گفتگوی اختصاصی پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران -تهران

در گفت و گو جماران؛

روح الامینی: لاریجانی و شمخانی قبل از شهادت، با قضاوت ها به شهادت رسیدند

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی به «جماران» گفت: برخی روی شاخه درخت می‌نشینند و بر روی همان شاخه‌ای که روی آن نشستند و ریشه‌ها تبر می‌زنند. این اشتباه است. چگونه است کسانی که جانشان را در دست گرفته‌اند و در معرض اصابت تیر کینه و غضب رژیم صهیونیستی و آمریکای جنایتکار قرار دارند؛ به‌گونه‌ای که هر لحظه ممکن است هدف قرار بگیرند، جریان‌ها به سمتی می‌روند که این افراد را از حیثیت بیندازند. زمانی به سمت شهید لاریجانی مهر و حتی لنگه کفش پرتاب کردند. شهید شمخانی نیز در فاصله میان دو جنگ، جنگ اول و دوم، با چه شرایطی مواجه بود؟ ایشان بدون سر دفن شد، یک فرد چگونه باید اثبات کند که با تمام وجود و همه هستی خود پای این نظام ایستاده است؟

پایگاه خبری جماران، فرشته صائمی؛ گفتگو با چهره‌هایی که در عرصه سیاست نقش‌های متعددی بر عهده داشتند، جذابیت خاص خود را دارد، عبدالحسین روح‌الامینی از جمله این چهره‌ها است. او که فعالیت سیاسی خود را از دوره دانش‌آموزی و با جریان پیروان خط امام شروع کرده می‌گوید این جریان مدعی انقلابی‌گری نسخه تقلبی جریان پیرو خط امام است. در صحبت‌های روح‌الامینی به نوعی اعتدال و میانه‌روی قابل لمس است مخصوصاً آنجا که می‌گوید اگر شرایط اقتضا کند حاضر است برای حل مشکلات با ابراهیم اصغرزاده و معصومه ابتکار سر یک میز بنشیند!

به نظر می‌رسد روح‌الامینی این رویه اعتدال را در مجلس هم دنبال می‌کند کما اینکه وقتی صحبتبه اظهارات برخی نمایندگان در تجمعات شبانه کشیده می‌شود، در واکنش به وعده‌های آنها به مردم برای استیضاح وزرا می‌گوید «برخی روی شاخه درخت می‌نشینند و بر روی همان شاخه‌ای که روی آن نشستند و ریشه‌ها تبر می‌زنند.»

در ادامه گفتگوی تفصیلی عبدالحسین روح‌الامینی با خبرنگار جماران را می‌خوانید:

*آقای روح‌الامینی برخی از جمله تعدادی از نمایندگان می‌گویند مجلس تعطیل است، در این روزهای تعطیل چه برنامه‌ای دارید؟

اتفاقاً اکنون شرایط تا حدودی سخت‌تر است؛ زیرا جلسات مجلس به‌صورت منظم و برخط برگزار می‌شود. کمیسیون‌ها نیز بررسی‌های خود را انجام می‌دهند و جلسات متعدد حضوری داریم. منتها تنها نکته‌ای که وجود دارد، مسئله تجمیع نشدن همه نمایندگان زیر یک سقف و آن نوستالژی‌ای است که صحن علنی مجلس دارد. در واقع، این حضور فیزیکی را نداریم که ان‌شاءالله با تغییر شرایط، حتماً محقق خواهد شد. اشکالی که وجود دارد این است که هم صداوسیما باید در انعکاس این فعالیت‌ها بیشتر یاری کند و هم خود مجلس باید از پیش به افکار عمومی و رسانه‌ها اعلام کنند.

اما به عنوان نمونه در همین هفته ما جلسات صحن مجلس را داریم که مهمترین دستور هفته بررسی صلاحیت وزیر پیشنهادی دفاع است. همین امروز و قبل از از اینکه خدمت شما برسم جلسه کمیسیون برنامه و بودجه را داشتیم و بعد از قرار مصاحبه هم جلسه دیگری با کمیسیون داریم.

کمیسیون برنامه و بودجه که بنده عضو آن هستم، در رابطه با لایحه الحاق چهار، در زمینه مقررات مالی دولت، کار بسیار خوبی را از ماه‌ها پیش آغاز کرده است. امروز و روزهای دیگر نیز جلسات آن برگزار می‌شود. جلسات چهار ساعته کمیسیون با حضور فیزیکی اعضا برگزار می‌شود و درباره ادغام چند لایحه قبلی و لایحه جدید پیشنهادی دولت، کار بسیار جدی‌ای انجام می‌دهند که کار ماندگاری خواهد بود. این موضوع باید اطلاع‌رسانی شود. کمیسیون‌های دیگر نیز، حتی در شدیدترین شرایط از نظر امنیتی، فعالیت داشته‌اند؛ از رئیس مجلس و هیئت‌رئیسه گرفته تا رؤسای کمیسیون‌ها و برخی کمیسیون‌ها که هر روز، مانند کمیسیون امنیت ملی، جلسات خود را به‌طور مرتب برگزار می‌کردند.

آنهایی که در فضای انتخابات مانده‌اند می‌گویند مجلس تعطیل است

علاوه بر جلسات صحن و کمیسیون، بازدیدهای ملی نیز در برنامه کاری ما هست که این هفته ان‌شاالله برای بررسی وضعیت تامین هزینه‌ها و بودجه خاص شهر میناب به همراه کمیسیون به این منطقه سفر خواهیم کرد. در خود حوزه انتخابیه هم هر روز با گروه‌های مختلف مردم جلساتی برای پیگیری کارها داریم و علاوه بر همه اینها در موضوعات ملی نیز نظیر بحث‌های مربوط به تامین امنیت غذایی و بهداشت و دارو نیز بصورت مستمر و بعضا روزانه جلسات متعددی با فعالین و مسئولان این حوزه برگزار می‌کنیم. واقعیت این است که از گذشته که همه جلسات و غیره به صورت متمرکز در محوطه مجلس برگزار می‌شد امروز مشغله‌های بیشتری داریم که به لطف خدا در حال پیگیری حل مشکلات و یا کم کردن اثرات آن هستیم.

الان وضعیت در بحث دفاع، امنیت و ایران را مشاهده کنید. همه افرادی که به میدان‌ها می‌آیند همه یک سلیقه‌اند؟ ظاهرشان کاملاً متفاوت است باطنش هم همین است. اما بعضی‌ها به خون بعضی دیگر تشنه‌اند و پلاکاردهای آن‌چنانی بلند می‌کنند. 

به نظر من، این نوع قضاوت که می‌گویند مجلس تعطیل است، تا حدودی بی‌انصافی است که بخشی از آن نیز متأثر از حب و بغض‌های سیاسی است. متأسفانه برخی هنوز در انتخابات گذشته مانده‌اند یا خیلی زودرس به انتخابات بعدی فکر می‌کنند. گاردی که گرفته‌اند و چارچوبی که در آن فعالیت می‌کنند، اگر به کانال‌ها، روزنامه‌ها و تریبون‌هایشان مراجعه کنید، متوجه می‌شوید که فضای انتخاباتی دارند. اگرچه این موضوع را تکذیب می‌کنند، اما آنچه عیان است، نیازی به بیان ندارد.

همیشه نمی‌توان یک عده را زد، یک عده را منکوب کرد و در مقابل، عده‌ای را بدون هیچ عیب و ایرادی بدانیم؛ صرفاً به این دلیل که هیچ کارنامه و دستاوردی ندارند و در هیچ بخشی از این کشتی پر ماجرای جمهوری اسلامی، ظهور و بروزی ندارند. از نظر اثباتی، هر چقدر بخواهید می‌توان سخن گفت؛ اما از نظر نفی، همه ایراد دارند و همه اشکال دارند. کسی منکر این موضوع نیست. بااین‌حال، بیرون نشستن و ایراد گرفتن که هنر نیست.

من هم مثل مردم منتقد عملکرد صدا و سیما هستم

در این شرایط سخت که از نظر اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، بین‌المللی و از همه مهم‌تر، دفاعی و جنگی با آن روبه‌رو هستیم، مچ‌گیری کار ساده‌ای است، اما دستگیری کار هنرمندانه‌ای است. شما می‌توانید منتقد باشید و عقاید خاص خودتان را داشته باشید، اما انصاف هم چیز خوبی است. در شرایطی که رکن رکین انقلاب، ولی فقیه، ولی و قائد این شرایط، به‌ویژه بر انسجام و وحدت ملی تأکید مکرر دارند و در همه پیام‌ها و تذکراتشان، به هر نحوی که شده، بر این موضوع تأکید می‌کنند، عده‌ای وحدت را خدشه‌ دار می‌کنند و به بهانه‌های متعدد به انسجام و وحدت ملت، ضربه وارد می‌کنند. از دغدغه‌های جدی نیست. بسیاری از این موارد را دغدغه جدی نمی‌دانم و معتقدم بسیاری از آن‌ها بهانه هستند.

به اندک بهانه‌ای، لعنت و نفرین و مرگ برای رقبای سیاسی درخواست کردن، هنر نیست. هنر این است که در این معرکه سخت، گوشه‌ای از کار را بر عهده بگیریم و کم‌کاری نکنیم.

از نظر رسانه‌ای نیز قطعاً کم‌کاری داریم؛ چه در رسانه ملی که امیدواریم اصلاح شود و بیش از آنچه تاکنون بوده، فعالیت کند و از یک سویه نگری و نگاه یک طرفه بپرهیزد.

