یادم هست در بازآرایی ساختار زنان (که اولین مصوبه ما در ستاد ملی زن و خانواده بود و خب پست مشاورین ارتقا پیدا کرد و جایگاه آنها متفاوت شد و مقرر شد که حتماً در جلسات شوراهای اصلی وزارتخانهها شرکت کنند )، ایشان میفرمودند: «این چیز کمی است؛ بازآرایی معنی خیلی بالاتری دارد. شما باید دنبال این باشید که شرایط زنها در جامعه و در ادارات متفاوت بشود و فعالیت آنها و نوع فعالیتشان از نظر کیفی گسترش پیدا کند و حمایت لازم را از پیشرفت زنان داشته باشید». ایشان میفرمودند: «من هیچ جایی مانعی را برای فعالیت زنان نمیبینم».
همان تعبیری که رهبر انقلاب داشتند، میگفتند: «فقط سعی کنید حدود شرعی حفظ بشود». حتی من در مسئله ورود زنان به ورزشگاه چون خیلی از من سؤال میشد، یک روز از ایشان پرسیدم: «دقیقاً میخواهم بدانم دیدگاه شما چیست؟ اگر شما نسبت به این مسئله موافقت ندارید بفرمایید که من وارد این پاسخگویی نشوم ». ایشان صراحتاً فرمودند: «من مانعی در این مسئله نمیبینم، زنان میتوانند مثل مردان وارد بشوند، فقط باید سعی کنیم که حدود شرعی به طور کامل رعایت بشود.»
در روزهای سخت و بحرانی دولت، رفتار و روحیه شهید رئیسی با مدیران چگونه بود؟
ایشان ضمن اینکه مهربان و فروتن بودند، در هنگامی که احساس میکردند سستی در بخشی از ادارات وجود دارد، خیلی سختگیر بودند و برخورد جدی داشتند.
عنوان میکردند که: «ما با هیچکس برادرخواندگی نداریم، با هیچکس تعارف نداریم و همه مدیران هم باید اینگونه باشند. هرجایی دیدید سستی میکنند، بلافاصله جایگزین کنید. این یک امانت است دست ما و باید در فرصت محدودی که داریم بهخوبی از این امانت استفاده کنیم و بهخوبی ادای امانت را نسبت به ملتمان داشته باشیم.» لذا خیلی بیتعارف بودند و از همه هم میخواستند که بیتعارف باشند. چه در سفرهای استانی روی این مسئله تأکید داشتند و چه در هیئت دولت؛ میخواستند نسبت به مدیری که کاهل است و بهموقع کار انجام نمیدهد برخورد بشود. تعبیر «ترک فعل» را شهید رئیسی در لسان قوه قضاییه و در احکام قوه قضاییه آورده بودند، خودشان هم روی ترک فعل در دولت تأکید داشتند.
میگفتند: «مسئله فقط این نیست که شما کارِ خلاف نکنید، مسئله این است که کاری که وظیفهتان هست را انجام ندهید! این خودش یکی از مسائل مهم است. اینکه کسی مسئولیتی به عهده بگیرد و آن جایگاه را ارتقا ندهد و از آن جایگاه برای بهبود حال مردم استفاده نکند، این خودش نوعی تخلف و گاهی اوقات جرم محسوب میشود.»
در ایام بحران 1401 نحوه برخورد شهید رئیسی با سرکار عالی در مورد مسئله زنان چطور بود؟
در جریان سال ۱۴۰۱ ایشان معتقد بودند که تعدادی از جوانان و نوجوانان ما تحتتأثیر احساسات و عواطفِ برانگیختهشده قرار گرفتهاند (که بخش زیادی از این برانگیختگی را دشمن ایجاد کرده بود) و ما باید آنها را درک کنیم و باید تلاش کنیم که روشنگری داشته باشیم و پاسخگوییِ لازم را داشته باشیم. از اعضای هیئت دولت میخواستند جاهایی که عملکردشان مبهم است را توضیح بدهند (اگرچه بعضی از اعضا حقیقتاً در این تبیینگری قصور داشتند). من تلاش میکردم که مطالب را آنگونه که هست خدمت ایشان منتقل کنم. چندین بار به زندان رفتم و با دختران مصاحبه انجام دادم، با دستاندرکاران سعی کردم صحبت بکنم و تلاش کردم مسائلِ اتفاقافتاده را آنگونه که هست منتقل کنم.
ایشان هم بادقت گوش میدادند، هم گزارشهای من را میخواندند و توصیههایی میکردند. ازیکطرف توجه میدادند که دشمن پشت این قضیه است و دارد تحریک میکند، ولی از طرف دیگر توجه میدادند به این مسئله که نباید بگذاریم این مسئله تبدیل به یک بحران بشود و خداینکرده ذهن و افکار جوانهای ما را به سمت دشمن سوق بدهد؛ میگفتند در این مساله درایت و نوع عملکرد ما مهم است. من گاهی اوقات خودم نسبت به بعضی از عملکردها و شیوه هادر آن جریان انتقاد داشتم و در هیئت دولت مطرح میکردم.
ایشان گوش میدادند، گاهی اوقات تأیید میکردند و از اعضایی که کارشان مرتبط با آن مطلب بود میخواستند که اشکالاتی که مطرح میکرده بودم پیگیری بشود و نتیجه به ایشان گزارش داده شود. مهمترین توصیهای که شهید رئیسی به اعضای دولت درباره مدیریت و مسئولیتپذیری داشت چه بود؟ مهمترین مطلب، کار، کار، کارِ عملیاتی و بعد از آن، گزارش کار به مردم بود. تعبیر ایشان این بود: «از صیغه ماضی استفاده کنید نه صیغه مضارع! بعد از اینکه کار را انجام دادید، بگویید که این کار انجام شد. هِی وعده ندهید که این کارها انجام خواهد شد. سعی کنید بروید در دل کار و سریع کار را به نتیجه برسانید و بعد گزارش بدهید.
با وعدهها مردم را سرگرم نکنیم تا اگر خداینکرده این وعدهها محقق نشد، سرمایه اجتماعی کاسته نشود و مردم احساس نکنند که وعدههای پوچ و توخالی بوده است.»