تحلیل هیل، تفاهمنامه جدید واشنگتن و تهران را نه نشانه پیروزی دیپلماسی ترامپ، بلکه عقبنشینی پرهزینه آمریکا در برابر امتیازهای راهبردی ایران توصیف میکند. از نگاه این گزارش، واشنگتن در ازای تکرار تعهد قدیمی تهران درباره عدم دستیابی به سلاح هستهای، امتیازهایی چون رفع تحریمها، آزادسازی داراییها، شناسایی عملی نقش ایران در هرمز و کاهش حضور نظامی خود در منطقه را پذیرفته؛ توافقی که منتقدان آن را یکی از سنگینترین ناکامیهای سیاست خارجی آمریکا میدانند.
به گزارش سرویس بینالملل جماران، تحلیل «هیل» با لحنی تند و انتقادی، تفاهمنامه جدید واشنگتن و تهران را نه یک پیروزی دیپلماتیک برای دونالد ترامپ، بلکه نوعی عقبنشینی آشکار در برابر ایران توصیف میکند. به ادعای این گزارش، تعهد ایران به عدم پیگیری یا دستیابی به تسلیحات هستهای، امتیاز تازهای نیست؛ زیرا تهران پیشتر در ۱۴ ژوئیه ۲۰۱۵ و در چارچوب توافق دوران باراک اوباما نیز چنین تعهدی را پذیرفته بود.
از نگاه نویسنده، امتیاز اصلی ایران برای پایان جنگ در تفاهمنامه جدید، صرفاً تکرار همان تعهد قدیمی است؛ اما در مقابل، جمهوری اسلامی از لغو شدیدترین تحریمهای اقتصادی، آزادسازی دهها میلیارد دلار دارایی مسدودشده و شناسایی عملی حاکمیت خود بر تنگه هرمز بهرهمند میشود.
بر اساس این روایت، از سند ۱۴ مادهای توافق، تنها پنج بند بهصورت فوری اجرایی میشود؛ بندهایی که شامل آتشبس در جبهه لبنان، لغو محاصره دریایی، بازگشایی تنگه هرمز تحت کنترل ایران و عمان با حق اخذ عوارض، لغو تحریمهای نفت و پتروشیمی و آزادسازی داراییهای ایران است. در مقابل، تنها دستاورد فوری آمریکا، بازگشایی آبراهی معرفی شده که بحران آن، به تعبیر نویسنده، محصول سیاستهای خود ترامپ بوده است. این گزارش میگوید ترامپ که پیشتر از «تسلیم بیقیدوشرط» سخن میگفت، اکنون در عمل پرچم سفید را برافراشته و در برابر تهران به توافقی تن داده که امتیازهای اصلی آن به سود ایران طراحی شده است.
نویسنده هیل معتقد است، امتیازهای اعطایی در این تفاهمنامه از توافق هستهای سال ۲۰۱۵ نیز فراتر میرود. ترامپ سالها اوباما را متهم میکرد که در برابر محدودسازی برنامه هستهای ایران و پذیرش بازرسیهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی، ۱۵۰ میلیارد دلار در اختیار تهران گذاشته است؛ اما اکنون خود حاضر شده، به ادعای این تحلیل، بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار تنها برای نشستن ایران بر سر میز مذاکره بپردازد. تکاندهندهترین بخش توافق از نگاه نویسنده، تعهد واشنگتن به خروج نیروهای نظامی خود از مجاورت جمهوری اسلامی ظرف ۳۰ روز پس از امضای توافق نهایی است؛ بندی که میتواند حتی به معنای خروج ناوگان پنجم دریایی آمریکا از بحرین تفسیر شود.
این گزارش همچنین تأکید میکند که در متن تفاهمنامه هیچ اشارهای به مهار برنامه موشکی ایران یا توقف حمایت تهران از گروههایی مانند حماس، حزبالله و حوثیها نشده است. از منظر نویسنده، واگذاری کنترل مؤثر تنگه هرمز به ایران، همراه با نبود محدودیت درباره توان موشکی و شبکه منطقهای تهران، توازن راهبردی را به سود جمهوری اسلامی تغییر میدهد. افزون بر این، مهلت ۶۰ روزه مذاکرات میتواند به طرفین انگیزه بدهد که روند گفتوگوها را طولانی کنند، بیآنکه تضمین روشنی برای مهار پروندههای اصلی امنیتی وجود داشته باشد.
در جمعبندی، تحلیل هیل این توافق را یکی از ویرانگرترین فجایع سیاست خارجی آمریکا در دهههای اخیر میخواند؛ توافقی که به گفته نویسنده، کنترل تنگه هرمز، توان ایجاد بحرانهای منطقهای و خروج از انزوای دیپلماتیک و مالی را در اختیار تهران قرار میدهد و در مقابل، تنها وعدهای تکراری درباره عدم دستیابی به تسلیحات هستهای دریافت میکند.
این گزارش مسئولیت اصلی این وضعیت را متوجه اطرافیان و همحزبیهای ترامپ میداند؛ مقاماتی که به گفته نویسنده، برای حفظ موقعیت سیاسی خود در برابر او سکوت کردند و اجازه دادند ملاحظات حزبی و فشار پایگاه رأیدهندگان ماگا بر امنیت ملی آمریکا غلبه کند.