*بنابراین شما هم منتقد عملکرد صدا و سیما هستید…

من هم مثل بقیه مردم هستم. دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی که موضع سیاسی ندارد. بررسی‌هایی که انجام شده، نشان می‌دهد که مخاطب صدا و ‌سیما کم است و باید این مخاطب افزایش پیدا کند. مخاطب چه زمانی افزایش می‌یابد؟ زمانی که برنامه را بپسندد. ما برخی برنامه‌های خوب را داریم، اما بسیاری از برنامه‌ها یک‌سویه یا یک‌طرفه هستند. کارشناسانی به صدا و‌سیما می‌آیند، که امکان نقد کنار دستشان را نداریم.

اینکه 3 کارشناس در برنامه صدا و سیما کرباسچی را دوره کردند، غیرطبیعی بود

یا اگر یک کارشناس غیرهمسو حضور پیدا کند، متأسفانه گاهی آن‌قدر او را دوره و محاصره می‌کنند که حرف‌های او ولو غلط بیشتر در ذهن مخاطب، جلوه پیدا می‌کند. به‌جای آنکه اجازه دهند حرفش را بزند، عده‌ای دور او را می‌گیرند تا نتواند صحبت کند. در نتیجه، حرف او بیشتر در ذهن مخاطب می‌ماند.

*مانند اتفاقی که برای آقای کرباسچی افتاد؟

من با ایشان و حرف‌هایش موافق نیستم اساساً محور بحث‌های ایشان نادرست بود و داده‌های غلطی داشت. بااین‌حال، اگرچه این برنامه خیلی خوب و موثر و حرفه‌ای است اما در آن قسمت، کارشناسان به‌گونه‌ای ۳ به ۱ بر سر همین فرد می‌ریزند که افکار عمومی ناخودآگاه با خود می‌گوید شاید در حرف‌های او نوعی منطق وجود داشته باشد. این وضعیت غیرطبیعی است. نه یک‌سونگری طبیعی است و نه اینکه بخواهند تریبون آزاد را به این شکل اداره کنند.

باید محیطی برای گفت‌وگو فراهم کنیم تا نخبگان و دلسوزان، با هر عقبه و هر پایگاه سیاسی، به آن دسترسی داشته باشند و بحث‌ها در محیطی مثبت‌اندیشانه و طبیعی مطرح کنند. ان‌شاءالله صداوسیما عبرت خواهد گرفت. چه حکم رئیس فعلی تمدید شود و چه فرد یا افراد دیگری بیایند، باید از این یک‌سونگری خارج شوند. این وضعیت به ضرر خودشان، نظام و نسل آینده است.

از ما که گذشته اما چرا نسل‌های جدید باید به شبکه‌های اجتماعی و شبکه‌هایی رغبت پیدا کنند که بعضاً پایه و اساس محکمی ندارند؟ برای اینکه به دنبال شنیدن نوع دیگری از سخن هستند و رسانه ما نتوانسته است آن‌ها را قانع کند.

بحث مجلس نیز از کم‌کاری رسانه‌ای نشات می‌گیرد؛ از سوی رسانه ملی و رسانه‌هایی که تأثیرگذار هستند و تریبون‌ها و منابع را در اختیار دارند. البته تا حدودی نیز برخی از همکاران ما بی‌انصافی کردند و تسویه‌حساب‌های درون مجلس را مطرح کرده‌اند. تعداد این افراد در مواقع حساس شاید به ۲۰ یا ۳۰ نفر هم نمی‌رسد.

نماینده‌هایی که در مجلس سروصدا می‌کنند بی‌انصاف و کج سلیقه هستند

شما رفت‌وآمد نمایندگان به مجلس را دیده‌اید. در برخی پیشنهادهای این دوستان و رأی‌گیری‌هایی که رقابت شدیدی در آن‌ها وجود دارد، تعداد آرای پیشنهادهایشان یا آرای مخالفشان، چه در انتخاب رئیس و چه در برخی مسائل دیگر، به ۲۰ تا ۳۰ یا ۳۰ تا ۴۰ نفر نمی‌رسد.

*اما سروصدای بلندی دارند…

بله، سروصدای بلندی دارند، اما سروصدایشان متناسب با رأی‌یشان نیست.

مجلس در ابتدا در آیین‌نامه داخلی خود ایرادی داشت؛ به این معنا که برای انجام کارهای مجازی نیز باید امکان رأی‌گیری فراهم می‌شد. آیین‌نامه باید اصلاح می‌شد. در همان روز که قرار بود آیین‌نامه اصلاح شود، اینها مخالف اصلاح آن بودند؛ به همین دلیل، با اصلاح آیین‌نامه برای امکان رأی‌گیری مجازی مخالفت کردند و پیشنهادشان رأی نیاورد. خوشبختانه این اصلاح آیین‌نامه تصویب شد، به تأیید شورای نگهبان نیز رسید و اصلاح آیین‌نامه باعث شد که اکنون جلسات مجازی مجلس امکان رأی‌گیری داشته باشند.

اکنون در جلسات مجازی مجلس، رأی‌گیری، اعلام نظر موافق و مخالف، تذکر و سؤال وجود دارد؛ یعنی هر کاری که در شکل حضوری مجلس انجام می‌شود، در این جلسات نیز امکان‌پذیر است. البته در جلسات حضوری هم تعداد کمتری از نمایندگان حضور دارند و بقیه نیز، به‌صورت حضوری یا غیرحضوری، متصل هستند. این شرایط هم به دلیل شرایط امنیتی است.

*منظور شما این است که تعداد تندروها در مجلس کم است؟

البته من از واژه تندرو استفاده نمی‌کنم؛ زیرا گاهی بسیاری از انقلابیون، اگر در مسیر انقلاب، امام و رهبری حرکت کنند و در این مسیر تندتر پیش بروند، این تندروی بسیار خوب است؛ البته به شرط آنکه در مسیر درست باشد.

به نظر من، اصطلاح بی‌انصاف برای افرادی مناسب‌تر است که در مورد خود و دیگران منصفانه قضاوت نمی‌کنند. شاید بتوان آن‌ها را کج‌سلیقه یا بی‌توجه به شرایط زمان و مکان دانست. اما بی‌انصافی در حق مردم، انقلاب، رهبری و جایگاهی که در اختیار دارند، قابل‌قبول نیست. اخیراً یکی از همکاران ما در همین روزها اصطلاحی را به کار برده که بسیار نامناسب بود.

عبدالحسین روح الامینی

*اگر منظورتان آقای ثابتی است، که ایشان گفته هر نماینده یک قیمتی دارد…

ضمیر مرجعش را پیدا می‌کند. ما حدیث داریم که قیمت هر شخصی به اندازه کاری است که خودش محاسبه می‌کند. نمایندگی در قواره افرادی مانند شهید مدرس و رهبری شهید که در دوره اول مجلس نماینده بودند، قیمتی ندارد.

شاید قیمت برخی از اطرافیان این دوستان پایین باشد و با اندک چیزی جابه‌جا می‌شوند، اما وقتی ما در برابر قرآن و قانون اساسی سوگند یاد می‌کنیم که وظایف خود را در برابر مردم انجام دهیم، این مسئولیت اهمیت بسیار زیادی دارد.

اینکه قیمت برخی نماینده‌ها کم است به خودشان برمی‌گردد

این چهار سال نمایندگی مجلس، حتی آن نمایندگانی هشت یا نه دوره مجلس حضور داشته باشند، در برابر مسئولیتی که بر عهده دارند، ارزش تعیین‌کننده‌ای ندارد. آن یک رأی که در بسیاری از مواقع تعیین‌کننده است و مشخص می‌کند که یک موضوع رأی می‌آورد یا نمی‌آورد، با هیچ‌چیزی قابل مقایسه نیست و قیمت ندارد. اگر قیمت برخی کمتر است، این مسئله به خودشان بازمی‌گردد.

نمی‌خواهم بگویم مجلس هیچ ایرادی ندارد یا نمایندگان مجلس، خدای‌نکرده، از خطا و اشتباه مبرا هستند. مگر در دستگاه‌های دیگر، در میان مردم و در میان دولت، کسی وجود دارد که خطا و اشتباه نداشته باشد؟ حتی در همین رسانه‌هایی که ما در آن‌ها فعالیت می‌کنیم نیز خطاهایی وجود دارد.

به هر حال، سازوکارهای نظارتی ایجاد شده است. در مجلس، هیئت نظارت بر رفتار نمایندگان وجود دارد که طبق آیین‌نامه هیئت نظارت بر رفتار نمایندگان است که البته من به آن منتقد هستم، اینقدر عمل نمی‌کند که دستگاه‌های بیرونی وارد می‌شوند البته دستگاه‌های بیرونی نیز می‌توانند وارد شوند و قوه قضائیه هم این اختیار را دارد؛ زیرا حتی در قانون اساسی آمده است که رهبر، به‌عنوان بالاترین مقام در نظام ما، در برابر قانون مانند سایر افراد است.

اما پیش از آنکه نهادهای بیرونی وارد رسیدگی به تخلفات یا جرائم افرادی مانند نماینده، وزیر یا وکیل شوند، خود آن دستگاه‌ها باید به موضوع رسیدگی کنند؛ یعنی نظارت درونی اولی است. ما آن‌قدر موضوع را رها می‌کنیم که در نهایت دستگاه‌های دیگر وارد می‌شوند.

نکته بعدی، بحث شخصی یا غیرشخصی بودن موضوع است. گاهی جرم جنبه عمومی دارد و دادستان یا قوه قضائیه وظیفه دارد به آن رسیدگی کند. نمی‌توانیم تبعیض قائل شویم و بگوییم فردی که عنوان نمایندگی، وزارت، وکالت یا مسئولیت دولتی دارد، یا حتی مسئولیت نظامی دارد، از این قاعده مستثنا است. برای مثال، دادسرای نیروهای مسلح حتی افسران ارشد و درجه‌یک را حتی در شرایط جنگی احضار می‌کند و به موضوع رسیدگی می‌کند.

