به گزارش جماران، دکتر محمد محمودی کیا استاد علوم سیاسی و روابط بینالملل و عضو هیئت علمی پژوهشکده امام خمینی(س) و انقلاب اسلامی در یادداشتی نوشت: تحولات اخیر در حوزه امنیت منطقهای، انرژی، جنگ شناختی و فشار اقتصادی نشان میدهد محیط راهبردی ایران وارد مرحلهای چندلایه و پیچیده شده است. این گزارش در قالب ۲۵ محور تحلیلی، با تفکیک سطوح تهدید و ارزیابی هزینه - فایده اقدامات، تلاش میکند چارچوبی نظاممند برای مدیریت بحران، تقویت تابآوری داخلی و بازتعریف بازدارندگی ارائه دهد.
تحولات اخیر در حوزه امنیت منطقهای، انرژی، جنگ شناختی و فشار اقتصادی نشان میدهد محیط راهبردی ایران وارد مرحلهای چندلایه و پیچیده شده است. این گزارش در قالب ۲۵ محور تحلیلی، با تفکیک سطوح تهدید و ارزیابی هزینه - فایده اقدامات، تلاش میکند چارچوبی نظاممند برای مدیریت بحران، تقویت تابآوری داخلی و بازتعریف بازدارندگی ارائه دهد.
تا زمانی که نوسانگیری از بازار با اخبار و یا توئیتهای مربوط به مذاکرات ایران - آمریکا توسط کنشگرانی چون باراک راوید، خبرنگار - گزارشگر صهیونسیت فعال در رسانههایی چون آکسیوس و یا شبکه ۱۲ اسرائیل، و یا پستهای ترامپ در شبکه اجتماعی تروث سوشال در سطحی بالاتر، در حال انجام است به طوری که معدود افراد از حلقه نزدیکان ترامپ از طریق خرید و یا فروش سهام در بازار انرژی و بورس، سودهای چند صد میلیون دلاری برقآسا به دست میآورند، میبایست با دقتی بسیار به تحولات پیرامونی سیاست، اقتصاد و امنیت ملی نگریست تا در تله محاسباتی دشمنان قرار نگیریم.
دشمن در این مقطع و پس از ناکامی در عملیات نظامی، تلاش دارد با ایجاد چرخههای عملیات فریب از طریق انتشار پرشمار اخبار، بر ذهنیت تدبیرپردازان ایرانی تأثیر بگذارد و با ایجاد نوعی آشفتگی خبری، زمینه غافلگیری در محیط عملیاتی را فراهم آورد؛ درست مانند یک بوکسور که در میدان رزم تلاش میکند تا وارد آوردن ضربات ممتد به حریف، دستگاه محاسباتی و نیز مکانیسم رفتاری او را دچار اختلال کند و در وقت مناسب ضربه نهایی را به حریف وارد آورد. در واقع دشمن به دنبال از این اقدام خود چند هدف را به طور همزمان تعقیب میکند؛ هم تامین منفعت هستههای اولیگارشیک در دایره تصمیمگیران آمریکایی؛ هم خلق آشفتگی در فضای رسانهای؛ هم نوسانگیری از بازار؛ و هم اختلال در دستگاه محاسباتی رقیب.
در چنین هنگامهای باید بیش از هر زمان دیگر اصول مفروض میدان نبرد را یادآوری کرد و هشدارباشهای لازم برای پالایش دستگاه محاسباتی از خطاهای تحلیلی را ابزار داشت؛ درست مثل یک نرمافزار عامل که نیازمند به روزسانی دائم و زدودن بدافزارها از خود است.
در این فرصت تنها به برخی از مهمترین هشدارهای شناختی و برخی بایستههای عملیاتی در محیط بحران - بدون اعمال ترتیب و اولویت در نگارش آنها - توجه داده میشود. امید آن که با رعایت هوشمندانه همه جوانب محیط بحران، فرجام این روزهای سخت به گشایشها در آینده نزدیک این مرزوبوم پرافتخار منجر شود.
