برخی از تصمیم ها در طراحی توپ، عروسک، نماد و پوستر بازی های جام جهانی تاثیرگذار بودند و گام بلندی به سوی آینده برداشتند.
ورزشی جماران، تورنمنت های ورزشی بزرگ توجه میلیون ها نفر را در سراسر جهان جلب می کنند. به همین خاطر آن ها موظف به داشتن برندسازی خلاقانه و با کیفیت هستند. با این حال همیشه این اتفاق نمی افتد: مردم هنوز به لوگو فیس پالم (ژست فیزیکی به صورت گذاشتن کف دست بر روی صورت که نارضایتی، شرمندگی و خجالت را نشان می دهد) جام جهانی ۲۰۱۴ برزیل، سیلوئت های (سایه نما) عجیب بازی های المپیک ۲۰۱۲ لندن و شکلک های خندان به عنوان نماد جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان می خندند (همچنین عروسک این بازی ها به شکل جداگانه ای تبدیل به میم شد).
هر از گاهی کشورها هزاران دلار خرج می کنند و نتیجه محصولی مبهم می شود. به نوشته تریبونا، با این حال روش های گرافیکی در طراحی جام جهانی گاهی اوقات به یک بازتاب کامل از عصر خود تبدیل می شوند یا بر خلاف آن از زمان خود جلوتر هستند و پیشرفت کل زمینه ها را در دهه های آینده تعریف می کنند.
۱۰.توپ جام جهانی ۱۹۷۰

آنچه که ما اکنون به عنوان ظاهر سنتی از توپ فوتبال درک میکنیم، در مکزیک در سال ۱۹۷۰ یک پیشرفت به حساب می آمد. در کل تاریخ ۴۰ ساله قبلی این مسابقات، بازیکنان فقط از توپهای «رترو» با ۱۲ یا ۱۸ تکه و دوخت بیرونی استفاده میکردند. حرکت به سمت توپ ۳۲ تکه ای که ما میشناسیم و دوخت از داخل، دستیابی به شکلی تقریبا گرد را ممکن ساخت و الگوی سیاه و سفید، دیدن توپ را در صفحههای تلویزیون سیاه و سفید خیلی راحت تر کرد.

به شکل خلاصه، توپ فوتبال بالاخره به شکل خودش درآمد و با این تصویر وارد فرهنگ عامه شد. اکنون حتی کودکانی که هرگز با توپ هایی با تکه های شش ضلعی بازی نکرده اند، زمانی که سعی می کنند توپ فوتبال بکشند، آدیداس تل استار را به تصویر در می آورند. در ضمن نام فضایی این مدل اشاره مستقیم به اولین ماهوارهای دارد که سیگنالهای تلویزیونی را به صورت زنده پخش میکرد. چنین نامگذاری نه تنها بر شباهت ظاهری توپ و ماهواره تاکید میکرد، بلکه غرور تولیدکنندگان را به کمال فنی توپ چرمی نیز نشان میداد.
۹.عروسک جام جهانی ۱۹۶۶

طراحی از دنیای واقعی جدا نیست و بیشتر به محصول یا مسابقه ای که با آن همکاری می کند، بستگی دارد. توله شیر ویلی، نخستین عروسک رسمی جام جهانی ۱۹۶۶ انگلیس بود که نکات زیادی دارد. به خاطر کارتونی بودنش نباید شگفت زده شد چون که خالق ویلی تصویرگر کتاب کودکان بود. در مجموع این حیوان کوچک دوست داشتنی می توانست به راحتی فراموش شود چون که در جریان جام محبوب نبود؛ مردم متوجه نمی شدند نماینگر چیست یا به چه درد می خورد.
با این حال با قهرمانی غیرمنتظره انگلیس همه چیز تغییر کرد. ویلی به سمبل موفقیت تیم ملی تبدیل شد و همه انگلیسی ها چیزی از این شیر می خواستند داشته باشند. به این شکل صنعت بازاریابی متولد شد. ویلی در همه جا دیده می شد: روی تی برگ، تافی ها، گرمکن های ورزشی، عروسک های پولیشی و مجسمه ها. مهم تر از همه، نسخههای مختلف ویلی سریع تر از آنچه ساخته میشدند، به فروش رسیدند.