بنابراین، این سروصداهای زیادی که ایجاد می‌شود، تا حدودی از سوی طرفداران تبعیض است؛ که یک عده از ما بهتران هستند و برای این موضوع نیز سناریوهایی طراحی می‌کنند. البته بخشی از این مسائل نیز ناشی از توهمات است.

*البته این نکته نیز درباره آقای قالیباف وجود دارد که می‌گویند درباره آقای رسایی به نوعی تسویه حساب شخصی کرده است…

جزئیات آن به من ارتباطی ندارد. پیش‌تر بارها درباره این موضوع صحبت شده است و ارزش وقت گذاشتن ندارد. این موضوع مربوط به خارج از دوره مسئولیت نمایندگی ایشان و مربوط به چند سال قبل است و مراحل قانونی خود را در دادگاه روحانیت که دادگاه مستقلی است، طی کرده است.

به رسایی گفتم از قالیباف عذرخواهی کن من واسطه می‌شوم موضع تمام شود

چند روز پیش از اجرای حکم ایشان، خودم به آقای رسایی پیشنهاد دادم. در جلسه‌ای در دادگستری حضور داشتیم که برخی دوستان نیز شاهد بودند. من به ایشان عرض کردم: «شما عذرخواهی کنید، من واسطه می‌شوم تا موضوع فیصله پیدا کند.»

رسایی گفت: «برای چه عذرخواهی کنم؟» وقتی فردی محکوم شده یعنی اشتباهی کرده ولی صراحتاً می‌گوید برای چه عذرخواهی کنم و تمایلی به این کار ندارد، وساطت فردی مثل من را هم نمی‌پذیرد زیرا آن را مایه کسر شأن خود می‌داند، باید از حکم تبعیت کند و آن را اجرا کند؛ راه دیگری وجود ندارد.

درباره دوستان دیگر نیز همین مسئله مطرح است. اکنون چه در دولت، چه در مجلس و چه در دستگاه‌های دیگر، پرونده‌های مفتوح زیادی وجود دارد. به نظر من، قوه قضائیه باید ملاحظه‌کاری را کنار بگذارد؛ یا پرونده‌ای را تشکیل ندهد یا اگر تشکیل می‌دهد، رسیدگی به آن را تا انتها ادامه دهد. چه تفاوتی میان افراد وجود دارد؟

غیر از رسایی، ظهره‌وند و غضنفری هم شکایت داشتند و حکم گرفتند

*آقای نوباوه مدعی شدند که برخی در حال پرونده‌سازی برای نماینده‌های تهران هستند…

پرونده‌هایی در کشور وجود دارد. نباید برخی سناریوها و توهمات خود را در فضای عمومی مطرح کنیم و مدام برای آن‌ها سناریوهای دیگری بسازیم. من چنین موضوعی را ندیدم آقای غضنفری شکایت داشته و حکمی هم گرفته و آقای ظهره‌وند هم به همین صورت. آقای رسایی هم که به آن صورت شد، اما تهران و غیرتهران ندارد.

یعنی اگر این موضوع درباره نمایندگان شهرستان‌ها بود، مسئله دیگری مطرح می‌شد؟ تهران چه ویژگی خاصی دارد؟ اصلاً موضوع به نمایندگی ارتباطی ندارد. نمایندگی جایگاه و شأن خاص خود را دارد، وظایفی بر عهده نماینده است و او سوگند یاد کرده است. در محدوده وظایف نمایندگی، کسی نمی‌تواند با او برخورد کند.

قوه مقننه نیز برای این موضوع، دستگاهی در نظر گرفته که همان هیئت نظارت بر رفتار نمایندگان است. قوه قضائیه نیز در مواردی که موضوع به فعالیت‌های نمایندگی در مجلس مربوط می‌شود، رسماً از این هیئت سؤال می‌کند که آیا رفتار موردنظر در چارچوب وظایف نمایندگی بوده است یا خیر. این هیئت، هیئتی منتخب از سوی مجلس است. بررسی می‌کند و اعلام می‌کند که آیا رفتار در چارچوب وظایف نمایندگی بوده است یا خیر. اگر اعلام کند که رفتار در چارچوب وظایف نمایندگی بوده است، به شکل دیگری با موضوع برخورد می‌شود؛ اما اگر اعلام کند که خارج از چارچوب وظایف نمایندگی بوده است، فرد مانند هر شخص عادی دیگری باید مسیر قضایی خود را طی کند.

عبدالحسین روح الامینی

من عضو هیئت منصفه مطبوعات استان هستم و به‌طور مرتب با پرونده‌های مختلف مواجه می‌شویم. در این پرونده‌ها، موضوعات گوناگونی مطرح می‌شود؛ از جمله اینکه فرد موردنظر داماد چه کسی است، نماینده است یا روزنامه‌نگار و مواردی از این دست. به همه این پرونده‌ها رسیدگی می‌شود. اینکه فرد داماد فلانی یا پسر فلانی باشد، تأثیری در اصل رسیدگی ندارد.

اعضای هیئت منصفه نیز در شرایط مشخصی انتخاب می‌شوند و مجموعه‌ای از افراد با تخصص‌های مختلف در آن حضور دارند. نظر هیئت منصفه صرفاً جنبه مشورتی دارد و قاضی بر اساس ادله، علم خود و اصول و قواعد قضایی می‌تواند آن نظر را بپذیرد یا نپذیرد.

ولی اصل مطلب این است که در شرایط فعلی، با وجود همه مشکلات اقتصادی و مشکلات ناشی از ایستادگی ما در برابر قدرت‌های بزرگی که نمی‌خواهند در برابر ما تسلیم شوند و با توجه به همه مصیبت‌هایی که علیه ما ایجاد می‌کنند، خیلی بد است که همه توجه‌ها از دشمن خارجی و مسئله اصلی کشور به سمت مسائل داخلی و حاشیه‌ها معطوف شود؛ به‌گونه‌ای که اصل موضوع فراموش شود و حاشیه‌ها بر اصل اولویت پیدا کنند.

به نظر من، این وضعیت نه در حق انقلاب و مردم آن منصفانه است و نه در حق کسانی که نزدیک به ۲۵۰ شب است که در این میدان‌ها حضور دارند. این رفتار در حق این ملت منصفانه نیست؛ همچنین در حق شهدا نیز انصاف نیست. شهدایی که هستی خود را فدا کردند و از برخی از آن‌ها چیزی از بدنشان باقی نماند که بتوانند دفن کنند؛ بی‌دست، بی‌پا و بی‌سر. آن‌ها این‌گونه فداکاری کردند، اما ما به‌محض اینکه با کوچک‌ترین آسیبی مواجه می‌شویم، صدای اعتراضمان به آسمان بلند می‌شود و حاشیه‌سازی می‌کنیم.

*بسیاری بر این باور هستند که رقابت‌های جناحی برخی نمایندگان مختص مجلس نیست و به دولت نیز تسری پیدا کرده، کما اینکه بحث استیضاح از سوی جناح خاصی از نمایندگان مطرح و پیگیری می‌شود. ارزیابی شما از این قضیه به چه صورت است؟

ساز ‌و کار نظارت در مجلس روشن است، سؤال و استیضاح وجود دارد و ماده ۲۳۴ آیین‌نامه نیز وجود دارد که بر اساس آن، درباره موضوع موردنظر گزارش تهیه می‌شود و حتی ممکن است رأی‌گیری صورت بگیرد و موضوع برای رسیدگی بیشتر به قوه قضائیه ارجاع شود.

ماده ۱۰۷ آیین‌نامه نیز وجود دارد که بر اساس آن، موضوعی گزارش می‌شود و به کمیسیون اختصاصی ارجاع داده می‌شود. کمیسیون اصل ۹۰ مجلس نیز در زمینه طرز کار دستگاه‌ها فعالیت می‌کند و شکایت از هر دستگاهی، حتی خود مجلس، می‌تواند در آن مطرح شود.

سوال و استیضاح در مجلس جریانی نیست

مجلس معاونت نظارت دارد و دیوان محاسبات نیز بر مسیر بودجه و امور مالی دستگاه‌ها نظارت می‌کند. دیوان محاسبات حتی دادگاه بدوی و تجدیدنظر و حاکم شرع دارد. مرکز پژوهش‌های مجلس نیز وجود دارد که بیشتر نقش بازوی کارشناسی، بررسی و مشورتی مجلس را ایفا می‌کند و ابعاد مختلف موضوعات را بررسی می‌کند.

در مجلس، سازوکارهای نظارتی و جلسات منظمی وجود دارد که کمیسیون‌ها و کمیته‌های تخصصی آن‌ها نیز در این چارچوب فعالیت می‌کنند. اما اینکه این سازوکارها به مرحله نهایی منجر شوند، نکاتی وجود دارد. برای نمونه تجربه مجالس مختلف نشان می‌دهد که در یازده مجلس گذشته معمولاً سهم هر مجلس در طول چهار سال، یک یا دو استیضاح بیشتر نبوده است.

درست است که با امضای ده نماینده می‌توان فرآیندی را آغاز کرد، اما استیضاح به رأی بالایی نیاز دارد. تعدد این موارد نیز تا حدودی به خود مجلس آسیب می‌زند؛ زیرا بسیاری از فرایندها آغاز می‌شوند، اما به سرانجام نمی‌رسند یا استیضاح‌کنندگان از استیضاح منصرف می‌شوند و امضاهای خود را پس می‌گیرند.

