گفتگوی اختصاصی پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران -تهران

در گفت‌وگو با جماران؛

مهدی حاضری: آیت‌الله اشراقی از شاگردان خاص و مورد وثوق حضرت امام بود

حجت‌الاسلام و المسلمین مهدی حاضری، به خبرنگار جماران گفت: نکته عمده این است که آقای اشراقی علی‌رغم سواد بالا و جایگاه اجتماعی‌ای که در قم داشت، بسیار فرد متواضع و خیلی مردمی بود. از قدیم کار راه‌اندازِ خیلی از افراد و کسانی بود که مشکلاتی داشتند. چون خانوادتاً همگی این‌طوری بودند. خود ایشان در خدمات عمرانی و در خدمت به مردم، گرفتن دست محتاجان و رفع حوائج مردم نقش اساسی داشت و در برخوردها از لحاظ ظاهر خیلی متواضع بود.

پایگاه خبری جماران: یک پژوهشگر تاریخ انقلاب اسلامی با اشاره به اینکه آیت‌الله اشراقی از شاگردان خاص حضرت امام بود، گفت: مرحوم اشراقی بعد از دستگیری و تبعید حضرت امام به ترکیه که متعاقب آن آقا مصطفی، فرزند امام هم تبعید می‌شود، وکالت مطلقِ از حضرت امام دارد. ایشان در خانه امام مستقر می‌شود و وجوهات و اموالی که هست را مدیریت می‌کند. افراد دیگری هم بودند، ولی این نشان‌دهنده جایگاه آقای اشراقی است که مورد وثوق امام و شخصیت مطرحی است که همه‌ کاره بیتِ امام می‌شود.

مشروح گفت‌وگوی خبرنگار جماران با حجت‌الاسلام و المسلمین مهدی حاضری را در ادامه می‌خوانید:

 

به مناسبت سالگرد رحلت داماد حضرت امام، مرحوم آیت‌الله شهاب‌الدین اشراقی، علاقه‌مندیم درباره ابعاد مختلف شخصیت، زندگی و روابط ایشان با امام و نهضت و انقلاب قبل و بعد از پیروزی بشنویم.

مرحوم آقای اشراقی، داماد اول حضرت امام است. ایشان فرزند مرحوم محمدتقی اشراقی است که یک خطیب خیلی مطرح در زمان خودشان بودند. پدربزرگ مرحوم اشراقی، مرحوم آمیرزا محمد ارباب است که ایشان از روحانیون بزرگ قم بوده و از لحاظ شخصیتی خیلی در میان مردم جایگاه داشته و از وضع مالی خوبی برخوردار بوده است، ایشان مالک زمین‌های زیادی بوده که شهرتش به نام محمد ارباب است. حضرت امام از مرحوم ارباب تعریف می‌کند و می‌گوید: «من مکرر منزلشان رفتم، خیلی ساده بود.» امام از ایشان چند بار تعریف و تمجید کردند.

پسر مرحوم ارباب که میرزا محمدتقی اشراقی است خطیب بوده، ایشان در جریان آمدن مرحوم آیت‌الله بروجردی به قم نقش داشته و خیلی از آقای بروجردی تعریف و تمجید می‌کرد و نقش زیادی در جا انداختن آیت‌الله بروجردی در حوزه علمیه قم داشت. همچنان که مرحوم ارباب در دعوت از مرحوم شیخ عبدالکریم حائری به قم نقش اساسی داشته، پسرش محمدتقی هم در جا انداختن و مطرح‌ کردن مرجعیتِ مرحوم بروجردی نقش زیادی داشت.

مرحوم اشراقی سال ۱۳۰۴ متولد می‌شود. ایشان درس جدید را تا دیپلم خوانده و به زبان فرانسه هم مسلط است؛ یعنی در قم درس‌ خوانده، دیپلم گرفته و با زبان فرانسه آشنایی کامل داشته است. بعد از اتمام دوره دبیرستان در سال ۲۱ وارد حوزه می‌شود و خیلی سریع با توجه‌ به سابقه خانوادگی و استعدادی که داشته حوزه را طی می‌کند. در درس امام وارد می‌شود و از شاگردان خاص حضرت امام می‌شود.

