دکتر محمد محمودی کیا استاد علوم سیاسی و روابط بینالملل و عضو هیئت علمی پژوهشکده امام خمینی(س) و انقلاب اسلامی در یادداشتی برای جماران نوشت: تاریخ تشیع مفتخر به نامهای بلندآوازهای از فقیهان پارسا، شجاع و مبارزی است که با خون خود از میراث رسول خاتم(ص) دفاع کرده و در برابر جبابره و طواغیط زمانه خود، سر خم نکرده و فریاد آزادگی سر دادند و این پایمردی، همان رمز مانایی شیعه در طول تاریخ است.
تشیع مفتخر به بذل خونهای پاکی از عالیترین فقیهان خود است که با پایمردی و استقامت در راه دفاع از مکتب اهل بیت(علیهم السلام)، نام خود را در سپهر تاریخ تشیع ماندگار کردند و با انتخاب شهادت و تأسی به سیره سیدالشهداء، حضرت حسین بن علی(سلام الله علیهما)، راه، سیره و تراث علمی ائمه هداة(صلوة الله علیهم) را تداوم بخشیدند. فهرست نام این ستارگان درخشان از آغاز دوره غیبت تا کنون، فهرستی بلندبالا و مملو از اسامی فقیهان برجستهای است که تاریخ تشیع مفتخر به وجود ایشان است.
هر چند تاریخ فقاهت همچون تاریخ حیات طیبه اهل بیت، توأم با سختیها و انواع ابتلائات بوده، با این حال، مسیر پر بهجت تفقه در دین و ارشاد مردمان به طریقه نجات و فوز و رستگاری، همواره به همت و مجاهدت عالمان بیدار و شجاع، زنده و بالنده، چونان میراثی گرانبها از عمق تارین برای امروز ما به یادگار مانده است.
در این فرصت به برخی از سرآمدان سپهر فقاهت اشارتی میشود که با خون خود، از تداوم این مسیر نورانی صیانت کردند.
۱) محمد بن جمال الدین مکی عاملی (۷۳۴-۷۸۶ق) مشهور به شهید اول از فقیهان شیعه در قرن هشتم قمری است. شهید اول در فقه مذاهب چهارگانه اهل سنت متبحر بود و از بزرگانی اجازه اجتهاد و نیز اجازه روایت دریافت کرد. وی صاحب کتاب فقهی معروف اللمعة الدمشقیة است. او به دست مخالفان شیعه و پس از یکسال اسارت در قلعه شام به شهادت رسید.
صاحب جواهر، شهید اول را فقیهی دانسته که به خاطر مهارت زیاد در فقه به راحتی به مطالب پیچیده راه یافته است. محمدباقر خوانساری، تراجمنگار قرن سیزده، جایگاه وی را در علم فقه به جایگاه شیخ صدوق در نقل حدیث تشبیه میکند و در علم اصول عقاید و کلام، مناظره و انتقاد از اندیشههای او را همتراز با شیخ مفید و سید مرتضی دانسته و به خاطر تعداد زیاد شاگردان او را در کنار شیخ طوسی، و به جهت دقت علمی در دانش فقه او را شبیه ابن ادریس حلی قرار داده است.
۲) زین الدین بن نورالدین علی بن احمد عاملی جُبَعی (۹۱۱-۹۵۵ یا ۹۶۵ق) معروف به شهید ثانی، فقیه شیعی قرن دهم هجری قمری. وی نزد علمای شیعه و اهلسنت به تحصیل پرداخت و از هر دو دسته تأییدیههایی دریافت کرد. شهید ثانی مذاهب پنجگانه اسلامی را تدریس میکرد و طبق مبانی هر یک فتوا میداد.
دربارهٔ سبب قتل وی دو روایت است: یکی اینکه در جریان قضاوت میان دو نفر، شخص محکوم، نزد قاضی صیدا میرود و این قاضی از سلطان روم (سلطان سلیمان) میخواهد که شهید را به جرم بدعتگذاری و خارج بودن از مذاهب چهارگانه اهل سنت، دستگیر کند. دوم اینکه جمعی از سنیان به رستم پاشا وزیر اعظم سلطان سلیمان گفتند که شیخ زین الدین [شهید ثانی] ادعای اجتهاد دارد و بسیاری از علمای شیعه به نزدش میروند و کتابهای امامیه را از او فرامیگیرند و قصدشان از این کار تبلیغ شیعه است. از این رو، رستم پاشا کسانی را برای دستگیری شهید، که آن هنگام در مکه بود، فرستاد. بدین طریق، او را در مکه دستگیر کردند و به استانبول بردند و بدون اینکه او را نزد سلطان ببرند کشتند. تاریخ شهادتش را ۵ ربیعالاول ۹۶۵ق. در سن ۵۴ سالگی گفتهاند و اینکه پیکرش را سه روز رها کردند و سپس به دریا انداختند.
