دکتر محمد محمودی کیا استاد علوم سیاسی و روابط بینالملل و عضو هیئت علمی پژوهشکده امام خمینی(س) و انقلاب اسلامی در یادداشتی برای جماران نوشت: انتظار میرود جنگ در هفته پنجم، همزمان با تداوم وضعیت شکست دشمن متجاوز در عرصه میدانی، روندهایی را شدت بخشد که بحران را از سطح یک بحران منطقهای به یک بحران در سطح نظام بینالمللی ارتقا بخشد؛ امری که سرنوشت جنگ را در ماهیت نامتقارن خود در یک مسیر بدون بازگشت به وضعیت پیش از وقوع آن سوق داده و سناریوهای پایان را با ابهام هر چه بیشتر برای طرف متجاوز مواجه میکند و در مقابل، به تقویت هر چه بیشتر مؤلفههای قدرت ایران و نیروهای محور مقاومت میانجامد.
۱) تداوم و استمرار وضعیت شکست دشمن متجاوز در دستیابی به اهداف اولیه جنگ و ترسیم اهداف جدید چون بازکردن تنگه هرمز! امری که تاکنون با پاسخ سرسختانه ایران مواجه شده و بسیار دور از ذهن خواهد بود ایران پسا جنگ از این مزیت راهبردی خود چشمپوشی کند و از هماکنون میتوان انتظار داشت کنترل تنگه هرمز، یکی از پایههای معماری نظم امنیتی جدید در منطقه غرب و جنوب غرب آسیا در دکترین دفاعی ایران باشد.
۲) تشدید تصویر بیبرنامگی دشمن متجاوژ در عرصه عمل میدانی متعارف و تقویت احتمال ورود دشمن به سناریوهای بیبازگشت و ماجراجویانهایی چون ورود به نبرد زمینی و یا بهرهگیری از سلاحهای ممنوعه؛ امری که در احتمال نخست، حسب نظر کارشناسان نظامی غربی، میتواند بزرگترین فاجعه نظامی ارتش آمریکا در چند دهه اخیر را رقم بزند و در احتمال دوم، میتواند پیامدهای ناگوار و غیرقابل تصوری برای امنیت بینالمللی به همراه داشته باشد. به هر نحو، این احتمال، زمانی بیشتر قوت مییابد که این گمانه هر روز بیش از پیش تقویت میشود که رئیس جمهور آمریکا، بسیار گزینشی در جریان و روند اخبار جنگ قرار میگیرد و وزیر دفاع نابلد و سلبریتی آمریکا و دیگر جنگسالاران تلمودی مسیحی - صهیونیست دولت ترامپ، بیشتر از آن که در خدمت منافع آمریکا عمل کنند، سربازانی وفادار برای رژیم صهیونی و پروژه آخرالزمانی آموزههای تلمودی هستند.
۳) تداوم آهنگ ضربات موشکی و پهپادی ایران و دیگر اضلاع مقاومت نسبت به پایگاههای آمریکایی و سرزمینهای اشغالی و نیز کلیه سرمایهگذاریها و زیرساختهای فنآورانه، انرژی و مراکز صنعتی متجاوزین در منطقه از مهمترین چالشهای نیروهای متجاوز خواهد بود. امری که موجب شده تا ایران را برای نخستینبار به وضعیت بازیگر پیشبینی ناپذیر در الگوی مدیریت بحران ارتقا بخشد.
۴) کاهش فوری سطح موشکهای سامانههای پدافندی دشمنان متجاوز و دیگر تسلیحات مورد نیاز برای تداوم حضور در جنگ. امری که در فقدان زودهنگام چشمهای راداری، دشمن را بیش از هر زمان دیگر در وضعیت «آسمان باز» برای موشکها و پهپادی مقاومت قرار داده است.
۵) انتظار قریبالوقوع برای افزایش بیسابقه قیمت نفت اوپک و دیگر نفتهای جهانی چون برنت و وست تگزاس اینترمدیت در آغاز هفته پنجم. به طور طبیعی این جهش قیمت حتی در فردای پایان جنگ به وضعیت پیش از آن باز نخواهد گشت و پیامدهای مدیریت هوشمند یک ماهه تنگه هرمز و احتمالا زین پس، تنگه باب المندب برای عبور و مرور هر نوع کشتیرانی از / به دولتهای متخاصم، به سادگی در اقتصاد جهانی قابل جبران نخواهد بود. طبعا تداوم این وضعیت حتی برای هر یک روز ادامه جنگ، تأثیرات سلبی پردامنهای بر اقتصاد جهانی از خود برجای خواهد گذاشت.