ارزش کل بازار این محصولات ۴ میلیون پوند بود و تجار متوجه شدند به چه معدن طلایی دست یافتند. پس از آن، هر تورنمنت کم و بیش محبوب، مجموعهای کامل از کالاهای سوغاتی با نمادهایی متناسب با هر سلیقهای را به ارمغان آورده است و ما باید آن را مدیون آن توله شیر کوچولوی بامزه باشیم.
۸. پوستر رسمی جام جهانی ۱۹۳۴

نه از کمپانی های آلمانی بپرسید لوگویشان برای دهه ۱۹۴۰ چه بود و نه از هنرمندان ایتالیایی که چه پوستری در آن دوران طراحی کردند. طراحی هیچ اصول اخلاقی ندارد و فقط یک وظیفه را انجام می دهد. بر این اساس وظیفه اصلی هر کشور میزبان جام جهانی ترویج جهان بینی خود و تبلیغ رژیم داخلی است، حتی اگر آن رژیم فاشیست باشد، این تبلیغات به سختی کسی را آزار می دهد. مردم گاهی می گویند: "فوتبال خارج از سیاست است." آن را باور نکنید.
پوستر رسمی ایتالیا برای جام جهانی شامل تصویر دو تبرپوش بود؛ دستههایی از میلهها که با تبر به هم بسته شدهاند. در دوران باستان، تبرپوش نمادی از اقتدار در امپراتوری روم بود و در دهه ۱۹۳۰ به نشان حزب فاشیست ایتالیایی موسولینی تبدیل شد. اولین تصویر تلطیف شده از تبرپوش در سمت راست نشان ایتالیا روی سینه بازیکن پنهان شده است و دومی پشت نوشته "ITALIA, A. XII" قرار دارد.

کارت پستال رسمی جام با "سلام رومی" می درخشید. این طرح برای دههها حقیقت سادهای را در تاریخ حک کرد؛ جامعه رسمی فوتبال با کمال میل شما را همانطور که هستید میپذیرد و به شما اجازه میدهد نظرات خود را به تمام دنیا بگویید چون که فوتبال خارج از سیاست است.
۷. لوگو جام جهانی ۲۰۱۸

طراحی این مسابقات ارزش ذکر شدن دارد فقط به این خاطر که برای نخستین بار در تاریخ جام جهانی توسط کمپانی خلق شد که ارتباطی با کشور میزبان نداشت.
کارشناسان پرتغالی بلافاصله نشان دادند که چه چیزی میتواند اشتباه پیش برود و تصویر مسابقات را به ترکیبی از کلیشههای دوران جنگ سرد شوروی تبدیل کردند: عروسکهای ماتروشکا، باله و فضا. اما لوگو بسیار جالبتر از آن درآمد.

افرادی که با تصاویر و اشارات ظریف آشنا نبودند، فقط یک جام جهانی با سبک خاص یا حداقل یک ریشتراش برقی را در نماد مسابقات میدیدند اما برای بینندگان آگاهتر، موجودی خاکی با چشمان خالی و دهانی بیانتها، آغشته به خون و قاب گرفته شده با طلا ظاهر میشد.
۶.عروسک جام جهانی ۱۹۸۲

و بلاخره به نمونه ای می رسیم که از طراحی ورزشی هوشمندانه ای برای رسیدن به اهداف سیاسی استفاده کردند. در سال ۱۹۸۲، اسپانیا تنها چند سال بود از دیکتاتور فرانکو رها شده بود. جام جهانی پیش رو فرصتی بود تا چهره جدید خود را نشان دهد. به همین خاطر وظیفه مسئول سازنده عروسک جام بیشتر از حد معمول بود. شاید به همین خاطر بود که مردم اسپانیا با دیدن نماد بازی ها خشمگین شدند؛ یک پرتغال شاد و دوست داشتنی.