اینکه چگونه استیضاح‌کنندگان راضی می‌شوند امضاهای خود را پس بگیرند، خود محل شبهه و گمانه‌زنی است. البته برخی واقعاً قانع می‌شوند.

*اما وقتی استیضاح‌کنندگان امضای خود را پس می‌گیرند این گزاره نیز مطرح می‌شود که زدوبند صورت گرفته است.

این گمانه‌زنی‌ها، حتی اگر در برخی موارد باشد، بسیار ناشایست است. در برخی موارد نیز چنین اتفاقی رخ نمی‌دهد و افراد با نیت نامناسبی وارد موضوع نشده‌اند، اما در نهایت تعداد آرای لازم به دست نمی‌آید و استیضاح رأی مجلس را کسب نمی‌کند. بنابراین، به نظر من باید به وزن و اهمیت این موضوع توجه کرد. اما اینکه مجلس هوشیار است، نظارت می‌کند و دقت دارد، موضوعی است که نمی‌توان آن را نادیده گرفت.

لاریجانی و شمخانی قبل از شهادت توسط دشمن، به دست برخی جریان‌های داخلی به شهادت رساندند

*تا الان در مجلس دوازدهم تنها یک استیضاح انجام شده، با توجه به اینکه می‌گویید در نهایت هر دوره از مجلس دو استیضاح صورت می‌گیرد، فکر می‌کنید وزیر بعدی چه کسی است؟

نمی‌دانم در ۲ سال باقی مانده چه می‌شود اما خود کارت زرد هم یک نشانه است.

*در مجموع واکنش شما به اینکه گاه می‌شود استیضاح وزرا از طرف جریان خاصی در مجلس پیگیری می‌شود، به چه صورت است؟

خیر، معمولاً سوال و استیضاح در مجلس جریانی نیست. اما جریان‌ها می‌خواهند روی مسیر تاثیر بگذارند و یا از آن بهره‌برداری کنند.

*ولی برخی نمایندگانی که در تجمع‌های شبانه حاضر می‌شوند به نام حمایت از حقوق مردم از استیضاح می‌گویند…

برخی روی شاخه درخت می‌نشینند و بر روی همان شاخه‌ای که روی آن نشستند و ریشه‌ها تبر می‌زنند. این اشتباه است. چگونه است کسانی که جانشان را در دست گرفته‌اند و در معرض اصابت تیر کینه و غضب رژیم صهیونیستی و آمریکای جنایتکار قرار دارند؛ به‌گونه‌ای که هر لحظه ممکن است هدف قرار بگیرند، جریان‌ها به سمتی می‌روند که این افراد را از حیثیت بیندازند. زمانی به سمت شهید لاریجانی مهر و حتی لنگه کفش پرتاب کردند. شهید شمخانی نیز در فاصله میان دو جنگ، جنگ اول و دوم، با چه شرایطی مواجه بود؟ ایشان بدون سر دفن شد، یک فرد چگونه باید اثبات کند که با تمام وجود و همه هستی خود پای این نظام ایستاده است؟

ما بعضی افراد را پیش از آنکه توسط دشمنان شهید شوند، در جریان این گفت‌وگوها، بگومگوها و قضاوت‌ها، آنها را شهید می‌کنیم. این انصاف نیست که چنین رفتاری با افراد داشته باشیم.

*درباره آقای شمخانی هنوز هم برخی مسائل مطرح می‌شود. برای مثال، می‌پرسند چرا خانواده ایشان در مراسم او حضور نداشتند و مواردی از این قبیل. سوال اصلی این اسن که در این شرایط جنگی می‌توان تندروها را کنترل کرد؟

برداشت‌هایی که برخی از حضور مردم دارند و آن را به نفع خود مصادره می‌کنند، در واقع منصفانه و عادلانه نیست. این برداشت‌ها تنها برخی از زوایا را نشان می‌دهند، درحالی‌که وزن واقعی این موضوع به این اندازه نیست.

من تقریبا هر شب به همراه خانواده در این میدان‌ها حضور پیدا می‌کنم. در ابتدا، برخی افراد پلاکاردهایی می‌آوردند که به زور حرف‌ها یا نظرات خود را مطرح می‌کردند، اما اکنون این وضعیت کمتر شده است. پس از مدتی که بی‌توجهی عموم مردم را دیدند، دیدم که فردی با کاغذ بزرگی وارد میدان می‌شود و افراد را یکی‌یکی وادار به خواندن مطالب می‌کند. قبلاً کاغذ را در دست می‌گرفتند تا هرکس خواست آن را ببیند، اما بعد یک‌باره جلو می‌آمدند و می‌گفتند: «این را بخوان.» فرد می‌خواند و سپس سراغ نفر بعدی می‌رفتند.

وقتی بی‌تفاوت را می‌بینند، متوجه می‌شوند که این روش تأثیر لازم را ندارد. البته لازم نیست همه افراد مانند یکدیگر فکر کنند. در نهایت، باید این امکان وجود داشته باشد؛ کشور ما آزادترین کشور است.

از ابتدای انقلاب تاکنون، مخالفان نظام و نظام کفر و استکبار جهانی همواره اتهام دیکتاتوری و یک‌سونگری را به ما نسبت داده‌اند؛ درحالی‌که ما آزادترین کشور هستیم. رؤسای قوه به‌راحتی نقد می‌شوند و حتی مورد توهین قرار می‌گیرند؛ هرچند توهین کردن، به‌ویژه در این شرایط، کار درستی نیست.اما اینکه رفتار گروهی را به عموم مردم و کل کشور تعمیم دهیم، اشتباه است.

مردم به افرادی که علیه ظریف و روحانی شعار می‌دهند، بی‌توجه هستند

*برخی نمایندگان در تجمعات شبانه سخنرانی می‌کنند و علیه چهره‌های سیاسی مختلف، از جمله آقای ظریف و آقای روحانی، صحبت می‌کنند. چهره‌های سیاسی دیگری نیز مورد انتقاد قرار می‌گیرند. پس از آن می‌بینیم که برخی افراد مقابل دفاتر یا منازل این چهره‌ها تجمع می‌کنند. به نظر شما این رفتارها به معنای بازی کردن در زمین دشمن نیست؟

تأثیر این اقدامات نیز چندان زیاد نیست و تنها باعث می‌شود بخش بیشتری از مردم به این افراد بی‌توجه شوند.

*اگر بخواهیم وحدت و انسجام داخلی که مورد تاکید رهبر انقلاب قرار گرفته را تعریف کنیم،شما چه مواردی را نقض وحدت و انسجام می‌دانید؟

مهم‌ترین نکته این است که در شرایط فعلی کشور، دو موضوع عمده وجود دارد: نخست، تحکیم سازوکارهای دفاعی و امنیتی و فراهم کردن مقدمات لازم برای ادامه این ایستادگی و مقاومتی که در برابر دشمن شکل گرفته است؛ دوم، زندگی روزمره مردم، اقتصاد و معیشت آن‌ها. این دو موضوع، یعنی امنیت و معیشت، دو ستون اصلی هستند. البته آموزش‌وپرورش و سایر حوزه‌ها نیز اهمیت دارند، اما در شرایط فعلی، مهم‌ترین موضوعات، اقتصاد و امنیت هستند.

ما به‌عنوان مجلس، دولت به‌عنوان قوه مجریه و همه افرادی که تریبون و رسانه در اختیار دارند، باید این مسیر را تسهیل کنند، موانع را از سر راه بردارند و زمینه را برای پیشرفت فراهم کنند.

هر اقدامی که به این مسیر ضربه بزند یا نیروها و انرژی‌ها را پراکنده کند، نادرست است.

برای مثال، اکنون کابینه به ترمیم نیاز دارد. وزیر اطلاعات و وزیر دفاع به شهادت رسیدند. مدتی این وزارتخانه‌ها با سرپرست اداره می‌شدند و مهلت سرپرستی آن‌ها نیز تمدید شده بود. اکنون وزیر دفاع معرفی شده است و مهم‌ترین وظیفه ما، معرفی و جایگزینی این دو وزیر است.

عبدالحسین روح الامینی

اکنون وزیر دفاع معرفی شده و وظیفه مجلس، بررسی صلاحیت و برنامه‌های فرد معرفی‌شده است. این بررسی در جلسات مختلف انجام می‌شود و نمایندگان باید سوابق و برنامه‌های گزینه پیشنهادی را ارزیابی کنند. در اینجا با پدیده جدید مواجه شدیم. آقای اخلاقی به‌عنوان وزیر دفاع معرفی شده است. هنگامی که زندگی و سوابق ایشان بررسی می‌شود، مشخص می‌شود که از سال ۱۳۶۳، پس از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه صنعتی امیرکبیر یا پلی‌تکنیک، وارد صنایع دفاعی شده و فعالیت خود را به‌عنوان کارشناس آغاز کرده تا الان، یک سابقه 30-40 ساله سرشار از تخصص و فداکاری در حوزه‌های مختلف دفاعی تجربه و تخصص کسب کرده و در مسیر فعالیت خود مسئولیت‌های متعددی بر عهده داشته‌اند.

شاید بتوان آقای اخلاقی را شبیه پدیده‌ای مانند سید مجید موسوی و شهید فخری‌زاده دانست. آقای اخلاقی از دستاوردهای نظام است که ماشاءالله از این افراد کم نداریم. آقای اخلاقی به مدت ۹ سال ریاست سازمان صنایع دفاع را بر عهده داشته است و پای تمهید(آماده‌سازی) صفر تا صد تک به تک موشک‌هایی که در وزارت دفاع طراحی و توسعه یافته، بوده است. به قول دانشگاهی‌ها آقای اخلاقی «دست به آچار» است و یا به قول ما داروسازها دستش در دیگ است. یعنی سوخت موشکی که فرموله کرده و این موشک‌ها الان به سمت‌های مختلف می‌روند، را لمس کرده است.

