یادداشت؛
روایتی از ابعاد مداخلهگری بیگانگان در دفاع مقدس/ قسمت هفتم: پشتیبانی اطلاعاتی و رزمندگان کرایهای در جبهه بعث
تمرکز اصلی و مفروض بنیادین سلسلهیادداشتهای «روایتی از ابعاد مداخلهگری بیگانگان در دفاع مقدس»، بازخوانی تحلیلی و مستند مداخلات قدرتهای بیگانه در حمایت از صدام است. مزیت ساختاری و اعتبار پژوهشی این مجموعه در آن است که تمامی تحلیلها و گزارههای آن، بهجای تکیه بر تحلیلهای درونگفتمانی، مستقیماً برآیند بازخوانی اسناد، نشریات و اعترافات صریح منابع خارجی همان دوران است؛ رصدی بیطرفنما که با اتکا به اعترافات منابع غربی، هرگونه شبهه «روایتسازی ذهنی» یا توجیهات فرمایشی را مردود دانسته و پرده از واقعیت عریان تقابل بینالمللی با ایران اسلامی در جنگ تحمیلی هشتساله برمیدارد.
از دیگر اقدامات مهم قدرتهای خارجی در جهت حفظ صدام ارائه کمکهای اطلاعاتی بود که از طریق کانالهای مختلف در اختیار رژیم بعث گذاشته شد. رژیم عراق که برای رسیدن به اهداف تجاوزطلبانه خویش نیازمند اطلاعات دقیق از اوضاع و احوال جبهههای ایران و همچنین مراکز صنعتی، اقتصادی، نفتی و جمعیتی بود، با استفاده از کمکهای خارجی به سادگی به این اطلاعات دسترسی پیدا میکرد. ماهوارههای آمریکایی، آواکسهای عربستان و دیپلماتهای خارجی مستقر در تهران از مهمترین کانالهای جاسوسی عراق در جنگ بودند.
آمریکاییها برای کمک به صدام در ابتدای جنگ اقدام به تحویل چهار فروند پرنده آواکس به عربستان کردند که هدف عمده آن جز شناسایی هواپیماهای جنگنده ایران و گزارش آن به عراق چیزی نبود.
ارسال هواپیماهای آواکس، علاوه بر استقرار سامانه فرماندهی و کنترل برای طرحهای نظامی آمریکا، با هدف ارائه دادههای اطلاعاتیِ جنگ ایران و عراق به مقامات سعودی صورت گرفت؛ امری که با دغدغههای امنیتیِ ادعایی آنها نیز پیوند داشت.
صرف نظر از این مورد که سعودیها اطلاعات دریافتی از آواکس را در اختیار ارتش عراق که دولت سعودی از آن حمایت میکرد قرار میدادند، هواپیماهای آواکس، آمریکا را نیز در مورد جزئیات جنگ تغذیه میکردند. ماهوارههای اطلاعاتی آمریکا نیز مرتباً گزارش نقل و انتقال و تحرکات جبهه ایران را ثبت کرده و در اختیار عراق قرار میدادند. بعضاً اتفاق افتاد که رژیم بعث عراق از طریق همین ماهوارهها از برنامه عملیاتی ایران آگاه شده و در صدد خنثیسازی قبل از موعد آن برآمد.
عکسهای ماهوارهای اغلب وضعیت خطوط دفاعی ایران را برای عراق آشکار میساخت و نیروی هوایی عراق با توجه به اطلاعات به دست آمده اقدام به بمباران اهداف نظامی و غیر نظامی در خاک ایران مینمود.
در دو سه سال آخر جنگ تلاش برای حفظ اسرار جنگی و طرح و برنامه عملیات از مهمترین و مشکلترین وظایف نیروهای نظامی جمهوری اسلامی درآمد چرا که چشمهای نامحرم از ماهوارهها و آواکسها گرفته تا دیپلماتها و خبرنگاران بیگانه تمام تلاششان در جهت پی بردن به نقاط آسیبپذیر جمهوری اسلامی بود. حامیان صدام به دلیل دنبال کردن سیاست عدم پیروزی جمهوری اسلامی ایران تبعاً از تمام حربههای ممکن در این راه سود جستند.
با اوجگیری پیروزیهای رزمندگان اسلام و آشکار شدن ضعف نیروهای عراقی در پیشگیری حملات جبهه مقابل، کشورهای حامی و دوست صدام در کنار کمکهای متنوع خود به عراق اقدام به اعزام نیروی انسانی جهت حضور فیزیکی در جبهههای جنگ با ایران نمودند.
از میان این کشورها میتوان اردن را نام برد که سراسیمه و به شکلی رسمی ثبت نام از نیروهای نظامی را جهت اعزام به عراق شروع کرد.
شاه اردن به دنبال تشکیل کمیته ویژهای به ریاست نخست وزیر این کشور برای اجرای طرح اعزام داوطلب به عراق از کشورهای حوزه خلیج فارس از جمله عربستان درخواست نمود که یگانهای نظامیشان را برای کمک به عراق به جبهههای جنگ بفرستند.
تعداد نیروهای اردنی اعزامی به جبهههای جنگ با ایران در سال ۱۳۶۱ را رادیویی بیبیسی پنج هزار نفر ذکر کرد. البته اردن سعی داشت این افراد را داوطلبان مردمی قلمداد کند و مسأله اعزام ارتش خود را به شکلی نیمه فعال به عراق در نهان نگهدارد.
از دیگر کشورهایی که در این رابطه اقدام نمودند مصر است. مجله «المجله» چاپ لندن در سال ۱۳۶۱ نوشت هم اکنون سه هزار سرباز مصری و ۷۰ مشاور نظامی این کشور در جنگ علیه ایران صدام را یاری میدهند.
نگاهی به لیست اسرای جنگی که در ایران به سر میبرند بیانگر این واقعیت است که مجموعهای متشکل از نیروهای عراقی و حامیان خاورمیانهای و آفریقاییاش در جنگ با ایران شرکت جستهاند، اسرایی که با ملیتهای سومالیایی، سودانی، مصری و اردنی در این مجموعه یافت میشوند گواه این مدعاست.
مشاهده خبر در جماران