متاسفانه برخی در ساختار قدرت ایران هنوز با استانداردهای دوره قاجار و دوره پهلوی می‌اندیشند و تصور می‌کنند که با بگیر و ببند و با بستن مجاری دسترسی به اطلاعات، گره‌های ایران گشوده می‌شود، باید صمیمانه و خاضعانه به آنان گفته شود که این نگاه، نشان‌دهنده پس‌افتادگی ذهنی و دور بودن از اقتضائات زمان است؛ چرا که در شرایط کنونی، قدرت مافیاها، به‌ویژه در مقیاس جهانی، بسیار بیشتر از نیروهای توسعه‌خواه و طرفداران اقتصاد ملی است و تنها از طریق دامن زدن به بحث‌های کارشناسی آزاد و عالمانه می‌توان جامعه را واکسینه کرد. هر قدر بگیر و ببند بیشتر شود، در واقع به سلطه‌جویان و پایگاه‌های داخلی آنها در ایران پاس گل داده می‌شود. شاید یکی از دستاوردهای مهم دو جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه این بود که به حکومتگران نشان داد حساسیت‌های امنیتی در مواردی دچار خطا بوده است؛ به‌گونه‌ای که عالمان و اندیشه‌ورزانی که صادقانه نسبت به نقاط ضعف هشدار می‌دادند، به‌عنوان عناصر نامطلوب تلقی می‌شدند، در حالی که بعدها مشخص شد در چه سطوحی از نفوذ، چه آسیب‌هایی رخ داده است.

دکتر فرشاد مومنی، ضمن تاکید بر ضرورت بازخوانی هم‌زمان تجربه جنگ تحمیلی و دوره پس از آن، به طرح این پرسش پرداخت که چرا با وجود محدودیت‌های شدید در دوره جنگ، برخی شاخص‌های اقتصادی در وضعیت مطلوب‌تری نسبت به دوره‌های بعد قرار داشت، و گفت: متاسفانه برخی در ساختار قدرت ایران هنوز با استانداردهای دوره قاجار و دوره پهلوی می‌اندیشند و تصور می‌کنند که با بگیر و ببند و با بستن مجاری دسترسی به اطلاعات، گره‌های ایران گشوده می‌شود، باید صمیمانه و خاضعانه به آنان گفته شود که این نگاه، نشان‌دهنده پس‌افتادگی ذهنی و دور بودن از اقتضائات زمان است؛ چرا که در شرایط کنونی، قدرت مافیاها، به‌ویژه در مقیاس جهانی، بسیار بیشتر از نیروهای توسعه‌خواه و طرفداران اقتصاد ملی است و تنها از طریق دامن زدن به بحث‌های کارشناسی آزاد و عالمانه می‌توان جامعه را واکسینه کرد. هر قدر بگیر و ببند بیشتر شود، در واقع به سلطه‌جویان و پایگاه‌های داخلی آنها در ایران پاس گل داده می‌شود. شاید یکی از دستاوردهای مهم دو جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه این بود که به حکومتگران نشان داد حساسیت‌های امنیتی در مواردی دچار خطا بوده است؛ به‌گونه‌ای که عالمان و اندیشه‌ورزانی که صادقانه نسبت به نقاط ضعف هشدار می‌دادند، به‌عنوان عناصر نامطلوب تلقی می‌شدند، در حالی که بعدها مشخص شد در چه سطوحی از نفوذ، چه آسیب‌هایی رخ داده است.

 

وی ضمن تاکید بر نقش نوآوری‌های نهادی، الگوهای حکمرانی اقتصادی و جنگ روایت‌ها در تبیین کارنامه اقتصادی ایران، برخی برداشت‌های رایج درباره اقتصاد جنگ و دوره پس از آن، را مورد انتقاد قرار داد و افزود: از نظر ظرفیت‌های منابع ارزی حاصل از خام‌فروشی، از سرآغاز موضوعیت پیدا کردن دلار نفتی در اقتصاد ایران تا امروز، بالغ بر چهارپنجم کل درآمدهای ارزی تاریخ اقتصاد نفتی ایران در دوره پس از جنگ حاصل شده است. بنابراین این پرسش مطرح می‌شود که چگونه در شرایط جنگی، با همه محدودیت‌ها، تنگناها و اضطرارها، توانستیم عملکردی تا این اندازه غرورآفرین در حوزه اقتصادی و اجتماعی داشته باشیم، اما در دوره پس از آن، با افزایش چشمگیر درآمدها و در شرایطی که نااطمینانی‌های ناشی از جنگ، تروریسم شهری مجاهدین خلق و تحریم‌ها در سطح آن زمان وجود نداشته و شرایط صلح برقرار بوده، به چنین وضعیتی دچار شدیم. این یک پرسش بسیار بزرگ است و هر قدر عمیق‌تر و عالمانه‌تر واکاوی شود، منشا خیرهای بزرگ‌تری برای کشور خواهد بود.