امروز شاهد آن هستیم که بخش‌های مختلف جبهه مقاومت به خودکفایی رسیده اند. این خودکفایی چگونه حاصل شده است؟ افرادی بوده‌اند که آموزش‌های لازم را ارائه کرده‌اند، الزامات ساخت و تولید را به آنها آموزش دادند و به بومی‌سازی فناوری‌ها کمک کرده‌اند و سوابق ایشان، می‌توان ابعاد مختلف این فعالیت‌ها را مشاهده کرد. اکنون که ایشان برای تصدی وزارت دفاع معرفی شده‌اند، پرسش این است که برای تقویت یکی از ارکان امنیت کشور و پر کردن خلأ ناشی از فقدان یکی از وزیران مهم کابینه، چه رویکردی باید در پیش بگیریم؟ آیا باید بر سوابق تخصصی و اجرایی ایشان تأکید کنیم و بگوییم تحت تعقیب موساد قرار دارد و در در لیست ترور بین‌المللی قرار دارد و سال‌هاست دنبال او بودند که به نحوی ایشان را بی‌اثر کنند یا هم راستا با دشمن شویم و دهانمان را باز کنیم و هر چه می‌خواهیم بگوییم. فردا چه انتظاری از جلسه رأی اعتماد مجلس دارید؟

 زمانی به سمت شهید لاریجانی مهر و حتی لنگه کفش پرتاب کردند. شهید شمخانی نیز در فاصله میان دو جنگ، جنگ اول و دوم، با چه شرایطی مواجه بود؟ ایشان بدون سر دفن شد، یک فرد چگونه باید اثبات کند که با تمام وجود و همه هستی خود پای این نظام ایستاده است؟

دولت فردی را برای تصدی وزارت دفاع معرفی کرده که از بدنه خود وزارت دفاع هستند. در وزارت دفاع معمولاً سه تیپ فعالیت می‌کنند: نیروهایی که از ارتش به این وزارتخانه مأمور می‌شوند، از جمله افسران ارشد و امیران؛ نیروهایی که از سپاه در این مجموعه حضور دارند؛ و نیروهای متخصص و کارشناسی که بخش مهمی از فعالیت‌های فنی و صنعتی وزارتخانه را بر عهده دارند. وزارت دفاع وظایف متنوعی دارد؛ از رسیدگی به امور کارکنان و بازنشستگان گرفته تا ارائه خدمات بیمه‌ای و درمانی به نیروهای مسلح اما کار اصلی این وزارتخانه، تأمین و تولید مهمات و تجهیزات مورد نیاز نیروهای مسلح است.

آقای اخلاقی از قشر قالب و متخصص وزارت دفاع و دارای سابقه علمی و صنعتی مشخص است. به اعتقاد من، با توجه به سوابق و تجربه ایشان، باید از بالاترین میزان رأی نمایندگان برخوردار شوند. چرا باید چنین اتفاقی بیفتد؟ چون رأی بالای اعتماد به آقای اخلاقی انگشت در چشم دشمنان کشور از جمله رژیم صهیونیستی و آمریکای جنایتکار است. دشمنان دانشمندان و فرماندهان ما، از جمله شهید فخری‌زاده و شماری از فرماندهان نیروهای مسلح، از جمله امیر نصیرزاده را به شهادت رسانده‌اند؛ اما نیروهای متخصص دیگری همچنان حضور دارند که مسیر دفاع از کشور را با قدرت ادامه می‌دهند. این موضوع برای تقویت روحیه نیروهای مسلح و افرادی که در ساختارهای دفاعی کشور مسئولیت دارند، تأثیر خیلی مهمی دارد.

رأی من به آقای اخلاقی نه تها مثبت است، بلکه انشاالله به کوری چشم دشمنان با بالاترین رأی به عنوان وزیر دفاع به مسئولیت خود ادامه دهد. البته آقای اخلاقی سال‌هاست در همین حوزه صنایع دفاع و تولید برای نیروهای مسلح فعالیت می‌کند. نکته مهم‌تر این است که ساختار دفاعی و امنیتی کشور مبتنی بر یک فرد نیست، بلکه بر کار تیمی و تداوم فعالیت مجموعه‌ای از نیروهای متخصص استوار است. به همین دلیل، با شهادت هر سردار یا امیری، دیگران مسیر او را ادامه می‌دهند. شهید حاجی‌زاده و شهید طهرانی‌مقدم اسطوره‌های این حوزه بودند، اما خداوند سید مجید موسوی‌ها را هم کنار ایشان گذاشته است و هر کدام از این افراد به توفیق الهی و آرزوی نهایی خود، یعنی شهادت، دست پیدا کنند، افراد دیگری هستند که راه آنان را ادامه می‌دهند اینها یک تیم هستند. سردار ابن‌الرضا که در حال حاضر سرپرستی وزارت دفاع را بر عهده دارد، با آقای مهندس اخلاقی که اکنون برای این مسئولیت مطرح شده و مسئولان پیشین، همگی بخشی از این تیم هستند. استحکام و پایداری جریان دفاعی کشور به این دلیل است که به افراد خاصی وابسته نیست.

*با توجه به اینکه شما پیش از این نیز رئیس انستیتو پاستور بوده‌اید و در حوزه دارو فعالیت دارید، اکنون با کمبود دارو مواجه هستیم؛ البته منظور من بیشتر گرانی دارو است. آیا این مسئله قابل حل است؟

این مسئله تحریم‌های اقتصادی است. تشدید آن در ماه‌های اخیر اتفاق افتاده است. مشکلات از قبل وجود داشته‌اند؛ بحث تراکنش‌های مالی و جابه‌جایی پول مطرح بوده است. این مسائل همچنان وجود دارند. مدتی است که مسئله لجستیک و ترابری نیز به آن‌ها اضافه شده؛ بحث محاصره دریایی و محاصره هوایی مطرح است.

بخشی از مواد اولیه که در داخل تولید نمی‌شوند، باید خریداری شود. بیش از نصف آن‌ها تولید داخل نیست و باید از خارج خریداری و حمل شود تا دارو ساخته شود. این زنجیره، از سفارش مواد اولیه تا ساخت و توزیع دارو، به نقدینگی لازم نیاز دارد.

اکنون صنعت دارو مشکل نقدینگی دارد؛ زیرا قیمت‌ها و نرخ ارز افزایش یافته است. بدهی‌ها و مطالبات به‌موقع پرداخت نمی‌شوند و نقدینگی لازم تأمین نمی‌شود. تولیدکننده باید وام بگیرد، اما ظرفیت اعتباری او تکمیل شده است و این ظرفیت باید افزایش پیدا کند.

در حوزه دارو دیر یا زود از این شرایط خارج می‌شویم

راه‌های تأمین و انتقال مواد نیز دشوارتر شده‌اند. اگر قبلاً حمل‌ونقل با کشتی و هواپیما انجام می‌شد، اکنون مسیرهای زمینی با مخاطرات بیشتری مواجه شده‌اند. برای مثال، اگر هزینه یک کانتینر قبلاً سه هزار دلار بود، اکنون در برخی موارد به ۳۰ هزار دلار رسیده؛ یعنی هزینه‌ها ده برابر شده‌اند.

بنابراین، مشکلات بیشتر شده‌اند و در این شرایط باید گشایش‌های بیشتری ایجاد شود. برای مثال، سقف اعتباری تولیدکنندگان باید افزایش پیدا کند تا بتوانند تسهیلات لازم را به‌روز دریافت کنند.

اگر دولت منابع مالی کافی ندارد، سهام‌های برجسته خود را برای چه روزی نگه داشته است؟ این سهام‌ها را دولت بفروشد. سال گذشته، ۸۰ همت در بودجه برای این موضوع در نظر گرفتیم که هنوز اجرایی نشده و در آستانه اجرا قرار دارد و مراحل پایانی آن طی می‌شود؛ در حالی که بدهی‌های جدید نیز ایجاد شده‌اند. گفته می‌شود بدهی‌های جدید مجموعه دارو و تجهیزات و مطالبات دستگاه‌های مختلف به نزدیک ۳۰۰ همت رسیده است. برای این موارد باید سهام تعیین و فروخته شود تا مشکل نقدینگی برطرف شود. صنعت راه خود را پیدا می‌کند، به هر حال تحریم‌ها را دور می‌زند و مشکلات لجستیکی را حل می‌کند؛ به شرط آنکه ما مانعی ایجاد نکنیم.

با وجود همه این مشکلات، وضعیت می‌توانست بسیار بدتر از این باشد. اکنون دسترسی‌هایی که وجود دارد، در مجموع، به‌طور تقریبی می‌توانم بگویم ۸۰ تا ۹۰ درصد را پوشش بدهد. در برخی اقلام خاص یا برخی اقلام دیگر مشکل ایجاد شود، اما با وجود همه این شرایط، تلاش می‌کنند؛ زیرا در کنار مسائل اقتصادی و مباحث مربوط به دارو، مسئله انسانیت نیز مطرح است.

مردم ما، به‌طور کلی جامعه ایرانی، که صنعت ما نیز از این قاعده مستثنا نیست، از این خصلت انسانی برخوردارند. کجا می‌بینید که فردی شش ماه یا یک سال مطالبات خود را دریافت نکرده باشد، اما همچنان به تولید ادامه دهد، حقوق کارگران را پرداخت کند و هزینه‌های خود را تأمین کند. همه این هزینه‌ها نیز با تورم افزایش یافته‌اند.

