تمرکز اصلی و مفروض بنیادین سلسلهیادداشتهای «روایتی از ابعاد مداخلهگری بیگانگان در دفاع مقدس»، بازخوانی تحلیلی و مستند مداخلات قدرتهای بیگانه در حمایت از صدام است. مزیت ساختاری و اعتبار پژوهشی این مجموعه در آن است که تمامی تحلیلها و گزارههای آن، بهجای تکیه بر تحلیلهای درونگفتمانی، مستقیماً برآیند بازخوانی اسناد، نشریات و اعترافات صریح منابع خارجی همان دوران است؛ رصدی بیطرفنما که با اتکا به اعترافات منابع غربی، هرگونه شبهه «روایتسازی ذهنی» یا توجیهات فرمایشی را مردود دانسته و پرده از واقعیت عریان تقابل بینالمللی با ایران اسلامی در جنگ تحمیلی هشتساله برمیدارد.
در جبهههای جنگ، پس از گذشت یک سال از تجاوز گسترده عراق به جمهوری اسلامی، ورق به نفع ایران برمیگردد. سلسله عملیاتهای تدافعی قاطع ایران از شکستن حصر آبادان شروع و نهایتاً در فتح المبین و فتح خرمشهر به اوج میرسد. پیروزیهای پی در پی، اسارت ده هزار عراقی، نابودی تانکها و هواپیماهای متعدد و آزادی قسمت اعظم مناطق اشغالی و از هم پاشیدن شیرازه ارتش عراق در مدتی کوتاه به دست رزمندگان جمهوری اسلامی علاوه بر اینکه تصورات دشمنان را باطل ساخت آنان را در وحشتی عمیق فروبرد، ترس از سقوط صدام، و رژیم بعث آنچنان بالا میگیرد که بگین، نخست وزیر وقت اسرائیل، نگرانی شدید خود را از شکست عراق و هجوم رزمندگان اسلام به سوی فلسطین اعلام میدارد. بگین در حالی که بسیار عصبانی به نظر میرسید چنین گفت: «آنهایی که میخواهند از طریق عراق به شکست اسرائیل بیایند، ما به آنان اخطار میکنیم اگر چنین قصدی داشته باشند قبل از اینکه به بیت المقدس برسند نیروهای زرهی و هوایی ما چنان درسی به آنها خواهند داد که آنهایی که از تهاجم سالم باقی ماندهاند بروند و ماجرا را برای دیگران بگویند».
اینک خوابهای طلایی آمریکا و همفکرانش آشفته شده و جمهوری اسلامی نه تنها از نقشه جغرافیا حذف نگردیده بلکه قدرتی بیشتر به دست آورده و نیروهای مزدور و متجاوز را از داخل خاک خود اخراج کرده و حال به عنوان یک قدرت عظیم منطقهای سر برافراشته است.
کیسینجر وزیر خارجه اسبق آمریکا که در آن زمان هنوز، در تعیین سیاستهای خارجی آمریکا صاحب نقش بوده است، پس از ناامیدی از پیروزی عراق بر ایران چنین گفت: «اگر عراق جنگ را برده بود امروز نگرانی و وحشت در خلیج نبود و منافع ما در منطقه آنقدر که اینک در خطر قرار دارد دچار مخاطره نبود. در هر حال با توجه به اهمیتی که توازن قوا در این منطقه دارد، این به نفع ما است که هرچه زودتر در این منطقه آتشبس برقرار کنیم و به تدریج به رژیم سازشکاری که در آینده احتمالا جایگزین رژیم ایران شود نزدیک گردیم». (واشنگتن پست، 61/4/3).
در این دوره که خطر نابودی عراق توسط جمهوری اسلامی برای عاملان اصلی شروع جنگ خودنمایی میکند. کشورهای فرانسه، آمریکا و اغلب کشورهای اروپایی لزوم حفظ عراق را به عنوان کشوری که برای تعادل منطقه لازم است، گوشزد میکنند. کلودشون، وزیر امور خارجه وقت فرانسه بارها به طور رسمی حمایت خود را از عراق اعلام میدارد و در شرایطی که پیروزی ایران قطعی به نظر میرسد، از توقف جنگ و اجرای قرار داد ۱۹۷۵ الجزایر نام میبرد. وی ضمن مصاحبهای با روزنامه کویتی الانباء به تاریخ 61/5/1 میگوید: «برقراری موازنه در منطقه نیازمند یک عراق مستقل است» و وی سپس تأکید میکند که «عراق برای دنیای غرب و به طور کلی تمام دنیا از اهمیت ویژهای برخوردار است». وزیر امور خارجه فرانسه همچنین متعاقب آغاز عملیات رمضان در ملاقاتی به سعدون حمادی وزیر خارجه وقت عراق ضمن تأکید بر اهمیت عراق برای ثبات منطقه، حمایت دولت فرانسه را از عراق اعلام میدارد. به علاوه رادیو فرانسه به تاریخ 61/4/24 میگوید: «سقوط صدام سبب سقوط شیخنشینهای خلیج فارس خواهد شد.»
با فرارسیدن دوران تلخ شکستهای پیاپی برای مهاجران عراقی و احساس نیاز بیشتر به حمایتها و کمکهای خارجی، وزارت خارجه آمریکا نیز به تاریخ 61/1/26 اعلام میکند که آمریکا آماده مذاکره برای از سرگرفتن روابط سیاسی با عراق است. این اعلام وزارت خارجه آمریکا متعاقب تصمیم ریگان مبنی بر حذف نام عراق از لیست کشورهای حامی تروریست صورت میگیرد.
در چنین شرایطی شوروی نیز هماهنگ با تلاش برای خاتمه جنگ با تثبیت صدام دست به تلاشهایی جهت تغذیه عراق از نظر تسلیحاتی زد.
در این دوره حامیان عراق از روند پیروزیهای جمهوری اسلامی نگران شده و حمایتهای خود از عراق را آشکارتر و بیشتر کردند و در همین راستا فشار بر ایران نیز بیشتر گردید. پس از تقویت جدی ارتش عراق و تشدید حمایتهای سیاسی- اقتصادی از این کشور، روند پیروزیهای جمهوری اسلامی تا حدودی کند گردید و از سرعت پیروزیها کاسته شد.
البته ابتکار عمل دائما به دست رزمندگان جمهوری اسلامی بود. جنگ برای مدتی تقریباً به صورت فرسایشی درآمد و تغییر محسوسی در وضعیت جبههها پیش نیامد. چند عملیات بزرگ ایران به دلایل مختلف و از جمله فاش شدن طرح عملیات توسط ماهوارهها و جاسوسان آمریکایی و غیره ناکام ماند و به اهداف نهایی خود نرسید. پس از گذشت چهار سال از چنین وضعیتی، ایران خود را آماده خروج از این بنبست نمود.