 

به گزارش جماران، متن کامل این سخنرانی را در ادامه می‌خوانید: 

فهم توسعه بدون واکاوی «چه فکر می‌کردیم و چه شد» ممکن نیست

دکتر فرشاد مومنی، استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی و رئیس مؤسسه مطالعات دین و اقتصاد، در سخنرانی خود با عنوان «سیاستگذاری اقتصادی در جنگ» در اندیشکده پول و ارز بانک مرکزی، اظهار کرد: همان‌قدر که مطالعه ژرفکاوانه درباره تجربه جنگ تحمیلی هشت‌ساله اهمیت دارد، مطالعه دوره پس از آن نیز اهمیت دارد و آن هم باید واکاوی بسیار جدی شود؛ چرا که دوره پس از جنگ را من «دوران چه فکر می‌کردیم و چه شد» نام‌گذاری کرده‌ام. دلیل اینکه ما به هر دوی اینها نیاز داریم، یعنی هم الگوهای موفق و هم الگوهای شکست‌خورده را باید توامان زیر ذره‌بین قرار دهیم، این است که از دیدگاه نهادی، متفکران بزرگ در میان نهادگرایان تاریخی می‌گویند هر گامی که قرار باشد رو به جلو برداشته شود، مبتنی بر دو گروه شناخت است: بنیآنهای اندیشه‌ای شکل‌دهنده وضع موجود و بنیآنهای اندیشه‌ای شکل‌دهنده وضع مطلوب.

 

۱۴ قله از ۱۷ عملکرد برتر اقتصادی ایران در دوره جنگ ثبت شده است

وی افزود: این پرسش بسیار بزرگ در برابر هر پژوهشگر صادق و ژرف‌اندیش قرار دارد که بتواند توضیح دهد چگونه ممکن است در تاریخ مثلا ۶۰ ساله گذشته ایران، ما ۱۷ قله عملکرد اقتصادی حسب متغیرهای متفاوت داشته باشیم که از این میان، ۱۴ مورد آن در دوره جنگ اتفاق افتاده است. این موضوع بسیار قابل اعتناست و واکاوی آن می‌تواند به‌عنوان یک ذخیره دانایی ارجمند، چشم و گوش ما را باز کند. البته این سخن به معنای آن نیست که ما چشم‌بسته همان کارهایی را که در آن زمان انجام می‌شد، عینا تکرار کنیم، چرا که اکنون از بسیاری جهات شرایط و مسائل ما تغییر کرده است.

 

چهارپنجم درآمد ارزی نفتی ایران در دوره پس از جنگ حاصل شده است

این اقتصاددان با اشاره به تحولات پس از جنگ ضمن اشاره به یک نمونه از آنچه ذیل سیاست تعدیل اقتصادی رخ داد، توضیح داد: از نظر ظرفیت‌های منابع ارزی حاصل از خام‌فروشی، از سرآغاز موضوعیت پیدا کردن دلار نفتی در اقتصاد ایران تا امروز، بالغ بر چهارپنجم کل درآمدهای ارزی تاریخ اقتصاد نفتی ایران در دوره پس از جنگ حاصل شده است. بنابراین این پرسش مطرح می‌شود که چگونه در شرایط جنگی، با همه محدودیت‌ها، تنگناها و اضطرارها، توانستیم عملکردی تا این اندازه غرورآفرین در حوزه اقتصادی و اجتماعی داشته باشیم، اما در دوره پس از آن، با افزایش چشمگیر درآمدها و در شرایطی که نااطمینانی‌های ناشی از جنگ، تروریسم شهری مجاهدین خلق و تحریم‌ها در سطح آن زمان وجود نداشته و شرایط صلح برقرار بوده، به چنین وضعیتی دچار شدیم. این یک پرسش بسیار بزرگ است و هر قدر عمیق‌تر و عالمانه‌تر واکاوی شود، منشا خیرهای بزرگ‌تری برای کشور خواهد بود.

