استاد هادی سروش در یادداشتی برای جماران نوشت: ایرانیان در داخل و خارج؛ صاحبان وجدان و نوعدوستی و شرافت هستند و بر خون و بر هموطن خود حساس هستند. به شهادت تاریخ؛ در هر برههای مانند بعد از جنگ جهانی که مردم از شرایط نامطلوبشان پناه به ظالم خارجی بردند، به رفاه و آزادی نرسیدند! و قطعاً تجربه آنچه که تجربه شده، خطای بزرگ و ندامت عمیقی به دنبال دارد و چه بسا امکان بازگشت به حداقلهای دوران گذشته را هم نخواهد داشت. راه فتنههای دشمن و ورود بیگانه را همگان باید ببندند چون آثار سوء آن فقط بر عدهای خاص نیست.
ظالم برای استعلای ظالمانه بر یک کشور و ملت آن از ادبیاتِ دشمنی با مردم استفاده نمیکند، بلکه با ادعای منافقانه "کمک به مردم در راه است" وارد میشود تا دمار از روزگار کشوری که به زیاده خواهی او "نه" گفته، درآورد.
شاید برخی از جوانان ما دستخوش نفاق و وعدههای توخالی شدند و امروز را میبینند که وعدههای بیگانه خونریز، نه تنها از حق و عدالت و تشریک مساعی در حقوق شهروندی خالی بود بلکه پر از ظلم و تعدی بود.
از دو موضع سخن با دوستانی که چنان تصوری از حمله بیگانه داشتند، دارم؛ موضع وجدانی و اخلاقی، و موضع دینی.
از موضع وجدانی:
آیا وجداناً آنان که به مدرسه حمله کردند و ۱۷۰ کودک را با تغذیه و کتاب داخل کیف پر از خون کردن و به زیر آوار فرستادند! دوست ما و وطن ما هستند؟!
آیا وجداناً آنان که با حملات پی در پی، خواب را از چشمان معصوم کودکان گرفتهاند و مانند بید در آغوش مادران میلرزاند! میتوانند مدعی انسانیت باشند؟!
آیا وجداناً آنان که به خاطر ترور یک دانشمند به هیچیک از خانههای مجاور آن رحم نکردند و به گونهای خانه و کاشانه آنان را نابود کردند که در بعضی از موارد اثری از بدن کشتهشدنگان نیست! دوست ما و دلسوز ما هستند؟!
به عنوان نمونه؛ در یک حمله شبانه در قم؛ ۱۸ نفر شهید شدند که چهار نفر آن کودکانی بودند که در کنار عروسک خود خواب بودند!
مبادا کسی، در این خونها با رضایت درونی، شریک ظلمِ ظالم شود!
سه امام ما شیعیان؛ امیرالمؤمنین، امام باقر و امام صادق (علیهم السلام) فرمودند: «ظالم و همکار او و راضی به ظلم او، جملگی در ظلم باهم شریک هستند» ؛ « اَلْعَامِلُ بِالظُّلْمِ وَ اَلْمُعِینُ لَهُ وَ اَلرَّاضِی بِهِ شُرَکَاءُ».
ما بر هر خونِ مظلومی، گریانیم؛ خواه خون در دی ماه باشد و یا خون در اسفند و فروردین! چون مردم و خون؛ هر دو دارای حرمت است. و این باورِ هر ایرانی است. و ایرانی هر کجای دنیا باشد عِرقِ ایران در خون اوست. با افتخار مدعی هستم؛ ایرانیان در داخل و خارج؛ صاحبان وجدان و نوعدوستی و شرافت هستند و بر خون و بر هموطن خود حساس هستند.
به شهادت تاریخ؛ در هر برههای مانند بعد از جنگ جهانی که مردم از شرایط نامطلوبشان پناه به ظالم خارجی بردند، به رفاه و آزادی نرسیدند! و قطعاً تجربه آنچه که تجربه شده، خطای بزرگ و ندامت عمیقی به دنبال دارد و چه بسا امکان بازگشت به حداقلهای دوران گذشته را هم نخواهد داشت.
از موضع قرآنی نیز، با دوستان جوانم سخنی دارم، ممکن است جوانی که بعد از گذر از بسیاری از منابع دینی، بگوید من قرآن را قبول دارم. بسیار خوب؛ آفرین بر تو که قرآن را قبول داری. با هم چند آیه قرآن را مرور کنیم.