دیر یا زود از این شرایط خارج می‌شویم و سال آینده سال بهتری خواهد بود؛ زیرا دولت با تمام توان وارد عمل شده است. حتی در مواردی که لازم بوده، با اذن رهبری از صندوق توسعه ملی استقراض شده است. در برخی موارد نیز شورای عالی امنیت ملی مجوزهای خاصی صادر کرده است. اگر مجلس هم در هر موردی مراجعه کند، از جمله در بودجه سال گذشته، دیدیم که تمهیداتی در نظر گرفته شده است. امسال نیز حتماً در بودجه تمهیدات خاصی پیش‌بینی خواهد شد تا روند زنجیره تأمین، تولید و توزیع دارو و تجهیزات روان‌تر شود.

این چهار سال نمایندگی مجلس، حتی آن نمایندگانی هشت یا نه دوره مجلس حضور داشته باشند، در برابر مسئولیتی که بر عهده دارند، ارزش تعیین‌کننده‌ای ندارد. آن یک رأی که در بسیاری از مواقع تعیین‌کننده است و مشخص می‌کند که یک موضوع رأی می‌آورد یا نمی‌آورد، با هیچ‌چیزی قابل مقایسه نیست و قیمت ندارد. اگر قیمت برخی کمتر است، این مسئله به خودشان بازمی‌گردد.

*درباره اینکه می‌گویید رسانه گاهاً به حاشیه می‌پردازد، به عنوان فردی که در رسانه فعالیت می‌کند، از عملکرد رسانه دفاع می‌کنم چراکه به دنبال شفاف‌سازی است و لاغیر. بحث این است که آیا بهتر نیست نمایندگانی که مدعی هستند دغدغه مردم دارند، دست‌کم برخی از آنها که مدعی هستند دغدغه معیشت مردم را دارند، به‌جای اینکه برخی نطق‌های مجلس مسائل حاشیه‌ای مطرح کنند، به مسائل اصلی اقتصاد بپردازند؟

نمایندگی مردم فقط نطق و سروصدا و جنجال نیست؛ اما برخی چنین تصوری ایجاد کرده‌اند. وظیفه نماینده این است که در کمیسیون مربوطه، در حوزه‌ای که مسئولیت و تخصص دارد، موضوعات را دنبال کند. من که نماینده تهران هستم، درباره آب و فاضلاب، جاده‌های روستایی، مشکل آب تهران، فاضلاب تهران و مشکلات متعدد مربوط به شاخص‌های بهداشتی و درمانی تهران، بپردازم. من در این زمینه تلاش کرده‌ام.

اگر به عملکرد من و دوستانم نگاه کنید، تلاشم این بوده به‌جای پرداختن به این حواشی، به اصل مطلب و وظیفه نمایندگی در حوزه مربوطه بپردازیم و سنگ صبور و پیگیری‌کننده مسائل و مشکلات محلات و قسمت‌های مختلف حوزه نمایندگی باشیم. آحاد نمایندگان نیز همین‌گونه هستند. من در کمیسیون برنامه و بودجه، متناسب با تخصصی که دارم، و در کمیته اجتماعی که مسئولیت آن را بر عهده دارم، در بحث‌های آموزش‌وپرورش، رسانه، خانواده، آموزش عالی، بهداشت و درمان و رفاه اجتماعی وظیفه‌ام را انجام دهم، بر دستگاه‌ها نظارت کنم، مشکلات آن‌ها را پیگیری کنم و اگر ردپای این مسائل را در قوانین و بودجه لازم است دنبال کنم. اصل کار نمایندگی همین است.

*شما به خبر‌درمانی باور دارید؟ خبر‌درمانی یعنی اینکه با یک خبر، فضا را به هر حال به نوعی آرام کنیم یا اینکه آن را تندتر کنیم. منظور این است که وقتی مردم در تنگنا و سختی هستند، اینکه شما به‌عنوان نماینده بیایید و در نطق خود پشت تریبون...

من به عنوان داروساز بیشتر معتقد به علاج و درمان ریشه بیماری هستم تا تسکین. شما می‌گویید و برخی هم این‌گونه رفتار می‌کنند؛ این کار تسکین است. مسکن در درازمدت تا حدی سردرد و درد را برطرف می‌کند، اما ریشه بیماری را درمان نمی‌کند. درمان ریشه‌ای زمانی اتفاق می‌افتد که ما به‌عنوان نماینده، در کمیسیون تخصصی خود، مثلاً کمیسیون اقتصادی، اجتماعی یا فرهنگی، به مسائل مربوط به همان حوزه بپردازیم. برخی از دوستان در کمیسیون‌های اجتماعی و فرهنگی حضور دارند. این دوستان باید به وضعیت فرهنگی و اجتماعی، اوضاع رسانه و ساماندهی این حوزه‌ها رسیدگی کنند. آیا همان‌طور که مشکلات اقتصادی داریم، در حوزه فرهنگی و رسانه‌ای نیز مشکل نداریم؟ مشکل داریم؛ در حوزه کتاب و هنر هم مشکلاتی وجود دارد. این دوستان گزارش عملکرد خود را در آن حوزه‌ها ارائه دهند.

متأسفانه اگر شما یک واکاوی رسانه‌ای انجام دهید و کلاه خود را قاضی کنید، می‌بینید که بیشترین گفت‌وگوها، صحبت‌ها، مصاحبه‌ها و ردپای برخی دوستان، در حواشی و جنجال‌های سیاسی دیده می‌شود؛ در حالی که هر یک از این دوستان باید در حوزه تخصصی خود فعالیت کنند.

برای مثال، آن دوست عزیزی که در کمیسیون قضایی حضور دارد، باید درباره نقص‌ها و مسائل قضایی، از جمله موضوع مهریه، تراکم جمعیت در زندان‌ها و بسیاری از لوایح و مسائل قضایی، گزارش ارائه دهد. دوستی که در حوزه مسائل اجتماعی فعالیت می‌کند، باید درباره فقر، تأمین اجتماعی و گسترش پوشش حمایتی سالمندان صحبت کند. هر کسی باید در حوزه مسئولیت خود فعالیت کند.

به نظر من، رسانه نیز باید جایگاه و وزن خود را داشته باشد و به‌جای غرق شدن در حواشی سیاسی، به وظیفه اصلی خود بپردازد. البته حاشیه هم لازم است؛ مانند نمک آش که اگر بیش از اندازه باشد، غذا شور می‌شود و اگر نباشد، بی‌نمک خواهد بود.

رسانه باید مطالبه‌گری کند. در مجلس، بخش پارلمانی رسانه‌ها باید مطالبه موضوعی داشته باشد و از مجلس، کمیسیون‌ها و نمایندگان بپرسد که در این حوزه‌ها چه کارنامه‌ای دارند. صرفاً اشاره به خبر کفایت می‌کند؛ لازم نیست مدام به آن پرداخته شود.

*الان شما خبر خوبی اعلام کردید که سال آینده وضعیت دارو بهتر می‌شود...

بله چراکه این موضوع در حال پیگیری است. کمیسیون بهداشت در حال پیگیری است، کمیسیون اجتماعی نیز پیگیری می‌کند. سه کمیسیون مجلس و تا حدودی کمیسیون اصل ۹۰ نیز این موضوع را دنبال می‌کنند. دستگاه‌های دولتی و سیاست‌گذاران، چه در حوزه اجرا و چه در حوزه قانون‌گذاری، همراه هستند تا این مشکل حل شود و درباره آن تبادل نظر می‌کنند. بنابراین، حتماً این مشکل کاهش پیدا می‌کند.

به نظر من توپ در زمین رسانه است. رسانه باید از نظر کارکردی، به‌جای اینکه از من بپرسد همکار من چه گفته و نظر شما درباره آن چیست و در آن دایره و زمین بازی اشتباه فعالیت کند، بیشتر به سراغ عملکرد عملی نمایندگان برود.

محسن رضایی اعلامیه‌های امام را به عنوان سوغاتی برای ما می‌آورد

*آقای روح‌الامینی شما فعالیت سیاسی خود را به‌عنوان یکی از دانشجویان پیرو خط امام، پیش از ۱۳ آبان آغاز کردید...

ما از دوران دانش‌آموزی فعالیت سیاسی داشتیم؛ پیش از انقلاب. ما اعلامیه‌های حضرت امام را با دستگاه چاپی که ساخته بودیم، تکثیر می‌کردیم و ساعتی هزار اعلامیه امام را تکثیر می‌کردیم؛ اعلامیه‌هایی که از نجف یا پاریس می‌آمد....

*اعلامیه‌های امام را از چه کسی تحویل می‌گرفتید؟

آقای محسن رضایی یک بار پیش از انقلاب اعلامیه امام را به عنوان سوغاتی برای ما آورد؛ ما هم آن‌ها را تکثیر می‌کردیم.

ما جمعی بودیم که با مرحوم آیت‌الله جمعی، امام‌جمعه‌ای که نماینده امام و از یاران قدیمی امام و نهضت امام بود، ارتباط داشتیم. جوانانی بودیم که با یکدیگر در ارتباط بودیم. اصل کارمان مطالعه، کتابخانه و هسته‌های کتاب‌خوانی و تکثیر اعلامیه‌ها بود.

وقتی به دانشگاه آمدیم، به جریان دانشجویان فعال مسلمان و انجمن اسلامی دانشگاه پیوستیم. اولین فعالیت سیاسی ما نیز در انجمن اسلامی دانشگاه تهران بود. بعد دفتر تحکیم وحدت بود، بعد اشغال لانه جاسوسی بود. در جهاد سازندگی هم فعالیت داشتم. من در همه این‌ها افتخار داشتم که به‌عنوان یک دانشجوی فعال، توفیق حضور داشته باشم؛ در انجمن اسلامی، در تشکیل دفتر تحکیم وحدت و در روزهای اول جهاد سازندگی که پیش‌نویس اساسنامه آن را در ساختمانی نزدیک میدان انقلاب نوشتیم. بعد هم لانه جاسوسی بود.