 

روایت‌های جعلی از تجربه‌های موفق، ابزار تضعیف کارنامه‌های درخشان ایران است

نفع‌برندگان از به‌هم‌ریختگی اقتصاد، روایت‌های مخدوش تولید می‌کنند

مومنی تصریح کرد: از آنجا که موضوع این جلسه تمرکز بر تجربه هشت‌ساله جنگ تحمیلی است، ققط بر این نکته تاکید می‌کنم که در تاریخ تقریبا ۲۵۰ ساله گذشته ایران، از زمانی که مسئله توسعه و تفاوت اندازه و عملکرد کشورها اهمیت بیشتری پیدا کرده و فاصله‌ها افزایش یافته، در هر دوره‌ای که اقتصاد و جامعه ایران کارنامه درخشانی داشته، کسانی که از به‌هم‌ریختگی اقتصاد ایران نفع می‌بردند، چه در داخل و چه در خارج، بزرگ‌ترین کاری که انجام داده‌اند، ارائه روایت‌های جعلی، مخدوش و دستکاری‌شده از تجربه‌های موفق بوده است تا پژوهشگران را دچار سردرگمی کنند.

 

تصویرسازی از فساد در اقتصاد جنگ، فاقد پشتوانه داده‌ای است

وی ادامه داد: در مورد جنگ تحمیلی نیز اراده بسیار جدی وجود دارد که این‌گونه القا شود که کارنامه آن دوره صرفاً محصول احساساتی شدن، برانگیختگی مردم و تأثیرپذیری از شرایط انقلابی و جنگی بوده است. از سوی دیگر، دستکاری‌های بزرگی در واقعیت صورت می‌گیرد و ادعاهای نادرستی مطرح می‌شود؛ از جمله اینکه چون عصر اقتصاد جنگی، عصر مداخله‌های گسترده دولت است، گفته می‌شود در آن دوره فساد بیداد می‌کرده است. در حالی که با استناد به داده‌های رسمی، از جمله سالنامه‌های آماری، می‌توان نشان داد که با بررسی حداقل ۱۵ متغیر، در ۷۰ سال گذشته ایران، سطح پاکدامنی اقتصادی، چه در میان حکومتگران و چه در میان عموم مردم، در دوره جنگ در بهترین وضعیت قرار داشته است. با این حال، دروغ‌ها می‌توانند آن‌قدر تکرار شوند که دیگر نیازی به استدلال نداشته باشند و به‌صورت چشم‌بسته پذیرفته شوند.

 

جنگ روایت‌ها به کانون اصلی منازعات عصر دانایی تبدیل شده است

صدای منافع رانتی در ایران بلندتر از صدای منافع ملی است

مومنی خاطرنشان کرد: مسئله جنگ روایت‌ها، مسئله‌ای بسیار حیاتی است و ما به حکومتی نیاز داریم که از بلوغ اندیشه‌ای کافی برخوردار باشد تا در جایی که به هویت ملی، کارنامه ملی و افتخارات کشور به‌ناحق هتاکی می‌شود، از ابزارهای خود برای روشنگری استفاده کند. در حال حاضر، یکی از مشکلات این است که به دلیل ساختار ریشه‌دار رانتی در اقتصاد سیاسی ایران، صدای منافع رانتی بسیار بلندتر از صدای منافع ملی است؛ به‌گونه‌ای که اگر کوچک‌ترین نقدی به منافع رانتی وارد شود، صدها رسانه کوچک و بزرگ واکنش نشان می‌دهند، اما اگر بر نقاط قوت و افتخارآمیز کشور تأکید شود، با انواع برچسب‌ها، تهمت‌ها و رفتارهای غیراخلاقی رسانه‌ای مواجه می‌شود. در ادبیات آینده‌پژوهی نیز تاکید شده است که از آغاز قرن بیست‌ویکم و ورود به عصر دانایی، کانون اصلی منازعات، «جنگ روایت‌ها» است و سلاح اصلی کشورهای سلطه‌جو، دستکاری سازه‌های ذهنی برای پیشبرد اهداف خود محسوب می‌شود.