۱) غیرقابل انکار است که آمریکا و اسرائیل، خصومت و دشمنی ذاتی با ایران دارند و بسیار دور از انتظار است از درون یک شکست خفتبار نظامی، و تنها حسب ضرورت ناشی از بسته شدن پنجره زمانی اقدام، در اندیشه پایان دادن به تمام گسلهای فی ما بین با ایران باشند.
۲) سابقه بدعهدی آمریکا با ایران امری تاریخی است. از تجربه تلخ دکتر محمد مصدق تا تجربه عبرتآمیز برجام و تجربه خسارتبار مذاکرات خوشبینانه صلح در سال گذشته، همگی دلالت بر خوی هژمونی و ماهیت استکباری آمریکا دارد. چنین دولتی شایسته اعتماد نیست.
۳) پنجره زمانی ترامپ برای تداوم وضعیت جنگی با ایران بسیار کوتاه است؛ افزایش نارضایتی ناشی از افزایش قیمت حاملهای انرژی در آمریکا، سفر ترامپ به چین، میزبانی جام جهانی فوتبال، و انتخابات سراسری کنگره و سنا، چالشهای عمده ترامپ برای ماندن در وضعیت کنونی است. توجه داشته باشیم عبور ایمن از این شرایطددر پایان فرصت مورد اشاره در پنجره زمانی اقدام، فراغت خاطر قابلتوجهی برای دولت او برای دو سال بعد فراهم خواهد آورد.
۴) آمریکا در تلاش است آنچه را که در جنگ ناتوان از تحصیل آن بود، در میز مذاکرات دیپلماتیک دنبال کند. لذا از همه ابزارها برای نیل به این مهم بهرهگیری میکند. خواه فشار از بیرون از طریق فشارهای اقتصادی، خواه از داخل از طریق آشوب در اقتصاد ملی.
۵) اعلام سریع پایان عملیات آزادسازی تنگه هرمز بعد از ناتوانی در انجام آن، بیش از یک عقبنشینی نظامی، به نظر بیشتر به تاکتیک فریب برای ایجاد خوشبینی به آینده مذاکرات آتی تشابه دارد. عملیات ناکامیاب نظامی اخیر در تنگه هرمز پس از اعلام پایان عملیات آزادسازی نشانه و مؤیدی بر صحت این موضوع است.
۶) ستون فقرات اقتصاد آمریکا، تابآوری تداوم شوک در بازار انرژی را ندارد؛ محاصره دریایی جدید اعمالی بر امارات متحده عربی به عنوان مرکز مبادلات مالی جهانی، عملا اقتصاد جهانی و به طور خاص اقتصاد سرمایهداری را تحت تأثیر خود قرار میدهد. باید در مرحله جدید سیاست دریایی جمهوری اسلامی ایران با شدت اجرا و تداوم پیدا کند.
۷) سیاست رسمی جمهوری اسلامی ایران در عبور و مرور از تنگه هرمز باید به دقت و با قاطعیت اجرا شود و تا حصول نتایج از مدیریت هوشمند تنگه هرمز به هیچ وجه این ابزار فشار ژئواکونومیک تضعیف نشود.
۸) هر اقدام آمریکا در توقیف نفتکشها و یا هر کشتیهای تجاری ایران باید در سطحی بالاتر پاسخ داده شود. تنزل سطح آستانه تحمل ایران به جری شدن دشمن منجر خواهد شد.
۹) به هیچ وجه نباید اجازه داد جنگ تجاری جاری، فرصت دامنهدار شدن پیدا کند. هر ساعت تعلل در شکستن حصارهای تجاری دریایی ایران، به تقویت لایههای تحریمی منجر خواهد شد.
۱۰) هماهنگی با چین و روسیه برای خنثیسازی اقدامات احتمالی آمریکا در اجماعسازی علیه جمهوری اسلامی در شورای امنیت سازمان ملل متحد یک ضرورت فوری است.
۱۱) تا زمانی که حضور نظامی آمریکا در منطقه در سطح فعلی باقی بماند، خوشبینی به راستی و صداقت آمریکا در مذاکرات، تنها یک خطای راهبردی است.
