شهید مطهری یکی از شخصیت های منحصر به فرد از حیث «خوارج شناسی» است که چون خودش گرفتار بعضی خوارج مسلکان معاصر بود، خیلی دقیق و ظریف پیرامون ویژگی های اخلاقی و رفتاری خوارج صدر اسلام تحقیق و توصیف داشته و در کتاب های خویش آن را گزارش کرده است. او می نویسد: «اینها اگر چه با مرور زمان ، خودشان منقرض شدند و رفتند ولی روح تفکر و مذهبشان کم و بیش در میان بعضی افراد و طبقات همچنان زنده و باقی است.» بنابراین مطهری را می توان، قربانی همین تفکر خوارجی نامید که متاسفانه رسوبات آن هنوز هم در لایه های جامعه اسلامی و انقلابی خودمان مشاهده می شود و هر از چند گاهی شهید مطهری ها را ترور کرده و از قطار انقلاب خارج می کنند.

پایگاه خبری جماران: امسال 12 اردیبهشت 1400 روز شهادت شهید مطهری با 19 ماه مبارک رمضان 1442، روز ضربت خوردن حضرت امیر مؤمنان علی علیه السلام مصادف شده است ، جالب است همان گونه که آن حضرت به دست یکی از خوارج به نام ابن ملجم به شهادت رسید، مطهری نیز در اوائل پیروزی انقلاب توسط یکی از پیروان همین تفکر خوارجی شهید شد.

شهید مطهری یکی از شخصیت های منحصر به فرد از حیث «خوارج شناسی» است که چون خودش گرفتار بعضی خوارج مسلکان معاصر بود ، خیلی دقیق  و ظریف پیرامون ویژه گی های اخلاقی و رفتاری خوارج صدراسلام تحقیق و توصیف  داشته و در کتاب های خویش  آن را گزارش کرده است. او می نویسد: «اینها اگر چه با مرور زمان ، خودشان منقرض شدند و رفتند ولی روح تفکر و مذهبشان کم و بیش در میان بعضی افراد و طبقات همچنان زنده و باقی است.» ( جاذبه و دافعه امام علی ، ص 158) 

بنابراین مطهری را می توان، قربانی همین تفکر خوارجی  نامید که متاسفانه رسوبات آن هنوز هم در لایه های  جامعه اسلامی و انقلابی خودمان مشاهده می شود و هر از چند گاهی شهید مطهری ها را ترور کرده و از قطار انقلاب خارج می کنند.

در این قرصت جهت روشن شدن ماجرا نخست به خوارج دوران صدر اسلام می پردازیم بعد توصیف های این شهید بزرگ را ازویژه گی های  خوارج مرور می کنیم:

 

رفتار خوارج با امام علی

 

مورخان نوشتند خوارج وقتی  وارد مسجد کوفه می‌شدند ، در سخنرانی‌ها و خطبه‌های آن حضرت اختلال به وجود می‌آوردند و چون با برخوردهای منطقی، مستدل و متین امام علی(ع) مواجه می‌گشتند بیشتر عصبانی می‌شدند و شروع به ناسزاگوئی و فحاشی می‌کردند و می‌گفتند:« قاتله ‌الله کافراً ما أفقهه » (-وسائل الشیعه،ج2،ص106)  خدا او را در حالی که کافر است بکشد چقدرعالم و فقیهِ حاضر جوابی است! آنها در مسجد حاضر می‌شدند؛ اما به آن حضرت اقتدا نمی‌کردند چون او را به خیال خود کافر می‌پنداشتند و در مقابل آن حضرت  ، مسجد ومحراب ضرار بر پا می کردند.

روزی حضرت درحال نماز بود یکی از خوارج به نام "ابن الکوّاء"وارد شد و با صدای بلند آیه 69 از سوره زمر را خواند: « و لقد أوحی الیک و الی الذین من قبلک لئن اشرکت لیحبطنّ عملک و لتکونن من الخاسرین.» (بحارالانوار،ج41،ص48.)

او می‌خواست با این آیه به حضرت طعنه زده و بگوید:‌ای علی! اگرچه  سابقه تو روشن است و پیامبر تو را برادر خود خوانده و تو اول کسی هستی که به او ایمان آوردی و در لیله‌ المبیت به جای او خوابیدی و ایثار کردی؛ اما این را بدان که «ملاک، حال فعلی افراد است! » تو اکنون کافر شدی و اعمال گذشته ات را به هدر دادی.

حماقت، جهالت و کله شقی خوارج  سبب شد که در نهایت آنها امام نخست شیعیان را در محراب نماز و مسجد به شهادت رساندند. فضا را به قدری مسموم و آلوده ساخته بودند که وقتی این خبر در میان مردم انتشار یافت اغلب تعجب کرده و از هم می‌پرسیدند و می‌گفتند: مگر علی هم نماز می‌خواند که در محراب به قتل رسیده باشد؟

 شهید بزرگوار آیت‌الله مطهری بعد از نقل این ماجرای تلخ می‌نویسد:

 « وای به حال جامعه مسلمین از آن وقت که گروهی خشکه مقدس، یک دنده جاهل بی‌خبر، پا را به یک کفش کنند و به جان این و آن بیفتند! چه قدرتی می‌تواند در مقابل این مارهای افسون ناپذیر ایستادگی کند؟ کدام روح قوی و نیرومند است که در مقابل این قیافه‌های زهد و تقوا تکان نخورد؟ جمعیتی که پیشانیشان از کثرت عبادت پینه بسته، مردمی مسلکی و دینی اما در عین حال سدّ راه اسلام، مردمی که خودشان خیال می‌کنند به نفع اسلام کار می‌کنند اما در حقیقت دشمن واقعی اسلامند »( جاذبه و دافعه علی،ص150)