 

قدرت مافیاها، به‌ویژه در مقیاس جهانی، بسیار بیشتر از نیروهای توسعه‌خواه و طرفداران اقتصاد ملی است

بگیر و ببند به‌جای اصلاح، به تقویت نفوذها منجر می‌شود

هشدارهای کارشناسان نباید با برچسب‌زنی نادیده گرفته شود

استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی با بیان اینکه متاسفانه برخی در ساختار قدرت ایران هنوز با استانداردهای دوره قاجار و دوره پهلوی می‌اندیشند و تصور می‌کنند که با بگیر و ببند و با بستن مجاری دسترسی به اطلاعات، گره‌های ایران گشوده می‌شود، افزود: باید صمیمانه و خاضعانه به آنان گفته شود که این نگاه، نشان‌دهنده پس‌افتادگی ذهنی و دور بودن از اقتضائات زمان است؛ چرا که در شرایط کنونی، قدرت مافیاها، به‌ویژه در مقیاس جهانی، بسیار بیشتر از نیروهای توسعه‌خواه و طرفداران اقتصاد ملی است و تنها از طریق دامن زدن به بحث‌های کارشناسی آزاد و عالمانه می‌توان جامعه را واکسینه کرد. هر قدر بگیر و ببند بیشتر شود، در واقع به سلطه‌جویان و پایگاه‌های داخلی آنها در ایران پاس گل داده می‌شود. شاید یکی از دستاوردهای مهم دو جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه این بود که به حکومتگران نشان داد حساسیت‌های امنیتی در مواردی دچار خطا بوده است؛ به‌گونه‌ای که عالمان و اندیشه‌ورزانی که صادقانه نسبت به نقاط ضعف هشدار می‌دادند، به‌عنوان عناصر نامطلوب تلقی می‌شدند، در حالی که بعدها مشخص شد در چه سطوحی از نفوذ، چه آسیب‌هایی رخ داده است.

 

به دلیل ضعف در شناخت مسائل اصلی، کشور هزینه‌های غیرعادی پرداخت کرده است

مومنی تاکید کرد: به دلیل همین ضعف در شناخت مسائل اصلی، کشور هزینه‌های غیرعادی پرداخت کرده است. یکی از مباحث کلیدی که نهادگرایان مطرح می‌کنند این است که اگر تاریخ را به‌مثابه آیینه عبرت در نظر بگیریم، سطوحی از آگاهی حاصل می‌شود، اما اگر بخواهیم از دل این رجوع به تاریخ، توسعه به دست آید، باید تاریخ را از دریچه تحولات نهادی مورد توجه قرار دهیم. در این چارچوب، می‌توان سطوح بلوغ اندیشه‌ای و میزان صداقت انقلابیون پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به‌ویژه در دهه نخست و سال‌های جنگ را بهتر درک کرد. به اعتقاد من، آنچه در آن دوره حاصل شد، محصول سه گروه دانایی بود: نخست، دانایی‌های عمیق و روزآمد درباره تجربه‌های تاریخ اقتصادی ایران؛ دوم، دانایی‌های مربوط به اندیشه توسعه در مرزهای دانش آن زمان؛ و سوم، دانایی‌های مرتبط با اسلام به‌صورت روزآمد و مبتنی بر پویایی‌های اجتهادی که اقتضائات زمانه را درک کند.

 

تاریخ توسعه، تاریخ نوآوری‌های نهادی کاهنده هزینه مبادله است

معیار اصلی کیفیت نهادها، اثر آنها بر تولید فناورانه است

رئیس مؤسسه مطالعات دین و اقتصاد تاکید کرد: قاعده‌گذاری‌های اساسی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، تحت راهنمایی‌های آیت‌الله شهید دکتر بهشتی شکل گرفت و بر همین اساس، اگر به آرای متفکران نهادگرایی تاریخی مراجعه کنیم، آنها تاکید دارند که تاریخ توسعه، تاریخ نوآوری‌های نهادی کاهنده هزینه مبادله است. در این زمینه، فهرستی از مهم‌ترین نوآوری‌های نهادی کاهنده هزینه مبادله و ارتقادهنده انگیزه‌های توسعه وجود دارد که می‌توان به تفصیل درباره هر یک از آنها سخن گفت. در رویکرد نهادی، حیاتی‌ترین مسئله این است که شاقول ارزیابی کیفیت، جهت‌گیری ترتیبات نهادی در قبال ارتقای بنیه تولید فناورانه است.

 

در چارچوب اندیشه توسعه، تولید فناورانه به معنای کل نظام حیات جمعی است

به همان اندازه که اقتصاد سیاسی ملی اهمیت دارد، اقتصاد سیاسی بین‌المللی نیز اهمیت دارد

مومنی یادآورشد: در چارچوب اندیشه توسعه، تولید فناورانه به معنای کل نظام حیات جمعی است و در دستگاه نظری نهادگرایی، برای سنجش این موضوع، باید بر سه محور تمرکز کرد: سازه‌های ذهنی، نظام‌های قاعده‌گذاری و نظام توزیع منافع. بررسی نوآوری‌های نهادی در دوره مورد بحث نشان می‌دهد که تمرکز اصلی بر این سه محور بوده است، هرچند جزئیات روش‌شناختی گسترده‌تری نیز وجود دارد که در این مجال امکان طرح آنها نیست. در رویکرد نهادی، به همان اندازه که اقتصاد سیاسی ملی اهمیت دارد، اقتصاد سیاسی بین‌المللی نیز اهمیت دارد و محوریت ارتقای بنیه تولید فناورانه مستلزم مواجهه‌ای اصولی و خردورزانه با نابرابری‌ها در مقیاس جهانی است.

