پس از کسب پیروزیهای اولیه، زمان بسیار مهم است. حاکمیت باید از موقعیت برتر به دست آمده برای مذاکره از موضع قدرت، جلب حمایت افکار عمومی جهانی، فعالکردن نهادهای بینالمللی و فشار برای پذیرش شروط سیاسی و حقوقی ایران با سرعت هرچه بیشتر، حداکثر استفاده را کند. تعلل و تأخیر میتواند باعث کاهش اثر روانی و سیاسی پیروزیهای به دست آمده و بیاثرتر شدن برگهای برنده در دست خود شود.
[5/25/2026 3:29 PM] Sajad: تجاوز و حمله نظامی آمریکا و اسرائیل در خرداد و اسفند ماه سال گذشته فصل نوینی را تاریخ سیاسی و امنیتی معاصر ایران گشوده است. جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه آمریکا و اسرائیل علیه ایران، علیرغم خسارات انسانی و مادی فراوانی به ایران وارد ساخت، نتوانست به تسلیم و شکست ایران بیانجامد و برعکس موقعیت و جایگاه ایران در سطح منطقه و جهان را برجستهتر ساخت. حال این پرسش مطرح است که جمهوری اسلامی ایران چگونه میتواند موفقیت بزرگ خود در ناکام گذاشتن تجاوز آمریکا و اسرائیل را به یک دستاورد پایدار برای کشور تبدیل کند؟ این پرسشی است که این روزها در محافل سیاسی کشور بسیار شنیده میشود. در یادداشت حاضر کوشش میشود تا به اختصار، نکاتی در خصوص این پرسش و پاسخ به آن، مورد بحث و بررسی قرار گیرد.
واقعیت این است که برای تبدیل یک پیروزی نظامی به دستاوردهای سیاسی و اقتصادی پایدار، صرفِ پیروزی در میدان کافی نیست. تجربه نشان داده است که برای بهرهبرداری از این موفقیتهای نظامی، سیاستگذاران کشور باید از همان لحظه پیروزی و حتی قبل از تحقق آن، خود را برای «مدیریت پس از پیروزی» آماده ساخته باشند. متأسفانه برخی از سیاستها و اعلام مواضع متفاوت مقامات ایرانی در روزهای پس از آتشبس، گویای چنین آمادگی و برنامهریزیای نبوده است. البته این نقیصه به دلیل به شهادت رسیدن تعدادی از بلندپایه ترین مقامات سیاسی و نظامی و امنیتی کشور، تا حدودی قابل درک می باشد.
به نظر میرسد، مهمترین ملاحظات و اصولی که باید در این مقطع زمانی مدنظر سیاستگذاران اصلی کشور قرار گیرند، عبارتند از:
۱. تعریف و تعیین اهداف سیاسی روشن و ملموس
موفقیتهای نظامی به دست آمده، باید به یک یا چند هدف سیاسی مشخص و عینی ترجمه و وصل شوند و در مورد آنها، در میان تصمیم گیرندگان اصلی کشور، اجماع نظر وجود داشته باشد نظیر: تثبیت امنیت مرزهای هوایی، دریایی و سرزمینی، گرفتن تضمینهای بینالمللی برای عدم تجاوز مجدد، دریافت غرامت از متجاوزین و حامیان آنها و یا افزایش قدرت چانهزنی خود در مذاکرات در حال انجام. اگر اهداف سیاسی روشن نباشند، دستاوردهای نظامی ممکن است فرسوده یا بیاثر شوند.
به نظر می رسد که در شرایط کنونی کشور، به دلایلی که شاید پرداختن به آنها در اینجا ضروری و یا به مصلحت نباشد، متأسفانه در مورد این اهداف، صدای واحدی از نظام سیاسی شنیده نمیشود. کافی است در این زمینه، اهداف و شروطی که توسط برخی از نمایندگان مجلس و یا برخی از فرماندهان نظامی مطرح میشود، با نظرات رئیس جمهور و یا رئیس مجلس که امروزه به عنوان نماینده نظام در امر مذاکرات معین شده است، مقایسه شود. البته در همین مورد میتوان به نظرات مطرح شده از سوی برخی افراد غیر مسئول ولی با نفوذ و برخی از رسانههای تندرو هم اشاره کرد که از آنها میگذریم.
۲. لزوم بهرهبرداری سریع دیپلماتیک از دستاوردهای نظامی
پس از کسب پیروزیهای اولیه، زمان بسیار مهم است. حاکمیت باید از موقعیت برتر به دست آمده برای:
- مذاکره از موضع قدرت
- جلب حمایت افکار عمومی جهانی
- فعالکردن نهادهای بینالمللی
- فشار برای پذیرش شروط سیاسی و حقوقی ایران
با سرعت هرچه بیشتر، حداکثر استفاده را کند. تعلل و تأخیر میتواند باعث کاهش اثر روانی و سیاسی پیروزیهای به دست آمده و بیاثرتر شدن برگهای برنده در دست خود شود.