با مرحوم آقا مصطفی پسر ارشد امام هم رفاقت صمیمی داشت. سال ۱۳۲۹ از دختر ارشد امام خانم صدیقه مصطفوی خواستگاری می‌کند و امام خیلی راحت، باتوجه‌به سابقه خانوادگی و جایگاهی که دارد می‌پذیرند و جواب مثبت می‌دهند. بهمن سال ۲۹ جشن عقدشان برگزار می‌شود و ۱۴ ماه بعدش یعنی عید ۳۱ جشن ازدواج آنهاست و ایشان عروس را به خانه می‌برد و زندگی رسمی را آغاز می‌کنند.

البته ظاهراً در ۱۰ سالِ ابتدای زندگی، ایشان فرزند دار نمی‌شود و از سال ۴۱ فرزند اولشان به دنیا می‌آید. ایشان هفت فرزند دارد؛ چهارتا دختر و سه تا پسر. فرزندان به ترتیب نفیسه، زهرا، نعیمه، علی، عاطفه، محمدتقی و مرتضی هستند.

 

نقش مرحوم اشراقی در دوران تبعید حضرت امام چگونه بود؟

مرحوم اشراقی بعد از دستگیری و تبعید حضرت امام به ترکیه که متعاقب آن آقا مصطفی، فرزند امام هم تبعید می‌شود، وکالت مطلقِ از حضرت امام دارد. ایشان در خانه امام مستقر می‌شود و وجوهات و اموالی که هست را مدیریت می‌کند. افراد دیگری هم بودند، ولی این نشان‌دهنده جایگاه آقای اشراقی است که مورد وثوق امام و شخصیت مطرحی است که همه‌ کاره بیتِ امام می‌شود.

بعد ساواک ایشان را دستگیر می‌کند و قصد می‌کند به نجف تبعید کند که علمای قم و برخی افراد مخالفت می‌کنند، و نهایتاً به همدان تبعید می‌شود. حدود ۶ ماه در همدان است و بعد از ۶ ماه برای معالجه به تهران می‌آید. با پادرمیانی بعضی از افراد، اجازه می‌دهند که ایشان دیگر در تهران ساکن شود و به همدان برنگردد، ولی اجازه حضور در قم را به آقای اشراقی نمی‌دهند.

آقای اشراقی بعد از شش ماه تبعید در همدان، در تهران ساکن می‌شود و تشخیص می‌دهد که خودش را تقریباً از بیت امام و فعالیت‌های انقلاب منفک کند. تقریباً از همراهی با امام دست می‌کشد و از فعالیت‌های انقلابی دوری می‌کند و بیشتر به فعالیت‌های حوزوی و تألیف کتاب می‌پردازد. تقریباً سعی می‌کند هیچ ارتباطی با حضرت امام نداشته باشد، ظاهرا یک کدورتی هم بین ایشان و داماد بعدی امام مرحوم اعرابی ایجاد می‌شود. نامه‌ای که حضرت امام در سال ۵۱ نوشته‌اند و روابط آقای اشراقی و آقای اعرابی را تبریک گفته‌اند، نشان می‌دهد که ایشان تقریباً چند سالی از بیت امام فاصله گرفته بود.

 

دلیل این فاصله‌گرفتن و دوری از فعالیت‌های انقلابی در آن مقطع چه بود؟

ظاهراً ایشان می‌خواسته به فعالیت‌های دیگری بپردازد، چون ارتباطش با امام و انتسابش به امام، مشکلاتی برایش ایجاد کرده بود. ایشان دوری می‌کند و سعی می‌کند که یک‌ خرده از حضرت امام فاصله بگیرد. دلیلش به طور دقیق مشخص نیست، ولی از نامه‌ای که امام سال ۵۱ نوشتند و از بازگشت آقای اشراقی اظهار خوشحالی کرده و از اینکه رابطه آقای اشراقی با آقای اعرابی خوب شده خوشحال شده و می‌گویند از خبرِ آقای اعرابی و اشراقی خوشحال شدیم، معلوم می‌شود که اختلافی بوده است.

 

لطفاً از فعالیت‌های علمی و آثار قلمی مرحوم اشراقی در این دوران بفرمایید.