 

مهندس عالی‌نسب در گذار ایران از مونتاژکاری به صرفه مقیاس نقش تعیین‌کننده داشت

رویکرد مونتاژکارانه، پس از جنگ بازگشت

رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد در ادامه با اشاره به نقش برخی شخصیت‌ها در این زمینه اظهار کرد: اگر برخی از این مولفه‌ها را برجسته می‌کنم، بیش از هر چیز مرهون دانایی‌ها و آگاهی‌های بی‌بدیل مرحوم مهندس میرمصطفی عالی‌نسب است که توفیق شاگردی ایشان را داشته‌ام. به‌معنای دقیق کلمه، ایشان از شاگردپرورترین استادانی بودند که در زندگی تجربه کرده‌ام و برای فهم درست کارنامه جنگ، باید به نحوه نقش‌آفرینی این شخصیت برجسته نیز توجه داشت. در بررسی نوآوری‌های نهادی، به‌ویژه در زمینه روزآمدسازی تولید فناورانه در ایران، مشاهده می‌شود که با تدبیر و درایت عالی‌نسب و همراهی ساختار قدرت، محوریت «صرفه مقیاس» جایگزین رویکرد مونتاژکارانه شد. این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که کل روند قهقرایی پس از جنگ را می‌توان از این دریچه توضیح داد. بسیاری از متفکران توسعه بر این باورند که صرفه مقیاس، مهم‌ترین عنصر تمدن‌ساز در دوران جدید است، اما در دوره پس از جنگ، این رویکرد جای خود را به رانت‌محوری و مونتاژکاری داد.

 

کل قانون رقابت ایران که در دوره پس از جنگ تدوین شده، همچنان مبتنی بر توهمات بازارگرایانه است

این توهمات می‌گوید انحصار شر مطلق و رقابت خیر مطلق است

ایجاد واحدهای تولیدی فاقد توجیه اقتصادی، منشا رانت شده است

به گفته مومنی؛ در این شرایط، به‌جای آنکه منطق تخصیص منابع مبتنی بر صرفه مقیاس باشد، ایجاد واحدهای تولیدی بدون توجیه اقتصادی در دستور کار قرار گرفت؛ چرا که این امر بستری برای مطالبه ارز، اعتبار و سایر رانت‌ها فراهم می‌کرد و این روند، پیامدهای گسترده‌ای به همراه داشته است که می‌توان به تفصیل درباره آن سخن گفت. مثلا کل قانون رقابت ایران که در دوره پس از جنگ تدوین شده، همچنان مبتنی بر توهمات بازارگرایانه است. این توهمات بازارگرایانه در این زمینه چه می‌گوید؟ می‌گوید که انحصار شر مطلق و رقابت خیر مطلق است. در حالی که در اندیشه توسعه، برای نخستین‌بار در سال ۱۹۱۱، جوزف شومپیتر در کتاب «نظریه توسعه اقتصادی» توضیح می‌دهد که حتی با ابزارهای روش‌شناختی بازارگرایی نیز، این نگاه یکی از نادرست‌ترین گزاره‌هاست. او تصریح می‌کند که ما در امور انسانی، پدیده‌ای با خیر یا شر مطلق نداریم. شومپیتر بیان می‌کند که انحصار، از یک‌سو ظرفیت‌های صرفه مقیاس و بهره‌مندی از آن را ایجاد می‌کند که خود می‌تواند تمدن‌ساز باشد، اما این‌که بازارگرایان آن را شر مطلق تلقی می‌کنند، بیشتر یک گزاره عقیدتی است.