*دانشجوی پیرو خط امام چه ویژگی داشت؟

صحیفه امام را مشاهده کنید، همه صحبت‌های امام در طول دوران پس از پیروزی انقلاب را ببینید. کتاب ولایت فقیه امام را هم ببینید که ما پیش از انقلاب آن را داشتیم و حاصل درس‌های امام در نجف اشرف بود. مجموعه این‌ها را که نگاه کنید، ستون‌هایی دارد که رکن رکین آن ولایت فقیه و مردم هستند. رکن رکین آن جنگ فقر و غنا است. رکن رکین دیگر آن، زی طلبگی برای مسئولان و روحانیون، مردم‌داری و رفتن به سمت طبقات فرودست است. رکن رکین آن، مبارزه با طاغوت و استکبار، سازش‌ناپذیری و در واقع ملامت نکردن در راه خداست.

مجموعه این‌ها جهاد در راه خداست؛ جهاد و خستگی‌ناپذیری در مسیر تحقق ابعاد دین خدا. این‌ها رویه ائمه و معصومین بوده است. امام اختراع جدیدی نداشتند، اما تعبیر اسلام ناب، حق اسلام، اسلام انقلابی و اسلام ناب، نکته مهمی بود که امام بر آن تأکید داشتند.

خط امام یعنی آنچه را که می‌گفتند، عمل می‌کردند. عمل امام با حرفشان یکی بود. یعنی اگر درباره زندگی و ساده‌زیستی صحبت می‌کردند، دارایی خود را اضافه نکردند. در همان خانه اجاره‌ای، پشت حسینیه جماران، زندگی می‌کردند؛ در همان محدوده‌ای که اکنون نیز قابل مشاهده است، در حالی که همه امکانات کشور می‌توانست در اختیار ایشان باشد.

چه در دوران تبعید، چه در قم و چه در تهران، می‌بینید که امام به آنچه می‌گفتند، عمل می‌کردند. یا شجاعت و نترسی امام در مسیر مبارزه را ببینید. روزی که امام را به تبعید می‌بردند، اگر به خاطر داشته باشید، امام فرمودند آن‌ها می‌ترسیدند، اما من والله نترسیدم؛ در حالی که ممکن بود ایشان را اعدام کنند. بعد، به این دلیل که مرجع تقلید بودند، به تبعید رضایت دادند.

یا مخاطرات روزهای اولیه جنگ را در نظر بگیرید. امام به پناهگاه نرفتند و در کنار مردم ماندند؛ با اینکه تمهیداتی برای ایشان فراهم کرده بودند و امکاناتی در نظر گرفته شده بود، امام جابه‌جا نشدند.

این نترسی، شجاعت، مردم‌داری و عمل به آنچه می‌گفتند، مردم را شیفته امام کرد؛ به‌گونه‌ای که میلیون‌ها نفر از آحاد این ملت از عمق جان در همان مسیر حرکت کردند و برای ایشان فرزندانشان را دادند و از هستی خود گذشتند.

این شهدایی که پیوستگی عجیبی میان امام، خانواده‌های شهدا و فرزندان شهدا ایجاد کردند، از آثار این مسیر هستند. بنیاد شهید و تمهیداتی که در این زمینه در نظر گرفته شد نیز از آثار آن است؛ هرچند این اقدامات کافی نیست.

خط امام بیش از هر چیز بر صداقت در عمل و گفتار استوار است. النجات فی‌الصدق، کسی که رابطه خود را با خدا اصلاح کند، خداوند رابطه او با مردم را اصلاح می‌کند. این یک حدیث است. هم مردم ما و هم امام به این حدیث عمل کردند؛ بنابراین، پیوستگی مردم و امام بر ستون استوار اسلام ناب شکل گرفت. این خط امام است.

*اکنون عده‌ای خودشان را انقلابی می‌دانند و تعریف خاصی از انقلابی بودن دارند. اما انقلابی بودن، آن‌گونه که این عده مطرح می‌کنند، چه اندازه با خط امام تفاوت دارد؟

انقلابی آن است که امام (ره) و قائد شهید گفتند و عمل کردند. و رهبر شاهد می‌گوید و عمل می‌کند. پیوستگی با ولایت اهمیت دارد دم زدن از ولایت و مسلمانی که هنر نیست، مهم، عمل است. هر کسی کلاه خود را قاضی کند، خودش و دیگران می‌بینند و متوجه می‌شوند که واقعیت چیست.

با تهمت زدن، پرخاشگری، با لحن نامناسب و نفرین بی‌جا نمی‌توان به این هدف رسید. بالاخره این آیه قرآن است: «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ».

این آیه قرآن است. کسی که به این آیه عمل می‌کند، خط امام و انقلابی است. یعنی الان باید همه پیکان‌هایش به سمت نتانیاهو، ترامپ، شیخ‌نشین‌ها و حکام مرتجع عرب و کسانی باشد که می‌خواهند همه را نابود کنند.

«أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ»؛ شدت گفتار و موضع‌گیری باید در آن سمت باشد. «رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ»؛ رحمت و مهربانی باید در جامعه و کشور خودمان، در جامعه ایمانی ما، وجود داشته باشد. همه ما مثل هم نیستیم، اما باید اهل رأفت، شفقت، دوستی و دستگیری باشیم. نه اینکه جهت‌گیری شما از دشمنان و شدت و غلظت موضع‌گیری علیه دشمنان، به سمت دوستان داخل کشور تغییر کند، نه انقلابی‌گری است و نه خط امام. این موضوع روشن است.

من رقابت‌های سیاسی را نفی نمی‌کنم. خدا امام را رحمت کند؛ ایشان یک بار فرمودند خدا لعنت کند کسانی را که نمی‌خواهند دانشگاه‌ها سیاسی باشند. تعبیر تندی داشتند. ما نمی‌خواهیم جامعه‌ای بی‌خاصیت داشته باشیم. قرار نیست همه یک‌شکل، یک‌سو و یک‌معنا باشند؛ چنین چیزی شدنی هم نیست. تنوع و تکثر را می‌پذیریم و رقابت را هم قبول داریم، اما هر کاری قواعدی دارد؛ از جمله اخلاق رقابت، اخلاق سیاسی و حرفه‌ای بودن در رقابت و مناظره.

افرادی که ادعای انقلابی‌گری دارند، نسخه تقلبی جریان پیرو خط امام هستند

ممکن است افراد در عین اینکه کاملاً در مقابل یکدیگر قرار دارند، با این موضوع که «رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ» باشند، هیچ تضادی نداشته باشند. تخریب، توهین و فحاشی در مکتب امام و خط امام هیچ جایگاهی ندارد. اگر می‌گویید چنین چیزی وجود دارد، در صحیفه امام پیدا کنید؛ می‌بینید که تأکید ایشان بر مقابله با دشمنان است؛ «أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ».

*پس این افرادی که به نام انقلابی‌گری تخریب می‌کنند، پیرو خط امام محسوب نمی‌شوند؟

اینها نسخه‌های تقلبی است.

در جریان تسخیر لانه جاسوسی محسن رضایی فقط مطلع بود

*برخی معتقدند هماهنگی دانشجویان برای اشغال سفارت آمریکا با نقش‌آفرینی آقای محسن رضایی، که رئیس واحد اطلاعات سپاه بودند، صورت گرفت، قضیه به چه صورت بود؟

کار دانشجویی بود. تصمیم در جمع دانشجویی گرفته شد. ابتدا یک هسته اولیه شکل گرفت و بعد سازمان‌دهی شد. از چند روز قبل هم شناسایی انجام شده بود. صبح یکشنبه، سیزدهم آبان، از چند دانشگاه بزرگ تهران؛ دانشگاه تهران، دانشگاه صنعتی شریف یا امیرکبیر، دانشگاه شهید بهشتی و تا حدودی هم به‌صورت منفرد، افرادی از دانشکده‌های دیگر، مانند مخابرات، حضور داشتند. از دانشگاه تربیت معلم و علم و صنعت نیز تعداد کمتری بودند. اما سامان‌دهی اصلی مربوط به همین چند دانشگاه بزرگ بود؛ که سران و فعالان در جهاد سازندگی، دفتر تحکیم وحدت و انجمن‌های اسلامی با هم در هماهنگی بودند.

سران و فعالان دانشجویی چند دانشگاه تصمیم گرفتند این اقدام را انجام دهند. طبق آنچه شنیده شد، آقای رضایی،چند روز قبل مطلع بود و به تعبیری حمایت می‌کرد اما در هر صورت، کار، کار دانشجویی بود.

بعد از اینکه سفارت گرفته شد، امام (ره) فرمودند: «جای خوبی را گرفتید.» در ایران انقلاب است و این، انقلابی بزرگ‌تر بود. این تایید امام و حمایت‌ها و تظاهرات مستمر بسیار نقش داشت مانند تجمع‌هایی که این روزها در میدان‌ها برگزار می‌شود، و قطع نمی‌شود.

اگر فیلم‌ها و گزارش‌های رسانه‌ها از آن سال را ببینید، حضور مردم در لانه شبانه‌روزی بود؛ نه اینکه فقط شب‌ها باشد. تا ماه‌ها، هر روز از صبح، گروه‌های مختلف مردم و اقشار گوناگون با پلاکاردهایشان می‌آمدند و حمایت می‌کردند. این حضور به‌صورت ۲۴ساعته ادامه داشت.