این ایام آقای اشراقی چند تا کتاب نوشته‌اند. کتاب «پاسداران وحی» در پاسخ به کتاب «شهید جاوید» است که مرحوم آیت‌الله نعمت‌الله صالحی نجف‌آبادی نوشته بود. کتابی که مورد اعتراض بعضی از بزرگان حوزه بود و آقای اشراقی با همراهی آیت‌الله محمد فاضل لنکرانی، کتاب پاسداران وحی را در پاسخ به شبهاتی که در کتاب شهید جاوید مطرح شده بود، می‌نویسند. ایشان یک کتاب تفسیری هم دارد که مقداری از قرآن را تفسیر کرده به‌عنوان «سخن حق» و کتاب «چهره‌های درخشان» که شرح مبسوطی راجع به آیه تطهیر در قرآن و راجع به اهل‌بیت است هم ایشان نوشته‌اند.

 

اوج بازگشت و فعالیت سیاسی ایشان از چه زمانی آغاز شد؟

اوج فعالیت و ورود آقای اشراقی به فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی از اوایل سال ۱۳۵۶ است که چند روز قبل از فوت مرحوم دکتر شریعتی، ایشان برای دیدار دختر و دامادش سفری به آمریکا می‌کند. در آنجاست که فوت دکتر شریعتی اتفاق می‌افتد و آقای اشراقی از امام کسب تکلیف می‌کند که من در اینجا چه کنم و چه برخوردی داشته باشم؟ امام می‌گویند: «موضوع را خیلی حساس نکنید.» عبارت این است که موضوع را حساس نکنید.

بعد از آن حادثه، ایشان از آمریکا می‌آید آلمان و از آلمان می‌رود به بیروت و نهایتاً به نجف و به دیدار امام می‌رود. بعد از سال‌های طولانی که امام در تبعیدِ ترکیه و نجف بودند، تقریباً اواخر تابستان است که در نجف به دیدار امام می‌رود و به فعالیتش با امام برگشته است. متعاقبِ فوت مشکوک و ناگهانیِ مرحوم آیت‌الله آقا مصطفی خمینی در اول آبان، ایشان مجدداً به نجف برمی‌گردد و به محضر امام می‌رسد و بعد مجددا به ایران می‌آید. بعد از حوادث ۱۹ دی قم و تبعید آیت‌الله پسندیده، آقای اشراقی در سال ۵۶، در دفتر امام مستقر می‌شود و مسئولیت بیت امام در قم را به عهده می گیرد.

بعد از رفتن امام به پاریس، ایشان هم به پاریس می‌رود و در کنار حضرت امام است. در سه ماهی که امام در پاریس هستند، آقای اشراقی در کنار امام است. ایشان دو روز بعد از پروازِ انقلاب به ایران می‌آید؛ یعنی اول امام می‌آیند ایران، و آقای اشراقی سرپرستیِ خانواده، همسر و فرزندان امام در پاریس را به عهده می‌گیرد و دو سه روز بعد از ورود امام به ایران، ایشان بقیه کسانی که آنجا هستند را همراهی می‌کند و به ایران می‌آورد.

در طول مدتی که در ایران هست، در اول انقلاب به‌عنوان «مشاور امین»ِ حضرت امام فعالیت‌های زیادی دارد. به‌عنوان کسی که نماینده حضرت امام است، در جاهایی که مشکلاتی هست، برای سرکشی به امور، به همه جای کشور سفر می‌کند و در امور مردم و مشکلات انقلاب فعالیت دارد.

از جمله مسئولیت‌های خیلی اساسیِ مرحوم اشراقی که ظاهرا با توصیه امام بود، نمایندگی در کمیته حل اختلاف بین اولین رئیس جمهور، سید ابوالحسن بنی‌صدر و حزب جمهوری اسلامی بود که پس از غائله ۱۴ اسفند ۵۹ حضرت امام گفتند کمیته‌ای برای حکمیت تعیین شود. مرحوم آیت‌الله محمد یزدی نماینده حزب جمهوری اسلامی شد، آقای اشراقی به‌عنوان نماینده بنی‌صدر بود، و مرحوم آیت‌الله مهدوی کنی به‌عنوان نماینده حضرت امام، تا بتوانند اشکالاتی که هست را مطرح کنند. آقای اشراقی به نمایندگی از بنی‌صدر این مسئولیت را به عهده گرفت، اما بعداً مورد اهانت بنی‌صدر هم قرار گرفت و بنی‌صدر مطالب موهنی به ایشان نسبت داد.