 

حتی «انسان خردورز» در اقتصاد به‌دنبال موقعیت انحصاری است

این اقتصاددان تاکید کرد: از سوی دیگر، اگر با همان روش‌شناسی بازارگرایان نگاه کنیم که بر رفتار «انسان خردورز» تأکید دارند، مشاهده می‌شود که همین انسان خردورز تمام تلاش خود را به کار می‌گیرد تا به موقعیت انحصاری دست یابد. بنابراین، اگر انحصار امری غیرعقلایی بود، چرا این کنشگر اقتصادی چنین رفتاری از خود نشان می‌دهد. به همین دلیل است که می‌گویم باید تولید را به مثابه کل نظام حیات جمعی در نظر گرفت. در همین چارچوب، شومپیتر توضیح می‌دهد که انحصار یک دستاورد مهم دارد که همان بهره‌مندی از صرفه مقیاس است، اما در عین حال دو تهدید نیز به همراه دارد؛ نخست، سوءاستفاده انحصارگر از موقعیت خود و دوم، تلاش برای حداکثرسازی منافع از طریق افزایش قیمت یا اخراج نیروی کار.

 

مسئله انحصار، خوب یا بد بودن نیست؛ طراحی نهادهای درست است

رقابت نیز می‌تواند مخرب و فاجعه‌بار باشد

نیروی کار باید حق سازمان‌یابی و اعتراض داشته باشد

او با بیان اینکه گزاره صحیح این نیست که انحصار خوب است یا بد، بلکه پرسش درست آن است که آیا می‌توان ترتیبات نهادی را به‌گونه‌ای سامان داد که از ظرفیت‌های صرفه مقیاس بهره‌مند شویم و در عین حال از پیامدهای منفی آن جلوگیری کنیم، گفت: در پاسخ به این مسئله، یکی از راهکارهای اساسی، سازوکار «حق سازمان‌یابی» و «حق اعتراض» برای نیروی کار است. به این معنا که به‌جای ایجاد سازوکارهای کنترلی سخت‌گیرانه، باید به نیروی کار اجازه داد تا در چارچوبی سازمان‌یافته و آگاهانه، در برابر اخراج یا افزایش غیرمنطقی قیمت‌ها واکنش نشان دهد و از منافع خود دفاع کند. همین بحث به‌صورت مشابه درباره رقابت نیز مطرح است. وقتی گفته می‌شود همه امور را باید به مناسبات رقابتی سپرد، پرسش اساسی این است که آیا رقابت به‌طور خودکار کارکردهای مثبت ایجاد می‌کند؟ پاسخ در چارچوب نهادی این است که لزوماً چنین نیست، زیرا رقابت‌های مخرب و فاجعه‌بار نیز وجود دارد.

 

«رقابت عادلانه» می‌تواند به ارتقای توسعه کمک کند

وی خاطرنشان کرد: آنچه اهمیت دارد، «رقابت عادلانه» است که می‌تواند به ارتقای توسعه کمک کند و این امر نیازمند تنظیم‌گری دقیق و مبتنی بر شناخت عمیق از جامعه است؛ به‌گونه‌ای که هم ظرفیت‌های صرفه مقیاس محدود نشود و هم مناسبات اقتصادی در مسیر عدالت قرار گیرد. در غیر این صورت، تکیه بر کلیشه‌هایی نظیر خوب مطلق یا بد مطلق، امکان پیشبرد امور را از بین می‌برد. یکی از محورهای اصلی در فرآیندهای تصمیم‌گیری و تخصیص منابع در دوره جنگ، چه در سطح سازه‌های ذهنی، چه در نظام قاعده‌گذاری و چه در نظام توزیع منافع، تاکید بر صرفه مقیاس بوده است. برای درک اهمیت این موضوع، می‌توان به داده‌هایی اشاره کرد که نشان می‌دهد در دوره تعدیل ساختاری، به نام خردسازی بنگاه‌ها، در بسیاری از رشته فعالیت‌ها چندین برابر نیاز کشور مجوز واحدهای تولیدی صادر شد.

 

تضعیف تولید ملی پس از جنگ را می‌توان با تغییر هم‌راستایی نهادی توضیح داد

توسعه زمانی شکل می‌گیرد که منافع فردی و جمعی هم‌راستا شوند

نگاه بلندمدت محور اصلی تصمیم‌گیری در دهه اول انقلاب بود

افت تولید ملی پس از جنگ ناشی از برهم‌خوردن هم‌راستایی نهادی است

رئیس مؤسسه مطالعات دین و اقتصاد ادامه داد: اگر لازم باشد، می‌توان کل روند تضعیف بنیه تولید ملی در دوره پس از جنگ را از همین منظر توضیح داد. محور مهم دیگر، اراده جدی برای دورنگری است. برخی از متفکران توسعه معتقدند که توسعه و توسعه‌نیافتگی را می‌توان در چارچوب دو نوع هم‌راستایی تحلیل کرد: هم‌راستایی میان ملاحظات کوتاه‌مدت و بلندمدت، و هم‌راستایی میان منافع فردی و منافع جمعی. در ترتیبات نهادی دهه اول پس از پیروزی انقلاب اسلامی، این دو نوع هم‌راستایی، به‌ویژه نگاه بلندمدت، محور اصلی تصمیم‌گیری‌ها بوده است. به اعتقاد من، بخش مهمی از دستاوردهای آن دوره نیز ناشی از همین رویکرد است.