شهید مطهری در کتاب  دیگرش در توصیف آنان می نویسد:

« اگر بخواهید بفهمید جمود با دنیای اسلام چه کرده است همین موضوع را درنظر بگیرید که علی بن ابی طالب را چه کشت؟... اگر بگوییم علی را چی کشت باید بگوییم: جمود، خشک مغزی، خشکه مقدسی. همین‌هایی که آمده بودند علی را بکشند از سر شب تا صبح عبادت می‌کردند. واقعاً خیلی تاثر آور است! علی به جهالت و نادانی اینها ترحّم می‌کرد. تا آخر هم حقوق اینها را از بیت المال می‌داد و به اینها آزادی فکری می‌داد؛ اما بالاخره آنها توطئه چیدند حضرت را به شهادت رساندند.

 ابن ابی الحدید می‌گوید: اگر می‌خواهید بفهمید که جمود و جهالت چیست؟ به این نکته توجه کنید که اینها وقتی قرار گذاشتند این کار را بکنند مخصوصاً شب نوزدهم رمضان (اولین شب قدر) را انتخاب کردند. گفتند ما می‌خواهیم خدا را عبادت بکنیم و چون می‌خواهیم امر خیری را انجام بدهیم پس بهتر این است این کار را در یکی از شب‌های عزیز قرار بدهیم که اجر بیشتری ببریم.»(  اسلام و مقتضیات زمان،ج1،ص68.)

آن شهید بزرگوار در توصیف بعضی از شاخصه‌های خوارج، تعبیرات و جملات دقیق و ظریفی دارد که  متاسفانه امروز ما همین ویژه گی ها را در بعضی از افراد جامعه خودمان  مشاهده می کنیم. او می‌نویسد:

« اینها مردم تنگ نظر و کوته دید بودند. در افقی بسیار پست فکر می‌کردند. اسلام و مسلمانی را در چهار دیواری اندیشه‌های محدود خود محصور کرده بودند. مانند همه کوته نظران دیگر، مدعی بودند که همه بد می‌فهمند و یا اصلا نمی‌فهمند و همگان راه خطا می‌روند و همه جهنمی هستند. این گونه کوته نظران، اول کاری که می‌کنند این است که تنگ نظری خود را به صورت یک عقیده دینی در می‌آورند. رحمت خدا را محدود می‌کنند. خداوند را همواره بر کرسی غضب می‌نشانند و منتظر این که از بنده‌اش لغزشی پیدا شود و به عذاب ابد کشیده شود... اینها چون جاهل بودند، تنگ نظر بودند و چون تنگ نظر بودند زود تکفیر و تفسیق می‌کردند تا آنجا که اسلام و مسلمانی را منحصر به خود می‌دانستند. »(  جاذبه ودافعه ا  مام علی،ص 158.)

ایشان  در جای دیگر می نویسد:

« تقوای ظاهری خوارج طوری بود که هر مومن نافذالایمانی را به تردید وا می‌داشت جوّی تاریک و مبهم و فضایی پراز شک و دودلی به وجود آمده بود. آنان دوازده هزار نفر بودند که از سجده زیاد، پیشانی شان و سرزانوهایشان پینه بسته بود. زاهدانه می‌خوردند و زاهدانه می‌پوشیدند و زاهدانه زندگی می‌کردند. زبانشان همواره به ذکر خدا جاری بود، اما روح اسلام را نمی‌شناختند و وثاقت اسلامی نداشتند. همه کسری‌ها را با فشار بر روی رکوع و سجود می‌خواستند جبران کنند. تنگ نظر، ظاهر پرست، جاهل و جامد بودند و سدّی بزرگ در برابر اسلام. علی علیه السلام می‌فرماید: تنها من بودم چشم این فتنه را در آوردم. احدی غیر از من جرات بر چنین اقدامی نداشت و هنگامی دست به چنین اقدامی زدم که موج تاریکی و شبهه ناکی آن بالا گرفته، هاری آن فزونی یافته بود... این من بودم که خطر بزرگی را که از ناحیه این خشکه مقدسان متوجه شده بود، درک کردم. پیشانی‌های پینه بسته اینها و جامه‌های زاهدانه و زبان‌های دائم الذکرشان نتوانست چشم بصیرت مرا کور کند. من بودم که دانستم اگر اینها پا بگیرند چنان اسلام را به جمود و تقشّر و تحجّر و ظاهر گرائی خواهند کشاند که دیگر کمر اسلام راست نشود.» 

( سیری در نهج البلاغه.ص 186-185.)

سخن پایانی

شهید مطهری در کتاب حماسه حسینی در باره مسئله فلسطین و مبارزه با ظلم جمله معروفی دارد و به این مضمون می فرماید : شمر هزار و سیصد سال پیش مُرد و رفت ، تو سعی کن شمرامروزت را بشناس. ایشان در بحث خوارج  نیز می خواهد بگوید : اینها هزار و اندی  سال پیش منقرض شدند و رفتند ،  تو حالا  خوارجِ  زمانِ خودت را بشناس و ببین چه کسانی امروز گرفتار همان تفکرات ، رفتار ،  کردار و گفتار انحرافی هستد و جامعه را به انحراف سوق می دهند  و هر روز یک بلوا درست می کنند؟!

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
6 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.