به همین دلیل، در ورودی لانه جاسوسی، جایگاهی به نام تریبون ایجاد شد و مسئولیتی هم به نام مسئول تریبون شکل گرفت که شهید رجب بیگی مسئولیت آن را برعهده داشت. در آنجا برنامه داشتند و مانند همین شب‌ها که استیجی هست و هماهنگی وجود دارد که چه کسی بیاید یا نیاید، فیلم‌های شهید رجب‌بیگی از آن دوران وجود دارد. برنامه‌ریزی داشتند؛ مانند همان چیزی که امروز به آن استیج می‌گوییم. سامان‌دهی، تجهیزات صوتی و برنامه مشخص وجود داشت.

صحبت‌های امام را به عنوان کد برای تسخیر لانه جاسوسی می‌دانستیم

تجمع مردم و تداوم حضور آن‌ها در جلوی لانه جاسوسی به‌اندازه‌ای بود که ایجاد تریبون، تعیین مسئول برای آن و سامان‌دهی این بخش نیز جزو وظایفبود. دوستان در آنجا مسئولیت‌های مختلفی داشتند؛ برخی در بخش فرهنگی بودند، برخی مسئولیت حفاظت از گروگان‌ها را بر عهده داشتند و برخی نیز در بخش اسناد فعالیت می‌کردند. بخشی هم به حمایت مردمی و حمایت از امام اختصاص داشت.

این وضعیت به مدت ۴۴۴ روز ادامه داشت؛ تا زمانی که اراده کردیم و کارتر از کاخ سفید رفت و ریگان آمد. در آن زمان گروگان‌ها آزاد شدند.

*در جریان اشغال  لانه جاسوسی به عنوان مطلع به امام خمینی (ره) اطلاع داده بودید؟

خیر، امام (ره) از قبل نمی‌دانستند. منتها اگر روزنامه‌ها و بیانات امام در هفته‌های قبل از تسخیر لانه جاسوسی را بررسی کنید، می‌بینید که امام منتظر حرکت جوانان شده بودند.

*یعنی صحبت‌های امام در روزنامه‌ها را یک کد برای تسخیر سفارت آمریکا می‌دانستید؟

بله، این موضوع برای ما یک کد بود. ضمن اینکه یک راهپیمایی تحت عنوان راهپیمایی امام و امت بود که از میدان فردوسی، جمعیت عظیمی به راه افتاده بود. این حضور گسترده، پاسخ مردم به اغتشاش‌آفرینانی بود که در مرزها به دنبال جدایی‌طلبی بودند.

از طرف دیگر، آمریکا شاهِ آواره را پذیرفته بود که این اقدام، سیگنالی برای شبه‌کودتا یا کودتایی مانند کودتای ۲۸ مرداد بود. از سوی دیگر، امام از جوانان یاری می‌خواستند و فرموده بودند: «هرچه فریاد دارید، سر آمریکا بکشید.»

اگر این پازل را کنار هم قرار دهید، متوجه می‌شوید که تسخیر لانه جاسوسی پاسخی به ندای امام و نوعی لبیک به ایشان بود. امام هم این اقدام را تأیید کردند ولی اگر امام (ره) می‌فرمودند بفرمایید بیرون، می‌رفتیم و تدارکتمان هم برای 2،3 روز بود.

قرار بود بیانیه‌ای بخوانیم و جلب توجه کنیم که آمریکا نباید شاه را بپذیرد، نباید در امور داخلی ایران دخالت کند و باید اموال ما را که به غارت برده بودند، برگرداند. قرار بود این اقدام صرفاً یک انفجار رسانه‌ای در دنیا ایجاد کند.

اگر امام با تسخیر لانه جاسوسی مخالفت می‌کردند، برمی‌گشتیم

*نگران نبودید که شاید امام با تسخیر سفارت آمریکا مخالفت کنند؟ اگر مخالفت می‌کردند، چه کار می‌کردید؟

در ابتدا برنامه ما حداقلی بود یعنی اگر ایشان با تسخیر لانه جاسوسی مخالفت می‌کردند، برمی‌گشتیم. کمااینکه اوایل انقلاب، عده‌ای از چریک‌های فدایی خلق لانه جاسوسی را گرفتند ولی به بیرون رانده شدند.

*مغز متفکر آن جمع دانشجویی که تصمیم گرفتید سفارت آمریکا را اشغال کنید، چه کسی بود؟

تصمیم فردی نبود....

*در هر صورت در چنین جمع‌هایی یک نفر لیدری می‌کند....

ما یک شورایی داشتیم. معمولاً مسئولان انجمن‌های اسلامی و فعالان مسلمان دانشجویی هر دانشگاه در آن شورا بودند. از طرف دانشگاه ما که دانشگاه تهران بود، آقای حبیب بی‌طرف بود. برای هر دانشکده هم یک رابط وجود داشت. رابط دانشکده خودمان هم من بودم. یعنی تشکیلات دانشجویی بود و عقل کل، یک فرد نبود.

در دانشگاه امیر کبیر و پلی‌تکنیک، آقای محسن میردامادی بود. در دانشگاه شریف، آقای سیف‌اللهی و آقای اصغرزاده بودند. از هر دانشگاه یک نفر نبود بلکه دو، سه نفر بودند. مرحوم دادمان از دانشگاه بود. از دانشگاه پلی‌تکنیک یا امیرکبیر هم تعداد زیادی بودند. یعنی اصلاً فردگرایی وجود نداشت و تصمیم‌ها جمعی بود. ممکن بود ایده اولیه از طرف یک نفر مطرح شود، اما عقل کل وجود نداشت.

*ایده اولیه را چه کسی مطرح کرد؟

به نظرم آقای اصغرزاده در مصاحبه‌ها و تاریخ شفاهی به این سؤال پاسخ داده‌اند.

*ولی جمعی که برای تسخیر سفارت آمریکا گردهم آمده بودید، ترکیبی از جریان‌های سیاسی مختلف بودید، برای نمونه شما، آقای اصغرزاده و خانم ابتکار...

خانم ابتکار از روز اول نبود. در روزهای بعد، مرحوم شیخ‌الاسلام و خانم ابتکار، پس از اینکه واقعه انجام شد، به‌عنوان مترجم آمدند.

ولی این دسته‌بندی‌ها و تفاوت‌هایی که شما الان می‌بینید، آن زمان هم به نوعی، شاید کمرنگ‌تر، وجود داشت. بااین‌حال، همه خط امام بودند. یعنی یک دایره وسیع وجود داشت. این تنوع و تکثر بود، اما این تفاوت و غیریتکه الان بعضی‌ها به‌خاطر کمترین تفاوت سلیقه‌ای حکم تکفیر می‌دهند، وجود نداشت.

حاضرم برای حل مشکلات با اصغرزاده و ابتکار سر یک میز بنشینم

در جریان تسخیر لانه جاسوسی بعضی‌ها بودند که به جنبش مسلمانان مبارز دکتر پیمان گرایش داشتند. حتی تعداد محدودی از دانشجویانی که به منافقین گرایش داشتند، در جمع حضور داشتند و بعد آن را رها کردند و رفتند. اما محور آن چند صد نفر، انقلاب و امام بود. به همین دلیل، نام «پیرو خط امام» را انتخاب کردند.

اصطلاح بی‌انصاف برای افرادی مناسب‌تر است که در مورد خود و دیگران منصفانه قضاوت نمی‌کنند. شاید بتوان آن‌ها را کج‌سلیقه یا بی‌توجه به شرایط زمان و مکان دانست. اما بی‌انصافی در حق مردم، انقلاب، رهبری و جایگاهی که در اختیار دارند، قابل‌قبول نیست.

بعضی‌ها عضو حزب جمهوری اسلامی بودند؛ مثل ما که عضو سازمان مجاهدین انقلاب بودیم. این موضوع کاملاً روشن بود. دوستان دانشجوی حزبی مشخص بودند و دانشجویان دیگر هم مشخص بودند. اما محور، عکس نبود که روی سینه‌مان باشد؛ عکس حضرت امام در قلب ما بود و محکمات ما در مشی سیاسی، محکمات امام بود.

اما در مجموع این تکثرها، که محترم هم هستند، مانع عمل مشترک نبودند.

عبدالحسین روح الامینی

الان وضعیت در بحث دفاع، امنیت و ایران را مشاهده کنید. همه افرادی که به میدان‌ها می‌آیند همه یک سلیقه‌اند؟ ظاهرشان کاملاً متفاوت است باطنش هم همین است. اما بعضی‌ها به خون بعضی دیگر تشنه‌اند و پلاکاردهای آن‌چنانی بلند می‌کنند. بعضی‌ها هم می‌گویند: «آقا، این کار را نکنید.» اما اکثریت و جمع، دنبال رهبری می‌روند؛ دنبال تثبیت انقلاب، مقابله با دشمن خارجی صهیونیستی و آمریکایی و حمایت از اصل نظام، انقلاب و مردم هستند.

این محکمات بود که جمع متکثری را در انقلاب کنار هم قرار می‌داد. تسخیر لانه جاسوسی جلوه‌ای از انقلاب بود، همانطور که امام فرمودند «انقلاب دوم»؛ از جنس انقلاب اول بود همگانی بود. انقلاب دوم هم همین‌طور بود.

این انقلابی هم که الان در میادین وجود دارد، جنس انقلاب، خط امام و رهبری است؛ جنس دیگری نیست.

*اگر دوباره نیاز باشد با آقای اصغرزاده و خانم ابتکار و باقی  نیروهایی که سفارت آمریکا را اشغال کردید و الان داخل هستند، دور یک میز می‌نشینید؟

بله، همه با هم و در یک سمت، تحت هدایت رهبری عمل می‌کنیم.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.