تا آن زمان، عروسک های جام جهانی فقط حیوانات یا کودکان بودند. به همین خاطر نخستین موضوع بی جان در تاریخ ابتدا با خصومت روبرو شد. با این حال پرتغال به شکل تصادفی انتخاب نشد: تصاویر سنتی از گاوهای وحشی یا گاوبازها بیش از حد با اسپانیای فرانکو مرتبط بودند و در مجموع در آن جام اسپانیا می خواست دوستی را نشان دهد، نه قدرت را. برای همین، این نماد شاد بیشتر پیامی به جهان بود؛ اکنون شما اینجا نه با جوخههای آتش، بلکه با لبخند، فوتبال و پرتقالهای آبدار مورد استقبال قرار خواهید گرفت.
۵. توپ جام جهانی ۱۹۸۶

۱۶ سال بود که از رونمایی آدیداس تل استار در جام جهانی مکزیک می گذشت و میزبانی دوباره در این کشور نوآوری دیگری در تولید توپ را برای هواداران به ارمغان می آورد. آدیداس آزتک، توپ رسمی بازی ها، اولین توپ ساخته شده از مواد مصنوعی در جهان شد. پوشش پولی اورتان آن را بسیار بادوام تر و تقریبا ضد آب می کرد. به خصوص زیر باران های سیل آسا، توپ آب را به خود جذب نمی کرد و ویژگی هایش ثابت باقی می ماند. مارادونا با این توپ گل دست خدا را به ثمر رساند.

انگار مواد جدید کافی نبود، کمپانی آلمانی گام دیگری به سوی آینده برداشت؛ برای نخستین بار عناصر سنتی کشور میزبان را در طراحی توپ گنجاند. الگوهای آزتک که در الگوی استاندارد آدیداس تانگو بافته شده بودند، نه تنها به یک ویژگی نوآورانه در برندسازی تبدیل شدند، بلکه به یک آزمایش موفق تبدیل شدند که در دهههای بعدی در جامهای جهانی، تورنمنتهای دیگر و حتی در سطح باشگاهی تکرار شدند.
۴.آلبوم پنینی در جام جهانی ۱۹۷۰

جام جهانی در مکزیک در مجموع مملو از نوآوری بود. جام جهانی ۱۹۷۰ جدا از برندسازی متمایزش، به خاطر حضور اولین آلبوم کلکسیونی پنینی با برچسب های بازیکنان، در میان اقلام سوغاتی، برجسته بود. اگرچه آلبوم های مشابهی مخصوص بازیکنان داخلی سال ها پیش در ایتالیا فروخته می شد، این جام جهانی ۱۹۷۰ بود که آلبوم های پنینی را در سراسر جهان به رسمیت شناخت.

آن آلبوم به یادماندنی در اصل تقریبا شبیه نمونه مدرن خود بود. تنها تفاوت این بود که تصاویر بازیکنان روی مقوای سفت چاپ و با استفاده از نوار یا چسب به آلبوم چسبانده میشدند. فقط پرچم ها و نمادهای کشورها به صورت برچسب عرضه می شدند. با این حال ایدهی فروش بستههای کارتهای تصادفی به طور جداگانه از آلبوم در آن زمان محبوب شد و صنعت گستردهای را برای جمعآوری پول از کلکسیونرها ایجاد کرد، صنعتی که هنوز هم وجود دارد.
۳. عروسک جام جهانی ۱۹۹۰