۱۲) اختلاف ترامپ و نتانیاهو در نحوه مواجهه با ایران، تنها یک نمایش سیاسی نخنما شده است.
۱۳) عملیات نظامی در لبنان و تلاش برای ترور فرماندهان ارشد نظامی حزب الله، نشان از تداوم خط آتش در جبهه جنوب دارد. جنگ در وضعیت فعال قرار دارد و نباید از آن غفلت کرد.
۱۴) سیاست جدید عبور و مرور در تنگه هرمز، تنها پس از برچیده شدن محاصره دریایی آمریکا قابل اعمال خواهد بود. پرداخت عوارض عبور، متناسب با کشورهای متقاضی (کشورهای متجاوز یا شریک در تجاوز، کشورهایی که سابقه اعمال اعمال تحریمهای بانکی و تجاری علیه جمهوری اسلامی داشتهاند و کشورهای غیرمتخاصم) ضامن احقاق حقوق تضییع شده ایران است.
۱۵) هر توافقی با آمریکا، باید متضمن به حضور قدرت قاعدهسازی چون چین و روسیه در آن باشد. اعتماد به قطعنامه شورای امنیت و یا دستور اجرایی رئیس جمهور آمریکا، تجربه سوخته و غیرقابل اعتماد است.
۱۶) آمریکا بارها ثابت کرده دولتی غیرقابل اعتماد است و سابقه جنگ در اوج خوشبینیهای سیاسی سال گذشته و حتی پیش از آن، نقض تعهدات رسمی خود در برجام تنها گوشهای از نقض عهد آن است. از اینرو، باید احتمال وقوع یک حمله غافلگیرانه از سوی دشمن را در نظر داشت.
۱۷) به هیچ وجه در شرایط کنونی نباید خوشبینی مذاکراتی و یا سکوت در میدان نبرد نظامی موجب شود قفل امنیتی کشور بازگشوده شود. تداوم حضور گشتها و ایست و بازرسیها و نیز هوشیاری در مرزهای غرب، شمال غرب و جنوبی کشور یک ضرورت انکارناپذیر است.
۱۸) در شرایط کنونی، جنگ اقتصادی حربه اصلی دشمن برای آسیب زدن به حیات اقتصادی کشور است. دستهای ناپاک هر عاملی که درصدد همیاری با این خواست دشمن است باید با قاطعیت کوتاه شود.
۱۹) حربه جنگ امنیتی و آشوب داخلی پروژه مطلوب و آرمانی دشمن است. تأکیدات چندباره ترامپ در روزهای اخیر بر ورود اسلحه به کشور و تسلیح مخالفان باید جدی گرفته شود.
۲۰) کشور باید در تمام ساحات، آرایش جنگی بگیرد. تکمیل دستاوردها و فتوحات میدان نظامی تنها با تغییر قواعد در تمام ساحات اقتصادی و سیاسی میسر خواهد بود.
۲۱) انسجام اجتماعی در گرو صیانت از تابآوری اقتصادی و وحدت ملی است. باید مراقبت نمود دست طمعی از سر جهالت به آن یازیده نشود.
۲۲) بازی در زمین قواعد موجود، خطری بزرگ برای دستاوردهای جنگ نظامی است. باید به هر طریق ممکن، قواعد بازی را بر هم زد.
۲۳) ایران باید همچنان بازیگر غیرقابل پیشبینی پذیر باقی بماند. پیشبینیپذیرشدن بزرگترین خطای این صحنهآرایی خطرناک است.
۲۴) دشمن متجاوز در محدودیت زمانی اقدام قرار دارد. به هر طریق ممکن باید مکانیسم ازدیاد فشار بر آن را حفظ، تداوم و تعمیق بخشید. خسارت برهمزدن قواعد موجود، بسیار کمتر از خسارتهای قابل انتظار از تداوم وضعیت غیرفعال جنگی جاری است.
۲۵) قفل امنیتی کشور باید همچنان بسته بماند. کمترین اهمال در صیانت از رهبری معظم انقلاب اسلامی و دیگر مقامات ارشد نظام، میتواند با پیامدهای غیرقابل جبرانی همراه باشد.