۳) شهابالدین عبدالله شوشتری (تُستری) (۹۲۰ یا ۹۳۰-۹۹۷ق) فقیه و متکلم شیعۀ در دوره صفویه و ملقب به شهید ثالث.
وی مورد احترام شاه طهماسب اول قرار گرفت و به مشهد هجرت کرد. طبق اسناد و مدارک تاریخی، او در مشهد، جلسات علمی برگزار میکرد و رئیس حوزه علمیه این شهر بود. شوشتری آثاری در زمینه حدیث و کلام دارد و شاگردانی همچون بایزید بسطامی دوم داشته است. در سال ۹۹۷ق، حاکم بخارا، شوشتری را دستگیر کرد و به بخارا برد. وی پس از مناظرات علمی با علمای حنفی بخارا و پیروزی بر آنها، به دستور حاکم به قتل رسید و پیکرش سوزانده شد.
۴) سید نورالله حسینی شوشتری (۹۵۶ -۱۰۱۹ق) یا مرعشی معروف به قاضی نورالله شوشتری یا شهید ثالث، فقیه، اصولی، متکلم، محدث و شاعر شیعی در عهد صفویه است. شوشتری تالیفات بسیاری از جمله احقاق الحق و ازهاق الباطل، مجالس المؤمنین، الصوارم المهرقه و مصائب النواصب دارد. او قاضی القضاة هند بود و بر اساس مذاهب چهارگانه اهل سنت، فتوا میداد. او سرانجام با بدگویی بدخواهان، به فرمان جهانگیرشاه به مرگ محکوم شد و به قتل رسید. وی در آگرای هند مدفون است.
۵) میرزا محمد کامل کِشمیری دِهلوی (۱۱۵۰- ۱۲۳۵ ق.) مشهور به شهید رابع، متکلم، فقیه و طبیب امامی قرن دوازدهم و سیزدهم هجری قمری در هند بوده است.
کامل دهلوی را در علوم مختلفی همچون ادبیات عرب، طب، کلام اسلامی، فقه، تاریخ و رجال متخصص دانسته و کتابهایی همچون «نُزهۀ اثناعشریه»، «تاریخ العلماء»، «تنبیه اهل الکمال و الاِنصاف» را از آثار او معرفی کردهاند. کتاب «نُزهه اثناعشریه» در موضوع مسائل اعتقادی، فقهی و رجالی نوشته شده است. کامل دهلوی در علم طب شاگردِ محمد شریف دهلوی و در علوم دینى شاگردِ سید رَحم على (مؤلف کتاب بَدر الدُجىٰ) است.
به گفته علامه امینی در کتاب شُهداء الفَضیلة، محمد کامل دهلوی در سال ۱۲۳۵ق به دستور یکی از سلاطین نواحی دهلی مسموم شد و به شهادت رسید. محل دفن محمد کامل دهلوی را در زیارتگاه پنجه شریف دهلی هند دانستهاند.
۶) محمدتقی بَرَغانی (شهادت: ۱۲۶۳ یا ۱۲۶۴ق) معروف به شهید ثالث از فقیهان شیعه در عصر قاجار بود. او اجازه اجتهاد را از عالمانی چون سید علی طباطبایی و جعفر کاشفالغطاء دریافت کرد. ملا محمدتقی به همراه دو برادرش ملا محمدصالح و ملا علی نسبت به عالمان دیگر خاندان برغانی از شهرت بیشتری در مجامع علمی ایران و عراق برخوردار بودند.
شهید برغانی کتابهایی در زمینههای مختلفی چون فقه، اصول و کلام نوشته است؛ معروفترین آنها عیون الاصول و منهج الاجتهاد بود. گفته شده وی اولین مجتهدی بود که نظریه ولایت فقیه را مطرح و حکومت پادشاهی را نامشروع اعلام کرد.
