تمرکز اصلی و مفروض بنیادین سلسله‌یادداشت‌های «روایتی از ابعاد مداخله‌گری بیگانگان در دفاع مقدس»، بازخوانی تحلیلی و مستند مداخلات قدرت‌های بیگانه در حمایت از صدام است. مزیت ساختاری و اعتبار پژوهشی این مجموعه در آن است که تمامی تحلیل‌ها و گزاره‌های آن، به‌جای تکیه بر تحلیل‌های درون‌گفتمانی، مستقیماً برآیند بازخوانی اسناد، نشریات و اعترافات صریح منابع خارجی همان دوران است؛ رصدی بی‌طرف‌نما که با اتکا به اعترافات منابع غربی، هرگونه شبهه «روایت‌سازی ذهنی» یا توجیهات فرمایشی را مردود دانسته و پرده از واقعیت عریان تقابل بین‌المللی با ایران اسلامی در جنگ تحمیلی هشت‌ساله برمی‌دارد.

حمایت‌های سیاسی جامعه بین‌الملل از رژیم بعث و تشویق این رژیم به خونریزی هر چه بیشتر و ادامه جنگ با ایران، باعث جری‌تر شدن هر چه بیشتر شخص صدام در مقابله با جمهوری اسلامی شده و به او جرأت و جسارت بخشید تا جنگ شهرها را آغاز کند، مناطق مسکونی را با بمب و موشک مورد تهاجم قرار داده، زنان و کودکان بی‌دفاع را کیلومترها عقب‌تر از جبهه‌های جنگ به خاک و خون کشیده و اقدام به استعمال وحشیانه سلاح‌های مرگبار شیمیایی در سطح وسیع در مناطق نظامی و غیر نظامی و سوزانیدن بدن هزاران بی‌گناه در جبهه و پشت جبهه کند. اگر بنا باشد روزگاری دادگاهی صالح به خونخواهی هزاران بی دفاع سوخته و تکه تکه شده در زیر بمب‌های ناسالم و شیمیایی برخیزد، آیا حامیان و مشوقین رژیم بعث و آنانی که برای محکوم نمودن این جنایات سعی در بی‌تقصیر نشان دادن وی نمودند در ردیف متهمان اصلی قرار نخواهند گرفت؟!

مهمترین و اصلی‌ترین حامی صدام در جنگ با ایران، ایالات متحده بود، چرا که طراح اصلی این نقشه شوم خود آمریکا بود. برژینسکی مشاور امنیت ملی سابق آمریکا در آغازین روزهای جنگ تحمیلی گفت: «ما بین منافع آمریکا و عراق تضادی نمی‌یابیم.» (تایمز لندن ۱۷ ژوئن ۱۹۸۰)

رژیم ایالات متحده پس از ناامیدی از پیروزی سریع ارتش بعث و احساس نیاز به اعلام حضور آشکار در پشت جبهه عراق در سال ۱۳۶۳ روابط دیپلماتیک خود با عراق را از سر گرفت در حالی که این رابطه از سال ۱۳۵۵ قطع بود. حمایت‌ها و کمک‌های آمریکا به عراق تنها در حد طرفداری در صحنه سیاسی و بین‌المللی باقی نماند و عاقبت به دخالت آشکار نظامی انجامید که در جای خودش از آن نیز سخن گفتیم.

اتحاد جماهیر شوروی نیز علی‌رغم اعلام بی‌طرفی در جنگ تحمیلی، هرگز این سیاست اعلام شده را رعایت ننمود و مکرراً آن را نقض کرد. تا زمانی که ارتش اشغالگر عراق در خاک ما مستقر بود مسکو هرگز عراق را برای خروج نیروهایش از ایران تحت فشار نگذاشت و هرگز این عمل صدام را تقبیح و یا محکوم نکرد، اما آنگاه که جمهوری اسلامی به دلیل عدم احقاق حقوق خویش و تنها به خاطر تنبیه متجاوز از مرز عراق گذشت، مکرراً ناخوشنودی خویش را از این اقدام ایران اعلام نمود. اتحاد جماهیر شوروی در طول سالیان جنگ تحمیلی، گذشته از تجهیز دائم ارتش عراق، در صحنه سیاسی و بین‌المللی نیز عمدتاً جانب عراق را گرفت و جمهوری اسلامی را در فشار قرار داد.