ببینید؛ مؤمنان راستین وقتی دعوت موسى را اجابت کردند و ادعای توکل به خدا کردند، حرف مهمی زدند و آن مؤمنان گفتند؛ خدای ما، ما را دستخوش نقشههای ظالمین که در نهایت به سود آنان تمام میشود، قرار مده: «فقالوا عَلَى اللهِ تَوَکَّلنا رَبَّنا لا تَجعَلنا فِتنَةً لِلقَومِ الظّالِمینَ» (یونس/۸۵).
همیشه بودهاند کسانی که از روی خوشباوری و یا از روی بغض نسبت به یک ظالم در دامن ظالم بزرگتری قرار گرفتند! این گزاره طبق گزارش قرآن، چنین است؛ «إنّا جَعَلناها فِتنَةً لِلظّالِمینَ» (صافات/۶۳).
در تفسیر این آیه، دو شاگرد امام باقر و امام صادق (علیهما السّلام) بنام زرارة و محمد بن مسلم از آن دو امام نقل میکنند که فرمودند: «معنای آیه [در معرض فتنه ظالم قرار نگرفتن این است] به گونهای نشود که ظالمان بر ما مسلط شوند و ما را وسیله فتنهانگیزی خود قرار دهند؛ لا تسلطهم علینا فتفتنهم بنا» (مجمع البیان ج ۵ ص۱۹۳).
اجازه دهید از دو مفسر گرانقدر قرآن، یکی از قرن چهارم و دیگری از قرن چهاردهم در تفسیر آیه «میدان فتنه ظالمان» بودن، سخن ارزشمندی تقدیم کنم.
بزرگ فقیه و محدث و مفسر قرن چهارم جناب شیخ طوسی بر این باور است؛ «انسان باید مراقب باشد در موقعیتی قرار نگیرد که باعث وجهه و آبرو و اعتبار ظالم شود، از اینجا که مؤمنان دعا میکنند خدایا ما را مایه اعتبار ظالمین قرار مده: «رَبَّنا لا تَجعَلنا فِتنَةً لِلَّذینَ کَفَروا وَاغفِر لَنا رَبَّنا إنَّکَ أنتَ العَزیزُ الحَکیمُ» (ممتحنه/۵). یعنی؛ خدایا ما را دستخوش آشوبى به سود کافران مگردان» (التبیان ج ۵ ص۴۲۰).
بسیار سخن دقیقی است، ما به هر علتی و به هر انگیزه دینی و یا اجتماعی، و یا خروج از بنبستهای زندگی، نباید باعث آبرو و تقویتِ جنایتکار بینالمللی و رژیمهای سراسر ظلم شویم.
مطلب ارزشمند دیگر از مفسر قرن چهاردهم جناب علامه طباطبایی چنین است: «ظالمانی که قدرت و زور دارند، مظلومان را مورد فریب قرار میدهند، در راستای انتقام؛ از جاذبهها برای سوءِ استفاده از مظلوم استفاده میکنند. و این، میدان فتنهانگیزی ظالمان است» (المیزان ج۱۰ ص۱۱۴).
نکته مهم در ایجاد فضای فتنهانگیزی دشمن این است که وقتی فتنهها و جنایتها در پوششهای مختلف وارد جامعه و کشور عزیز ما شود، آن روز دود خیانت و جنایت فقط با چشم عدهای خاص که شاید دلخواه بعضی از ما بوده! نمیرود، بلکه آسیبهای مالی و جانی و روانی آن، بر کل جامعه از بزرگسالان و کهنسالان، تا کودکان و زنان را خواهد گرفت. اضافه بر اینکه آثار ظلم و جنایت تخریب سالها بر روح و روان انسانها میماند؛ آثار فتنه و جنایت و تخریب بر ساختارهای اساسی کشور تا سالهای سال باقی خواهد ماند. این سخن قرآن است که غبار فتنه بر گروه خاص و یا بخشی از کشور نمینشیند بلکه فراگیر خواهد بود؛ «وَاتَّقوا فِتنَةً لا تُصیبَنَّ الَّذینَ ظَلَموا مِنکُم خاصَّةً وَاعلَموا أنَّ اللهَ شَدیدُ العِقابِ» (انفال/۲۵).
پس؛ راه فتنههای دشمن و ورود بیگانه را همگان باید ببندند چون آثار سوء آن فقط بر عدهای خاص نیست.
سخن آخر؛ باید مراقب بود در تمام سختیهای سیاسی و اجتماعی و اقتصادی، دنبال راه حلی غیر از بازی در میدان دشمن را پیدا کرد. تکیه به دشمن و وجاهت بخشیدنِ به دشمن با قرآن و وجدان سازگار نیست.