یکی از دلایل شهرت برغانی تکفیر شیخیه و بابیه بود. برغانی به همراه عالمانی چون سید محمد مجاهد در جنگ علیه شوروی شرکت داشت. مجتهد برغانی مدیریت حوزه علمیه قزوین را به عهده داشت. او پس از مدتی این حوزه را به یک مکتب فکری مهم در جهان تشیع تبدیل کرد و از پیشگامان مبارزه با استبداد و انحرافات مذهبی شد. محمدتقی برغانی به دست فرقه بابیه به شهادت رسید.
۷) سید محمدباقر صدر (زادهٔ ۱۳۵۳ق/۱۳۱۳ش و درگذشتهٔ ۱۴۰۰ق/۱۳۵۹ش) فقیه و متفکر شیعه عراقی بود که علوم دینی را نزد سید ابوالقاسم خویی و برخی از علمای نجف آموخت و به تدریس علوم دینی پرداخت. سید محمد صدر، سید محمدباقر حکیم، سید کاظم حسینی حائری و سید محمود هاشمی شاهرودی از شاگردان اویند.
سید محمدباقر صدر در دانشهایی چون اصول، فقه، فلسفه سیاست و معرفتشناسی نظریههای جدیدی ارائه داده است. برخی از نظریههای مشهور وی عبارت است از: نظریه حق الطاعه، توالد ذاتی معرفت و منطقة الفراغ. او کتابهای فراوانی نیز نوشته است که فلسفتنا، اقتصادنا، دروسٌ فی علم الاصول(مشهور به حلقات) و الاسس المنطقیه للاستقراء از مهمترین آنها است.
مشارکت در تشکیل حزب الدعوة الاسلامیة، صدور فتوای حرمت عضویت مسلمانان در حزب بعث عراق و برپایی راهپیمایی و تظاهرات در شهرهای شیعهنشین جنوب عراق و بغداد بخشی از فعالیتهای سیاسی وی بود. این اقدامات سبب شد که دولت عراق او و خواهرش آمنه صدر را دستگیر و به شهادت برساند. وی به عنوان شهید خامس نیز نامیده شده است. امام خمینی، در پیامی شهادت وی، او را «مجاهدی بزرگ در راه اهداف اسلام» توصیف کرد.
۸) سید محمد صدر (۱۳۲۲-۱۳۷۷ش) مرجع تقلید شیعه ساکن عراق در قرن چهاردهم هجری شمسی و از مبارزان با حکومت صدام. صدر از روحانیان فعال در فعالیتهای سیاسی - اجتماعی عراق بود و بارها از سوی حزب بعث عراق زندانی شد. برپایی نمازجمعه، تشکیل دادگاه اسلامی، احیاء عزاداری و راهاندازی پیادهروی به سوی کربلا در نیمه شعبان از فعالیتهای اجتماعی - سیاسی او به شمار میرفت.
او نزد امام خمینی و سید محمدباقر صدر شاگردی کرد و در اندیشه تشکیل حکومت اسلامی در عراق بود. از وی آثاری بر جای مانده است که بیشتر در موضوع فقه و اصول است. مَوسوعَةُ الامام المهدی، منة المنان فی الدفاع عن القرآن، ماوراء الفقه و فقه الاخلاق از آثار مشهور اوست. وی در ۲۲ بهمن ۱۳۷۷ به دست عوامل رژیم جنایتکار بعثی به همراه به دو فرزندش به شهادت رسید.
۹) سید علی حسینی خامنهای (۱۳۱۸-۱۴۰۴ش) مشهور به آیت الله امام خامنهای، دومین رهبر نظام جمهوری اسلامی ایران و از مراجع تقلید شیعه بود. وی پیش از انقلاب اسلامی ایران در شمار برجستگان مبارزه با حکومت پهلوی محسوب میشد که به دلیل فعالیتهای انقلابی، سالهای مدیدی را در زندان و تبعید گذراند. پس از انقلاب، مسئولیتهای متعددی از جمله عضویت در شورای انقلاب، نماینده امام در شورای عالی دفاع، نمایندگی مجلس شورای اسلامی، دو دوره ریاستجمهوری (۱۳۶۰-۱۳۶۸ش)، و امامت جمعه تهران را بر عهده داشت و در سال ۱۳۶۸ش. پس از رحلت پیشوای اعلای مسلمان و نخستین رهبر انقلاب اسلامی، امام خمینی، از سوی خبرگان ملت، به رهبری جمهوری اسلامی ایران انتخاب شد و تا پایان عمر شریفش (اسفند ۱۴۰۴ش) در این جایگاه بود. رهبری ۳۷ ساله ایشان بر جمهوری اسلامی همراه با رخداد تحولاتی عمیق در نظم و نظام بینالمللی همراه بود که رهبری آگاهانه ایشان، جمهوریت و اسلامیت و تمامیت ارضی ایران را در برابر تمام تغییرات و فشارهای بیرونی محافظت کرد.
