تمرکز اصلی و مفروض بنیادین سلسلهیادداشتهای «روایتی از ابعاد مداخلهگری بیگانگان در دفاع مقدس»، بازخوانی تحلیلی و مستند مداخلات قدرتهای بیگانه در حمایت از صدام است. مزیت ساختاری و اعتبار پژوهشی این مجموعه در آن است که تمامی تحلیلها و گزارههای آن، بهجای تکیه بر تحلیلهای درونگفتمانی، مستقیماً برآیند بازخوانی اسناد، نشریات و اعترافات صریح منابع خارجی همان دوران است؛ رصدی بیطرفنما که با اتکا به اعترافات منابع غربی، هرگونه شبهه «روایتسازی ذهنی» یا توجیهات فرمایشی را مردود دانسته و پرده از واقعیت عریان تقابل بینالمللی با ایران اسلامی در جنگ تحمیلی هشتساله برمیدارد.
در زمستان سال ۱۳۶۴ و در شرایطی که رکودی چند ساله بر جبههها حکمفرما بود و تبلیغات جهانی بر محور «به بنبست رسیدن ایران در جنگ» میچرخید، جمهوری اسلامی، با تحرکی غافلگیرانه و گذر از دشوارترین منطقه عملیاتی به یکی از حساسترین مواضع دشمن دست یافت، این منطقه استراتژیک، شبه جزیره فاو در منتها الیه جنوب غربی عراق و محصور در آبهای خلیج فارس، اروندرود و خور عبدالله بود، با انجام این عملیات عظیم که تعجب محافل نظامی و سیاسی جهان را برانگیخت، دست رژیم عراق از آبهای خلیج فارس کوتاه گردید و ضربه روانی بسیار عمیقی بر نیروهای بعثی وارد آمد.
عظمت فتح فاو، آنگاه کاملاً رخ نمایاند که ارتش بعث عراق طی 70 روز متوالی و با بهکارگیری تمامی سلاحهای ممکن و از سه طریق خاکی، آبی و هوایی برای بازپسگیری فاو وارد عمل شد ولی به کوچکترین نتیجهای نرسید.
فتح فاو، باب تازهای را در روند جنگ تحمیلی گشود، دشمنانی که تا دیروز بر این باور بودند که ایران و نیروهای رزمیاش از ادامه جنگ و انجام عملیات ناتوان و خسته شده و تصور میکردند حمایتهای سیاسی، نظامی و اقتصادی از عراق مانع انجام عملیات گسترده در جبههها از سوی جمهوری اسلامی گشته است، با عملی انجام شده مواجه شدند، و این نبرد بزرگ از جنبههای مختلف آنچنان حائز اهمیت بوده که دشمنان به طور جدی به چارهجویی برخاستند و نهایتاً به این نتیجه رسیدند:
«پیشگیری از پیروزیهای بیشتر ایران و تلاش در جهت ختم جنگ تحمیلی بدون پیروزی جمهوری اسلامی».
آخر آنانی که از عرض طویل و طولانی اروند و در زیر ذرهبین ماهوارهها و آواکسها و موانع متعدد طبیعی و غیرطبیعی و آتش سلاحهای گوناگون گذشته و بر صف دشمن زده و غالب شدند، حتماً توان ادامه آن را تا فتح نهایی نیز داشتند، لذا پیگیری سیاست پایان جنگ بدون پیروزی ایران تنها راه ممکن برای جهانخواران بود، آنانی که منافعشان با پیروزی جمهوری اسلامی به مخاطره میافتاد.
در راستای همین سیاست، کیسینجر سیاستمدار برجسته آمریکایی اعلام کرد «پیروزی ایران میتواند ثبات اقتصادی و سیاسی جهانی را نابود سازد.» وی گفت هدف کلی آمریکا میبایست بر اساس خاتمه دادن به جنگ ایران و عراق استوار باشد. (مجله ولت ام زونتاگ، چاپ آلمان ۳۱ خرداد ۱۳۶۶).
همچنین مورفی، معاون وقت وزارت خارجه آمریکا در فروردین ماه ۱۳۶۵ و پس از عملیات والفجر ۸ از روند جنگ تحمیلی و خصوصا پیروزی جمهوری اسلامی در فتح فاو اظهار نگرانی کرده و خواستار پایان آن شد، قبل از آن سخنگوی وزارت خارجه آمریکا گفته بود که پیروزی ایران در منطقه فاو منافع آمریکا را مورد تهدید قرار داده است.
به علاوه سناتور گلدوانر (صهیونیست شناخته شده حکومت ریگان) در واکنش نسبت به پیروزیهای عمده ایران اعلام کرد: «آمریکا باید از هر جهت به استثناء اعزام پرسنل به کشورهای عرب دوست خود کمک نماید زیرا پیروزی ایران بر عراق حکومت آن کشور را در منطقه به عنوان یک کشور قدرتمند باقی خواهد گذاشت، خطری که اینک متوجه عراق است در آینده دیگر کشورهای عرب در منطقه را بر خواهد گرفت.