۳. پرهیز از گسترش بیهدف جنگ
یکی از اصول مهم این است که شکست نظامی دشمنان، نباید سیاستگذاران کشور را دچار اعتمادبهنفس کاذب و بیش از اندازه کند. ادامه جنگ و درگیری نظامی، فقط وقتی قابل توجیه است که:
- اهداف روشنی تعقیب شود که در شرایط حاضر دست یافتنی نیستند
- هزینههای ورود به جنگ مجدد قابل مدیریت باشند
- کسب نتیجه سیاسی بهتر محتمل باشد
- حمایت داخلی و خارجی موجود را بیشتر کند
کسانی که این روزها در داخل کشور، بر طبل جنگ کوبیده و هرگونه مذاکره را به سازش تعبیر میکنند، بسیار بعید است که در مورد شرایط یاد شده تأمل لازم را کرده و از عواقب جبرانناپذیر ورود مجدد کشور به یک جنگ همه جانبه، برآورد دقیقی داشته باشند. البته این مسأله، یعنی عدم استقبال ما از آغاز جنگ توسط ایران، نباید نافی دفاع همه جانبه ملت ایران در صورت تجاوز مجدد دشمنان به سرزمین ایران تلقی شود.
۴. محاسبه دقیق و واقع بینانه داشتن از هزینه - فایده اقدامات بعدی
مبادرت به اتخاذ هر تصمیم و انجام هر اقدامی در شرایط نه جنگ و نه صلح کنونی، باید با این پرسش سنجیده شود که از آن تصمیم و اقدام، چه چیزی به دست میآید و چه چیزی از دست میرود؟ بدیهی است که منظور از هزینهها، فقط هزینههای نظامی نیستند؛ بلکه مواردی نظیر: تلفات انسانی، فشارهای اقتصادی، فرسایش اجتماعی، کاهش مشروعیت سیاسی، انزوای دیپلماتیک و تخریب زیرساختها را هم شامل میشوند.
۵. لزوم تبدیل پیروزی نظامی به یک روایت ملی واحد و انسجام بخش
موفقیتهای نظامی مکتسبه باید در افکار عمومی به بهترین شکل و به دور از هرگونه خودکمبینی یا اغراق و خودبزرگبینی، توصیف و تبیین شوند. روایت رسمی باید:
- واقعبینانه باشد
- انتظارات غیرممکن ایجاد نکند
- انسجام اجتماعی را تقویت کند
- مخالفان داخلی را کاملاً طرد نکند
- امکان مذاکره و تصمیمهای بعدی را باز بگذارد
تجمعات خیابانی موجود تا کنون بسیار اثربخش بردهاند اما باید آسیبشناسی شده و با توجه به مؤلفههای فوقالذکر، شاهد اثربخشی و انسجامبخشی بیشتری در این تجمعات باشیم و از غلتیدن آنها در مطامع و منافع حزبی و جناحی جلوگیری به عمل آید.
۶. استفاده اقتصادی از فرصت سیاسی
پیروزی زمانی پایدار میشود که به بازسازی و توسعه منجر شود. سیاستگذاران باید روی: بازسازی مناطق آسیبدیده، جذب منابع مالی و کمک خارجی، احیای تجارت و تولید، کنترل تورم و هزینههای جنگ، حمایت از آسیبدیدگان و خانوادههای کمبضاعت تمرکز کنند.
۷. ایجاد تضمینهای پایدار امنیتی
اگر پیروزی نظامی منجر به ایجاد سازوکارهای پایدار امنیتی نشود، خطر بازگشت بحران و جنگ باقی میماند. بنابراین باید به دنبال توافقهای رسمی، نظارت بینالمللی- مرزبندی روشن، سازوکار حل اختلاف و بازدارندگی دفاعی پایدار بود.
۸. واقعگرایی در سیاست خارجی
پس از موفقیتهای نظامی اخیر ایران، واکنش محتاطانه و حاکی از نگرانی کشورها و قدرتهای منطقهای و جهانی امری طبیعی است. سیاستگذاران باید بدانند که کشورهای دیگر، از تغییر موازنه قدرت به وجود آمده، نگران شدهاند. بنابراین باید میان قدرتنمایی، مذاکره و اطمینانبخشی تعادل برقرار کنند.
در پایان تأکید میشود که برای تبدیل موفقیتهای سیاسی و نظامی به دست آمده به دستاوردهای سیاسی، امنیتی و اقتصادی ملموس، مقامات و سیاستگذاران عالی کشور، باید از اصولی مانند هدفگذاری روشن، بهرهبرداری دیپلماتیک سریع، محاسبه هزینه - فایده، پرهیز از گسترش بیهدف بحران، بازسازی اقتصادی، مدیریت افکار عمومی و ایجاد تضمین امنیتی پیروی کنند. کلام پایانی اینکه پیروزی در میدان جنگ، زمانی کامل میشود که به صلح پایدار، امنیت قابل اتکا و بهبود وضعیت اقتصادی و سیاسی مردم ایران تبدیل شود.
............................................................
*عضو هیأت علمی دانشگاه بینالمللی امام خمینی قزوین