنوان واحه ثبات در منطقه خاورمیانه ملتهب به سرعت در حال از بین رفتن است اگر نگوییم که از بین رفته است.
تصور عمومی بسیاری از کارشناسات در ترکیه و بیرون از این کشور این است که کودتای نظامی چه واقعی باشد چه«ساختگی»در عمل خنثی شد اما دم های آن و بقایای آن همچنان زنده هستند و پرده هنوز به طور کامل کنار نرفته است و اقداماتی که «رجب طیب اردوغان»به آنها دست زد از جمله بازداشت هزاران فرمانده بلندپایه ارتش و اخراج هزاران قاضی برجسته و محافظه کار و نیز اخراج فرماندهان دستگاه امنیتی اقداماتی عجولانه است و اردوغان برای این کشتار پاک سازی گونه عجله کرد و این اقدامش نتایج کاملا برعکسی خواهد داد.
اردوغان از کودتا برای اجرای طرحی استفاده کرد که از قبل آن را تهیه کرده بود و آن پاک سازی همه کسانی است که داخل و خارج از حزب به وابستگی آنها شک دارد و نیز برای ایجاد کشوری مخصوص به خودش و بر اساس معیارهای بلندپروازانه سلطانی خود استفده کرد وی ارتشی می خواهد اردوغانی که فقط از وی اطاعت کند و نه ارتشی که برای ترکیه باشد.وی پارلمان اردوغانی محض می خواهد که در آن کردها و مخالفان نباشند(وی مصونیت پارلمانی 138 نماینده را به عنوان مقدمه ای برای محاکمه شان به اتهام تروریسم لغو کرد)وی نهاد قضایی اردوغانی صرف می خواهد به همین دلیل سه هزار قاضی را ساعاتی پس از کودتا اخراج کرد.این گرایشی است که نتایجش تضمین شده نیست زیرا همه اختیارات را در دست رئیس جمهوری قرار داد آن هم پیش از آن که قانون اساسی را تغییر دهد و نظام ترکیه را به نظام ریاست جمهوری به سبک ریاست جمهوری روسیه(پوتین)و نه نظام ریاست جمهوری آمریکا تغییر دهد.
در کوتاه مدت به نظر می رسد که اردوغان قوی می شود اما در میان مدت و طولانی مدت چه بسا وضعیت چنین نخواهد بود.چندین تحول خطرناک در انتظارش است که بارزترین آنها جنگ علیه تروریسم و جنگ علیه حزب کارگران کردستان ترکیه(پ ک ک)جدایی طلب و جنگ سوم جلوگیری از ایجاد نظام کُردی در اراضی سوریه در آن سوی مرزهای جنوبی ترکیه است.
ارتش ترکیه که در برابر کودتا ایستاد و نقش مهمی در شکست و خنثی کردن آن بازی کرد یا حداقل از آن حمایت نکرد، جدای از آن که برای خنثی کردن کودتا اقدام کرد؛این ارتش دو بار در معرض اهانت قرار گرفت:نخست ضرب و شتم توهین آمیز نیروهایش به دست هواداران اردوغان و دوم برکناری ژنرال های بلندپایه اش و بازداشت آنها بدون آن که یکی از آنها محاکمه عادلانه شود و این پاداشی بود که هرگز ارتش انتظار آن را نداشت.
سورپرایز بزگتر دو روز پس از شکست کودتا رخ داد و آن وخامت روابط اردوغان با هم پیمانان و شرکایش در ناتو است یا به عبارتی دیگر تنش میان آنها افزایش یافت به ویژه با دولت آمریکا که در پاسخ به درخواست اردوغان برای تحویل«فتح الله گولن»روحانی ترک و دشمن سرسخت اردوغان این پا و آن پا کرد و نسبت به حمله پاک سازی در ارتش و قوه قضائیه و نهادهای امنیتی اعتراض کرد و از زبان «جان کری»وزیر خارجه اش از وی خواست به نهادهای دموکراتیک و دولت قانون احترام بگذارد.
آقای «بینالی ییلدریم»نخست وزیر ترکیه گفت که دولتش می خواهد در روابط دوستانه و ائتلاف با ایالات متحده آمریکا بازنگری کند،این رویکرد اگر جدی باشد رویکردی خوب است اما بسیار پر هزینه است و پرسشی که مطرح می شود این است که در صورتی که آنکارا به همپیمان کنونی و در نهایت ناتو پشت کند،آیا جایگزین دارد؟آیا به مسکو روی می آورد؟آیا این یعنی ایستادن در اردوگاه ولادیمر پوتین در سوریه و چشم پوشی از درخواستش در شبه جزیره کریمه است که مسکو آن را از اوکراین جدا کرد و به روسیه ملحق کرد؟
موضع عرب ها بسیار عجیب است بلکه در عین حال بسیار مضحک است.کشورهای عربی که از کودتای نظامی در مصر برای سرنگونی نظام منتخب حمایت کردند به شدت با کودتای نظامی در ترکیه مخالفت کردند و تاکید کردند که آنها از دموکراسی حمایت می کنند؛ برخی از ملت های همین کشورهای عربی چیزی به نام صندوق های رأی یا بخش قضایی مستقل یا احترام به حقوق بشر را نمی شناسند.
نکته جالب اینجاست که دولت های فلسطینی در رام الله و غزه برای نخستین بار و چه بسا آخرین بار یک موضع اتخاذ کردند و آن اینکه این کودتا را محکوم کردند و هر نوع حمایتی را از اردوغان ارائه کردند و جشنواره های شادی به راه انداختند که در آن عکس های اردوغان را در دست داشتند و پیروزی اش بر کودتاچیان خائن را جشن گرفتند و همه اینها به دلیل وعده از بین بردن محاصره نوار غزه است که ترکیه داد؛وعده ای که محقق نشد و به دلیل کشتی کمک هایی که در بندر«اسدود»و در نه در غزه تخلیه شد .همچنین فلسطینی ها عادی سازی کامل روابط در زمینه های اقتصادی و نظامی و امنیتی میان طرفین ترکی و اسرائیلیرا نادیده گرفتند.
لگاریتم های عربی و فلسطینی هرگز قابل فهم نیست دقیقا مانند کودتای نظامی که سر و صدا راه انداخت و ساده لوحی مشکوک در برنامه ریزی و اجرای آن را فاش کرد و شک و تردیدهایی درباره راست بودن آن به وجود آورد.
رئیس جمهوری ترکیه پایه های سیاسی دموکراسی اسلامی نمونه و الگو را طی ده سال اول از رسیدنش به قدرت از طریق صندوق های رأی مستحکم کرد و ثبات همراه با شکوفایی اقتصادی بی سابقه ای را برای ملت ترکیه محقق کرد و برایش بهتر بود بود که این موفقیت ها را با ماندن به عنوان یک رئیس جمهوری سمبلیک برای همه ترک ها در کاخ جدیدش و کناره گیری اش از قوه مجریه به طور کلی، همانند بزرگان پیش از وی و در رأس آنها «نلسون ماندلا»،حفظ می کرد اما متاسفانه وی چنین نکرد و گزینه دشوار پرخطر را انتخاب کرد گزینه ای که نتایجش تضمین شده نیست اما برای که مزامیرت را می خوانی ای داوود.