آتشبیاران اصلی معرکه، که جنگ را برای محور انقلاب اسلامی به راه انداخته بودند دیگر به خوبی دریافته بودند که جنگ وبال گردن خودشان شده و اگر قدری دیر بجنبند شاید همین باعث گسترش غیر قابل کنترل انقلاب اسلامی در منطقه و جهان گردد. مجله آرمدفورستر ژورنال بعد از مشاهده سرسختی ایران در دفع تجاوز، طی تحلیلی چنین نوشت:
«وحشتی عمیق از اشتباه استراتژیک موحشی که عراق مرتکب شده، نهفته است، آنها با انقلابی می جنگند که اثری از محو شدن در آن نیست و هیچ عمل نظامی عراقی، مادامی که تغییرات اساسی در خطمشی ایرانیان رخ ندهد نمی تواند موجب این امر بشود و این اساسیترین درس این جنگ است.»
قدرتهای جهانی طرحها و برنامههای خود را در جهت ناتوان کردن ایران در اداره جنگ و ناامید کردنش از پیروزی نظامی بررسی کرده و به ترتیب به مرحله اجرا گذاشتند که از جمله آن، توطئه کاهش قیمت نفت بود. با عنایت بر این مطلب که منبع درآمد اصلی کشور ما نفت بوده و این ماده به واقع رگ حیاتی اقتصاد ما است. تصور کنید قطع این شریان تا چه اندازه میتوانست مهلک باشد؟ دشمنان ما در آن مقطع از جنگ که پیروزی در چند قدمی رزمندگان ما بود با کاهش قیمت نفت از بشکهای ۳۰ دلار به کمتر از ۶ دلار در واقع یکی از رگهای اصلی اقتصاد جنگی ما را قطع کرده و سیستم اقتصادی کشور ما را با مشکلات جدّی مواجه نمودند. با این حال جمهوری اسلامی کمر خم نکرده و در همان سال ستون فقرات ارتش بعث را در حوالی بصره در هم شکست. اینبار پیروزی جمهوری اسلامی قطعیتر از همیشه به نظر آمد. چرا که با توجه به ضعف شدید اقتصادی و کمبود تسلیحات و تجهیزات مدرن چنان ضربهای بر ارتش تا دندان مسلح عراق وارد آمد که تا مدتها ارتش بعث از کمر راست کردن عاجز ماند. اثرات سیاسی عملیات کربلای ۵ در سطح جهان بسیار گسترده بود و محافل سیاسی و نظامی جهانی، افقی روشن را در برابر طرحهای نظامی ایران پیش بینی نمودند.
با توجه به عملیات سهمگین رزمندگان اسلام، اینبار حامیان صدام خطر را بسیار نزدیک احساس کرده و به فکر چارهجویی عاجل افتادند.
نشریه اینکو ایری چاپ لندن در آبان سال ۱۳۶۵ در همین رابطه نوشت: «در عملیات کربلای ۵ که از سوی ایران انجام پذیرفت، بیش از یکدهم نیروهای هوایی عراق از بین رفت و حلقه دفاع خارجی بصره تقریباً در هم شکست، این امر کارآیی روزافزون عملیات در مناطق شمالی عراق را به دنبال داشت، آشکار شد که پیروزی نظامی ایران قریب الوقوع میباشد و دیگر نمیتوان آن را به عنوان غیر ممکن رد کرد. بنابراین حالت انفعالی ابرقدرتها در رابطه با این جنگ هشت ساله ناگهان به یک حالت آمادهباش و بهت و حیرت تبدیل گردید. آنها حساب کرده بودند که با ارائه قدرت آتش کافی به عراق، این کشور خواهد توانست خود را سرپا نگه دارد و هنگامی که ایران تشخیص داد که جستوجو برای یک راهحل نظامی بیفایده میباشد، صحنه برای یک راهحل از طریق مذاکره، که به طور مؤثر انقلاب اسلامی را در چهارچوب مرزهای آن محدود سازد فراهم خواهد شد، بنابراین آنها توجه خود را برای فراهم ساختن هر چه بیشتر تسلیحات پیشرفته و اطلاعات جاسوسی برای عراق به منظور افزایش برتری موضع این کشور در جنگ و کمک به انجام حملات مؤثرتر از سوی عراق علیه هدفهای نظامی و غیرنظامی ایران متمرکز نمودند.»
دشمنان انقلاب اسلامی بارها نگرانی خود را از پیروزی نظامی جمهوری اسلامی ایران ابراز کرده و خواستار توقف پیشرویهای ایران شده بودند. آخر شرق و غرب متفقاً در این امر وحدت نظر داشته و دارند که ناسیونال سوسیالیزم عراقی بر بنیادگرایی اسلامی در هر صورت ارجحیت دارد.