۶) تشدید عمق و سطح عملیاتهای مقاومت اسلامی در عراق، لبنان و یمن علیه دشمن آمریکایی و صهبونی. چنانچه استمرار عملیاتهای نظامی موفق و بیسابقه حزبالله در جبهه شمالی و نیز عمق سرزمینهای اشغالی میتواند به تقویت احتمال ورود زمینی حزب الله به الجلیل در شمال در صورت تداوم جنگ و پس از ناتوانی رژیم در برابر حملات ایران، کابوسی جدی برای رژیم صهیونی منجر شود.
۷) تشدید وضعیت عدم توازن و تناسب در اقتصاد جنگ بین ایران و طرفهای متجاوز؛ امری که به شدت بر تابآوری آمریکا و اسراییل در بعد زمانی به صورتی کاهنده تأثیرگذار خواهد بود و برتری فناوریهای گرانقیمت آمریکایی را به چالشی جدی خواهد کشاند.
۸) تشدید خط آتش نسبت مواضع دشمن در اثر تغییر دائمی روندهای حاکم بر معادلات جنگ توسط ایران و محور مقاومت در برابر ایدههای تجاوزکاران نیروهای متجاوز. از این رو، ورود انصار الله یمن به میدان جنگ در آغاز هفته پنجم نشان از تدبیر هوشمندانه مدیریت میدانی جنگ است. تسلط مقاومت اسلامی یمن بر تنگه راهبردی باب المندب و سابقه کنترل هوشمند این آبراه راهبردی، در کنار مدیریت هوشمند تنگه هرمز توسط ایران، حلقه فشارهای اقتصادی را برای متجاوزین بیش از پیش تنگتر خواهد کرد؛ امری تا کنون اقتصاد و تولید جهانی آن را تجربه نکرده و میتوان انتظار داشت با افزایش ناگهانی قیمتهای نفت و دیگر حاملهای انرژی، تالارهای بورس جهانی در نخستین روز کاری هفته پنجم جنگ با تکانههای قدرتمندی از شوکهای اقتصادی مواجه شوند.
۹) کاهش قابل توجه سطح برتری هوایی دشمن به واسطه ناامن شدن آسمان ایران برای جنگندههای متجاوز نیز از جمله پیامدهای مورد انتظار در هفته پنجم جنگ است. انتشار و تأیید اخباری مبتنی بر انهدام تانکرهای سوخترسان و هواپیمای راهبردی ایوکس (رادار پیش هشدار هوایی) در پایگاه الخرج؛ رهگیری، هدف قراردادن و انهدام جنگنده F-15 در بیست و نهمین روز جنگ، و … همگی دلالت بر شکسته شدن افسانه برتری فناوری هوایی آمریکا و اسرائیل دارد.
۱۰) گذشت یک هفته از استمرار تداوم وضعیت حمله صفر علیه اهداف آمریکایی در قطر نشان از تغییر در رفتار برخی بازیگران منطقهای نسبت به رعایت خطقرمزهای جمهوری اسلامی ایران در شرایط جنگی همچون تعطیلی کامل پایگاههای آمریکایی در کشورهایشان دارد. امری که بنا به اجبار و یا انتخاب، میتواند یکی از مصادیق فرجام مورد انتظار این جنگ را در برابر چشمان جهانیان به وضوح به تصویر کشاند: اخراج نظامی آمریکا از منطقه!
جمعبندی
به نظر میرسد در پایان هفته پنجم، ارتش تروریستی آمریکا و رژیم کودککش صهیونی هیچ راهی برای استخلاص از وضعیتی که به دست ناپاک خود رقم زدهاند در پیش روی نخواهند داشت و تمام سناریوهای تداوم و یا تشدید این جنگ، با پسرانهای قدرتمندی مواجه و با روندهای موجود، بزرگترین بازنده در میدان زمان، تنها نیروی متجاوز خواهد بود.
تحولات میدانی و نیز روندهای اقتصاد جهانی، تماما دلالت بر شکست اهداف نظامی و اقتصادی جنگ داشته و بحران تحمیل شده به ایران، فرصتی تاریخی برای جمهوری اسلامی ایران در عرصه تعاملات اقتصادی پدید آورده که مهمترین آنها، تثبیت حق حاکمیتی آن بر آبراه راهبردی تنگه هرمز است.
تداوم وضعیت فعلی در هفته پنجم و ورود جنگ به بازههای زمانی طولانیتر، بی تردید یک بازنده بیشتر نخواهد داشت و آن، طرف مهاجم و منافع آن است.