این کمیته حل اختلاف، یکی از مسئولیت‌های ایشان بود. آقای اشراقی در جایی می‌گوید که امام در نظر داشت مرا به‌عنوان رئیس دیوان عالی کشور جایی که شهید بهشتی انتخاب شد، منصوب کند. به گفته خود آقای اشراقی، ایشان می‌گوید: «امام اول به من پیشنهاد کرد و من نپذیرفتم و قبول نکردم».

آخرین مأموریتی که آقای اشراقی برعهده داشت، رسیدگی به مشکلات پایگاه هوایی شاهرخی همدان یا پایگاه نوژه بود که در آنجا سکته می‌کند. حدود ۵۰ روز در بیمارستان بستری می‌شود. ظاهراً سکته مغزی کرده بود و در نهایت، شهریور سال ۶۰ ایشان در بیمارستان درگذشت. این خلاصه‌ای از فعالیت‌ها و چیزهایی است که من اطلاعاتی داشتم و خدمتتان عرض کردم.

 

ظاهراً در ایام سکونت امام در قم هم نقش کلیدی در پشتیبانی از بیت ایشان داشتند؟

بله، یک نکته دیگر هم که من فراموش کردم بگویم، نقش آقای اشراقی در ایام سکونت امام در قم است. در ایام پس از پیروزی انقلاب که امام در قم اقامت داشتند، منزل مقابل محل سکونت امام مربوط به آقای اشراقی بود و آن را به‌عنوان دفتر امام در اختیار ایشان قرار داد. یعنی این خانه جلوِی بیت آیت‌الله یزدی که به‌عنوان دفتر امام بود، منزل آقای اشراقی بود. منزل مسکونی خودش هم در خیابان فاطمی یا دورشهر قم که مقابل کوچه ۱۸ قرار دارد، جایی است که امام در ایام کسالتشان زمانی که بیمار بودند در آنجا استراحت می‌کردند و آن‌ کسالتی که امام منتقل شدند به تهران، بیماری قلبی امام و انتقالشان به تهران، از همان خانه بود. بعضاً در همان خانه هم امام دیدارهایی با مردم داشته‌اند که عکس‌هایش هست و امام در همین بالکن خیابان ایستاده و به ابراز احساسات افراد پاسخ می‌دهند.

مرحوم اشراقی یک باغچه هم در بلوار امین کوچه ۲۰ داشت. آنجا یک باغچه‌ای بود که امام بعضی وقت‌ها برای استراحت در ایام شلوغی که ملاقات‌ها زیاد بود، به آنجا می‌رفتند. تقریباً جای مخفیانه‌ای برای استراحت بود.

به‌هرحال آقای اشراقی نقش تعیین‌کننده‌ای در ایام حضور امام بعد از انقلاب در قم داشتند و تعداد زیادی از خانه‌های ایشان کلاً در اختیار امام و اطرافیان امام بود. در همان کوچه خیابان پورشه قم تا انتهایش هفت هشت تا خانه هست که کلاً همه خانه‌های اشراقی بوده و در اختیار یاران امام و کسانی که از تبعید برگشته بودند قرار داده بود و از آنها استفاده می‌کردند.

 

ظاهراً در ایامی هم که امام در نجف بودند، ایشان نقش نخ تسبیح بین انقلابیون قم و نجف را بازی می‌کرد.

اواخر سال ۵۶ است که ایشان رفته نجف و برگشته قم؛ در همین فاصله‌ای که تقریباً شروع انقلاب است، ایشان چنین فعالیت‌هایی دارد.

 

اگر نکته دیگری هست به‌عنوان حسن‌ختام بشنویم.

نکته عمده این است که آقای اشراقی علی‌رغم سواد بالا و جایگاه اجتماعی‌ای که در قم داشت، بسیار فرد متواضع و خیلی مردمی بود. از قدیم کار راه‌اندازِ خیلی از افراد و کسانی بود که مشکلاتی داشتند. چون خانوادتاً همگی این‌طوری بودند. خود ایشان در خدمات عمرانی و در خدمت به مردم، گرفتن دست محتاجان و رفع حوائج مردم نقش اساسی داشت و در برخوردها از لحاظ ظاهر خیلی متواضع بود.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.