 

طرح‌های زیرساختی دهه اول انقلاب حاصل اولویت‌بندی در دوران جنگ بود

بسیاری از پروژه‌های زیرساختی پس از جنگ ریشه در تصمیمات دوران جنگ دارد

کارنامه اقتصادی جنگ باید با توجه به شرایط واقعی آن دوره سنجیده شود

دستاوردهای زیرساختی دهه ۶۰ نباید مصادره شود

وی افزود: در این میان، نقش مهندس میرحسین موسوی و تیم مشاوران و مدیران او بسیار تعیین‌کننده بود. به‌گونه‌ای که ایشان با اتکا به مطالعات تاریخی خود تأکید داشتند که پس از گذشت چند سال از جنگ، شرایط آن دوران به فراموشی سپرده می‌شود و کارنامه آن دوره بدون در نظر گرفتن شرایط جنگی با دوره‌های قبل و بعد مقایسه خواهد شد. بر همین اساس، تلاش شد تا با وجود همه محدودیت‌ها، عملکردی شکل گیرد که حتی در چنین مقایسه‌ای نیز قابل دفاع باشد. در همین چارچوب، یکی از نوآوری‌های نهادی مهم، شکل‌گیری «طرح‌های زیرساختی دهه اول انقلاب» بود. در سال‌های جنگ، پس از تأمین نیازهای ارزی مربوط به جنگ، اولویت دوم به تامین منابع ارزی و ریالی برای این طرح‌های زیرساختی اختصاص داشت. بسیاری از این طرح‌ها در سال‌های ۱۳۶۹ و ۱۳۷۰ به بهره‌برداری رسید، اما بعدها برخی تلاش کردند این دستاوردها را به نام خود ثبت کنند، در حالی که شکل‌گیری آنها حاصل تلاش‌ها و فداکاری‌های گسترده‌ای بود که در آن زمان کمتر مورد توجه رسانه‌ای قرار می‌گرفت.

 

نظام حیات جمعی در جنگ مبتنی بر کار جمعی نه نمایش فردی بود

زیرساخت‌های فناورانه در جنگ با وجود محدودیت‌ها حفظ شد

در برخی سال‌های پس از جنگ، سرمایه‌گذاری حتی استهلاک را جبران نکرد

مومنی اظهار کرد: در آن زمان اساسا این‌گونه نبود که کسی برای کارهایی که انجام می‌دهد به دنبال ثبت تصویری یا نمایش بیرونی باشد؛ به بیان دیگر، با یک نظام حیات جمعی مواجه بودیم که در آن هنجارهایی برای نمایش و ژست‌گرفتن وجود نداشت و افراد نیز برای خود به سابقه‌تراشی از اموری که متعلق به کل جامعه بود، اقدام نمی‌کردند. یکی از نوآوری‌های نهادی بسیار مهم آن دوره این بود که حتی در شرایط جنگی نیز زیرساخت‌های توسعه فناورانه در ایران مورد غفلت قرار نگرفت. برای درک اهمیت این موضوع، کافی است آن را با دوره پس از جنگ مقایسه کنیم؛ دوره‌ای که در برخی سال‌ها، حتی در غیاب جنگ، میزان سرمایه‌گذاری انجام‌شده کفاف جبران استهلاک همان سال را نیز نمی‌داد. این مسئله دارای جزئیات و ظرایف فراوانی است که باید در جای خود مورد بررسی قرار گیرد.