"حداقل یک پرتغال نیست"، ایتالیایی ها پس از دیدن عروسک جام جهانی ۱۹۹۰ به آن فکر کردند. با این حال، کمیته برگزاری بازی ها از بین ۵۰ هزار طرح ارسالی چه موجودی را انتخاب کرد؟ مرد کوچک هندسی به نام چائو که از چراغ راهنما الهام گرفته شده بود و توسط یک طراح آماتور خلق شده بود به طرز غیرمنتظره ای با الزامات مسابقات مطابقت داشت. مسئولین برگزاری می خواستند از اشاره به نمادهای سنتی امپراتوری یا پیتزا ممانعت کنند و به همان اندازه نمی خواستند با انتخاب یک پسر کوچک تپل دیگر به عنوان نماد (همانطور که در جام های جهانی ۱۹۷۰، ۱۹۷۴ و ۱۹۷۸ رخ داد) به سفیران چاقی کودکان تبدیل شوند.

مرد کوچک بدون جنسیت با یک توپ به جای سر، به نظر میرسید بر گستردگی فوتبال تاکید میکند: "هر کسی می تواند این بازی را بازی کند." چائو با حضورش نشان داد که نماد بازی ها می تواند هر چیزی باشد و موج جدیدی در طراحی جهانی همراه با تصاویر انتزاعی به راه انداخت. رنگ های زرد و قرمز برند M&M و عروسک میشلن وجودشان را مدیون این چراغ راهنمای ایتالیایی هستند.
۲.ورزشگاه جام جهانی ۲۰۲۲

ظهور یک ورزشگاه مدرن کسی را شگفت زده نمی کند. با وجود اینکه معمار ها تلاش می کنند به هر یک هویت خاصی بدهند ساختار آن ها به هم شباهت دارند. در چنین شرایطی ورزشگاه البیت قطر که برای جام جهانی ۲۰۲۲ ساخته شد برجسته تر بود. بدون شک مستطیلی ترین ورزشگاه در جهان است و همچنین سبک سنتی چادرهای بادیه را باز تولید می کند؛ از طرح کلی سایبان گرفته تا نوارهای سیاه و سفید روکار که در گذشته نماد مهمان نوازی و استقبال گرم بود.

در حال حاضر سخت میتوان گفت که تغییر شکل سنتی ورزشگاه ها توسط معماران به یک روند جدید تبدیل خواهد شد یا خیر. مراکشی ها قصد دارند تا سال ۲۰۲۸ بزرگترین ورزشگاه جهان را بسازند که شباهت زیادی به البیت قطر دارد. حداقل این ایده مسری بوده است. بنابراین در دهههای آینده ممکن است شاهد پروژههای منحصر به فرد بیشتری باشیم.
۱.برندینگ جام جهانی ۲۰۲۶

با توجه به نحوه استقبال از طرح جام جهانی پیش رو، این احتمالا بحث برانگیزترین جایگاه در کل رتبه بندی باشد.
تصویر جام نقطه کانونی است اما بر خلاف عدد ۲۶، عنصر مرکزی نیست. حروف نگاری آن ها عالی و بسیار متنوع است: همزمان به عنوان یک الگو، یک انیمیشن یا عنصر قاب بندی در نظر گرفته می شود. نکته جالب: شکل این دو عدد تصادفی نیست؛ آن ها ۴۸ مربع و یک چهارم دایره را ترکیب می کنند که معرف ۴۸ کشور شرکت کننده هستند.

در مجموع طرح جام جهانی ۲۰۲۶ توسط مقیاس خود رویداد دیکته میشود: ترکیب نمادهای سه کشور (در واقع یک قاره کامل) و ۱۶ شهر به طور خلاصه غیرممکن است، بنابراین طراحان حتی سعی در انجام این کار نکردند.
در عوض، ابزاری با انعطاف پذیری بالا خلق شد: یک هویت بصری که اجزای آن برای هر شهر میزبان سفارشی ساخته شدهاند. تصمیم به کنار گذاشتن رنگهای ملی سنتی نیز یک راه حل بی طرفانه بود که حال و هوای یک جشن رنگی و متنوع را منتقل میکند که بدون شک هر جام جهانی واقعا این چنین است.