کشورهای اروپایی نیز هر کدام به نوبه خود از سیاست‌های جنگی صدام جانبداری کرده و از هیچ تلاشی برای منزوی کردن ایران دریغ ننمودند که در این راستا فرانسه گوی سبقت را از همه ربود. کشور فرانسه که از سال‌های اولیه جنگ روابط خوبی با رژیم عراق داشت، این روابط را دائماً گسترش داد تا جایی که در رده مهمترین حامیان صدام شناخته شد.

صدام، رئیس جمهور عراق طی مصاحبه‌ای با لوموند در تاریخ ۲۹ ژوئیه ۱۹۸۲ (۱۳۶۱) گفت: «روابط ما با فرانسه رضایت‌بخش و حاکی از اعتماد متقابل است ولی ما مایلیم که این روابط را باز هم عمیق‌تر سازیم. من هنوز فرصت نیافته‌ام آقای میتران را ملاقات کنم. به علت جنگ از دو سال پیش تاکنون از عراق خارج نشده‌ام. آقای میتران هم شاید مسافرت به بغداد را در شرایط کنونی دشوار بداند، با این حال ملاقات ما با یکدیگر به محض اینکه فرصت مناسب پیش آید ضروری به نظر می‌رسد».

رژیم فرانسه حمایت از صدام را تا آنجا ادامه داد که برای تشدید فشار بر روی ایران، به کشورهای عربی نیز جهت می‌داد. به نوشته المستقبل، یازده مهرماه ۱۳۶۶، رئیس جمهور فرانسه در دیدار با هیأتی از کمیته هفت‌گانه عربی به آنان توصیه نمود «که آنها سعی کنند نظر موافق اتحاد شوروی و چین را در مورد اعمال مجازات‌هایی علیه ایران در صورت مخالفت این کشور با قطعنامه ۵۹۸ جلب نمایند. میتران به هیأت عربی گفت امکانات فرانسه برای انجام فعالیت و تحرک محدود است و در شورای امنیت به اندازه یک رأی می‌تواند اعمال نفوذ نمایند. ژاک شیراک نخست وزیر فرانسه نیز همین توصیه را به هیأت کمیته هفت‌گانه عربی در خلال ملاقات با آنان ارائه نمود».

در جنگ عراق با ایران اکثریت کشورهای عربی منطقه نیز در جبهه عراق جای گرفتند. اتحادیه عرب بارها حمایت ضمنی خویش را از رژیم عراق در برابر ایران اعلام نمود. در پایان کنفرانس سران اتحادیه عرب که در نیمه دوم آبان ماه ۱۳۶۶ در امان پایتخت اردن برگزار شد اعلامیه‌ای به اتفاق آراء صادر شد که در آن با لحنی به مراتب شدیدتر از آنچه که قبلاً اکثر کشورهای عرب جرأت ابراز آن را داشتند، ایران و سیاست‌های آن محکوم گردید. در این اعلامیه از همبستگی با عراق سخن به میان آمد همچنین در این کنفرانس تلاش زیادی در جهت متقاعد کردن حافظ اسد به عدم حمایت سیاسی از ایران و آشتی با صدام حسین صورت گرفت. در میان کشورهای عربی، مصر در کنار کمک‌های  نظامی، هیچ‌گاه از جانبداری‌های سیاسی به نفع عراق نیز دریغ نورزید، چنانچه ابوغزاله، وزیر دفاع مصر اعلام نمود: «ما معتقدیم یک ارتباط حیاتی بین امنیت مصر و امنیت خلیج وجود دارد، که البته منظور از امنیت خلیج، امنیت رژیم عراق است».

از دیگر کشورهای عربی که در دوران جنگ تحمیلی تلاش فوق‌العاده‌ای در جهت تضعیف ایران و تقویت عراق نمود عربستان سعودی است. این کشور که بار مالی عمده‌ای از جنگ را به دوش کشید، هیچ‌گاه از جبهه‌گیری سیاسی و تبلیغاتی به نفع عراق و به ضرر جمهوری اسلامی غافل نشد و در آخرین ماه‌های جنگ تحمیلی قطع رابطه خود با ایران را اعلام نمود.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

  • کدخبر: 1730659
  • نسخه چاپی

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.