 

تناسب الگوی تولید و مصرف شرط کلیدی توسعه تولید فناورانه است

اصلاح الگوی مصرف، زمینه‌ساز توسعه فناورانه در دوران جنگ شد

مومنی ادامه داد: در تمام مباحث مربوط به ارتقای بنیه تولید فناورانه، بر این نکته تاکید می‌شود که اگر قرار باشد این نوع تولید به‌صورت درون‌زا شکل بگیرد، باید میان الگوی تولید و الگوی مصرف تناسب برقرار شود. این موضوع نیز دارای ابعاد گسترده‌ای است و نشان می‌دهد که چگونه با تلاش‌های گسترده، الگوی مصرف منحط شکل‌گرفته در دوره جهش قیمت نفت، یعنی سال‌های ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۷، اصلاح و به شرایطی هدایت شد که زمینه‌ساز توسعه باشد. برای نمونه، در سند پیوست قانون برنامه اول توسعه پس از انقلاب، که توسط برخی از منتقدان جدی سیاست‌گذاری دوره جنگ تدوین شده، به‌صراحت آمده است که تقریباً تمام منابع ارزی و ریالی کشور در سال‌های جنگ صرف نیازهای اساسی شده و سهم مصارف لوکس و تجملی به حداقل ممکن رسیده است. حتی در این سند تأکید شده که الگوی مصرف سال ۱۳۶۸، یکی از ایده‌آل‌ترین الگوها برای جهش‌های توسعه‌ای محسوب می‌شود.

 

نظارت مجلس بر واردات و صادرات از نوآوری‌های کلیدی آن دوره بود

این اقتصاددان خاطرنشان کرد: این در حالی است که برخی روایت‌ها تلاش می‌کنند دوره جنگ را با ناکارآمدی و فساد توصیف کنند، در حالی که شواهد مستند خلاف این ادعا را نشان می‌دهد. این همان چیزی است که از آن به‌عنوان «جنگ روایت‌ها» یاد می‌شود. نوآوری نهادی مهمی که توانست چنین دستاوردی را رقم بزند، راه‌اندازی «ستاد بسیج اقتصادی» بود که سه مأموریت اصلی را دنبال می‌کرد: نخست، اصلاح توسعه‌گرای الگوی مصرف؛ دوم، استقرار عدالت در الگوی توزیع مصرف؛ و سوم، هم‌راستاسازی منابع حاصل از رانت نفتی با الزامات توسعه عادلانه. هر یک از این ماموریت‌ها دارای پیچیدگی‌های فراوانی است؛ برای مثال، در زمینه اصلاح الگوی مصرف، می‌توان به تحلیل‌هایی اشاره کرد که نشان می‌دهد چگونه پیوند میان منافع وارداتی و ساختارهای فراملی، مسیر اصلاح را در کشورهای در حال توسعه با دشواری مواجه می‌کند. از این رو، دستیابی به چنین اصلاحاتی، نیازمند درک عمیق و تلاش‌های گسترده بوده است.

 

مجموعه‌ای از نوآوری‌های نهادی، اقتصاد جنگ را شکل دادند

کاهش سهم رانت منابع طبیعی از نوآوری‌های نهادی دوره جنگ بود

مومنی در ادامه با اشاره به سایر نوآوری‌های نهادی آن دوره گفت: یکی از این موارد، کاهش سهم رانت منابع طبیعی در تولید ناخالص داخلی ایران بود. همچنین برقراری توازن قوا میان صنوف تولیدی و توزیعی از دیگر اقدامات مهم محسوب می‌شود که تحقق آن با دشواری‌های فراوانی همراه بود و مهندس میرحسین موسوی و دکتر عابدی جعفری، برای تحقق آن تلاش‌های زیادی انجام دادند. از دیگر نوآوری‌های نهادی می‌توان به نظارت شفاف و مستمر مجلس بر اقلام وارداتی و صادراتی، ایجاد معاونت پشتیبانی از تولید در وزارت بازرگانی با رویکرد تولیدمحور، و نیز طراحی نظام حمایت توسعه‌گرا از تولید فناورانه اشاره کرد.

 

حمایت توسعه‌گرا از تولید فناورانه بدون مهار رانت و فساد ممکن نیست

ظرفیت‌های سیاستگذاری اقتصادی ایران نیازمند بهره‌برداری دقیق است

رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد افزود: حمایت توسعه‌گرا از تولید فناورانه مستلزم دو پیش‌نیاز اساسی است؛ نخست، افزایش هزینه فرصت رانت‌جویی و مفت‌خواری، و دوم، طراحی سازوکارهای پیشگیرانه برای مقابله با فساد. در ادبیات اقتصاد نهادی نیز تأکید شده است که بدون تحقق این پیش‌نیازها، امکان ارتقای بنیادین تولید فناورانه وجود نخواهد داشت. مجموعه این تجربیات نشان می‌دهد که کشور دارای ظرفیت‌های ارزشمندی در حوزه سیاست‌گذاری اقتصادی است و بررسی دقیق آنها می‌تواند به پاسخ این پرسش کمک کند که از کدام تجربه‌ها می‌توان برای بهبود شرایط کنونی بهره گرفت.

 
 
انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.