آیت الله خامنهای در برخی فروعات فقهی و یا موضوعات سیاسی و اجتماعی، دیدگاهی نوگرایانه داشت؛ از جمله فتوای تحریم قمهزنی، حرمت توهین به مقدسات اهلسنت و منع استفاده از سلاح هستهای، حمایت از جبهه مقاومت، مقابله با تهاجم فرهنگی، تأکید بر اقتصاد مقاومتی و راهحل مسئله فلسطین از طریق همهپرسی. وی جهاد را فراتر از عرصه نظامی دانسته و بر ضرورت جهاد تبیین تأکید داشت. وی به ادبیات و تاریخ معاصر علاقهمند بود و در این حوزه تسلطی مثالزدنی داشت و با تخلص امین شعر میسرود.
آیت الله شهید خامنهای در صبح روز شنبه ۹ اسفند ۱۴۰۴ش/۱۰ رمضان ۱۴۴۷ق بر اثر حملات موشکی آمریکا و اسرائیل به مجموعه دفتر کاری خویش موسوم به بیت رهبری به شهادت رسید.
هر چند تمام فقیهان پیشتر ذکر شده، هر یک علاوه بر مقام عالی فقاهت، در مسیر دفاع از حریم تشیع و آرمانهای آن به شهادت رسیدند، با این حال، وجه تمایز عمده آیت الله شهید خامنهای با دیگر شهیدان آسمان فقاهت و مرجعیت، مقام زمامداری ایشان بر حکومت اسلامی است که علاوه بر منصب مرجعیت، مقام ولایت و امامت امت را نیز تصدی داشتند.
کیفیت شهادت آیت الله خامنهای ـ بعد از ۳۷ سال رهبری مقتدرانه بر ایران و جهان تشیع و گذار شیعیان از مهمترین مخاطرات و بحرانهای عمیق از سوی بزرگترین اشرار عالم ـ نیز تصویری ممتاز از عروج ایشان در کتاب تاریخ به ثبت رساند؛ همو که علیرغم اقتدار قانونی و نفوذ گسترده دینی، زیستی بسیار زاهدانه داشت و در همین زهد و پارسایی و دنیاگریزی، و با هوشمندی فراوان، سدی مستحکم برای دفاع از اسلام و ایران و مانعی قدرتمند بر سر راه نفوذ هژمونطلبانه قدرتهای سلطهگر جهانی در منطقه و نیز در جغرافیای فرهنگی و تمدنی جهان اسلام محسوب میشد.
جمعبندی
تشیع تنها مکتبی است که نیروی پیشران و بخش عمدهای از تاریخ آن، تاریخ دموی آن است. تشیع به بذل خون زنده است و این مسیر با تکیه بر همین عامل تاریخی همچنان بالنده خواهد ماند.
ذکر این نکته نیز ضروری است هر چند در گذشته کاربرد صفت ترتیبی برای این فقیهان شهید، نوعی کارکرد برجستهسازی و اهمیتبخشی داشته، ولی جز در مورد شهیدین اول و ثانی، اختلاف در برداشت از نقش تاریخی این فقیهان و یا میزان تعمق و تبحر ایشان در علوم دینی، منجر به بروز اجتهادهای مختلف در تعیین مصادیق در سلسله ترتیبی فقیهان شهید شده است. چنانچه در برخی دستهبندیهای موجود از شهابالدین عبدالله شوشتری در کنار قاضی نورالله شوشتری، میرزا محمدمهدی خراسانی و محمدتقی برغانی به عنوان شهید ثالث یاد شده است. و یا این که در برخی منابع از میرزا محمدمهدی خراسانی، شیخ فضلالله نوری و محمدباقر اصطهباناتی در کنار محمدکامل دهلوی به عنوان شهید رابع یاد شده است.
با این همه، باید دانست که هویت امروزی شیعه و رمز مانایی آن در گذار از تمام حوادث صعب تاریخ، رهین تمام مجاهدتها و رادمردیهای این امناء الرسل، در هر برههای از تاریخ است. رضوان و برکات الهی قرین ارواح پاک تمام زعمای شهید و رحیل مکتب اهل بیت (علیهم السلام).