ترامپ اعلام کرده است که ایالات متحده «بهشدت» و «خیلی زود» به کوه کلنگ گزلا در ایران حمله خواهد کرد. بر اساس چارچوب حقوقی خودِ آژانس بینالمللی انرژی اتمی، این موضوع مسئلهای واجد اهمیت است. ممنوعیت مزبور صرفاً به حمله بالفعل به یک تأسیسات هستهای محدود نمیشود؛ تهدید به حمله مسلحانه علیه یک تأسیسات هستهای نیز بهخودیخود غیرقانونی تلقی میشود.
به گزارش جماران، رضا نصری، حقوقدان بین الملل نوشت:
ترامپ اعلام کرده است که ایالات متحده «بهشدت» و «خیلی زود» به کوه کلنگ گزلا در ایران حمله خواهد کرد. بر اساس چارچوب حقوقی خودِ آژانس بینالمللی انرژی اتمی، این موضوع مسئلهای واجد اهمیت است. ممنوعیت مزبور صرفاً به حمله بالفعل به یک تأسیسات هستهای محدود نمیشود؛ تهدید به حمله مسلحانه علیه یک تأسیسات هستهای نیز بهخودیخود غیرقانونی تلقی میشود.
کنفرانس عمومی آژانس بینالمللی انرژی اتمی طی چهار دهه، با اجماع، تأکید کرده است حمله به تأسیسات هستهای صلحآمیز ــ و تهدید به انجام چنین حملهای ــ ناقض منشور ملل متحد، حقوق بینالملل و اساسنامه آژانس است. این اصل پس از حمله اسرائیل به رآکتور اوسیرک عراق در سال ۱۹۸۱ تثبیت شد؛ زمانی که شورای امنیت، از طریق قطعنامه ۴۸۷، این حمله را نقض آشکار منشور ملل متحد محکوم و ممنوعیت قابل اعمال را تأیید کرد.
کنفرانس عمومی سپس گام دیگری برداشت. در سال ۱۹۸۵ اعلام کرد هرگونه حمله مسلحانه به تأسیسات هستهای یا تهدید علیه آنها، نقض منشور، حقوق بینالملل و اساسنامه آژانس محسوب میشود. در سال ۱۹۹۰ نیز اعلام کرد تهدید به حمله مسلحانه علیه یک تأسیسات هستهای تحت پادمان، وضعیتی ایجاد میکند که مستلزم اقدام فوری شورای امنیت است؛ موضعی که در سال ۲۰۰۹ نیز مجدداً تأیید شد.
این یک تفسیر حاشیهای یا یک استدلال سیاسی نیست. این موضع حقوقی است که آژانس بینالمللی انرژی اتمی طی چندین دهه، بهطور مکرر، آن را اتخاذ کرده است. مسئله حقوقی نیز تنها زمانی مطرح نمیشود که نخستین بمب فرود آید؛ بلکه از لحظهای که یک تهدید معتبر مطرح میشود، اقدام دولت خاطی موضوعیت پیدا میکند
بنابراین، دو پرسش نیازمند پاسخ است:
نخست، چرا شورای امنیت در برابر تهدید ترامپ تشکیل جلسه اضطراری نداده است؟ در سال ۱۹۸۱، هنگامی که حملهای بالفعل علیه یک رآکتور انجام شده بود، شورا از طریق قطعنامه ۴۸۷ اقدام کرد. امروز، در برابر تهدیدی آشکار و علنی علیه یک تأسیسات تحت پادمان ــ یعنی دقیقاً همان وضعیتی که کنفرانس عمومی در سال ۱۹۹۰ اعلام کرد مستلزم اقدام فوری شورای امنیت است ــ شورا همچنان سکوت کرده است. اگر رویه و سابقه اوسیرک واجد هرگونه ارزش حقوقی باشد، صرفِ تهدید برای قرار دادن این موضوع در دستور کار شورای امنیت کافی است.
دوم، چرا مدیرکل آژانس، رافائل گروسی، به این موضوع فوراً رسیدگی نمیکند؟ سازوکارهای اضطراری آژانس هماکنون در حال رصد تحولات مربوط به ایران هستند و مدیرکل وظیفهای روشن برای اقدام دارد. اگر اصول تثبیتشده آژانس بینالمللی انرژی اتمی قرار است معنایی داشته باشند، مدیرکل نمیتواند در حالی سکوت کند که تهدیدی مستقیم و علنی علیه یک تأسیسات هستهای مطرح شده است.